The first 200 lines.
افسانه شیائو چو
قسمت 36
یادداشت ها
خیلی سریعی
با اینکه یه شب طول کشید
ولی اینا حاصل
یه عمر فکر و اندیشه است
مقامات قدرت را از پدرشان به ارث می برند
افراد مستعد کمی می توانند جایگاه پیدا کنند
مقامات صادق و توانا به لیائو خدمت میکنند
پایبندی به روش ارثی، باعث تضعیف کشور می شود
یادداشت ها
مشکلات سیاسی و اجتماعی
که تو یادبود بهش اشاره کردی
مشکلاتی هستن که لیائو باهاشون رو به روئه
لیائو تشنه افراد تواناست
ولی ادیبان تو جنوب و بوهای
شانسی برای ایفای نقششون ندارن
اگه به این
استعداد های سخت کوش فرصت بیشتری ندیم
دولت لیائو با مشکل رو به رو میشه
بله بانوی من
شما دو تا
تلاش کردین اصلاحاتی انجام بدین
که برای مردم و لیائو خوبه
به هر حال
طبیعتا به
منافع خاندان سلطنتی آسیب میزنه
اگه اونا علیه اصلاحات با هم متحد بشن
این جایگاه و قدرت
شما و اعلی حضرت رو تهدید میکنه
اگه تعادل میخوایم
باید از استعداد ها برای اجرای اصلاحات استفاده کنیم
فقط زمانی که اصلاحات موفق شد
مردم و کشور به آرامش میرسن
وقتی اون روز بر سه
حتی اگه بعضیا بخوان مخالفت کنن
هیچکس کنارشون نمی ایسته
اگه لیائو برات خیلی مهمه
چرا تو یو ژو موندی؟
الآن باید تو دربار باشی
و از استعدادت به خوبی استفاده کنی
اگه تغییراتو میخوایم
قبایلی باهامون مخالفت میکنن
فکر میکنم موانعی که
باهاشون رو به رو میشیم زیاد و سختن
ولی اون
برای لیائو
و کل مردم خوبه؟
خوبه
لیائو تو امنیت طولانی مدت قرار میگیره
و شما و اعلی حضرت هم دل مردمو به دست میارین
اعلی حضرت اومدن
به نظر میاد جناب هان میدونه به چی فکر میکنم
سرورم
سرورم
بلندشو
تو بارداری
نباید اینطوری خم بشی
بیا
جناب هان
چرا هنوز زانو زدی؟
لطفا بلند شو
نمیدونستم ملکه باردارن
من زندگی ایشون
و بچه شونو تو جنگ یو ژو به خطر انداختم
لطفا منو تنبیه کنین
جناب هان
اگه نمیدونستی که ایشون باردارن
پس کار اشتباهی نکردی
ایشون فقط به
مردم یو ژو و آینده لیائو
فکر میکنن
برای همینه که این همه راهو
علی رغم وضعیت جسمی شون تا یو ژو اومدن
اگه واقعا بخوام یکی رو سرزنش کنم
اول باید کشور رو سرزنش کنم
بعدش شرایط جسمی خودم رو سرزنش کنم
بلند شو
ممنون سرورم
همه حرفایی که به یان یان
زدی رو شنیدم
با همه حرفات موافقم
نگران بودم به خاطر
اقامت طولانی تو یو ژو آرزوهاتو ول کرده باشی
ولی الآن میبینم
نه تنها رهاشون نکردی
داری باری از رو شونه های منم برمیداری
در مورد لیائو، خیلی درباره
قانون گذاری و مدیریت مقامات
و مالیات ها و نیروی نظامی نگران بودی
خیلی از کارات تعجب میکنم
وظیفه منه که تو انجام کارها کمکتون کنم
یان یان درست میگه
هر چه زودتر باید برگردی
و هر چیزی که گفتی رو به دست بیاری
به خاطر مزخرفاتم منو ببخشین
حرف زدن درباره اصلاحات خیلی راحته
ولی اجرای اونا
شما رو تبدیل به
دشمن همه قبایل دشت میکنه
... میترسم
اتفاق شی زونگ دوباره تکرار بشه
و نگرانی که من و یان یان
مثل صدر اعظم سی ون
ترور بشیم
اگه کاری نکنیم
و تضعیف لیائو و از دست دادن قدرتش رو ببینیم
میتونیم با آرامش زندگی کنیم؟
اگه فرقی نداشته باشه
باید همون کارو بکنیم
مهم نیست چقدر راهش سخت باشه
میتونیم حتی شده
یه قدم به قله نزدیکتر بشیم
من و اعلی حضرت شجاعتشو داریم
تو نداری؟
من با یان یان موافقم
با ما برگرد به شانگ جینگ
برای من یه نعمته که پادشاهی مثل شما دارم
فقط به خاطر اینه که چندساله اینجا زندگی میکنم
و همسرم هم ضعیفه
امیدوارم قبل از اینکه تصمیم بگیرم
یکم بهم وقت بدین تا فکر کنم
حق با توئه
لطفا درباره اش فکر کن
منتظر خبرای خوبم
ممنون سرورم
خیلی خوشحالم که
اینطور سرحال میبینمت
به خاطر همه کارایی که
برای من و لیائوی انجام دادی ممنونم
نگران نباشین، من و بچه حالمون خوبه
الآن دشمن به سمت جنوب اومده
یو ژو تو امنیته
واقعا امیدوارم هان درانگ تصمیمشو بگیره
و باهامون به شانگ جینگ برگرده
اگه بعد از فکرکردن
تصمیم بگیره اینجا بمونه چی؟
اگه اینو بخواد
منم
بهش اجازه میدم
مینگ یی
لیائو به هان درانگ نیاز داره
نمیدونی که
جا های زیادی رو تو یو ژو دیدیم
و چیزایی رو یاد گرفتیم که نمیتونستیم تو شانگ جینگ یاد بگیریم
چند ساله که لیائو درگیر جنگ های داخلیه
و امپراطور مو هم کار های دولتی رو ول کرده بود
از زمان به قدرت رسیدنت
اصلاحاتی رو انجام دادیم
و اوضاع یکم بهتر شده
نمیتونیم
حرکت بزرگی کنیم چون اونا
خانواده ما ان
ولی هان درانگ میتونه
این کارو برات بکنه
نباید تو یو ژو بمونه
شانگ جینگ بهش نیاز داره
منظورت اینه
باید بهش دستور بدم
باهامون به شانگ جینگ برگرده؟
نمیتونه از دستورت سرپیچی کنه
اگه بخوای
باید اطاعت کنه
ولی بهش قول دادم
برای کاری که
دوست نداره انجامش بده
مجبورش نکنم
تا وقتی که تو شانگ جینگ نباشه
مقاومت ها علیه اصلاحات ادامه داره
لیائو به هان درانگ نیاز داره
شما هم بهش نیاز دارین
کافیه
بعدا درباره اش حرف میزنیم
باید کارای کشور انجام بدم
دیر وقته
یکم استراحت کن
سرورم
لیائو به هان درانگ نیاز داره
شما هم بهش نیاز دارین
همه چی به مالیات های پرداخت شده جنوبی ها بستگی دارد
مینگ یی
منم با نظرت موافقم
این سرنوشت منه
به خاطر خانواده من نیست
به خاطر روابطمونه
تنها کسی هستی که بهش اعتماد دارم
درانگ
هنوزم ارزش
وفاداری و زندگیتو دارم؟
یادداشت ها
اعلی حضرت دیشب کجا بودن؟
ایشون دیروز تو کلاس درس بودن
و دستور دادن تنهاشون بذاریم
نفهمیدیم به چی فکر میکنن
اون یه امپراطور باهوشه
میاد چرخی میزنه
بانوی من
بانو هان میخواد شما رو ببینه
به اتاق بغلی راهنماییش کنین
No comments yet. Be the first to leave one.