The first 200 lines.
کجایی ؟
سرباز گرگوری سالیوان ، تکاور
خوب میشی پسرم میری خونه
ستوان جفری توکاریویک مهندس هنگ نوزدهم
کور و کر شده خمپاره باعث شده صورتش از بین بره
گروهبان رولند روتاچ ، پیاده نظام هنگ بیست و نهم
رزم رنجوری
ترومای داخلی یا خارجی وجود نداره
برگرد پیش من
صبح بخیر آقای روتاچ هی
امروز چطورین آقا ؟ خوبم
خیلی خب بزار ببینم چی براتون آوردم
یه بطری شیر یه قوطی قهوه
یه کارتن سیگار
شش تا کنسرو لوبیا با سس گوجه
شش تا کنسرو لوبیا با شهد افرا
شش تا کنسرو لوبیا با روغن خوک
شش تا کنسرو لوبیا با شهد افرا و روغن خوک
بیست تا قوطی تُن ماهی
پنج تا بطری ویسکی
یه مربای تمشک سیاه
فقط باید اینجارو امضا کنید
آقای روتاچ آقا
ممنون
صبر کن
خیلی ممنونم آقا سه شنبه دیگه میبینمتون
بیا امتحانش کن
چطوره ؟
آره درسته اون خانم من نیست
هی
خانم توئه ؟
اون جز پیشبند چیز دیگه ای نمیپوشه
بفرما برید خوش بگذرونید
تا تاریک نشده برسونش خونه
بعدا خودمو بهتون میرسونم
یکی برای من بکش
این جوخه دوم گروهان سگِ ؟
آره جوخه اول
یه نامه هم برات دارم
فیشر بیا اینجا بابایی
اوه ببین کیه هابز چه خبر ؟
! جکسون اوه
جانسون
آره واو کارت خوب بود
رات هچ روتاچ
هی این از طرف آقای گورتی ه
اوه لعنتی واقعا ؟ آره
آره
هی امشب چی میبینی
کازابلانکا یا آدم های گربه ای ؟
اوه آدم های گربه ای آستین ؟
. . . انگار آستین ، انگار یه برنده داریم
خیلی خوبه یه دختر مدرن که
به واسطه یه افسانه باستانی نفرین شده ستوان پاین ؟
افسانه آدم های گربه ای
آره به نظر میاد خیلی سکسی باشه
حتما
حرومی
نه مهم نیست
مشکلی پیش اومده انگلس ؟ بزار ببینم - آره
من همش داستانامو میفرستم
اما هنوز هیچ کدوم رو منتشر نکردن
سپیده دم روزهای با شکوه
جنگ بزرگ ، نوشته شده توسط جک انگلس
همم هفده ژانویه سال 1943
شب سردی در خط مقدم بود
نسیم خنکی در هوا میوزید
بوی دشمن رو به سوی ما روانه میکرد
. . . بچه ها
میتونیم صدای آتش توپخانه رو
فرای افق منعکس میشه رو بشنویم
استخون هامون تق تق میکرد رولند عزیز
چطور کلمات میتونن میزان دوست داشتن منو به تو توصیف کنن ؟
خب یخورده بیا نزدیک تر
بزار تمام این کلمات عاشقانه رو در گوش های عزیزت نجوا کنم
چون برای تو گفته شدن
تو خود دنیایی
تو همه چیزی
اما بخشی از من گم شده
و اون بخش تو هستی خواب یه رویاست
واقعیت
یه کابوسه یه کابوس
! یه کابوسه ، جک
مهم نیست
مهم نیست چند وقته رفتی
چند هفته شده یا چند ماه یا برای همیشه
من همیشه با تو خواهم بود همونطور که تو با منی
از حالا تا پایان زندگی
دوستت دارم تنها تورو
برای همیشه
این نامه رو نزدیک خودت نگه دار و همیشه منو تصور کن
همونطور که من تورو تصور میکنم
مراقب خودت باش عزیزم
چون بالاخره من یه سربازم ، همیشه کنارت هستم ، باربارا یه سرباز امریکایی
که آماده شده تا بجنگه و برای کشورش بمیره
اوه بی خیال قضیه چیه ؟
میدونی اگه منتشر بشه
بالاخره میخونیمش دیگه درسته ؟
این یکی رو هنوز نفرستادم
خوشم نمیاد آدما قبل از انتشار داستان هام
بخوان بخونش
خوبه
چی خوب بود ؟
جوخه اول گوش کنید ! برپا
رسته زرهی کروت از خط های سیدی بوزید گذشتن
گردان گزارش تلفاتی سنگین
از پیاده نظام 36 ام و رسته زرهی یکم داده
سربازهای وظیفه در حال بازگشت به کازرین هستن
در همون خط توان خودمون رو احیا میکنیم و منتظر دستورات بعدی میمونیم
خیلی خب همه همه وسایلتون رو جمع کنید
آماده باشید ما برنمیگردیم اینجا
سئوالی هست ؟
خوبه ، سه دقیقه تا نقطه صف آرایی زمانه
روز ولنتاین مبارک
به پدرت خدافظی کن جیمز
پسر خوبی برای مامانت باش خب ؟
باشه
خیلی خب
ما دیگه میریم
دوستت دارم
جانسون ، خشاب اضافه کجاست ؟
باید مقر فرماندهی رو بررسی کنم هیچی نداریم
خب عجله کن
ریدم بهت ریدم بهت
منم دوستت دارم - مادرتو گائیدم خودتو به گا ندی
مشکلی پیش اومده ؟ نه خیلی بد نیست
باید هر پنج دقیقه برینم
به خاطر این آذوقه های کوفتی اما الان باید با این آشغال
برگردم
بیا اینجا
چقدرم درهم برهمه
اصلا این مزخرفا برای چیه ؟
به خاطر اینکه هیچ عملیاتی نمیبینیم
مشکلی نداری سرباز جدی ؟
مثل دختر خوشگل مراسم رقص
ممنون گروهبان شاید برگردم
! لعنتی
! تکون نخور
تنهایی ؟
تکون نخور
کس دیگه ای هم همراهت هست ؟
! گفتم تکون نخور
! ایست
جیمز وقت خوابِ
اما بازی هنوز تموم نشده
داره دیر میشه فردا صبح هم باید بری مدرسه
به پدرت شب بخیر بگو تا بریم
خوابای خوب ببینی
. . . اضافی رو بردار
! داره میاد
! پناه بگیرید
! برو برو برو
! روتاچ روتاچ
جوخه مسلسل ! موقعیت ساعت ده
میخوام تو و جوخت به فرمان من باشید
جوخه اول به فرمان من
بیا بیرون
برو برو برو برو
بشینید باید بریم این پایین
تیم اول برای حمایت از حرکات ما اماده باش
! برو ! فیشر ، پینتر پاشید
! ستوان
! شلیک کنید
! لعنتی
همه عقب نشینی کنید ! به فرمان من عقب نشینی کنید
! برو برو برو برو
آب
ها ؟
ها ؟
! شلیک کنید
! دیگه اخراشه
. . . گروهبان مهماتمون داره تموم میشه
! پزشک پزشک
! دارن میان
! نارنجک
پرتاب خوبی بود گروهبان
روتاچ لمبرت کجاست ؟
مرده باید برگردیم و خودمون رو تقویت کنیم
میتونستیم اونارو مجبور به عقب نشینی کنیم
اما اون تانک ها خیلی سریع میان
میخوان وارد جبهه ما بشن
نیروهای پشتیبانی دارن حرکت میکنن به سمت داخل تانک زرهی و نابود کننده تانک ها
تو این موقعیت رو حفظ کن
سروان فارلی کجاست ؟ ! نمیدونم
شما همینجا بمونید تا
ببینم اوضاع از چه قراره
چیکار کنیم گروهبان ؟
حواست به اون بخش باشه
! باید خط رو حفظ کنیم ! یالا
بعد به فرانسوی بهم گفت
میخواد بهم بوس بده به همین راحتی
خب بگذریم بالاخره تونستم برگردم
و همه چی بهتر از اون چیزی که انتظار میرفت شد
این واقعا عالیه باربارا کارتو درست انجام دادی
هر بار که شرلی یه گوشت کبابی درست میکنه
شبیه یه کفش کهنه میشه
باید دستور پخت این سیب زمینی هارو بگیرم
هنوز اون باغچه پیروزی رو تو حیاط پشتی داری ؟
آره برداشت امسال بی نظیر بود
میتونم تصورش کنم
No comments yet. Be the first to leave one.