The first 200 lines.
لو سی یی
ماشینُ نگهدار و به من گوش کن
من واقعا واقعا،خیلی زیاد تو رو دوس دارم
برا همینم اینهمه برات ارزش قائلم
...مهم نیس الان چی داری میگی- فقط بیا بهم بزنیم-
ما تونستیم اون پیچُ پرت کنیم بیرون
معاون امروز حتا نیگاشم نکرد
اینجوری دیگه نمیتونه بیشتر ازین به چنگ کوان بچسبه
خدافظ،گوانگ کیانگ
لو سی یی،خوب استراحت کن
من قطعا حقیقتُ روشن میکنم
لوسی یی،حتا دستش به کامپیوترم نخورده
چطور میتونسته اون ایمیلُ فرستاده باشه؟
صبر کن ببینم- اون کیه؟-
تو چرا پسورد کامپیوترِ لوسی یی روداری؟
اونا گفتن من دیگه متهم نیستم
مهم نیس چی پیش میاد
ما باید همیشه با هم باشیم.اوکی؟
...خوش اومدی
مبارکه،سی یی
آخرش بی گناهیت ثابت شد
ممنون
ممنون از همه
اگه بخاطر معاون و شنگ جون نبود
الان نمیتونستم برگردم اینجا
سی یی،خیلی خوش اومدی
حالت خوبه؟
من خوبم.مرسی
سی یی،تو برگشتی؟
آره
حتما خیلی ناامید شدی که دیدی سی یی برگشنه.نه؟
البته که نه،میدونستم سی یی نمیتونه ازین آدما باشه
چرا باید یه منشی ارشد اسرار شرکتُ لو بده؟
معلوم بود که بی گناهی
مدیر فنی،به نظرم شرکت باید یه کاری در اینمورد انجام بده
بیا تو دفترم در موردش بحث کنیم
اوکی
برگردیم سرکارمون
رییس سونگ
آرایشت خراب شده
بیا بگیر
من به ترحمِ تو نیازی ندارم
حالا ببینیم آخرش تا کی اینجایی
پس بهتره نگران خودت باشی
سونگ تینگ آی....رییس سونگ
بیا دفترم
بله
متاسفم مدیرکل.متاسفم بازرس
چطور تونستی همچین کاری بکنی؟
تو سالهاست بعنوان رییس اینجا بودی
چطور تونستی همچین ضرر بزرگی به شرکت بزنی؟
حالا چطور میتونم به ددی توضیح بدم؟
دقیقا
حتا اگه خیلی خواستی وفاداری خودتُ نشون بدیُ باری از دوش بازرس برداری
بازم باید بیشتر مراقب بودی
حالا که همچین دردسر بزرگیُ بوجود آوردی
فکر کردی بازرس باید چیکار کنه؟
من خیلی سادگی و حماقت کردم
فقط میخواستم لو سی یی رو از بازرس دورش کنم
برا همین اوضاع اینجوری شد
میفهمم که میخواستی به بازرس کمک کنی
اما باید بیشتر دقت می کردی.درسته؟
اگه خانم ویویان ایقد بخشنده نبود
حتما شب سال نو رو تو زندان می گذروندی
بیخیال
فقط میخواسته به من کمک کنه
سعی کن کمتر جلب توجه کنی
اگه کسی دنبال این موضوع رو نگیره
بقیه خیلی زود یادشون میره
بهرحال اولین بار نیست که شرکت متحملِ اینهمه ضرر میشه
من از شنیدنش واقعا شرمنده میشم
پس شنیدی که؟
بازرس چه آدم بزرگواریه
نمیخوای ازش تشکر کنی؟
دستت درد نکنه.بازرس
بیا تو
به به،معاون گائو و مدیر تانگ
حتما در مورد لامپهای جادویی حرفی دارین
ما نمیتونیم به این سادگی فراموش کنیم
حدس میزنم،مدیرفنی باید یه شکایت نامه برا دادگاه آماده کرده باشه.آره؟
البته که باید از شرکت رقیبمون شکایت کنیم که طرح ما رو دزدیده
اما اگه موضوع رو به دادگاه بکشیم
مدت زیادی طول میکشه که حل و فصل بشه
که ممکنه پول و منابع زیادی رو هدر بده
من ترجیح میدم ازین زمان برا توسعه ی محصولِ
بهتر و نوآوری جدیدتر استفاده کنم
بابا تو دیگه کی هستی
الحق که نابغه ی لایقی هستی
معاون گائو، هم باید از تو یاد بگیره
به جای اینکه فقط دنبال عشق و عاشقی باشه
مطمئنی نمیخوای برای احقاقِ حقوقت مبارزه کنی؟
آره عیبی نداره
من بیشتر نگران اثباتِ بیگناهیِ لوسی یی بودم تا خودم
وقتی این اتفاق افتاد
شرکت از لوسی یی خواست که فورا اینجا رو ترک کنه
الان که حقیقت روشن شده
مایلم بدونم شرکت چطوری میخواد این ناحقی رو جبران کنه
اما شنیدم که...َ
شرکت از برخورد با متهم طفره میره
... با توجه به اینکه
اینجا مردم زیاد رفت و آمد دارن
حالا یه ناخن مصنوعی یا همچین چیزی پیدا شده
یه فیلم برف برفکی سیاه و سفیدم دیدین
یعنی اینا برا متهم کردن رییس سونگ کافیه؟ها؟
علاوه بر این
اگه ما به این فرضیات ادامه بدیم
تو روحیه ی کارمندا تاثیر میذاره
دیگه چطور میشه اینجا کار کرد؟
مدیرکل،تشویق و توبیخ باید بر اساس مدیریت درست باشه
البته همینطوره
با اینکه لوسی یی بیگناه بود اما به اون برچسب جاسوسی زده شد
بعدم که فوری اخراج شد
اما حالا داری از این حقیقت که سونگ تینگ آی مشکوکه چشم پوشی میکنی
اگه کارمندا در اینمورد بشنون چی
فکر نمیکنن وقتی یه کارمند ارشد دارن که ازشون حمایت میکنه
پس میتونن هر کاری خواستن انجام بدن؟
معاون گائو،چرا منو اینطوری تحت فشار میذاری؟
بعداز این قضیه
من جدا با خودم فکر کردم
و به این نتیجه رسیدم که باید یکم تغییر کنم
به خاطر اتفاقی که برا لوسی یی افتاد
میدونم خیلی سخت بهش گرفتم
و یه شخص بیگناه رو متهم کردم
رییس سونگ
بله
تو در آینده باید بیشتر دقت کنی
کاری نکنی که دیگرون بهت مشکوک بشن
وگرنه بقیه باز در موردت حرف میزنن.فهمیدی؟
فهمیدم
معاون گائو،اگه بازم اصرار داری
بهتره با بازرس صحبت کنی
هرچی خانم ویویان بگه منم موافقم
من فکر میکنم اخیرا اینجا خیلی پرطنش بوده
منم با مدیر تانگ موافقم
بهتره که خودمون به هیچ طنشی دامن نزنیم
در مورد رییس سونگ هم
چون او خیلی وقته اینجا داره کار میکنه
حتا اگرم مظنون باشه
مطمئنم که تو روحیه ی کارکنان تاثیر خوبی نداره
در حال حاضر روحیه ی کارمندا از ثبات شرکت واجب تره
درسته،معاون گائو
میتونید یه فرصت به من بدین که بیگناهیمُ ثابت کنم
همونطور که به لوسی یی دادین؟
فقط کافیه بفهمم سعی داری باز یه حیله ی دیگه پیاده کنی
اونوقت نمیذارم به این راحتی در بری
چی شده؟
مگه حقیقت روشن نشد؟
نباید یه جشن شادی بگیریم؟
چرا قیافت آویزونه؟
یکم درمورد لوسی یی نگرانم
نگرانی برا چی؟
همه فهمیدن که اون بیگناهه
نه در اینمورد.در مورد خودش
خودش؟
خودش چی شده مگه؟
هرچند که گفت باز به من برمیگرده
اما میدونم که این بی اطمینانیش همیشگیه
و شدیدا ترسیده شده
از چی ترسیده شده؟
که به من صدمه بزنه و باعث دردسرِ من بشه
میترسم اگه به این افکارش ادامه بده
بالاخره یه روزی منو ترک کنه
سی یی خیلی دختر بافکریه
عجیب نیس اگه همچین تفکری داشته باشه
بعدم وقتی دخترا عاشق کسی هستن این طبیعیه که یکم احساس ناامنی داشته باشن
پس من چطوری میتونم بهش اطمینان بدم؟
ساده ست
عزم و تصمیم خودتُ بهش نشون بده
بذار بفهمه که تو در موردش مصمم هستی
و هیچوقت قصد نداری ترکش کنی
که هرجا میره تو هم دنباله روش هستی
درست مثل یه سوسک!!!! که هیچوقت نمیمیره
بذار بدونه که تا اخر عمر بهم چسبیدین
تا آخر عمر؟
درسته
...پس یعنی میگی
باهاش ازدج کن
خب بذار ازت بپرسم
وقتی از خواب بیدار میشی بیشتر از همه دلت میخواد کیُ ببینی؟
وقتی از سرکار میای خونه،دلت میخواد با کی شام بخوری؟
وقتی شبا گرسنه ت میشه،دوس داری کی برات یه کاسه فرنیِ گرم درست کنه؟
جوابت فقط یه نفره.مگه نه؟
لو سی یی
ایــــــوَل
حالا که لوسی یی،جواب همه ی مشکلاتته
پس معطل چی هستی؟
کافیه باهاش ازج کنی
اما ازج به این سادگیا نیس که
صادقانه ترین قولی که یه مرد به زن میده
ازدواجه
چی؟
بگو...باز بگو
....گفتم که
من میخوام از سی یی خواستگاری کنم
یعنی خیلی زوده؟
مامان"لو"،لطفا منو باور داشته باش
من قطعا از لوسی یی خوب مراقبت میکنم
التماس میکنم
ازدج اصلا شوخی بردار نیستا
مطمئنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.