The Oranges

The Oranges

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Oranges 2011 REPACK DVDRip XviD-PHOBOS
A Commentary by AzizehBaba
من فقط مجددا برای دی وی دی ریپ تنظیم کردم

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
Published on: 2013-10-29
Downloads: 44
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تنظيم و زمانبندي مجدد : عزيزبابا

موضوع خوشبختي

هزاران سال است که فيلسوفان و شاعران و شرکتهاي داروسازي را درگير خود کرده

معلومه که موضوع مرموزيه

وقتي که من سه سال قبل از مدرسه ي طراحي فارغ التحصيل شدم

يک نقشه ي مشخص داشتم

چند ماه توي خونه باشم و يک کيف پر از طراحي هاي خفن درست کنم

و توي منهتن طوفان به پا کنم

خونه ي ما اينجاست

اورنج غربي در نيوجرسي

قشنگه ، آره ؟

درسته ، اينجا منهتن نيست ولي همونطور که گفتم ، موقتيه

من اينجا با دو تا خونواده بزرگ شدم

اون بابامه که لباس آبي داره و اون يکي هم دوست صميميش تري

زوج جدا نشدني

اونها با هم مي دوند سه بار در هفته ؛ بدون غيبت

ميتونيد ساعتتون رو با اونها تنظيم کنيد

ميتونيد بگيد زندگي در اورنج ... قابل اعتماده

باورم نميشه مجبورم کردي اين کارو بکنم

براي اشتهات خوبه يک ساعت ديگه ميبينمت

ميتونيد به تري اعتماد کنيد که براي هر چيزي ، يک ابزاري داره

من 1.2 مايل پياده روي کردم و فقط 2 بار توقف کردم

خيلي عاليه عزيزم

و ميتونيد به کتي اطمينان داشته باشيد

که هيچ وقت حتي يک کلمه از حرفهاي تري رو نمي شنوه

حواست باشه دوچرخت رو بزاري توي گاراژ

و گوشت خوک رو هم از فريزر بيار بيرون

اونطرف خيابون ، خونه ي ما

هر سال ، مامانم بيشتر درگير گروه سرود شب کريسمس ميشه

اونا توي ماه آگوست تمرين رو شروع ميکنند

و هر سال ، پدرم يه ذره بيشتر ازشون متنفر ميشه

باشه ، درسته. من هنوز اينجام من چند سال از برنامم عقب افتادم

ولي شما نميتونيد توي اينجور کارها عجله کنيد

طرح ها بايد عالي و بي نقص باشند ، درسته ؟

در ضمن ، من يک کار روزانه هم توي شرکت طراحي دکوراسيون دارم

تا جايي که براي من مهم بود همه چيز درست پيش ميرفت

تولدت مبارک

تا اينکه اون چيزي که اتفاق افتاد...افتاد

نينا آستراف

وقتي که اين جريانات شروع شد اون توي فاصله اي امن از ما قرار داشت

سه هزار مايل اونطرف در سان فرانسيسکو

تولدت مبارک

يه آرزو بکن عزيزم

و من مثل چرخ پنجم توي جمع چهار نفره معمولي شنبه هاي والدينمون بودم

دوباره بگو

باشه

Un coup de birch.

هي وني

من جالب ترين مقاله رو خوندم

اسمش "دسيسه ي آکيا" هست

که تو رو حسابي مجذوب ميکنه

.... موضوعش اينه که - تري ؟ -

بايد به نينا تلفن بزنيم گفتيم ساعت 9:30 زنگ ميزنيم

الان انجامش ميدم

ونسا ، به اون طراحي دکوراسيون اتاق نشيمن نگاه کردي ؟

آره ، شبيه کمد لباس توي زيرزمين بود

هميشه يه ايرادي ميگيري عزيزم

اينقدر سخت گير نباش هيچي بي نقص نيست

يه مشکلي داشت ، ميدوني فقط يه پنجره داشت

..... پيج ، بهت گفتم که - جايي واسه نفس کشيدن نبود -

که "جان مارشک" مامور ليست برداري اون موضوع بود بود ؟

ديويد ، از اين وسيله حسابي خوشت مياد

اين جعبه ي بلندگو ، به صورت بي سيم به موبايل من وصل ميشه

و حدس بزن اولين بار کجا در موردش خوندم ؟

توي "گزارش مصرف کنندگان" . خيلي ممنونم که تجربت رو براي ما نوشتي

واقعاً ازش لذت ميبرم - به عنوان يک مصرف کننده قابلي نداشت -

حتي لازم نيست موبايلم رو از جيبم در بيارم

نگاه کنيد

با نينا تماس بگير

لطفا درخواست را تکرار کنيد

با نينا تماس بگير

سايد شلوارت جلوي سيگنال رو ميگيره

جنسش کتانه

تماس با تلفن نينا

نينا ، دختر اونها و بهترين دوست من

از سن صفر سالگي تا دبيرستان

ما ساعتها وقت صرف نقشه ي فرار بزرگمون ميکرديم

من ميخوام توي نيويورک زندگي کنم

و پاريس

و ميخوام يه آشپز معروف بشم و ميليونها نفر عاشق داشته باشم

که منو به همه جاي دنيا ببرن

که تا ابد مجبور نباشم به نيوجرسي برگردم

انگار اينجا هوا براي تنفس نيست ، درسته ؟

کاملاً

تو هم مياي ، آره ؟

شوخيت گرفته ؟

تا سال دوم دبيرستان

که منو ترک کرد تا با "ليز گينز" و گروه خوشگذرونها باشه

همچنين "پيتر فورچناتو" رو بوسيد و بعداً براش جلق زد

من تمام زندگيم مخفيانه عاشق اون پسر بودم

بعدش ، درست زماني که والدينش داشتند به زور ميفرستادنش

به يک دانشگاه بدردنخور توي پنسيلوانيا

اون تصميم گرفت که بره دور دنيا بگرده

يا حداقل اون بخشهايي از دنيا

که خارج از محدوده ي آنتن موبايل تخميش بودند

الو ؟

تولدت مبارک عزيزم

تولدت مبارک - تولدت مبارک نينا -

ديويد و پيج هستيم ونسا هم اينجاست

درسته ، منم اينجام

هي ايتن

فکر ميکنم ننه باباي تخمي نينا پشت خط هستن

نميدونستم قراره پارتي برگزار بشه سورپرايزم کردند

عزيزم ، نميتونيم صداتو بشنويم

ايتن يهو من رو انداخت وسط پارتي

خيلي عاليه

عکسايي که فرستادم ديدين ؟

آره ، ديديم

پسرا هم بايد کم کم گوشواره بندازن به گوششون

چي ؟ ببخشيد صداتونو نميشنوم من روي اسپيکر هستم ؟

نينا ، چه تاريخي پرواز ميکني بياي واسه روز شکرگذاري ؟

روز شکرگزاري ؟

مامان ، فکر نميکنم بتونم واسه شکرگذاري بتونم بيام

نمايشگاه عکس ايتن هفته ي ديگست و خيلي مهمه

عزيزم ، ما 2 ساله که نديديمت

پنج ساله که نيومدي خونه ببينيمت اين خيلي مدت زياديه

ميتونين صدا من رو از اسپيکر برداريد ؟

شرمنده عزيزم ، بايد قطع کنم تا از اسپيکر بردارم ، خيلي سيستم پيچيده ايه

باشه

ببين ، از اين حرفم خوشتون نمياد

ولي من و ايتن داريد ازدواج ميکنيم

اون دو هفته قبل توي جشن تولدش ازم خواستگاري کرد

منو برد به ساحل بيکر

که منظره اي از پل "دروازه طلايي" داره

و جلوم زانو زد و کاراي ديگه

توي تولد خودش ازت خواستگاري کرد ؟ - من متوجه نميشم -

من عاشقشم

..... اون که خيلي خوبه عزيزم ، ولي

تو فقط 24 سالته

اين روزا کسي توي 24 سالگي ازدواج نميکنه

مردم توي 17 سالگي هم ازدواج ميکنن

دختراي سفيدپوست نيوجرسي اينکارو نميکنن

هيس - اصلاً ميفهمين چي دارين ميگين ؟ -

نه ، تو بفهم - تو يه عالمه تصميم اشتباه تو زندگيت گرفتي -

خواهشاً ازدواج با يه پسر بدبخت بدون آينده رو به ليست اضافه نکن

باشه ، من يه فکري دارم

اگه فکر ميکنين اينقدر آدم بدبختيه پس به عروسي نياين

اوه خدا ، صداشو کم کن

صدا کم صدا کم

اوه خدايا - صدا کم -

هي بچه ها ، داره ديروقت ميشه مهموني تموم شد ، باشه ؟

دوستت دارم ، خداحافظ

امي ، ايتن رو نديدي ؟

عزيزم ؟

ايتن ؟

ايتن ؟

آه ، يه لحظه فرصت بده

زود باشين ، ميخوام همه از اينجا برن

هي ، اوضاعتون با اون مشاور خانواده چطور ميگذره ؟

نميدونم ، بنظر نمياد چيزي حاليش باشه

انگار داري با "مه" حرف ميزني

من و ديويد خودمون جايگاهمون رو ميدونيم

بخاطر همينه که اين همه مدت با هم دووم آورديم يه جورايي روشمون جواب داده

خوب ، اينجوري نگام نکن من فقط وانمود ميکنم تري نامرئيه

متوجه تغييري نشدي ؟ - البته که شدم -

يخچال کوچولوي جديد قشنگيه

فکر ميکنم به دکوراسيون اتاق مياد

اين "مکس 5950" هستش - همونيه که تو پيشنهاد دادي -

از سري پتيو . کار جالبي کردي

بيا يه نگاهي به فريزر کوچولوش بندازيم

اوه پسر ، واقعاً بزرگه ، نيست ؟

حالا ، اين مشروبا توي اروپا خيلي طرفدار دارن

و ما هم الان تنها نمايندگي اون توي آمريکا شديم

جدي ميگي ؟ تبريک - ممنون -

روس ها دوست دارن صبحانه از اينا بخورن

قبل از اينکه شيطان بفهمه تو مُردي

.... پسر ، اين

خوب ... مزش زياد خوب نيست ، هست ؟

اصلا خوب نيست ، نه - نه -

جريان اين ملافه ها چيه ؟

تو ... يه مقدار از اوقات فراغتت رو اينجا ميگذروني ؟

فقط چند شب در هفته

برنامه هاي آخر شب تلويزيون رو مي بينم

يا امامزاده بيژن ، شوخيت گرفته ؟

..... نينا ؟ اوووو

ديويد! سلام - خيلي وقته نديدمت -

فکر کردم واسه روز شکرگذاري نمياي

.... آره ، خوب

پدر مادرم اينجان ؟ در خونه قفله

توي حياط پشتي هستن

آخرين روز فصل کباب پزي

جريان چيه ؟

حالت خوبه ؟ - ديويد -

پيج ميگه انبرها رو چيکار کردي ؟

سلام مامان

واسه روز شکرگذاري برگشتم

ما اينجا رو اتاق نشيمن دوممون کرديم

اگه پدرت توي اتاق اولي باشه

و من بخوام کمي تنها باشم ميام اينجا

عزيزم ، من يه تشک بادي خيلي باحال دارم

که کاملا توي گوشه ي اتاق جا ميشه و خيلي هم راحته

ولي ، ميدوني ، تخت خواب قديميت رو برديم توي گاراژ

ميتونم دوباره برات برقرارش کنم

..... فقط دو ثانيه - نه ، همين خوبه -

من فقط چند روز اينجا مي مونم

چرا ؟ اين دفعه ميخواي کجا بري ؟

نميدونم

هنوز تصميم نگرفتم

خوب چرا يه مدت اينجا نميموني ؟

برام مهم نيست ، اينجوريا هم نيست که به نبودنت عادت نکرده باشيم

More Farsi Persian subtitles for The Oranges

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left