Castle

Castle

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

Castle 2009 S08E02 HDTV x264-LOL
Castle 2009 S08E02 HDTV XviD-AFG
Castle 2009 S08E02 HDTV XviD-FUM
Castle 2009 S08E02 480p HDTV x264-mSD
Castle 2009 S08E02 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Castle 2009 S08E02 720p HDTV X264-DIMENSION
A Commentary by MTCpersian
♦TVcenter♦ ارائه ای از || •MTCpersian• مترجم

Tags

HDTV
hdtv
x264
HD
XviD
480p
480
720p
720
x265
HEVC
Published on: 2015-10-16
Downloads: 34
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏"کسل". حالت خوبه؟

‏کجا بودی؟ ‏چرا زنگ نزدی؟

.‏نمی‌تونستم

‏"کیت"، چه خبره؟

.‏باید برم

..."‏نه، نه! نه، "کیت ‏کیت، چرا منو می‌پیچونی؟

.‏"کسل"، عاشقتم

."‏"کیت". "کیت

"‏"بکت

‏مطمئنی که جامون اینجا امنه؟

.‏مطمئنم؟ خُب نه

،‏این ساختمان یک هفته پیش در دستگیریِ مواد فروش‌ها .‏کشف و ضبط شده

.‏هیچ کاغذ بازی‌ای که بهم ربط پیدا کنه وجود نداره

.‏یه چند روزی اینجا جامون امنه

،‏نه اگه قبل ازاون .‏از گشنگی بمیریم

،‏بهم اعتماد کن. خیلی قبل‌تر از اینکه از گشنگی بمیری .‏با یه گلوله کشته میشی

.‏وای ممنونم. حالا احساس آرامش بیشتری دارم

‏اصلا فکرشم نمی‌کردم که .‏زندگیم اینجوری رقم بخوره

‏من به دفتر دادستانیِ کل ملحق شدم ،‏تا یه تغییری بوجود بیارم

.‏شاید بتونم یه دختر رو هم تحت تاثیر قرار بدم

.‏باشه، دخترایِ زیادی رو تحت تاثیر قرار بدم

‏لُپ کلام اینکه فکر کردم دنیا رو از

،‏پشت کامپیوتر نجات میدم ‏نه اینکه مثل سگ بیفتند دنبالم

."‏اونم بوسیلهء تمامِ ستاره‌هایِ فیلمِ " 30دقیقه پس از نیمه‌شب

‏امروز قرار بود اولین روزم .به عنوان کاپیتانِ در ‏حوزهء 12 باشه

،‏بدترین چیزی که فکر کردم باهاش مواجه بشم .‏کار کردن بدونِ "کسل" بود

.‏و بعد تو زنگ زدی

.‏خیلی خُب. سعی کن یکم بخوابی

.‏اره. باشه

.‏تیم آلفا 10 ثانیهء دیگه در موقعیت قرار می‌گیره

!"‏"ویکرام

!‏فرار کن

!‏اوه

.‏همین حالا باید بریم

.‏تو کی هستی

.‏متاسفم عزیزم. وقت خوش و بش کردن نیست

.‏عجله کن

.‏"بِیکِر" مُرده. تکرار می‌کنم، "بِیکِر" مُرده

.‏هدف داره به سمتِ تو میاد

."‏"چارلی"،جواب بده. "چارلی

.‏سوار بشین

.‏نه. نه .نه تا وقتی که بهم بگی شما کی هستین

.‏می‌تونی منو "ریتا" صدا کنی

.‏من مادر خواندهء "کسل"‌ـم

.‏حالا دیگه واقعا باید بریم

‏خُب، چی می‌دونیم؟

"‏شب گذشته، تیمِ سابقِ "بکت

،‏از ‏دفتر دادستان کل .‏‏کشته شدند

،‏درسته. و بعدش امروز صبح

،‏یه تماس از استخدامیِ جدیدشون ،‏"ویکرام" داشته

.‏و در جهنم باز شد

‏که یعنی همه چیز برمی‌گرده به زمانی که .‏"بکت" در دفتر دادستانیِ کل بود

.‏اما چطوری؟ اون دو سال پیش بود

.‏شاید باهاشون در تماس بوده

‏و از من پنهان کرده؟

،‏خُب، تا قبل از امروز .‏اصلا باورم نمیشد

.‏اما حالا موندم ‏دیگه چه چیزایی رو ازم مخفی کرده

.‏به اونجاها نکشونش، پدر

.‏گفتنش آسون‌تر از عمل کردنه

."‏- "ریچارد .‏- اینجام

‏اه. گفتم شاید شما دو نفر .به یکم رسیدگی نیاز داشته باشین

.‏اوه، ببین کی رو پایین پله‌ها پیدا کردم

.‏سلام

.‏جالبه

،‏آخرین باری که دیدمت .‏گفتی کارمون تمومه

،‏ببین، در مورد اتفاقی که برات افتاد .‏احساسِ بدی دارم

،‏اگه خبر داشتم ،‏می‌تونستم به عنوانِ طعمه ازت استفاده کنم

‏اون اطراف می‌موندم و .‏آدم رباها رو تعقیب می‌کردم

...‏اه

.‏شوخی کردم

.‏- شوخی خوبی نبود .‏- منصفانه ست

‏- چی می‌خوای، "هیلی"؟ .‏- کمک کنم

،‏عقیده‌ دارم بعد از اتفاقی که برات افتاد .‏دیگه اینقدر رو بهت مدیونم

.‏اون بهمون سرنخی داد تا پیدات کنیم

.‏البته بعد از اینکه "اسپوزیتو" مجبورش کرد

،‏درست میگی مادر

.‏اما برایِ پیدا کردن "بکت" به کمکِ همه ‏نیاز داریم

،‏امیدوار بودم همینو بگی

‏چون قبلا دیده‌بان‌ها رو گذاشتم

...‏تا با جاهایِ پُرتردد در شهر در تماس باشند

،‏جاهایی مثل، شرکت‌های‌ِ تاکسیرانی .‏بانک‌ها، هتل‌ها، ایستگاه‌های قطار

‏عکسِ "بکت" و "ویکرام" رو براشون فرستادم

،‏و ازشون خواستم تا پخشش کنند

‏بعلاوهء اینکه با فیلم‌هایِ نظارتیشون .‏مطابقت بدند

،‏اگه همسرت هنوز تو شهر باشه .‏ما پیداش می‌کنیم

.‏اه. بهت گفتم که اینکاره ست

.‏من 10 سالی میشه که با پدر "کسل" ازدواج کرده

.‏"جکسون" هیچوقت اشاره‌ای به ازدواجش نکرد

.‏خُب مسلمه که نکرده، چون محرمانه ست

،‏تو این زمینهء کاری .‏دشمن‌هایِ زیادی برا خودت میتراشی

...‏وابستگی‌ها مسئولیت به وجود میاره

.‏و ‏اهرمی میشه برایِ استفاده علیه‌ـمون

.‏- به نظر رومانتیک میاد .‏- می‌تونه باشه

‏نبودن همیشه باعث نمیشه که ،‏ادم دل‌باخته‌تر بشه

.‏اما مطمئنا شهوت جنسی رو بالاتر می‌بره

.‏من الان "جکسون" رو...9ماهه ندیدم

.‏الان شهوتم زده بالا

.‏- چه دوست داشتنی ‏- حالا از کجا هستی؟ سازمانِ "سیا"؟

.‏وای، خدا نکنه

.‏من از یه سازمانِ سه حرفیِ دیگه هستم ( CIA ‏(سه حرفی بودن سیا یا

.‏خیلی خاص‌تر از اونه

‏واقعا انتظار داری این حرفو باور کنم؟

.‏من زندگیت رو نجات دادم، عزیزم

.‏راست میگه

‏چطوری سر از اونجا در آوردین؟ ‏ارتباط‌‌‌ـ‌‌تون با این قضایا چیه؟

.‏متاسفانه اینم محرمانه ست

.‏مردم کشته شدند. از دوستایِ من بودند

‏می‌دونم. و بیشتر هم خواهند مُرد مگراینکه

‏هرچیزی که تا این لحظه اتفاق افتاده رو .‏بهم بگی

‏خوب گوش کن. این جریانات خیلی بزرگتر .‏از چیزیه که فکرشو بکنی

،‏و اگه می‌خوای زنده بمونی .‏به کمکم نیاز پیدا می‌کنی

.‏از امروز صبح شروع شد

،‏داشتم برایِ رفتن سر کار آماده می‌شدم .‏که این بشر زنگ زد

(‏(8ساعت پیش

‏چی؟

.‏قرار بود یه حلقهء مدل رمزی باشه

.‏وای خدای من. خیلی خوشگله

‏میشه جواب بدی؟

.‏باشه. بگیر

.‏ممنون

.‏وای ‏خدای من

.‏تلفن کاپیتان "بکت"، بفرمایید

.‏با "کاترین بکت" کار داشتم، لطفا

.‏حتما. لطفا یک دقیقه منتظر بمانید

.‏باشه، جابه جا کنیم .‏بگیر. ممنون

.‏بفرمایین، "بکت" هستم

،‏این یه پیغامِ اضطراریه .‏پروتکُل محرمانهء درجهء هفت

...‏- من .‏- وقت نداریم

.‏در سالنِ تئاتر "هیل" همدیگه رو می‌بینیم

.‏تنها بیا

.‏به هیچکس، حرفی نزن

.‏تفهیم شد

.‏خُب میدونی چیه، ‏علاقه‌ای ندارم .‏‏پس بهتره از لیست حذفم کنی

.‏متشکرم

.‏از این بازایاب‌هایِ تلفنی بود

.‏بخدا باید قوانین سفت و سخت‌تری علیه‌ـشون باشه

.‏واو. عاشقشم

.‏خیلی برام عزیزه

.‏ممنونم

.‏هوم

.‏خیلی خُب، من باید راه بیفتم

.‏در مقر ادارهء پلیس قرار ملاقات دارم

.‏بترکون

.‏دستات رو نشونم بده

..‏- همه‌ـشون مرده‌ـند .گفتم دستات رو نشونم بده -

.‏تکون نخور

.‏اسلحه حمل نمی‌کنم .‏من فقط یه تحلیلگرم

.‏تحلیلگر اطلاعات در دفتر دادستانیِ کل

.‏تو رو به یاد نمیارم

.‏کارم رو از چند ماه پیش شروع کردم

.‏- حالا همه‌ـشون مرده‌ـند کیا؟ -

..."‏"مَک کُورد" ، "هندریکس .‏کلِ تیمِ سابقت

‏- چطوری؟ .‏- یکیشون تو میخونه چاقو خورد

.‏بقیه هم تو تصادفِ ماشین

.‏اما تصادفِ واقعی نبود .‏همه‌ـشون به قتل رسیدند

‏از کجا میدونی؟

.‏چون دیروز هم یه نفر سعی کرد من رو بکشه

‏پس برایِ چی تمامِ نیروها رو مطلع نکردی؟

رو؟ NSAو ‏FBI

،‏چون تو مرکزِ ثقلِ تمام این جریاناتی

‏که باعث میشه تو تنها فردی باشی که .‏میتونم بهش اعتماد کنم

.‏من چندیدن ساله که هیچکدومشون رو ندیدم

‏چی باعث شد فکر کنی که ‏من قلبِ این جریاناتم؟

‏- در موردم با کی حرف زدی؟ .‏- هیچکس

.‏- خُب، یه جورایی پیدامون کردند .‏- دنبالم بیا

.‏بزن بریم

.‏یه جا همینجاند

.‏بالکن رو چک کن

.‏بیا

.‏- سوار ماشین شو !‏- چی؟

!‏سوار ماشین شو

.‏وای خدایِ من

.‏- فکر کنم الان بالا میارم .‏- فقط سعی کن خونسردیت رو حفظ کنی

.‏وای، دیگه واقعا بالا میارم

!‏داری چه غلطی می‌کنی؟

‏فکر می‌کنی چطوری پیدامون کردند؟

‏موبایلت رو شنود کردند و .‏ازش استفاده کردند تا به من برسند

،‏من تیر خوردم. باید برم پیشِ دکتر

.‏و باید برایِ پشتیبانی زنگ بزنیم

.‏اونوقت ‏اخرین زنگی میشه که تو زندگیت میزنی

،‏ببین، این آدما هر کسی که هستند ،‏همه‌جا رو هک کردند

،‏که یعنی به هرکسی که زنگ بزنی .‏کشته میشه

.‏باید این خونریزی رو بند بیارم

‏می‌تونم کمکتون کنم؟

.‏چیزی نیست. گوش کن. من یه پلیسم

،‏فقط به نخ و سوزن نیاز دارم

‏ و بعدش بخاطر امنیت خودت مجورم .‏یه جا حبست کنم

.‏موبایلش رو بگیر و تو حمام زندانیش کن

.‏متاسفم

‏چته؟

.‏سردرد و سرگیجه دارم .‏باید یه چیزی بخورم

‏جدی؟ خُب، بهتر بود بجایِ اینکه

.‏ باهام تماس بگیری، ‏صبحونه بخوری

.‏من بیاری دیابتی دارم

.‏به انسولین نیاز دارم

‏باشه اما یه فوریتِ پزشکی فعلا .‏میتونیم انجام بدیم

‏اوضاعش بده؟

.‏می‌تونست بدتر باشه

،‏من شروع می‌کنم به بخیه زدن

.‏و تو هم باید بهم بگی که چه خبره

More Farsi Persian subtitles for Castle

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left