Alex Rider

Alex Rider

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Alex Rider S03E05 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by Morteza_Lkz

Tags

webrip
web
BRip
1080
x265
HEVC
720p
720
2CH
x264
XviD
Published on: 2024-04-18
Downloads: 61
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫بریتانیا میلیاردها پوند بدهی خارجی داره « آنچه گذشت »

‫شما از مطالبۀ این بدهی صرف‌نظر می‌کنید

‫و پول رو می‌دید

‫قبول نکنید، «شمشیر نامرئی» ضربه خواهد زد

‫دارن بلوف می‌زنن

‫باور نمی‌کنید که تهدید واقعیه؟

‫مُرده‌ان. همه‌شون مُرده‌ان

‫من گزینه می‌خوام

‫بهتون گزینه دادیم، شما ردشون کردید

‫انتظار دارم که بخواید نخست‌وزیر رو مطلع کنید

‫اگه نتونی آدم بکُشی...

‫...ضعیفی

‫این چیه؟

‫مسکن درد. استنشاق اون رو سریع‌تر وارد جریان خونت می‌کنه

‫برگردید لندن

‫- صبر کن، صبر کن ‫- نظرت عوض شد؟

‫طبق گفته عمل کنید وگرنه اون می‌میره

‫نمی‌تونم تنهاش بذارم. می‌کُشنش

‫- ما دیگه سوار هواپیما شدیم ‫- چی‌کار کردی؟

‫همون‌طور که گفتی، ما برگ برنده‌ایم. ‫پس الکس رو پیدا می‌کنیم

‫«کِن‌دو شینای». پنج دربرابر یک ‫

‫بدون رحم. شروع

‫هی، هی، هی، بسه! ولش کن

‫بدون رحم

‫باید وقتی فرصتش رو داشتی ضربه می‌زدی

‫- حالت خوبه؟ ‫- به من دست نزن!

‫اگه مشکلی داری، من رو تنبیه کن. ‫روی یکی دیگه خالی‌ش نکن

‫مرتب انتظار داری همه‌چی منصفانه باشه. ‫«اسکورپیا» ازت می‌خواد آماده بشی. پیشرفت کن

‫وگرنه فایده‌ای برامون نداری

‫چیزی نیست

‫گفتم که. اون از ما نیست

‫با خواسته‌هاشون موافقت می‌کنیم

‫دیدیم چه کارهایی ازشون برمیاد. ‫می‌دونید چطور این کار رو کردن؟

‫می‌تونید از تکرارش روی ۱۰۰هزار نفر جلوگیری کنید؟

‫چاره‌ای نداریم

‫نتایج آسیب‌شناسی می‌تونه یه سرنخ بهمون بده

‫نمی‌تونید همین‌طوری ما رو بذارید کنار

‫به «اسکورپیا» اعتماد دارید ‫که به وعده‌‌شون عمل کنن؟

‫از خطرات آگاهیم

‫هیئت دولت تمام شب در جلسه بوده

‫این تصمیم نخست‌وزیره

‫تحقیقاتتون رو متوقف کنید. ‫پیداکردن «اسکورپیا» رو فراموش کنید

‫ازتون می‌خوایم درعوض باهاشون مذاکره کنید

‫مذاکره برای چی؟

‫زمان

‫نمی‌تونیم بدهی‌های خارجی رو یک‌شبه لغو کنیم

‫اون ما رو هم به‌‌لحاظ اقتصادی ‫و هم سیاسی فلج می‌کنه

‫باید تدابیری اتخاذ کنیم

‫بانک مرکزی انگلیس نرخ‌های بهره رو متوقف می‌کنه

‫اوراق قرضۀ دولتی رو با تخفیف منتشر می‌کنیم

‫از یه جای دیگه قرض می‌گیریم ‫تا وضعیت رو پایدار نگه داریم

‫اما هیچ‌کدوم از این‌ها به‌سرعت و ‫بدون ایجاد وحشت صورت نمی‌گیره

‫چقدر لازم دارید؟

‫یک ماه. سه ماه باشه بهتره

‫ازتون می‌خوایم معطلشون کنید

‫باید متقاعدشون کنید

‫بیارش بالا

‫خبر خوب. اون‌ها با خواسته‌هاتون موافقت کردن

‫سه روز وقت دارید

‫خب، وضعیت پیچیده‌ایه

‫ثبات جهانی در تعادله. بیش از سه روز نیاز داریم

‫می‌خواید با ما مذاکره کنید؟

‫کاریه که افرادِ باحسن‌نیت انجام می‌دن

‫دولت شما بقیه رو مجبور به باج‌دادن می‌کنه

‫می‌خواد یک تفنگ به‌سمت سر باشه ‫یا آماروارقام در ترازنامه

‫اسمش تروریسمه

‫و ما با تروریست‌ها مذاکره نمی‌کنیم

‫گوش کن

‫ما می‌خوایم همکاری کنیم. ‫فقط به زمان بیشتری نیاز داریم

‫سه روز وقت دارید

‫وگرنه کل یک شهر بریتانیا رو نابود خواهیم کرد

ترجمه از مرتضی لک‌زایی Morteza_Lkz

‫تام!

‫گفتی چرا نمی‌شد راحت توی یه مسافرسرا بمونیم؟

‫ببین

‫چی‌کار... نمی‌تونم... پا شدم. پا شدم. چی می‌گی؟

‫داشتم داده‌های دکل سلولی رو مثلث‌بندی ‫می‌کردم. یه موقعیت پیدا کردم

‫فکر کنم الکس رو پیدا کردم

‫خب، کجاست پس؟

‫اینجاست

‫چطور بریم اونجا؟

‫این کار رو من کردم. اون دیگه با توئه

‫باشه، یه «صبح‌به‌خیر» بد نیست ها

‫- صبح به‌خیر ‫- مرسی

‫به‌همین‌شکل پس. راه‌حل دیپلماتیک. ما کنار گذاشته شدیم

‫یک چیزی که همگی باید تا الآن ‫دربارۀ «اسکورپیا» یاد گرفته باشیم

‫اینه که هیچ‌وقت دست‌کم نگیریمشون

‫اگه دست روی دست بذاریم، سه روز دیگه،

‫اون‌وقت تازه می‌فهمیم نقشه ‫واقعاً چی بوده، که کار از کار گذشته

‫به نتایج پزشکی‌قانونی نیاز داریم. ‫ببین چی باعث مرگ اون‌ها شده

‫تجزیه‌وتحلیل ارتباطات. ‫چی رو از قلم انداختیم؟

‫من کلنر و دولت رو از سرمون وا می‌کَنم

‫«شمشیر نامرئی»

‫سه روز وقت داریم که پیدا و نابودش بکنیم

‫شوخی‌ت گرفته؟

‫چیه مگه؟ مشکلی نداره

‫جدی‌جدی فکر می‌کنی ‫دو نفر رو تحمل می‌کنه؟

‫شاید به قیافه‌ش نخوره، ولی کارراه‌اندازه، بچه‌جون ‫[ ارجاع به جملۀ هان سولو به لوک اسکای‌واکر ‫در اولین فیلم سه‌گانۀ اصلی «جنگ ستارگان» ]

‫اون‌طوری حرف نزن

‫فقط می‌خوام حال‌وهوا رو عوض کنم

‫آم، اندازۀ کله‌ت رو نمی‌دونستم، پس ‫دل رو به دریا زدم و کوچیک گرفتم

‫یه‌کم ضرب‌خورده‌ست ولی خاصش می‌کنه. بگیرش

‫- بپر بالا ‫- عمراً. من می‌رونم

‫نه، نه، خودم می‌رونم

‫اصلاً بلدی؟

‫ببین، روراست باش

‫ترجیح می‌دی دست‌های تو دور من ‫باشه، یا دست‌های من دور تو باشه؟

‫آره، همین انتظار رو داشتم. بزن بریم!

‫علت مرگ ایست قلبی بوده. همه‌شون

‫حملات قلبی هم‌زمان. غیرممکنه

‫وقتی می‌گی «غیرممکن»، باید ‫۱۱ تا جسد رو خاطرنشان کنم

‫پس چطوری؟

‫سیانید، مستقیم به بافت قلب

‫بیش از حد کافی برای ایجاد ایست قلبی

‫من توی اتوبوس کنارشون بودم. ‫هیچ دستی بهشون نخورد

‫کالبدشکافی هیچ نشونه‌ای از زخمِ ‫ناشی از سوراخی یا نقاط تزریق نشون نداد

‫و سم‌شناسی تأیید می‌کنه که فقط ‫بافت قلب تحت‌تأثیر قرار گرفته

‫چطور می‌شه سیانید رو واردِ ‫بدن ۱۱ ورزشکار سالم و روفرم کرد؟

‫و جوان. بعضی‌ها هم‌سن‌وسال الکس

‫شنیدم رفتی دیدن جک استاربرایت

‫بله، فقط خواستم یه سری بزنم. می‌شه تمرکز کنیم لطفاً؟

‫داریم چند کار رو با هم انجام می‌دیم. ‫چیزی هست که باید بدونم؟

‫الکس خارج از کشوره، خدا رو شکر

‫فکر می‌کردم تو دیگه سرپرستش نیستی

‫نیستم

‫پس این «سرزدن» فکر خوبیه؟

‫گمونم هنوز احساس مسئولیت می‌کنم

‫ولی اون از این جریانات خیلی فاصله داره

‫تو این کار رو کردی. ما توی ‫جبهه‌ش جنگیدیم، و آوردیمش بیرون

‫به‌خاطر ما الآن اون بیرون داره نوجوونی می‌کنه

‫استنشاق؟

‫نه تزریق، نه بلع. استنشاق

‫توی ریه‌ها چیزی پیدا نکردن

‫آره، ولی یه چیزی توی آزمایش خون بود

‫بیا. این رو ببین

‫مقادیر کمی طلا در جریان خون

‫طلا بی‌اثره، نه؟

‫بله، دقیقاً. خنثی و واکنش‌ناپذیر

‫کمترین آسیبی بهشون نمی‌رسونده. ‫ولی توی همه‌شون هست

‫در حد حدس

‫من می‌رم استادیوم

‫باشه. کراوْلی رو هم با خودت ببر

‫چون تا پایان این قضیه، کسی تنهایی جایی نمی‌ره

‫اون چیه؟

‫اون جاییه که ازش تماس گرفته شد

‫بخواب!

‫یه‌کم تجملیه

‫آره، ولی کی توشه؟

‫الکسه. اوناهاش. اوناهاش. زنده‌ست

‫آره، آره، دیدمش

‫الکس رایدر

‫پس از همون اول بازی‌م دادی

‫زیاد به خودت سخت نگیر، الکس

‫اختفا در روز روشن کاریه که توش تبحر داریم

‫مکس گرندل

‫با کی ملاقات می‌کنه؟ چهره‌ش رو نمی‌بینم

‫«اسکورپیا»ست؟

‫جولیا راتمن منتظرتونه

‫مکس. چه افتخار غیرمنتظره‌ای

‫نه‌چندان غیرمنتظره. برای ‫خوشامدگویی فرستادی دنبالم

‫من و الکس داشتیم گپ‌وگفت می‌کردیم

‫یه مرد جوان بسیار خوش‌آتیه، مگه نه؟

‫فکر می‌کردم می‌خوای برگردی پراگ

‫نه. چند روز اضافه می‌مونم. مسائلی ‫هست که ما باید درباره‌ش صحبت کنیم

‫بیا بشینیم « عملیات شمشیر نامرئی »

‫درواقع، باید از این مرکز بازدید کنیم تا ‫تو من رو در جریان پیشرفتت می‌ذاری

‫البته

‫ممنون، الکس، دیگه کاری نیست

‫باشه. از بازدید لذت ببرید

‫کارآموزت چطوره؟

‫همه‌مون رو غافل‌گیر کرده. فراتر از سطح انتظارمونه

‫همیشه بلندمدت در اولویتت بوده

‫این‌همه راه نیومدی اینجا که ‫دربارۀ الکس رایدر حرف بزنی

‫نه. ازت می‌خوام که «شمشیر نامرئی» رو متوقف کنی

‫چرا؟

‫خودت می‌دونی چرا

‫بچه‌ها؟

‫مکس، ما همدیگه رو خوب می‌شناسیم

‫تو صددرصد پشت «پروژۀ کرِی» بودی،

‫تازه اون باعث مرگ میلیون‌ها نفر می‌شد. ازجمله بچه‌ها

‫یه‌خرده برای دل‌نازکی دیره

‫اون نقشۀ کرِی بود، که آدم دیوانه‌ای بود

‫ما هم دیوانه‌ایم؟

‫تو می‌دونی که ما برای به‌دست‌آوردن چی اینجاییم

‫اگه می‌خوای به انسانیت من متوسل بشی...

‫پس اون‌قدری که فکر می‌کنی، هنوز من رو نشناختی

‫قضیه چیه واقعاً؟

‫خیلی‌خب پس. به تو مربوط می‌شه

‫من؟

...‫من نه با نقشۀ بازیابی قدرتِ «اسکورپیا» مشکلی دارم

‫و نه با قتل‌عام برای تحقق اون

‫اما قانون اول موفقیت اینه که «مسئله رو شخصی نکن»

‫توی سایه‌ها بمون. نامرئی بمون. ‫بقای ما به همینه

‫ولی این‌یکی شخصیه. این ‫گذشتۀ توئه که گریبان‌گیرت شده

‫و تو داری مستقیم در کانون توجه قرارمون می‌دی

‫اصلاً متوجه منظورت نمی‌شم

‫تو یه شهر بریتانیایی رو انتخاب کردی. ‫تو خواسته‌ها رو نامعقول کردی

‫تو، خودت، مستقیم با بلانت صحبت می‌کنی

‫حالا هم الکس رایدر رو آوردی اینجا و داری تعلیم می‌دی

‫تو نمی‌خوای فقط پیروز بشی. تو دنبال انتقامی

More Farsi Persian subtitles for Alex Rider

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left