The first 200 lines.
.این کار رو نکن، پسر
.این کار رو نکن
.فایده نداره
،اگه بری داخل، داد میزنی
.بعد اونها گریه میکنند، بعد از خودت بدت میاد
.نفس عمیق بکش
.باهاشون حرف بزن
.بهتر عمل کن، پاول
.بهتر باش
!خدایا بسه دیگه
چند بار باید بهتون بگم
ساکت باشین؟
،نه، جدی میگم چند بار بگم؟
فکر کردین من صبر ایوب دارم؟
.میرم پی کارم. اصلاً برام مهم نیست
...حالا که اینطور شد میرم .به مامانتون بگین بابا رفت
فهمیدین؟ چون نتوست این همه
.سر و صدای مزخرف رو تحمل کنه
،بعد که بهش گفتین ،گریه کردنش رو تماشا کنین
بعد بیشتر گریه کنین .تا یه روضه راه بندازین
.ببخشید
.فقط میخوام ساکت باشین
.داشتم کار میکردم. از حرفهام منظوری نداشتم
.ای خدا، ببخشید، ببخشید
.چه گلی کاشتی، آقای سفیر
اوه؟ - حالت خوبه؟ -
.آره. فقط سر و صدا اذیتم کرد
...میدونی که منظورم چیه
...فردا باید کارم رو تحویل بدم
.آره میدونم پاول .خیلی شیطونی میکنند
.من دلم واسه این بچهها میره، الی
.ولی بعضی وقتها دلم میخواد بکشمشون
واسه خودش معضلیه، مگه نه؟
تو فکری با کدوم بالشت .خفهشون کنی
.اونی که عکس ببر روشه کلفتتره
قطعاً با بالشت ببری
.بچههامون رو میکشم
.بهتره باور کنی
.چه حرف قشنگی
خب، من میرم دستشویی خانمها
.چون خیلی جیش دارم
.خوش بگذره .سعی کن ایستاده انجام بدی
.موقع رفتن حساب میکنم
.دوستت دارم - .از حساب مشترک -
.گور بابات - .هیس -
.یه دقیقه صبر کن
.نوش جان - .ممنونم -
.چارلی
.تو غذات رو بخور، بعد نوبت من
.نه نه. بدهش من .تو اول بخور
.از غذای سرد بدت میاد - .تو بخور تا گرمه -
.من گرسنهم نیست
،اه، ببخشید کمک لازم ندارین؟
.خیلی ممنونم
.بزرگی کردین
.خواهش میکنم. حرفش رو نزنین
.دوستت دارند .فکر کنم بچه دارین
.اه، هنوز نه
.شاید هیچوقت. خدا میدونه
.خوشحال شدم، آقا کوچولو
.ممنون. خدانگهدار - .ممنون -
...خب برگردیم هتل
و به رابطهمون ادامه بدیم؟
،آره، بیا اینقدر دیوانهوار انجامش بدیم
که انگار با این حرکتت میخوای
.یه نفر رو دو شخصیتی کنی
.نمیشه
،حتی استینگ هم نمیتونه .با اینکه خیلی وارده
.جدی فکر میکردم دیگه شبهای بیخوابی تموم شد
.ایوا سرما خورده
،معدهش پر شربت کلپول شده
.ولی... لوک، نمیدونم
فکر کنم خونه پدر و مادرم
.یکم خوابید
چیکار کرد؟ - .مشکلی نیست. میخوابه -
.گفتند دو ساعت خوابیده
دو ساعت؟
تو دو ساعت با قطار پرسرعت
.میرسی بروکسل
.حتی فیلم پدرخوانده رو میتونی ببینی
.نمیشه، سه ساعت فیلمه - .دیگه نمیخوابه -
پدر و مادرت چه فکری میکردند؟
.مراقب بچههامون بودند، الی
.اونم مجانی
!مامان
.دوباره ترس لوک از آتیش زد بالا
.ای بابا
.خیر سرش کلاس ایمنی در برابر آتش رفته
.فکر میکنه همهمون جزغاله میشیم و میمیریم
.از بابانوئل تقاضای سیستم دوش سقفی کرده
!بابا! مامان
من برم؟
فردا صبح جلسهت ساعت چنده؟
یه ربع به ۹ دیگه؟
.هشته - .خود گفتی یه ربع به نه -
.آره ولی باید هشت اونجا باشم
.ده دقیقه به هشت. یا همون یه ربع به هشت
چرا؟ - .تا آماده باشم -
.الان که فکر میکنم ۶:۳۰
فردا تو خونه کار میکنی، نه؟
چون دارن برات ادیتها رو میفرسته
تا هر موقع تونستی گوش کنی؟
آره، ولی معنیش این نیست که شب نخوابم، درسته؟
.ای خدا. میدونم بابا
کار از خونه باز هم کار حساب میشه، درست میگم؟
.آره - !بابا -
.خیلی خب، شیفتیش میکنیم
.نود دقیقه بیدار، ۹۰ دقیقه خواب
.عین نگهبانها یا بدکارههای جنگ جهانی اول
!بابا
.باشه
.موفق باشی
چی اذیتت میکنه، عزیزم؟
.نمیخوام تو آتیش بمیرم - .قرار نیست بمیری -
.هیچکس دوست نداره بره .یا غرق بشه
.غرق شدن نه
این اتفاق قرار نیست برامون بیوفته، باشه؟
.باشه - ...جدی میگم پسر -
.کار من، کار مامانت .مراقب تو و ایوا هستیم
.کار من، کار مامانت .مراقب تو و ایوا هستیم
.این وظیفه ماست
.در واقع تنها وظیفهمون
.پدر و مادر واسه همین هستند دیگه
.کابوسه. همهش کابوسه
.نصفشون انگلیسی حرف نمیزنند
.حرفم از روی نژادپرستی نیست
.یه شکایت کاملاً وارده
.چون باید باهاشون ارتباط برقرار کنم دیگه
.حرف بزنم. ایده بدم
بعد یه جوری زل میزنند
.انگار من دارم به زبون خارجی حرف میزنم
،الان خونهمون آب گرم داره
.فکر کنم سه بار تو هفته
.با پولی که من میدم واقعاً عجیبه
.اسمش لوکه، مامان - کی عزیزم؟ -
.بچهم
.آهان، خدای من
ببخشید با حرفهای ساختمون .حوصلهت رو سر بردم
.چه بچه خوشگلی
میخوای بغلش کنی؟
.نه، چون آرنجم درد میکنه
.خدا رو شکر این چیزها یادش نمیمونه
واسهش اسم گذاشتی؟
.اسمش لوکه، مامان - .چه قشنگ -
.اسمی از کتاب مقدس
.یا جنگ ستارگان
،ما اومدیم .اینم مدرک حضورمون
.برین کنار تختهاتون
.جدی نگفتم
.سلام لی
.چه لباس قشنگی - .سلام -
این لوک کوچولوئه؟ - .آره -
میخواین بغلش کنین؟ - .نندازیش -
.نمیندازمش، جین
.هنوز میتونم بچه بغل بگیرم
با کله بیوفته زمین .میشه مثل این آقا
.هی - .شوخی میکنم. مشکلی نداره -
.البته تا یه مدتی داروی تپش قلب مصرف میکرد
.من میرم صندلی بیارم
.نمیخواد. همینطوری وایمیسم
.مثل آهنگ التون جان
آهنگش همین بود؟ - .طوری نیست -
.چند تا میارم
.اصرار نکن دیگه
.مشکلی نیست. دنبال دردسر نیستیم
دردسر چیه بابا؟ .چند تا صندلیه
.اینکه هی امتناع میکنی، دردسره
.ببخشید اذیت شدی، الی
.مشکلی نیست. جدی میگم
.چه بچه خوشگلی
.نگاهش کن جیم - .دارم میبینم -
.پاول پدر بدی میشه
.ممنون
.پدر معرکه
.خب
میدونی این چیه؟
زنگ خطر دود؟ - .اوهوم -
و اگه بوی دود بهش بخوره چی میشه؟
بوق میزنه؟ - .خیلی خفنتر -
.بلند بوق میزنه. خیلی بلند
.عین صدای بوق تریلی
.و همین مراقب امنیت ماست
فهمیدی؟
،اگه مبل آتیش بگیره چیزیمون نمیشه؟
.نه نمیشه - تلویزیون آتیش بگیره چی؟ -
.هیچی - میز؟ -
.هیچی - ...اگه -
،هرچی آتیش بگیره
،حتی آتیشسوزی بزرگی هم بشه .ما چیزیمون نمیشه
آتیشسوزی بزرگ؟
میتونیم از اون پنجره بریم بیرون؟
.قفله ولی کلید داره
.ولی کلید کنار پنجره نیست
چرا؟ - ...چون -
چون ممکنه دزد بیاد و
،شیشه رو بشکنه .و کلیدها رو برداره
بیرون دزد داره؟
.نگران دزد نباش .نباید حرف از دزد میزدم
.نگران دزد و غرق شدن هستم
.فکر کردم نگران آتشسوزی هستی
No comments yet. Be the first to leave one.