The first 200 lines.
این فیلم زمانی ساخته شد که مطالب طبقه بندی شده آن منتشر شد
برای اجازه استفاده از این مطالب و همکاری صمیمانه آنها، مایلیم قدردانی خود را از وزارت دفاع و افسران و مردان نیروی هوایی ایالات متحده اعلام کنیم
تهیه، تنظیم و ترجمه زیرنویس ماهان ح
هیچکس مسئول موفقیت تاریخی عملیات نقره ای نبود. اما امید است که این داستان برای اولین بار در اینجا نقل شود.
داستان مردی که فرماندهی عملیات را بعهده داشت، سرهنگ پل تیبتز جونیور از نیروی هوایی ایالات متحده. این داستان میتواند برای روشن کردن دستاوردها به خدمت درآید
خانوم تیبتز
پرواز 30 دقیقه تاخیر داره میخواهید داخل منتظر بمونین؟
اوه نه ممنون
اینجا باز هم من در انتظار هستم، بنظر میرسه که من همیشه در انتظارم
منتظر شنیدم صدای هواپیمایی که شوهرم رو به منزل برمیگردونه
اما این بار نمیدونم که آیا هنوزم شوهر دارم یا نه
آیا باز هم خونه خودش رو میخواد یا نه، یا اینکه بالاخره به پایان رسید
انتهای راه من و پل
اما این راه کجا شروع شد؟ کجا شروع شد؟
فکر میکنم حدود دو سال پیش در اون صبح ابری در مسیر برگشت از شمال آفریقا در سال 1943 بود
یک اسکادران از بمب افکنهای ب 17 در حال انجام ماموریت بمباران در روز روشن در شهر بنزرت (تونس) در ارتفاع 6000 پایی بودند
پل مسئول این عملیات بود
اون شروعش بود
اون اولین فصل از داستانی بود که برای من و پل مفهوم داشت
اما برای هر انسانی روی کره زمین بیشتر معنی داشت
اونجا رو نگاه تیب، از دیروز بدتره، میتونی روی اون راه بری
فرمانده گردان به تمامی خلبانها، به هدف نزدیک میشویم آرایش نظامی خودتون رو حفظ کنین
جانشین به فرمانده گردان
فرمانده گردان به گوشم
اون دسته در مقابلمون گیج شده، اگه بالاتر نریم وضعیت بدتر میشه
چطوره که برنامه پرواز رو عوض کنیم؟
فرمانده عملیات به جانشین، همونطور که صحبت شده به پرواز ادامه میدیم
اطاعت
خلبان به مسیریاب در چه وضعی هستیم داچ؟
مستقیم به جلو، فربیها هدفگیری شده اند
خلبان به بمب افکن این دفعه رو خوب انجام بدیم تام
بمبها رو رها کنین
از اینجا خارج شیم
ششهزار پا یه خودکشی ناجوره کی میخواد اثباتش کنه؟
دستورات فرماندهی برای امروز عصر سرهنگ
یاز هم بنزرت
چه ارتفاعی؟
ژنرال رابرتز توی دفترشه؟
من روزانه دو بار عملیات بمباران بنزرت رو با دو بمب افکن ب 17 انجام میدم
و از همون هواپیما و خدمه دوباره استفاده میکنم
حالا اگه ما بنزرت رو از بین ببریم مهمات و پشتیبانی از طریق دریا رو قطع میکنیم
و خط پشتیبانی رومل رو 1000 مایل طولانی تر میکنیم
بله، میبینم که 4 نفر فرمانده دارای سابقه 25 ماموریت داری
جانسون، انگستروم، میلر و تیبتز درسته و من دستم خیلی کوتاهه
همشون افراد خوبی هستند؟ درجه یک هستند
من شخصا همیشه فکر میکنم که اگه جیب کوچیکی داری باید دستتو بیشتر بکنی داخل
سم میخوام در اسرع وقت این افراد رو ببینم
تو نمیتونی اونا رو داشته باشی ورن فقط میخوام ببینمشون
برام مهم نیست که چی کار داری من اونا رو بهت نمیدم
اگه خلبان قوی میخوای برو انگلیس
اونا پرسنل خوبی دارند من انگلیس بوده ام برای همین میخوام اینا رو ببینم
باشه ورن چی کار داری؟
سم، تقریبا در هر جبهه ای داریم زنده زنده قیر روی سرمون میریزیم
و این کار الان رسمیه، من پنجشنبه گذشته پنتاگون بودم
به انگلیس داره ضربات وحشتناکی وارد میشه و هیچکس نمیدونه که اونا تا کی میتونن دوام بیارن
ما باید آلمان و ژاپن رو مستقیم از مواضع آمریکا بزنیم
و این بمعنی داشتن هواپیماهایی با خط سیر بالاست، خیلی بالا
و هپ آرنولد فکر میکنه که ما بچه ای داریم که میتونه این کارو بکنه
بوئینگ اونو طراحی کرده اسم مدلش ب 29 هستش
و این مدل میتونه بالاتر، سریعتر و دورتر از هر بمب افکنی که تابحال ساخته شده پرواز کنه
اما یه مشکل کوچیک داره ، ب 29 یه تله مرگه
اون تا حالا ادی آلن و چند تا از خلبانهای آزمایشی بوئینگ رو کشته
ما باید باگ های اون هواپیما رو بگیریم سم، و هر دقیقه و ثانیه برای ما ارزشمنده
ما نیاز به خلبانهایی داریم که همزمان بتونه آزمایشش کنه و برای جنگ تغییرش بده، بهمین دلیله که اینجام
من برای این کار نیاز به چهار فرمانده جنگی دارم
کسی که تجربه و جرات داشته باشه
یه جرات درونی
کاش میتونستم کمکت کنم ورنه
خب دستهای من بسته است، من به اندازه کافی نیرو ندارم که
خب؟ سرهنگ تیبتز میخواستند شما رو ببینند قربان
من مشغولم بهشون گفتم ولی اصرار داشتند قربان
میگه خیلی مهمه باشه راهنماییش کن بیاد داخل
خب تیبتز چی شده؟
این دستور فرماندهیه قربان ، این درسته؟ درسته
تو از امروز از بنزرت برگشتی درسته؟
در ارتفاع 6000 پا درسته
بنظر من ژنرال رابرتز این دستور اشتباهه، در ششهزار پا بی دفاع و آسیب پذیر هستیم
من دو تا خدمه رو امرزو صبح و 4 نفر رو در 24 ساعت گذشته از دست دادم
بدون از دست دادن چیزی نمیتونیم توقع نتیجه گرفتن داشته باشیم تیبتز
ما داریم یه چیزایی رو از دست میدیم قربان ولی به کشته دادن پرسنل اعتقاد ندارم
من میتونم نتیجه بگیرم، نتایج خوب و میتونم اون نتایج رو در ارتفاع 21 هزار پایی بگیرم
دستوراتت میگه 6 هزار پا
دستورات رو میشه عوض کرد قربان سرهنگ تیبتز
وقتی یه فرمانده شروع به مشکل تراشی در دستوراتش میکنه
نمیتونم به کمک کردن بهش فکر کنم اگه اون قرار باشه که
ماموریتهای جنگی بیشتر از توانش دریافت کنه
باشه ژنرال رابرتز بذارید امروز عصر برگردیم به بنزرت در ارتفاع 6000 پایی
من بعنوان هواپیمای اصلی پرواز میکنم و شما کمک خلبان من باشید
عملیات رو جوری که که مشخص شده انجام میدی
دیگه حرفی ندارم سرهنگ تیبتز
بله قربان
آرنی
در مورد ارتقای درجه سرهنگ تمامی به تیبتز، موضوع ملغی شد
بله قربان
متاسفم قربان
اون قبلا هم اینطوری برخورد کرده؟ نه قربان
من میخوام این مسئله رو شخصا پیگیری کنم
فورا قضیه تیبتز رو به فرماندهی گزارش میکنم بله قربان
من امروز شاعد بودم که توی دفتر ژنرال رابرتز چطور رفتار کردی
میتونی یه دلیلی برام بیاری که تو رو به دادگاه نظامی معرفی نکنم؟
نه قربان
این رفتارت با سوابق درخشانت نسبتی ندارند
بیست و پنج ماموریت بر فراز فرانسه و آفریقا
فرد انتخاب شده برای پرواز کلارک و آیزنهاور به اینجا برای تهاجم
فکر نمیکنی از جنگ خسته شده باشی؟ خیر قربان
دفاعیه ات چیه؟ هیچی قربان
میدونی تیبتز، من همیشه یه بازیکن قوزکرده ام
چند بار بهم لگد زده اند ولی
بطور کلی من میانگین کاری نسبتا منصفانه ای داشته ام
باید این کتاب رو پرت کنم بهت ولی بجاش میخوام بهت یه شغل پیشنهاد کنم
یه شغل بزرگ در آمریکا
وسایلت رو جمع کن و ساعت 9 توی هواپیمای من باش
همش همینه قربان؟ بله همین
بله قربان
اوه تیبتز
یه کم کنجکاو نیستی بدونی این کار چیه؟
فکر میکنم وقتی خودتون بخواین به من بگید، میگید
تو هواپیما میبینمت
ژنرال برنت
با لاری نورستد تماس بگیرید
درخواست انتقال سرهنگ دوم تیبتز به ایالات متحده
قهوه آماده است
ممنون قربان الان یکی خوردم، وعده اصلی غذام بود
داری چی کار میکنی؟
یه جور وسیله بامزه است برای زنم گرفتم
هربار که برمیگردم خونه براش یه شیشه از عطر مورد علاقه اش میخرم
حالا چرا توی پاکت کاغذی؟
اوه نمیدونم
اولین باری که براش گرفتم یه کم خجالت کشده بودم بهمین خاطر توی یه پاکت کاغذی گذاشتم و با یه روبان صورتی تزیینش کردم
فکر کنم اینجوری بامزه تره اوه نمیدونم
مردان زیادی رو میشناسم که برای بیان احساساتشون ضعیف بودند
این یه صفتیه که گاهی غیرضروریه منم همینطور فکر میکنم
میدونی تیبتز یه قسمتی از این ب 29 ها هست که نمیتونم کامل درکش کنم
چی هست قربان؟ یه هواپیمای حساسیه، چک کردنش مثل یه مهمونی چای نیست
توی چک کردنش حق نداریم حواس پرتی داشته باشیم
کاش زنت رو از ویچیتا خارج نکرده بودی
خیلی سخته قربان من دو ساله که لوسی رو ندیده ام
یه رفیق کوچولو هم دارم به اسم پل جونیور که هیچوقت ندیدمش
قبل از اینکه بخوام به ویچیتا برم چقدر وقت دارم؟
نیمساعت توی فرودگاه چطوره؟
باشه
ببخشید پل فقط بهش بگو که سرحالم
حالا لوسی خودت رو آماده کن اون الان احتمالا با دو رقاص کوچ مراکشی درهر طرفش میاد
هری لطفا بس کن از اون لاغرهاش چون هرکس میتونه فقط 40 کیلو بار بیاره
تو یه میلیون جوک بلدی هری، چرا نموندی توی خونه؟
چون میترسه پل یه شب رو با خانواده اش سر کنه قبل از اینکه بتونه اونو ببره سر میز پوکر
لوسی تیب اوناهاش
مارج اینو نگهش دار
اوه پل، پل عزیزم
اوه چقدر خوبه میدونم، میدونم
بیا تیب، ولش کن
هری حالت چطوره؟ خوبم
خوب بنظر میای تو هم همینطور پسر
سلام مارج سلام
هی این کیه؟ تو هم یکی آوردی؟ با پل تیبتز جونیور آشنا شو
شوخی نکن اینقدر بزرگ شده؟ چطوری تو؟
هی نگاه کن اون بالا رو دوست داره یه خلبان واقعیه
.اون جوجه ها چی شدند؟ وقتی دیدمت سرهنگ تموم بودی اوه من یه فلز اشتباهی رو چسبونده بودم
واقعا؟ چی شده؟ چیز مهمی نیست
این بچه خوبیه، فکر میکنی با هم خوب کنار بیایم؟
اوه عزیزم داره وقت خوابش میگذره، تو خونه وقت زیاد داری باهاش آشنا شی
به مامانت بگو با هم آشنا میشیم ولی نه الان
به مامانت بگو که بابا باید یه هواپیما به مقصد ویچیتا بگیره
ویچیتا؟ کی؟ نیمساعت دیگه
اوه نه متاسفم عزیزم
ویچیتا؟ شغل مربوط به ب 29؟
تو قراره با اونا پرواز آزمایشی انجام بدی؟
پسر این کار خطرناکیه
میدونستی هری که زیادی حرف میزنی؟ آره خب این یه قسمت از بامزگیم هستش
پرواز ویژه به مقصد ویچیتا تا 20 دقیقه دیگر
شما دوتا میخواین با هم تنها باشید، چرا ما بچه رو نگیریم و بعدا بیای ازمون بگیریش
ممنون مارج
اوه تیب نگاه کن تموم شد پسر
ببین بازم میخوای منو به کار بگیری یا نه چون من از پنتاگون خسته شدم
برای براتون خیلی بزرگه
منظورم اینه که آیا یه خلبان چهارموتوره برای یه هواپیما نیاز دارش یا نه
باشه حواسم هست هری
اوکی ممنون موفق باشی تیب ممنون
خداحافظ مارج خداحافظ
یه چیز کوچولو برای پشت گوش
هیچوقت فراموش نمیکنی مگه نه پل
اگه یه بار فراموش کنم
با یه قهوه چطوری؟ خوبه
خوشحال بودم که هری و مارج اومدن همسایه مون شدند، کمک بزرگیه
آره بودند
وضعیت ماشین چطوره؟ خوبه
گلگیرها داغون نشده اند که؟ نه هنوز
لاستیکها خوبن؟ عوض شدند
پل این ب 29 واقعا تله مرگه؟
البته که اینطور نیست هرچی که باعث شده این همون هواپیماست که باعث کشته شدن ادی آلن و پرسنلش یکماه پیش شد؟
اونم یه هواپیماست عزیزم فقط بزرگتر و مطمئن تر
نگرانش نباش ولی پل، من
پرواز ویژه 209 به مقصد ویچیتا از گیت شماره 9
به محض اینکه بتونم برمیگردم خونه عزیزم
طولانیش نکن پل ما خیلی کارا داریم که با هم انجام بدیم
پرواز ویژه 209 آماده خروج
آماده خروج
داستان زندگی ما آره
خب
خب من
No comments yet. Be the first to leave one.