Caged Wings (Mi soledad tiene alas)

Caged Wings (Mi soledad tiene alas)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Mi soledad tiene alas 2023 720p WEB-DL YIFY
A Commentary by Qasem_Samangani

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
webrip
BRip
Published on: 2024-03-15
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫خاک بر سرم. موهام خیلی خراب شده.

‫هشت دقیقه و ۱۶ ثانیه شد. ‫چرا این‌قدر کند شدی؟

‫داشتم از سواری لذت می‌بردم.

‫- عین مامان‌بزرگم می‌رونی. ‫- سر کار بعدیمون بیارش.

‫تو که خوشت میاد. ‫خودم می‌دونم دنبال بهانه‌ای کار نکنی.

‫دفعه بعد خودت وسط بشین رنو. ‫داشتم له می‌شدم.

‫دن می‌ترسه اذیتش کنم.

‫- اذیتش کنی؟ گمون نکنم در حدش باشی. ‫- ها؟

‫- مردم می‌گن آزارت به مورچه هم نمی‌رسه. ‫- کی گفته؟

‫- چه بدونم. مردم دیگه. ‫- چطوری ویل؟

‫باز یه سایز بزرگ‌تر شدی. ‫مگه رژیم نگرفته بودی؟

‫ویو، این‌ها رو بی‌خیال. ‫بیا ما من بریم سنگال.

‫به خواب ببینی.

‫آهای! این دیگه چه وضعشه؟

‫چته؟

‫خیلی هم بد نیست، مگه نه؟

‫اون عوضی الکی بزرگش کرد.

‫بیا. باید مامانم رو ببرم آرایشگاه.

‫من هم باید برم.

‫مواظب خودت باش، خب؟

‫... هشت هفته مداوم ‫پرفروش‌ترین محصول بود...

‫- صبح به خیر مامان‌بزرگ. ‫- صبح به خیر.

‫- اینجا خیلی گرمه. ‫- کجا بودی؟

‫با دوست‌هام بیرون بودم.

‫اصلا خوابیدی؟

‫این رو اینجا می‌ذارم، خب؟

‫- اصلا خوابیدی؟ ‫- الان دیگه می‌رم می‌خوابم.

‫یه چیزی بخور و برو بخواب.

‫داری روز به روز لاغرتر می‌شی.

‫خب، تو هم خوشگل‌تر می‌شی.

تنهایی من بال دارد

‫اومدم کار کنم.

‫منظورت چیه؟ ‫من که اخراجت کرده بودم، یادت رفته؟

‫آب گرم دوباره وصل شده مامان‌بزرگ.

‫آب گرم رو می‌گم. وصل شده.

‫آخه یکی از ساکنین طبقه سوم ‫درستش کرد. اسمش آنخله.

‫آنخل از طبقه سوم.

‫من کلاه‌برداری نمی‌کنم، خب؟

‫وایستا ببینم.

‫به موهات سفیده تخم‌مرغ زدی؟

‫- دوش گرفتم. ‫- آها.

‫امکان نداره کل این کارها رو ‫با دنیس برنامه‌ریزی کرده باشی.

‫کان یامان و آشیلا چیکار کردن؟

‫دعوا می‌کنن، آشتی می‌کنن، ‫قهر می‌کنن...

‫- عین آب و روغن می‌مونن، مگه نه؟ ‫- آره.

‫تا آخرهفته آشتی می‌کنن.

‫- شاید هم زودتر آشتی کنن. ‫- شاید هم زودتر آشتی کنن.

‫کار همیشگیشونه.

‫من دارم می‌رم بیرون، خب؟

‫باشه.

‫- نمی‌خوای چیزی بخرم؟ ‫- شیر بخر.

‫خیلی‌خب. تا شب برمی‌گردم.

‫سلام. چطوری؟

‫- چطوری پدریتو؟ ‫- اومدم قهوه بخورم.

‫- دیشب حالت خیلی خراب بود. ‫- داغون شده بودم.

‫می‌دونم. خودم دیده بودمت.

‫- بلوند خان! ‫- فعلا.

‫چی شده؟

‫- سر به سرم نذار. ‫- موهات چی شده؟

‫ولم کن پسر. با موی من کاری نداشته باش. ‫حق نداری به این مو دست بزنی.

‫راستی، بهت نگفته بودم. ‫فرانچسکا رو یادته؟

‫همون فرانچسکای اهل ال راوال رو می‌گم ‫که خیلی خوشگل بود.

‫چند روز پیش دیدمش. ‫گلویی تازه کردیم و بحث جذابی پیش اومد.

‫من رو که می‌شناسی داداش.

‫کلی باهاش صحبت کردم،

‫داشتم دلش رو می‌بردم ‫که یهو از دستم عصبانی شد.

‫می‌ترسیدم تاریخ تکرار بشه.

‫- چطوری داندی؟ ‫- ردیفم.

‫رنو، شنیدم با کندی بیرون بودی.

‫می‌دونستی خیلی زود عصبانی می‌شه؟

‫کی رو می‌گی؟

‫سه‌شنبه.

‫سه‌شنبه؟

‫نه بابا. سه‌شنبه به قبر پدرت سر زده بودم.

‫- برو کنار. ‫- ای عوضی.

‫طرف با من چه مشکلی داره؟ ‫نمی‌فهمم.

‫چند شب پیش که اسپیس بودم،

‫تا مستراح دنبالم اومد ‫و بهم لگد زد.

‫مجبور شدم هلش بدم.

‫ایول خوزیتو!

‫بگذریم، دوباره آرومش کردم ‫و بعدش متوجه شدم...

‫دلش پیشم گیر کرده.

‫انگار دنیا رو بهم داده بودن.

‫تو اگه جام بودی، ‫چه حسی پیدا می‌کردی؟

‫عاشق شدم داداش. ‫دلم بدجوری پیشش گیر کرده.

‫ببین چه آهنگی نوشتم. ‫مخت سوت می‌کشه.

‫- نظرت چیه؟ ‫- یه کم مسخره بود.

‫باید واسه سوپ مامانم ‫سیب‌زمینی شیرین و خیار بخرم.

‫همه‌چی ردیفه خانم.

‫میوه‌های اینجا حرف ندارن.

‫بفرمایین.

‫- سلام خانم. ‫- سلام.

‫چه خانم برازنده‌ای. ‫عین بازیگرهاست.

‫- آشنا می‌زنه. ‫- آره، دقیقا.

‫از افراد مشهور همین حوالیه؟

‫- برو ببینم. ‫- سلام. امتحان می‌کنم.

‫ملکه صندوق‌دار عزیزم، ‫به عمرم خانمی به خوشگلی شما ندیدم

‫تو هم خیلی خوشگلی عزیزم.

‫خداحافظتون.

‫بنداز!

‫افتضاح بود!

‫دوباره بزن. آماده باش.

‫ایول! حالا شد یه چیزی.

‫دوباره. بزن.

‫- حرف نداشت! ‫- دارین خوش می‌گذرونین کله‌خرها؟

‫ای خدا.

‫- کاری می‌کنین اخراجم کنن‌ها. ‫- ما که کاری نکردیم.

‫- ما که خیلی مؤدب بودیم. ‫- حتما.

‫چه خوب گرفتی.

‫بریم.

‫بهتره بابت پوشیدن ‫اون لباس فرم بهت پول بدن.

‫پول می‌دن دیگه احمق.

‫- خیلی هم بهم میاد. ‫- خودت رو گول بزن.

‫- تو که به عمرت یه روز هم کار نکردی. ‫- کار چیه؟

‫وایستا، نه. ببخشید.

‫یه عکس با لباس زرد رفتگری ازت دارم.

‫لباس مینیون بود؛ ‫ولی کار واقعی بود.

‫- کی به کی می‌گه. ‫- حواست رو جمع کن، وگرنه پخشش می‌کنم.

‫کی به کی می‌گه. ‫ادای هنرمندها رو درمیاری.

‫عه. حالا می‌بینی. ‫یه روزی واسه خودم کارگاه می‌زنم.

‫«یه روزی ور ور ور...» ‫کارگاه دیگه چیه؟

‫من بنکسی بعدی‌ام پسر.

‫- بیاین. بریم. ‫- ای عوضی.

‫بنکسی بعدی باشی؟ ‫بانکی بعدی هم نیستی.

‫امروز هنرمند بااستعداد جدیدی رو ‫در «هنرمندان خیابانی جهانی» معرفی می‌کنیم.

‫نام مستعارش رو «سه» گذاشته. ‫ممکنه ادای احترام به «سه تفنگدار»...

‫یا مجسمه «سه افسونگر» باشه.

‫شاید هم ادای احترام به «سه فرزانه» باشه.

‫لقب «بنکسی اسپانیایی» رو ‫بهش اختصاص دادن.

‫کی به من یاد می‌دی؟

‫می‌ترسی از خودت ماهرتر بشم؟

‫- دلم نمی‌خواد کثیف بشی. ‫- حتما.

‫از مخدوش کردن اموال عمومی ‫خجالت نمی‌کشی؟

‫رو دیوار خونه‌ات هم ‫همین کار رو می‌کنی؟

‫- آهای! ‫- ای وای، نگهبانان اومدن. آخرشه؟

‫آهای، با شمام!

‫برو پی کارت داداش!

‫داریم اینجا رو خوشگل‌تر می‌کنیم دیگه.

‫- از هنر خوشت نمیاد؟ ‫- برو ببینم.

‫ببینین. این‌ها مینیونن. جدی می‌گم.

‫بیاین بریم.

‫گم شین!

‫- خودمون شنیدیم دیگه. ‫- گور باباتون.

! پلیس خبر کردیم البته که شما خبرچینی -

‫پلیس‌های به درد نخور!

‫کی به من یاد می‌دی؟

‫می‌ترسی از خودت ماهرتر بشم؟

‫- دلم نمی‌خواد کثیف بشی. ‫- حتما.

‫... هیچ ارتفاع، هیچ عمق...

‫و هیچ موجود دیگری ‫ما را از عشق به خداوند...

‫دور نمی‌کند.

‫در پاسخ به چنین حرفی چه بگوییم؟ ‫اگه خداوند حامی ماست، پس دشمنمان کیست؟

‫چطور ممکن است خدایی ‫که از پسر خود نگذشت و وی را به ما سپرد،

‫باقی نعمت‌ها را هم به ما ارزانی ندارد؟

‫چه کسی به منتخب خداوند حمله می‌کند؟

‫آمرزش ما دست خداوند است.

‫چه کسی محکوم خواهد شد؟

‫بغلم نمی‌کنی؟

‫به زودی می‌تونیم ‫فرصت از دست رفته رو جبران کنیم.

‫به نام پدر، پسر و روح‌القدس.

‫سلام رفیق!

‫کم‌کم داشتم نگران می‌شدم.

‫- حالت چطوره؟ ‫- خوبم.

‫دلم برات تنگ شده بود. ‫خیال می‌کردم گذاشتی رفتی.

‫من؟ امکان نداره.

‫ویو، ببین کی اومده! ‫می‌رم نوشیدنی بیارم.

‫حالت چطوره؟

‫- خوبم. خوبم. ‫- واقعا؟

‫- چرا جواب تماس‌هام رو نمی‌دادی؟ ‫- ببخشید.

‫- نمی‌دونستم چی بگم. ‫- دلت برام تنگ نشده بود؟

‫معلومه که شده بود.

‫- دل من هم برات تنگ شده بود خنگول خان. ‫- واقعا؟

‫این دوتا چقدر جلب توجه می‌کنن.

اگه دوست پسرش پیدا بشه زنو توی دردسر می اُفته

! ببین تو وحشیم می کنی -

من هندِلش می کنم خدایا -

هِی کازانوا دیوونه ـشم -

‫- تا حالا چنین حسی نداشتم. ‫- سلام باربی!

‫با لباس بولینگ به من تکه می‌اندازی؟ ‫عین هومر سیمپسون شدی چاقالو.

‫فرانچسکا رو ببینین. ‫دختر خیلی خاصیه.

‫آره. خیلی خوشگله.

‫- می‌دونی نامزد داره دیگه، مگه نه؟ ‫- خب حالا.

‫من که حسود نیستم. ‫یکشنبه می‌ریم اسپیس.

‫- ما هم دعوتیم دیگه؟ ‫- معلومه.

‫- خیلی‌خب. ‫- ببینین، تولدشه.

‫می‌خوام هدیه خاصی براش بخرم. ‫مثلا یه کیف شنل بخرم.

‫- چیش خنده‌داره؟ ‫- هیچی.

‫- هدیه خوبیه، مگه نه؟ ‫- آره. خیلی باحاله.

‫- ولی اصلا پول ندارم. ‫- پس براش حیوون عروسکی بخر.

‫- آره. ‫- فرانچسکا یه پا ملکه است.

‫نمی‌شه که براش تدی خرسه بخرم.

‫واسه همین یه جواهرفروشی ‫تو بادالونا رو نشون کردم.

‫به نظرم از پسش برمیایم.

‫- نه رنو. ‫- چرا، برمیایم.

‫گفتم نه.

‫اصلا نمی‌شه پسر. خیلی زوده.

‫- پولت رو خرج چی کردی؟ ‫- اینجا رو باش.

‫روکش دست‌ساز سفارش دادم.

‫- این دیگه چه کوفتیه رنو؟ ‫- این؟ دندون ۲۴ قیراطه.

‫چی؟ ‫اصلا باهات نمی‌گردم.‫اگه رو دندونت بندازیش،

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left