The first 60 lines.
Translate By : SINA
توانم رو از دست دادم و خسته شدم
از پا افتـــــــــــادم
... وقتي آروم آروم شروع کردم به تسليم شدن
کسي که منو در آغوش گرفت تو بودي
کسي که هوامو داشت تو بودي
آره اون خود تو بودي
...مردم بهم ميگن
جايگاه خاصي ندارم
...اما تو بهم ميگي
به جز من کسي رو نداري
...توي هر وضعيتي بودم
...وقتي سردرگم بودم
کسي
کسي بودي
کسي بودي که بهم
کسي بودي که بهم لبخند زد
کسي بودي که بهم لبخنـد زد
کسي بودي که بهم لبخنــد زد
کسي بودي که بهم لبخنـــد زد
کسي بودي که بهم لبخنــــد زد
کسي بودي که بهم لبخنـــــد زد
کسي بودي که بهم لبخنــــــد زد
کسي بودي که بهم لبخنـــــــد زد
کسي بودي که بهم لبخنــــــــد زد
کسي بودي که بهم لبخنـــــــــد زد
کسي بودي که بهم لبخنــــــــــد زد
کسي بودي که بهم لبخنـــــــــــد زد
کسي بودي که بهم لبخنــــــــــــد زد
...توي چيزايي که اين دنيــــــا بهم داد
...بهترين هديـــــــه م
تــــــــــــــويي
با هم خواب هاي مشترکي ميبينيم
...تا ابد اســــم تو
بزرگترين خوشحاليمـــــه
تــــــــو
چشمامون رو به روي هم باز کرديم
و توي يک روز با هم چشمامونو ميبنديــــم
...با تمام وجود بهت قول ميدم
و بهش عمل ميکنـــــم
...با تمام وجود بهت قول ميدم
و تو رو در آغوشم ميگيــــرم
...هر راهي که تو بري
...چه دور باشه چه نزديک
ميتوني دست من رو کنارت حس کني
...صورتت از طلوع خورشيد هم
زيبــــــاتره
...صورتت از لباس عروس هم
سفيــــد تره
اشک شوقم داره ميريزه
بوي اين اشک رو حس کن
و به سمت اين حس کشيده شـــو
...توي چيزايي که اين دنيــــــا بهم داد
...بهترين هديـــــــه م
تــــــــــــــويي
با هم خواب هاي مشترکي ميبينيم
...تا ابد اســــم تو
بزرگترين خوشحاليمـــــه
تــــــــو
چشمامون رو به روي هم باز کرديم
No comments yet. Be the first to leave one.