The first 200 lines.
!خیلی خب
.اوه اره. ایناهاش
...نگاش کن. توهم مثل من
.قوی و سیاه و خیلی جیگر بنظر میرسی
خب چی میگی دختر؟
اماده ای تا کمی عطر و طعم به محله بیاری؟
.خب داشتم میرفتم پیاده روی ولی حتما
.داشتم با اسموکرم حرف میزدم دیو
دارم برای جشن دورهمیه محله
.اخر هفته اماده میشم
اوه اره درسته. اخرین جشن دورهمیه محله ات روزی بود که ما اومدیم اینجا.
باورت میشه یک ساله باهم همسایه ایم؟
میدونم. خیلی طولانی بنظر میرسه درسته؟
خب چه کاری ازم ساخته اس برای کمک؟
.میتونی با پوشیدن شورت بلند شروع کنی
.تنها سوسیسی که میخوام این اطراف ببینم روی کباب پزمه
,ببین
.گذشته از این دیو, من کله گنده ی اطراف اینجام
.این محله ی منه, جشن دور همیه منه
,اره خب, حالاکه یک ساله اینجام
اینجا دیگه محله ی ما نیست؟
نمیتونست جشن دورهمیه ما باشه؟
یا به جرعت بگم, دورهمی مون؟
,این ...خنده داره مرد
.نوچ
.خب صبر کن. کالوین. بیخیال
.واقعا میخوام بخشی ازش باشم
خیلی خب باشه. میخوای چیکار کنی؟
,خب میدونی. نمیخوام که بلوف بزنم
,ولی تو کالامازو
.یجورایی بخاطر کباب هام شناخته شده بودم
.ما بهش میگفتیم کالاماکیو
.اره, تو مسِئول دستمال هایی
.اه بیخیال. هرکی میتونه یک جعبه دستمال با خودش بیاره
.تو خودت گفتی, من نگفتم
,خب حداقل, منو مسئول دسرها یا نوشیدنی ها بزار
یا موسیقی چطور؟
.باشه باشه, قبول
,شاید موزیک نه
....ولی اینکه منو مسئول دستمال ها بزاری یجورایی حسه
.نمیدونم ... اتلاف استعدادهامه
,باشه, خب
میخوای بشقاب هارو هم بچینی؟
.خیلی خب, بشقابا
.قدم اول رو برداشتم
.عالیه. حالا برو شلواری چیزی پات کن
ترجمه و تنظیم از علیرضا گیلکی (Telegram: Ali_rg1998)
سلام مامان ,
.سلام پسرا, کارو بار چطور بود؟ عالی بود
....یکی از ماهواره هامون آب کشف کرد
.تو نه مارتی, منظورم مالکوم بود
.اوه یجورایی باحال بود مامان
.من از گارد امنیتی بودن خوشم میاد
امروز به یکی که سعی داشت
.بدون نشان شناسایی دزدکی وارد بشه, مجبور شدم دستبند بزنم
.اووه
.هی مرد, بهت گفتم که تو ماشین جا گذاشتم
خب چطور باید میدونستم که داری حقیقتو میگی؟
خودت تو جا فنجونی دیدیش
.وقتی رسوندمت سرکار
,میدونی چیه؟ مرسی که رسوندیم سرکار, داداش کوچولو
.اه و اینکه , فردا کارت شناسایی تو فراموش نکنی
.اره مارتی, حرفه ای تر باش
چی؟؟؟
.خیلی خب
,خب , اسموکرم تمیزه, چاقوهامم تیز هستن
.و پلی لیستم هم اماده اس
.میخوام با یکمی زمین , باد و اتیش شروع کنم
.باشه
.و میخوام که با جیمی بافت تموم کنم
جیمی بافت؟؟
.دیدن رقص دیو منو میخندونه
.باشه, باشه
.باشه, باشه
.باشه
.خب عزیزم
.بهت افتخار میکنم که گذاشتی اون بخشی از جشن دور همی باشه
واو. یه دیقه صبرکن. تو گذاشتی که دیو کمک کنه؟
.اه, چیزی نیست
.فقط بهش اجازه میدم تا دستمال ها و بشقابا رو بیاره
اه , صبر کن صبرکن صبرکن
تو بشقابا و دستمالارو دادی به دیو؟؟
!من ده ساله که به صندلی های تاشو چسبیده ام
,و وقتیکه لیاقتشو پیدا کردی
.دستمالا و بشقابارو بهت میدم
,اه, ی دیقه صیر کن
.قبول کن بابایی. تو از دیو خوشت میاد
اره
.چی؟؟ اره
اره
.کسی از اون دیو لعنتی خوشش نیاد
عزیزم, شما دوتا تو او عکست تو Splash Mountain
.کاملا خوشحال بنظر میرسین
اهم
فقط خرگوش ماشینیه
.رو صورتش اسپری زده
.بخاطر همینه که عکسه رو خریدم
باشه , راجع به به اون بازار روستایی چی
که یکشنبه ی گذشته همتون رفتید؟
.این فقط یک بازار روستاییه. مجبوری با خودت یک رفیق سفید پوست ببری
.عزیزم ,پذیرفتن اینکه تو ازش خوشت میاد هیچ خجالتی نداره
اره, اون ادم خوبیه بابا
.و اون همسایه ی خوبیه
.باشه, منظورم اینه اون خوبه
.اون خوبه
آه...
.تو عاشقشی
.تو عاشقشی
.میخواید که باهم باشید
اه, اون حس..
هی تینا. چخبر جما؟
میتونم ی مقدار شیر قرض بگیرم؟
حتما. چجوری شو میخوای؟
بادام, جو, نارگیل , ماکادامیا داریم
اه پس شیر ندارین؟
. میرم تا مغازه
,وایستا وایستا, قبل اینکه بری
.ی هدیه برات گرفتم
.این برای سالگرد یک سالگیمون به عنوان دوسته
.اه , خیلی باحاله
.من واست چیزی نخریدم. حس بدی دارم
.اوه لازم نیس حس بدی داشته باشی
.بزار ببینم چی خریدی
این...اه....این
.ی بلوز روستاییه
.دقیقا
.شبیه اونیه که من دارم و ازش تعریف هم کردی
.اه چه حافظه ی خوبی داری
دوسش داری؟
...خب صادقانه بگم
.نه واقعا
,نه نه نه ولی گوش کن
.من واقعا این ایده رو تحسین می.نم, صادقانه میگم
.متاسفم
.من فقط.... فکر کردم تو خوشت بیاد
.و ممکنه دوقلوی هم باشیم
.جما, مجبور نیستی متاسف باشی
منظورم اینه ماکه همیشه قرار نیست از
.کادوهایی که بهم دیگه میدیم خوشمون بیاد
.مثل اون گوشواره های حلقه ای که بهت دادم و تو بدت میومد
.من از اون گوشواره ها بدم نمیاد
.عاشقشونم
.لطفا
.خب....دوسشون دارم
پس چرا هیچوقت سعی نکردی بندازیشون؟
.فقط منتظر فرصت خاصی بودم
باشه
.مثلا فارق التحصلیه کلاس سوم گروور یا نامزدیش
.بسیار خب, بعدا میبینمت
.صبرکن, از اونجاییکه از بلوز خوشت نمیاد, من پسش میگیرم
.نه نه نه, میخوام برای فرصت خاصی نگهش دارم
.مثلا نامزدیه گروور
هی کالوین, تو اشپزخونه ای؟
اه الان دیگه به خودمون اجازه ی ورود به خونه ای همدیگه رو میدیم؟
.دستمالا و بشقابا رو برداشتم
تمیزشون رو انتخاب کردم
.بنابراین میتونی غذا رو از هردو طرف ببینی
.اووه, بنظر داری سس خودت رو درست میکنی
.اره, درسته
.همه ی هم ولایتی هام عاشق سس من بودن
.من ترکیبات سری دارم
اووه, خوبه ,چرا رازتو پیش خودت نگهش نمیداری؟
.بسیار خب, از زیر زبونم کشیدی بیرون
(این سس ووسترشره. (ی نوع سس که از سرکه و ادویه جات و سویا درست میشه
,ببین. متاسفم دیو
.ولی من چیزی توی سسم استفاده نمیکنم
که توش کلمه ی بدترین داره. (worst= Worce)
مطمئنی؟
.چونکه این ماده رایحه ی تند خاصی رو به گوشت میده
.هی هی
.بوی تندت رو از گوشت من دور نگه دار
باشه کالوین. میدونی, تو تنها ادم این دور و بر نیستی
.که میدونه چطور کباب دنده درست کنه
,بیخیال دیو
منظورم اینه,چه حسی میداشتی اگه من تو کالامازو حضور پیدا میکردم
و یکی از , اه, فستیوال های کدوتنبلی شمارو میزبانی میکردم؟
.کالوین, ی ندا بده و منم میتونم کاری کنم که این اتفاق بیوفته
این یک نه خیلی بزرگه برای هردوشون باشه؟
..خیلی خب, ولی , اه
.تو نمیدونی که چی هستی, اه, میشیگان
.بیخیال, تو تو اون بازار روستایی خندیدی
کالوین , چرا به همه میگی که ظهر حضور پیدا کنن
اگه کباب دنده ها تا ساعت3 اماده نیستن؟
.چونکه من این محله رو میشناسم
.و اگه بهتون میگفتم ساعت 3 , هیچکدومتون تا 5 هم پیداتون نبود
چرا؟ چونکه سیاه پوستیم؟
اره
هی گروور
.از مدل موت خوشم میاد
درمورد چی حرف میزنی؟
.مدل مویی نزدم
.خب , خوب بنظر میرسه
.میخوام برم اونجا
.هی گروور, گروور
.بیا اینجا پسر
.اونجا دیدیمت که داشتی با کیلا واتکینز حرف میزدی
.اممم , نه اههه
.فکر کنم ازت خوشش میاد
واقعا؟
.اره پسر
No comments yet. Be the first to leave one.