The first 200 lines.
× وعده ی چانگآن ×
= قسمت ۱۲ =
..چطور میخوای سرباز هایی که
بخاطر تو مردن رو جبران کنی؟
..وقتی شب بخواب میری
عذاب وجدان نداری؟
گمشو
برادر
از چه مضخرفی حرف میزنی؟
تو دیوانه ای
من که هیچی نمیدونم
چطور جرعت میکنی ، انکارش کنی.
چنگ شو ، عجولانه رفتار نکن- چنگ شو-
..همه
از حقیقت باخبر هستن
پیام رسان ، چطور کشته شد؟
..تو
!باید واضح بدانی
اعلیحضرت مدتها پیش راجع این مسئله تصمیم گرفتن
..اگر اعتراضی دارید
برید پیش امپراطور بازگو کنید
مثل سگ های دیوانه دیگران رو گاز نگیرید
حتما اشتباهی شده
دیگر بحث نکنید
چنگ شو
با چنگ شوان برگردید
شیائو چنگ یائو
تو یک خودسری
..من قبلا
فکر میکردم تو یک قهرمان هستی
..ولی حالا
فکر میکنم تو یک ترسوی رذل هستی
چی؟
چنگ یائو
کافیه
گوش کن
..در این موقعیت بهتره
با شاهزاده بحث نکنی
درسته
هر چی گفتی درسته
..حالا که تو از حقیقت باخبری
چکاری از دستت بر میاد؟
اگه جرعتشو داری منو بکش
بیا
میکشمت
چنگ شو ، متوقفش کن
چنگ شو- برو-
جلومو نگیر ، میکشمش
زندگی در برابر زندگی
چنگ شوان
ارزشش رو نداره
شیائو چنگ یائو
اعلیحضرت
درود بر اعلیحضرت
چی میخوانی؟
خیلی متمرکز بودی
..فقط چون حوصلم سر رفته بود
داشتم وقت کشی میکردم
کتاب های مربوط به هنر جنگی رو دوست داری؟
..این ها جزو کتاب های
بی ارزش برای وقت کُشی نیست
اعلیحضرت
..بانوی من
کمی با دختران دیگر متفاوت هستن
..دختران دیگر
مشتاقِ گلدوزی یا نواختن زیتر هستن
..ولی بانوی من
..عاشق سوارکاری و تیراندازی
و خواندن چنین کتاب هایی هستن
..پس زیبای من
بیش از کمی متفاوت هستن
این درست نیست
..من فقط فکر میکنم
..این کتاب ها جالب هستند
برای همین تصمیم به خواندن گرفتم
..از انجایی که
..مدتی این کتاب ها رو خواندی
باید چیزی یاد گرفته باشی
دوست دارم امروز امتحانت بکنم
..من"
قبلا شاهینی بزرگ کردم
..ولی بیش از حد پرو بال گرفته
..و حالا
بیش از حد برای کنترل شدن مغرور هستش
..من باید بجای کشتنش
از ان مراقبت کنم
"فکر میکنی باید چکار کنم؟
چنگ یائو
به اعتبار های نظامی خودش متکی هستش
حتی به اعلیحضرت هم احترام نمیزاره
..من نمیدونم
در اینده چه اتفاق هایی قراره بیوفته
..من دانش
و تجربه کمی ندارم
..اگر اشتباه کردم
لطفا به من نخندید
..از اونجایی که خودم میخواستم امتحانت کنم
پس بهت نمیخندم
فقط بگو باید چکار کنیم؟
..من در کتاب
یک جمله خواندم
..اگر قصد کشتن کسی را داری"
او را خودش غرق کنید تا پر از گناه شود
..اگر میخواهی مردی بالا رتبه را بکشید
شما اول باید اورا تایید کنید
..وقتی به اندازه کافی شرور شد
.کسی نمیتواند جلودارش شود
"درحین شما میتوانید به دلیل منطقی او را بکشید
..اگر قصد کشتن کسی را داری"
"او را خودش غرق کنید تا پر از گناه شود
خوبه
ایده ی خوبیه
اعلیحضرت باید خسته باشن
چرا کمی استراحت نمیکنید
..شما میتونید
فردا این گزارشات رو بخوانید
فردا کار دیگه ای برای انجام دادن دارم
..میتونم استراحت کنم
ولی امور دولتی نباید به تاخیر بیوفتن
ولی اعلیحضرت
شما برای مدت زیادی مشغول هستید
باید خسته باشید
..اگر حین کار کمی استراحت کنید
نتیجه کار ها دو برابر میشود
حق با توعه
..نظرت چیه
..تو برای من بخوانی
منم میتونم استراحت کنم
اینطوری ، کار هم به تاخیر نمیافته
جرعت این کارو ندارم
هیچ زنی اجازه دخالت در امور دولتی رو نداره
من هم یک امپراطور احمق و ناتوان نیستم
میدونم دارم چه کار میکنم
چیه؟
نمیخوای کمکم کنی؟
..مشورت
..مهم ترین امر
..در ارتباط با امپراطور و مقامات
و اطمینان از طلح پایدارِ جهان است
..من شنیده ام امپراطور صاحبِ مردم
و همه چیز کشور است
..به همین خاطر
امپراطور مسئولیت های زیادی به دوش میکشد
...در حالی که مردم
اعلیحضرت
خوابم برد
اعلیحضرت
میرم برای شما کمی دسر بیارم
..شنیدم
..اعلیحضرت
..از شما خواستن به اتاق مطالعه امپراطوری برید
و گزارشات رو برای ایشان بخوانید
..پادشاه حتی درمورد امور دولتی
از شما نظر خواست
درسته؟
خواهر
ایا شما منو بخاطر دخالت در امور دولتی سرزنش میکنید؟
..من میدونستم این کار درست نیست
ولی اعلیحضرت از من خواستن اینکارو انجام بدم
..من نمیتونستم با امپراطور
مخالفت کنم ، بانوی من
از تو عصبانی نیستم
من سرزنشت نمیکنم
..من خوشحالم که
اعلیحضرت از استعداد تو قدردانی میکنن
مینگ یو
..از وقتی در قصر ازدواج کردی
دیگه مثل قبل ، تندخو نیستی
..شاید
بخاطر قوانین سختگیرانه قصر باشه
..ولی من
..از انچه از دست دادی
و انچه را که تسلیم کردی ، باخبرم
من دردت رو درک میکنم
خواهر ، این حرف رو نزن
..این
انتخاب خودم بوده
من دردی احساس نمیکنم
..اخیرا
..من اعلیحضرت را دیدم که
..با پشتکار کار میکنن
تا تمام تلاششون رو برای اداره کشور بکار ببرن
شاه حتی غذا و خواب رو فراموش میکنن
ایشون به سختی کار میکنن
ایشون امپراطور خوبی هستن
..من از اعماق قلبم
شاه رو تحسین میکنم
..پس من
..میخوام بهترینم رو
برای کمک به شاه بکار ببرم
..اگر اینطور فکر میکنی
من احساس ارامش میکنم
= شنگ ، ۱ سال بعد =
جدی میگید؟
اعلیحضرت
شما قصد دارید نیرو هارو بیرون بکشید؟
نیرو های ما تلفات سنگینی رو متحمل شدن
..اگر الان عقب نکشیم
پس کی باید اینکارو کنیم؟
..ما فقط شیجی رو فتح کردیم
No comments yet. Be the first to leave one.