The first 200 lines.
ارمنستان طی ده سال گذشتهرو چجوری توصیف میکنین؟
یعنی از زمانی که سرژ سارگسیان به قدرت رسیده؟
سوگند یاد میکنم که مطالبات قانون اساسی را جامهی عمل بپوشانم
در سال 2008، مردم ارمنستان در اعتراض به انتخاب فرماندهی ارتش، سرژ سارگسیان
به عنوان رئیسجمهور به خیابانها آمدند
امروز ما یا وطنی میسازیم برای فرزندانمان
یا به آیندهی فرزندانمان خیانت میکنیم
در یک مارچ 2008، به نیروهای دولتی دستور تیر مستقیم داده شد
ده نفر کشته شدند و اعتراضات سرکوب شد
تراژدی یک مارچ، شروع حکمرانی سرژ سارگسیان و حزب جمهوریخواهش بود
حالا به سراغ ارمنستان میرویم، یک جمهوری تشکیل یافته بعد از فروپاشی شوروی
،که برای تطبیق یافتن با دموکراسی دچار مشکل شده است
به مردم این باور القا شده بود که قدرتی ندارن
که نمیتونن هیچچیزیرو تغییر بدن
سرژ سارگسیان برای ده سال، رئیسجمهور ارمنستان بود
در طول این مدت، تغییراتی در قانون اساسی ایجاد کرد
که به واسطهشان نخستوزیر، صاحب قدرت بیشتری از رئیسجمهور شد
به نظرت چرا در همون بدو شروع کارش دست به این تغییرات زد؟
:آیا داشته به منطقه نگاه میکرده و گفته خب، اینکار بدرد پوتین که خورد
به درد اردوغان هم که خورد، پس به درد منم میخوره
راجع به همه چیز تصمیم گیری شده
دیگه آیندهای در کار نیست
دزدیدند، میدزدند و خواهند دزدید
برای دور سوم بعنوان نخست وزیر
سرژ سارگسیان میخواست به حکمرانی خود بر مردم ادامه دهد
از بیرون به نظر میاد فقط یه تمهید دیگهست
برای یه رهبر که قانون اساسیرو دور بزنه
و در جایگاه قدرت باقی بمونه
فضا، فضای ناامیدی بود
و بدبینی
سارگیسیان آمادهی جایگاه جدیدش بعنوان نخستوزیری با قدرت تام است
منتقدین میگویند این کشور پساشوروی
در آستانهی دیکتاتوریست
من اینجوری ارمنستانرو توصیف میکنم
من تنها نیستم
در سال 2018، درحالیکه سرژ سارگسیان از قدرت مطلق مسرور است
ارمنستان غرق در فقر و فاسد است
در حالی که دو دوره ریاستجمهوریش به انتها رسیده، برای ادامهی حکمرانیش
قانون اساسی را تغییر داده، اینبار در جایگاه نخستوزیر ارمنستان
اکثریت جمهوریخواهان در پارلمان، سرژ سارگسیان را طی هجده روز آینده انتخاب خواهند کرد
روز اول عید پاک 2018
هموطنان عزیزم، من الان در منطقهی شیراکی هستم
در مرکز گوموری، میدان وارتانانتز
همانطور که وعده داده بودم
امروز قدمی برمیدارم در مخالفت با
دورهی سوم سرژ سارگسیان و حزب جمهوریخواهش
وسط صحبتها، سر میز شام، یهو گفت
باید یه کاری در برابر دورهی سوم سرژ سارگسیان بکنم
و امروز، راهپیمایی را آغاز میکنم "از میدان "وارتانانتز گومری
به ایروان، به میدان آزادی
واسه اون جمله آماده نبودم
ولی وقت داشتم، پس آماده شدم
صدها هزار شهروند دیگر هم قدم خود را برمیدارند
به سمت میدان آزادی
پس بیاید شروع کنیم
من ایدهی دیگهای داشتم ولی یکی از بچههامون به اسم مختار
پیشنهاد راهپیماییرو داد
من آموزههای گاندیرو خونده بودم
و بالاخره فرصتی شد که در زندگی پیادهشون کنم
و اسمش
"باید میشد "قدم من
حالتون چطوره؟
خوب برادر
دارم میرم ایروان ، به میدون آزادی
ایده این بود که یه مدتی تنها راه برم
بعد پسرها و دخترها کمکم بهم بپیوندن
ایروان اونطرفی نیست
ما مسیر خودمون رو داریم
خدا پشت و پناه مسیرتون باشه
سه شهر بزرگ ارمنستانرو هدف قرار داده بودیم
گومری، وانانزور، ایروان
و بزرگراههای اصلیرو انتخاب کرده بودیم چون
باید اینکارو سرزبونها مینداختیم
پس قدم زدن توی جاده میشد تبلیغات رایگان
حالا بقیه قدمهاشونو برمیدارن
و قدمهای هرنفر
میشد یه سمفونی
یه زمانی بود
که کاری جز با رشوه دادن به شوروی پیش نمیرفت
مامانم
با مادربزرگم
بابامو راضی کردن
که رشوه بدن به مدیر مدرسه
تا منو وارد یک کلاسی بکنه که بتونم راننده بشم
مدیر بهم گفت شانسی یه کلاس با قرعهکشی انتخاب کنم
کاغذو باز کردم
روش نوشته شده بود: کلاس نجاری
بهم چشمک زد، گفت یهدونه دیگه انتخاب کن
نتونستم تحمل کنم و منفجر شدم
یه پسر سیزده ساله داشت سر مدیر داد میکشید
داد میزدم که رشوهبگیرهای مثل تو باید مجازات بشن
پس یه جورایی فکر کنم این اولین اعتراضم بود
واضحه که من با مافیا طرفم
مافیایی که وزیر کشور، سرژ سارگسیان رهبریش میکنه
اسمشو بعنوان یه روزنامهنگار شنیده بودم
مقاله چاپ میکرد، فساد رو افشا میکرد
روزنامهمون رو با هم راه انداختیم
بعد به مدت ده سال
همیشه تحت فشار خیلی زیادی بودیم
سرژ سارگسیان خواستار به تعلیق در اومدن روزنامه شده
دائما بخاطر مطالبش مورد آزار و اذیت قرار میگرفت
حتی تلاش کردن ترورش کنن
بیشتر زندگی سیاسیش رو در بزرگسالی به عنوان یک چهرهی اپوزوسیون گذروند
در میدانهای ارمنستان، خیلی بیپرده حرف میزد
رفیع اووانیسیان، رئیسجمهور واقعی ارمنستان است
اما مثل همیشه در انتخابات تقلب شده
طبق گفتهی نیکول پاشینیان
وقتی سرژ سارگسیان در سال 2008 برای اولین بار رئیسجمهور شد
نیکول بود که مردمرو تشویق کرد به نتیجهی رایگیری اعتراض کنند
هرروز، صدها هزار دلار از ما میدزدند
و خرده نونهاشون رو میریزن جلوی ما تا تحقیرمون کنن
وقتی دولت بالاخره در اول مارچ دست به سرکوب زد
،و ده نفر کشته شدند نیکول اولین کسی بود که به سراغش رفتند
به از یکسال و نیم پنهان بودن، نیکول پاشینیان خودش را تحویل مقامات داد
و به خاطر برهم زدن نظرم عمومی روانهی زندان شد
با دستهای خودم رژیم سرژ رو به پایان میرسونم
!میجنگیم تا پایان
هیچوقت با بیعدالتی و دروغ سازش نمیکنه
اگه این ایدهآل گراییه
میتونیم بگیم اون ایدهآل گراست
چالو بیا اینجا
این سگ دیروز تو جاده به ما پیوست
کل شب دور کمپمون نگهبانی داد
بهش گفتم یه سرود لازم داریم
انقلابها سرود لازم دارن
که تو این چهارده روز بهمون انگیزه بده
و حین راه رفتن، بهمون بال بده
گفت پس من سرود انقلابرو مینویسم
امروز من قدمم را برمیدارم
امروز قدمم را برمیدارم
مسیرم از امید میدرخشد
داستان جدیدی در حال وقوع است
بارها و بارها شکست خوردهم
دروغهای مسخرهشان را دیدهم
ولی ارادهی من از سنگ است
روحم نجات یافتهست
وقتی کلماتم رو روی کاغذ دیدم
اون کلمات شوکهم کردن
پروسهی نوشتن این ابیات
بهم نشون داد که پیروز میشیم
تنها نیستم، تنها نیستم، تنها نیستم
راه میروند و راه میروند و راه میروند
...و همانطور که چشمانمان با هم متحد میشوند
و شنیدن اون کلمات
ذهنمرو به هزاران سمت چرخوند
اینکه چطوری میتونه همهش تموم بشه
...خورشید امیدواری چه میدرخشد
هموطنان عزیز، صبحبخیر ما نزدیک "واناتسوری" هستیم
و روز هفتم راهپیماییمون رو آغاز میکنیم
نزدیکهای ظهر راه میافتیم
...با اجازهی شما آنا برام چای آورده
حدود ساعتهای شش میرسیم به اردوگاهمون
،چادرهای جدیدی به اردوگاهمون اضافه شدن آدمهای جدید
سیبزمینی تیکه تیکه میکردیم
،با مهمونهامون از ایروان صحبتهای جالب میکردیم
که از روستاهای نزدیک اونجا اومده بودن
اولش رسانهها پوششمون نمیدادن
پس سعی کردیم از طریق شبکههای اجتماعی
و لایوهای فیسبوک، افراد رو مطلع کنیم
،همونطور که تعداد لایکها بالا میرفت میفهمیدیم که آدمها دارن جذب میشن
راستی، خبر رسیده بهمون که
چالو"مون توی ایروان معروف شده"
چالو حتی از ما هم تو فیسبوک معروفتر شده بود
انگار وقت درخشش چالوئه
میتونستیم حس کنیم یه اتفاقی داره تو کشور میافته
تنها نیستم، تنها نیستم، تنها نیستم
آنها راه میروند، راه میروند، راه میروند
دنبال این بودیم که انقدر آدم بهمون بپیونده
که بتونیم مجلسرو محاصره کنیم
و نذاریم انتخابات نخستوزیری برگزار بشه
میخواستم وضعیتی ایجاد کنم که
این پلیس نباشه که میره در خونهی شهروندیرو میزنه
بلکه شهروند باشه که بره به درهای قدرت ضربه بزنه
بچه بودیم نارحت بودیم که پنهان شده
ولی الان میدونیم برای آیندهمون توی زندانه
بابا، منتظریم که بیای بیرون
تا بتونیم دوباره یه خانواده باشیم
سال 2011 وقتی از زندان اومدم بیرون
احساس کردم همه ازم انتظار دارن دست به یه عملی بزنم
که باید یه کاری بکنم
که برای ارمنستان تغییر به ارمغان بیارم
دو سال افتادی زندان
یک سال و نیم در خفا بودی
حالا چی؟
حالا چی؟
امیدتون رو از دست ندین
چون راه نجاتی هست
!راه نجات - !راه نجات -
از زندانی سیاسی، تا عضو مجلس "نیکول پاشینیان، و متحدین "راه نجات
هفت درصد آرا در مجلس شورا را بدست آوردند
دارم میرم مجلس
همونطور که خانوادههای شما دارن پولدار و پولدارتر میشن
صدها هزار خانوادهی ارمنی در قفر مطلق به سر میبرن
تقریبا به یک میلیون نفر رشوهی انتخاباتی دادن
دولت در واقع دست اولیگارشهاست
ولی حس میکردم شکست خوردم
...سخنرانی میکردم
مصاحبه میکردم
دارم بهتون میگم، خیلی خوشمزهست
یکی از تنقلات محبوب ما، سیبزمینی تنوریه
No comments yet. Be the first to leave one.