The first 200 lines.
روز مردگان در مکزيک به روش منحصربفردي جشن گرفته ميشود
مکزيکيها احساس ريشه داري به مردگان دارند ازشون اسباب بازي ميسازن
براي اونها پيشکشهايي همراه با گل در خانه قرار ميدهند
تا بتوانند بخورند و بنوشند ...پرستش مردگان در مکزيک
توسط بوميها شروع شد ...ولي در قرنهاي شانزدهم و هفدهم
رسم و رسومات اونها ...با مسيحيها ترکيب شد
و امروزه مراسم هايي ...که صورت ميگيرد
ترکيبي از هردو فرهنگ است...
" ماکاريو "
اون شمع مال کيه؟
براي مادربزرگت، رزا
خدا بيامرزدش
هميشه با ما مهربون بود
براي پدرم شمع روشن نميکني؟
نه، عزيزم
خدا رو شکر پدرت هنوز زنده ست
اين فقط براي مرده هاست
تو خونه آقاي نارسيکو ...يه پيشکش خيلي بزرگ گذاشتن
...طبق معمول
اونا آدماي متظاهري هستن ...حتي براي مرده ها
ما اينطور نيستيم...
اين غذاييِ که ما ميخوريم مرده هامونم از همين ميخورن
برگشتي، ماکاريو؟
آره، برگشتم
لطفا اين گلها رو بده به زنت براي پيشکش
ممنون
روز خوبي داشته باشي - تو هم همينطور، ماکاريو -
بابا اومد
برامون چي آوردي؟
بعدا، بعدا
چيزاي خوبي آوردم
بچه ها، چيکار ميکنين؟
!بابا
يکي هم به من بده - آرومتر -
براي همه يه چيز آوردم
اول کوچکترا
بيا
من، من
يه پرنده کوچولو - خيلي قشنگِ -
براي خوردن ـه؟ - فکرشم نکن -
ببين، خيلي قشنگِ
اي پدر آسماني ...تو را بخاطر نعمات
و غذاي امروز شکر ميکنيم... اميدوارم فردا هم سفره مون خالي نباشه
...به نام پدر
پسر و روح القدس... آمين
من تمام کردم، مامان
دروغ ميگه، دهنش هنوز پُر ـه
بازم ميخوام
بازم ميخوام - منم همينطور -
ميشه به منم بدي؟ - منم همينطور -
ميشه يکم ديگه بهم بدي؟
بياين اينجا نگاه کنين چقدر قشنگِ
!چقدر غذا
مرده ها قراره همه چيزو بخورن؟
اگه مُردم ميتونم بيام اينجا غذا بخورم؟
نه، فقط مرده هاي پولدار اينجا غذا ميخورن
مرده هاي ما همون پيشکشها رو ميخورن
پس بهتره نيام
مامان، ميتونيم بريم بيرون بازار رو ببينيم؟
بله بچه ها، ميتونين ...ولي شيطوني نکنين
من تا چند لحظه ديگه ميام پيشتون...
مامان، اگه شيطوني کردن ميتونم کتکشون بزنم؟
نه، نميتوني
صبح بخير، چونا
صبح بخير ميشه 3 ريل
چرا اينقدر؟
لباسهاي زيادي از آقاي راميرو فرستادن اونا گرونترن
هميشه يه راهي براي بالا بردن قيمت پيدا ميکني
بذار ببينم خانم يولاليا چي ميگه
بهش بگو انعام مرده ها يادش نره
خانم يولاليا ميگفت که مرده ها بهانه خوبي براي پول نيستن
بااينحال بهش ميگم
صبح بخير - سلام ماکاريو، بيا تو، آقا اينجاست -
حالت چطوره، ماکاريو؟ يه لحظه صبر کن
مرده ها امروز خيلي برامون کار تراشيدن
اين همه شمع
همينطور که ميبيني براي امروز کافي نيستن
مرده ها بيشتر از اينا هستن
نميخواي بخري؟
براي تو ارزونترن
نه، ممنون
حيف شد، ماکاريو
بايد با مرده ها ...رفتار بهتري داشته باشيم
چون بيشتر زمانمون رو... مرده هستيم تا زنده
ما همه براي مردن بدنيا ميايم
اينجا چي گيرمون مياد؟
بيچارگي بعضي وقتا همونم گيرمون نمياد
...کلي کار
کلي دردسر...
وقتي بدنيا ميايم ...مرگمون تو جگرمون قرار داره
...يا توي معده
...يا اينجا
توي قلب... که يروز ديگه نميزنه
...ميتونه بيرون باشه
...مثلا زير يه درخت
...که هنوز رشد نکرده
ولي وقتي پير ميشي ميفته رو سرت...
وقتي بدنيا ميايم ...مرگمون تو جگرمون قرار داره
...يا توي معده
...يا اينجا، توي قلب
که يروز ديگه نميزنه...
...ميتونه بيرون باشه
...مثلا زير يه درخت
...که هنوز رشد نکرده
ولي وقتي پير ميشي ميفته رو سرت...
بابا، جمجمه ام رو ببين
بابا، منم يکي ميخوام
ميتوني اين بزرگِ رو برام بخري؟
منم يکي ميخوام، بابا
!من خيلي ميخوام
براتون ميخرم
انعام مرده ام رو بهم دادن
نزديک صومعه منتظرم باشين بايد اين هيزمها رو تحويل بدم
من کيک اسفنجي رو ترجيح ميدم
من اينو ميخوام
تو خيلي چيزا ميخواي - من اين يکي -
هرچي ميخواين انتخاب کنين
صبح بخير - حالت چطوره، ماکاريو؟
...سلام، آقاي آلفردو
خيلي دير شده... !و هنوز نان بدستم نرسيده
مرده ام خيلي وقته منتظر ـه
لطفا بخاطر تاخير ما رو ببخشيد
ولي يه سفارش ويژه از آقاي راميرو داريم
!بازم آقاي راميرو
اون خودش اجاق داره و نانهاي خانگيِ خوشمزه اي ميخوره
...ولي اجاقش خوب کار نميکنه
براي همين 6 تا بوقلمون آورده... براش بپزيم
مهمانهاي مهمي داره
!پس نان من آماده نميشه
بزودي آماده ميشه قول ميدم
خيله خب
نظرت در مورد بوقلمون مون چيه، دوست من؟
اونا هم مال شما هستن؟
...حالا ميبيني
ما که با آقاي راميرو کار ميکنيم... مثل اون غذا ميخوريم
امروز مهمانهاي مهمي داريم
ميدوني کي ميخواد بياد؟
کانن کريستينو آلتريست
اون ديگه کيه؟
!همه اونو ميشناسن
...اون
مراقب باش نريزه اينور و اونور
بذارش تو
ميخواي هيزم مجاني بهمون بدي؟
جريان چيه؟ حتي تقاضاي انعام مرده رو نکرد
مراقب باشين
حواستون باشه اونا رو نندازين چون بايد پولشو بدين
تمومش نکنين !براي منم بذارين
چي شده، ماکاريو؟
هيچي...بگير بخواب
...ماکاريو
ماکاريو، چيزي نميخوري؟
بچه ها سهمتو خوردن
ولي وقتي فهميدم ناهار نخوردي برات يکم نگه داشتم
اگه نياي اونو هم ميخورن
!بذار بخورنش
گرسنه نيستي؟
گرسنه؟
گرسنه؟
تمام عمرم همينطور بودم
مثل تو مثل بچه هامون
تمام فکر و ذکرم غذا خوردن بوده
تمام عمرمون داشتيم گرسنگي ميکشيديم
ديروز اون بوقلمونها رو ديدي؟
ديگه نميخوام کم کم گرسنگي بکشم
ميخوام يدفعه بميرم
ديگه چيزي نميخورم ...تا وقتي بتونم
يه بوقلمون رو خودم تنهايي بخورم...
بدون اينکه اونو با کسي قسمت کنم
گرسنه نميمونم تا بقيه غذا بخورن
...هرچند که اونا
بچه هاي خودم باشن...
ميخوام خودم تنهايي غذا بخورم
...همش براي خودم
تمامش...در غيراينصورت چيزي نميخورم
...ميخوام حسابي سير بشم
...نه گرسنه
...نه اينکه طعم بوقلمون تو دهنم باشه
و هنوز يه تيکه ديگه بخوام...
هرچي برام گذاشتي کنار رو ...بده بچه ها
چون ديگه غذا نميخورم...
بيا، ماکاريو
بگيرش، ماکاريو
اونو بده بچه ها
اول من
من از همه کوچيکترم
همينجا صبر کن
مگه چونا بهت نگفت از دامن خوشم مياد؟
اينو نگاه کن !اسم اينو گذاشتي دامن؟
...آهار تمام کردم
درحال حاضرم پول ندارم بخرم...
انتظار نداشته باش بخاطر اين بهت پول بدم
اونو ببر و وقتي درستش کردي برگرد
!ماکاريو
اينو بگير
گفتي اونو براي خودت تنها ميخواي
درک ميکنم، ماکاريو
منم بعضي وقتا يه چيزايي رو براي خودم تنها ميخوام
و نميخوام اونو با کسي قسمت کنم
حتي با تو
No comments yet. Be the first to leave one.