The first 200 lines.
"شعلههاي انتقام"
تقصير بابا نيست
اين چيزا اصلاً براش مهم نيست
مامان بايد حواسش رو جمع ميکرد
مامانها نبايد تو ماههاي آگوست، سپتامبر و اکتبر زيادي رومانتيک بشن
اگه بچه تو ماههاي آپريل،مي و ژوئن به دنيا بياد
نميتونه موقعهـي که مدرسهها باز هستن جشن تولد بگيره
واقعيت تلخيه
روز تولد تنها روز از ساله که بچهها واقعاً دلشون ميخواد به مدرسه برن
چون تکاليفت رو تمام و کمال انجام دادي
همه بهت توجه ميکنن
با اينکه يونيفرم زجرآورت رو پوشيدي
به چشم همه يه طاووس تو فصل باروني هستي
تمام کلاس هماهنگ با هم برات شعر ميخونن
...بعدش هم خانم معلم عاشقانه
سرت رو نوازش ميکنه
حتي تا کلاس پنجم ممکنه تو رو ببوسن
اونوقت تو مثل يک امپراطور، تافيهاي خزانهت رو به همکلاسيهات اهدا ميکني
يکي براي بازندههاي کلاس
و دو تا براي دوستهاي محبوبت
!راستش چهارتا
...وظيفهي مشکل پخش کردن تافيها رو
به دوست محبوبت واگذار ميکني
و وقتي تمام مدرسه دارن با شجاعت در برابربي حوصلگي مقاومت ميکنن
...تو و دوست محبوبت،مثل رئيسها،در راهروهاي
خالي، هر جا خواستين ميگردين
همه با محبت باهاتون رفتار ميکنن
...چه معلمها
چه ناظم
...و حتي
معلم ورزش سختگير
بعد از اون وقتي غروب شد، يه جشن ميگيري
اون موقعست که تمام دوستات برات کادوهاي هيجانانگيز ميارن
اما تو زندگي من،تا حالا همچين روزي نيومده
چون من 8ام مِي به دنيا اومدم
مدرسهها بستهن
و تمام دوستام از شهر رفتن
بازم قراره همون اعضاي حوصله سر بر همسايهها اينجا باشن
چه منظره غمانگيزي ميشه
طرز فکرت داغونه
تولدته، مگه نه؟
شلوارکت رو در بيار و شلوار بپوش
هر جا خواستي ميريم
هر چي تو خواستي ميخوريم
و تو سينما فيلم ميبينيم
هر چي که خودمون خواستيم خوش ميگذره پسر
اما اينقدرها هم آسون نيست، پسر
بايد از دهن شير رد شيم
براي بليط ديگه،هان؟
براي اجازه
آره
مامان عمراً اگه اجازه بده
تحمل نداره من رو اينقدر خوشحال ببينه
چرا مامانها انيجورين؟
برات جشن تولد ميگيرن
اما نميذارن خودت،تولدت رو جشن بگيري
اگه مامان من رو نکِشه پايين
ميتونم حس بادبادکي رو داشته باشم که تو آسمون پرواز ميکنه
...اما مامان
دقيقاً همون نخيه که مدام من رو به سمت پايين ميکشه
دزدي کار بدي نيست
کار بد،گير افتادنه
...پس
...قانون شماره يک
...يک جوجه طلايي
...قانون شماره دو
بابا اگه 100 روپيه هم گم کنه نميفهمه
اما مامان
يه 20 روپيه هم کم باشه، ميفهمه
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
حتي تو هم قبلاً دزدي ميکردي
تازه گير هم مياُفتادي
!والّا
...قانون شماره سه
...پول دزدي رو
هارشو؟
بله، بابا؟
تو اينجايي؟
فکر کردم اومده بودي تو اتاق ما
اين وقت شب چيکار ميکني؟
داري جمع و تفريق حل ميکني؟
ديوونه شدي؟
برو بخواب
بذارين از بابام براتون بگم
هي
تو کلاس ششم دارن بهتون مثلثات درس ميدن؟ چه باحال
بابا
من کلاس هشتم هستم
باباي من، پدر نيست
دورتره
...پس
چي داشتم ميگفتم؟
آره
...قانون شماره سه
هرگز پول دزدي رو تو جيبتون نگه ندارين
وگرنه، مامانتون دستش بهش ميرسه
و در نتيجه دستش به شما هم ميرسه
حالا، تنها کاري که بايد بکنم اينه که از بابا اجازه بگيرم
و رسماً 100 تا 200 روپيه ازش بگيرم
اما براي اين کار، بايد بابا رو تنها گير بيارم
!چقد ميخوره
زودتر بخور ديگه
بابا؟
بابا؟ پول ميخوام
باشه. براي چي؟
تولدم نزديکه
اوه، آره
الان چند سالهت ميشه؟ - سيزده -
واي! ديگه نوجوون شديها
يکم از لحاظ مغزي هم رشد کن خواهشاً
چشم
ميخوام با دوستام برم پريتام
برنامه گذاشتي بري بيرون؟
از مامانت پرسيدي؟
آره، خيلي وقت پيش
از مامان پرسيدي؟
آره
تازه گفت که هم ارزونتره هم بهتره
فقط 100 روپيه
ديوونهاي؟ با 100 روپيه چيکار ميتوني بکني؟
اگه لازم داري بيشتر بهت ميدم
اما گوش کن، چيزي که خيلي مهمه اينه که
صحيح و سالم برين و برگردين، باشه؟
حرفهاي بابا مدام توي گوشم ميپيچيد
با 100 روپيه چيکار ميتوني بکني؟
اونوقت من رو نگاه کنين
سه هفتهست دارم بيخودي دزدي ميکنم
!واي پسر
سه هفته؟
حتي براي مسابقه سالانه قورباغهها هم به اندازه کافي داري
!آفرين، پسر
پس، چقد داريم؟
الان نزديک به 500 داريم
وقتي بابا هم پول بده، نزديک 1000 تا ميشه
خيلي عاليه، پسر
...نه گوش کن
وقتي بابات بهت 500 روپيه داد
از اون پول، 100 تا رو برگردون
بهش بگو "بابا جون! زياد لازم ندارم"
معلومه که پسش نميگيره
اما رفتار مسئوليتپذيرانه تو رو ميبينه
پسر، تو چقد باهوشي
تست چي؟
ولش کن حالا
داشتم ميگفتم که
اگه اينقدر پول داري
بذار "ويجو" رو هم خبر کنيم
اون پسر خودمونه
هم بهمون بيشتر خوش ميگذره هم پول تاکسي نميخواد بديم
آره. عاليه بهش زنگ بزن
پس بهش ميگم با تو صحبت کنه
نه، شانکي. خودت باهاش حرف بزن
بهش شماره تلفن نده
اگه مامان گوشي رو برداره من رو ميکشه
از امروز فقط من بهت زنگ ميزنم
فقط هم با تو حرف ميزنم
فهميدي؟ زنگ نزن
زنگ نميزنم
تلفن، نامه، تلگراف، کارت پستال هيچکدوم رو نميفرستم، خوبه؟
حالا چون 500 تا دزديدي
فکر کردي ميتوني به من درس بدي؟
شرمنده، رفيق
خيلي خب، گوش کن
تو "مان پراکاش" فيلم ميبينيم
چرا تو "راج ماندير" نباشه؟
چون خارج از شهره
کلاً هيچکس نيست امن و امان
اما سينماي "مان پراکاش" هم فيلم مريتوداتا رو دارن؟
چرا بايد مريتيوداتا رو ببينيم؟
تو مان پراکاش فيلم "راجا هندوستاني" رو گذاشتن
اون رو ميبينيم
اما تو مريتيوداتا، آميتاب پاچان بازي ميکنه
آميتاب پاچان هميشه فيلمهاي بدون حس بازي ميکنه
من ساختمون و املاک و حساب بانکي پر و ماشين دارم
تو چي داري؟
مادرم رو دارم
نه خونه، نه حساب بانکي، نه ماشين
تازه روي همه اينها، مادر هم داره
بازنده بدبخت
آره
اينم درست ميگي
بنويسش
آميتاب پاچان يکي دو سال ديگه بيشتر دووم نمياره
بريم "راجا هندوستاني" رو ببينيم
يه صحنه طولاني هم کاريشما کاپور بازي ميکنه
طولاني؟
طولاني ترين تا به الان
رديف اول ميشينيم
بيشتر خوش ميگذره
آره
کاريشما کاپور حرف نداره، پسر
فقط يکم بزرگه
کاش يه خواهر کوچکتر داشت
هارشو؟
دارم ميام، مامان
فکر کنم مامان همه چيز رو شنيد
رواني شدي؟
هيچي نشنيده
قبل از اينکه امروز تموم شه بليطها رو ميگيري
خداحافظ
No comments yet. Be the first to leave one.