Family Life (Zycie rodzinne)

Family Life (Zycie rodzinne)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

FamilyLife(1971) Web-DL PersianSubtitle
A Commentary by hamlethamletian

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Published on: 2023-12-21
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

«« زنـدگــيِ خـانـوادگــي »»

.اينقدر پچ‌پچ نکُنين

داريم فقط واسه يه دقيقه .کارو ول مي‌کُنيم

،دارين چيو تماشا مي‌کُنين دخترها؟

اون ماشينِ مدل «اسکودا اُکتاويا» مالِ توئه؟ - .آره -

خُب، حالا صاحبِ !يه اسکورتِ احترام شده

،«ياچِک» .بيا بازي‌کُنيم

.باشه، 13

،«آقايِ «براون .لطفاً يه عدد بهم بده

واسه چي؟ - .[واسه بازيِ «لوتو»[نوعي قمار -

،اگه واسه بليتِ بخت‌آزمايي بود .بهت يه عدد مي‌دادم

مگه فرقش چيه؟

!«دوشيزه «باشيا

.خيله‌خُب، 6

،«مارِک» .زود باش يه عدد بهم بده

.عددِ 17

.ممنون

مارِک»، متوجه‌شدي که آدم‌ها» خيلي به‌ندرت 1 و 49 رو انتخاب مي‌کُنن؟

... خُب والا

،اونها مثلِ بازيِ دارت عمل مي‌کُنن ،يعني رويِ مرکز متمرکز ميشن

،انگار که گوشه‌ها به حساب نميان .درحاليکه احتمالِ اصابت به گوشه‌ها يکسانه

.البته، حق کاملاً با توئه انتخابِ من چي بود؟

.عددِ 17 - آخه چرا؟ -

.منم 6 رو انتخاب‌کردم

و سهمِ تو؟

،نه، من اصولِ خودمو دارم .و ضمناً پولِ خُرد همراهم نيست

خُب من بهت .قرض ميدم

.به‌هر‌حال مي‌بازي

ما برنده ميشيم و اونوقت .حسرتشو مي‌خوري

!عمراً

.اينجا سالنِ طراحي‌مونه

.خواهش مي‌کُنم

.بفرماييد

،همکارِ عزيز .لطفاً راهنمايي‌شون کُنيد

نه، نه. برايِ ديدنِ جزئيات .بهتره جلوتر بريم

.از اين طرف، لطفاً

بطورِ کُلي، ما برايِ تجهيزاتِ حمل‌و‌نقل .دستگاه‌هايِ مکانيزه طراحي مي‌کُنيم

.لطفاً بفرماييد

و اينجا راه‌حلِ فنيِ کاملاً جديدمون .برايِ دسته‌يِ به‌اصطلاح بلَم در حالِ انجامه

در اينجا راه‌حل‌هايِ ابتکاري رو ... بسط ميدن

.برايِ ساختِ پيچِ بلَم‌ها

چي گفتيد؟ - ... راستش -

من تويِ اصطلاحاتِ فني .چندان مهارتي ندارم، مي‌دونيد

.معذرت مي‌خوام .پيچ نيست، ميله‌يِ سُربيه

.مي‌دونيد، ما داريم از پُرسرعت‌ترين فرآوريِ توليدِ فلز استفاده مي‌کُنيم - .متوجهم -

.کاملاً روشنه - .متشکرم -

.خيلي ازتون متشکرم - .خواهش مي‌کُنم -

.بفرماييد

،ولي به‌هر‌حال، درست گفتمش اينطور نيست؟

.آره

.تو رو مي‌برن به هندوستان .حالا مي‌بيني

.خُب آره، البته

گلابي ميل داري؟ .من 2 تا دارم

از منزلِ پدر و مادرت آوردي؟ - .اوهوم -

واسه يکشنبه برنامه‌تون چيه؟

چه‌کسي؟

.«تو و «کريشتينا

حالا چرا عينهو همسرياب‌ها ما رو با همديگه ازدواج ميدي؟

خُب بالاخره برنامه‌تون چيه؟

.نمي‌دونم والا

احتمالاً «کريشتينا» بخواد .مطالعه کُنه

شايد مايل باشين يه سفر بريد به «ويسوا»؟

تو هم مياي؟

.خُب درباره‌اش فکر مي‌کُنم

.الو، دفترِ طراحي

.بله، الساعه

،از امورِ اداري تماس‌گرفتن .باهات کار دارن

دليلشو بهت نگفتن؟ - .نه -

بفرما، بهتون چي گفتم؟ .لابد به‌همين‌زودي مي‌فرستنش هندوستان

معذرت مي‌خوام، ولي تماس گرفته‌بودين .و فکرکردم مي‌خواين منو ببينين

.بله، يه دقيقه صبر کُن

.يه تلگرام به‌دستم رسيده که مالِ شماست .بفرما

«« زنـدگــيِ خـانـوادگــي »»

: فيلمنامه و ديالوگ «کشيشتف زانوسي»

: با شرکتِ

: موسيقيِ متن «وويچيخ کيلار»

: مديرِ فيلمبرداري «ويتولد سوبوچينسکي»

: کارگردان «کشيشتف زانوسي»

جوابِ تلگرام رو دادي؟

نه، قبل از اينکه بخوان جواب رو دريافت‌کُنن .ما رسيديم اونجا

،راستي پدرت چند سالشه؟

.حدوداً 60 و خُرده‌اي

.خُب، پس سن‌و‌سالِ چنداني نداره

آخه مي‌دوني، اون هيچوقت تويِ عمرش .بطورِ جدي مريض نشده‌بود

.الان بپيچ به راست

اينجا چي توليد مي‌کُنن؟ - .شيشه -

قبل از جنگ، بلور و ظروفِ شيشه‌ايِ آزمايشگاه .مي‌ساختن

.الان برات کمي آب ميارم

،گوش‌کُن .برو ببين اوضاع چطوريه

.ممکنه لازم باشه با ماشين بريم داروخونه يا دکتر .من اصلاً عجله‌اي ندارم

کسي خونه نيست؟

.پس اومدي - .آره -

خُب بعدش؟ نمي‌خواي سلامي‌چيزي بگي؟

.بعد از ظهر بخير

لابد منظورت .عصر بخيره

.نمي‌تونستم زودتر بيام

همينطوري يه‌حرفي زدم .که چيزي گفته‌باشم

،آخه فکر مي‌کردم اگه اصلاً قرار به اومدنت باشه .به احتمالِ زياد فردا مياي

چرا «اگه اصلاً»؟

واقعاً برات سؤال داره؟

.بذار دوباره جر‌و‌بحث رو شروع‌نکُنيم حالِ بابام چطوره؟

.گرفته خوابيده

ولي چه اتفاقي براش افتاده؟

.نمي‌دونم .يه‌کمي از همه‌چيز

.دقيق‌تر بگو - .نمي‌دونم -

،بهت که گفتم .هيچي روشن نيست

خُب علائمش چي‌ها هستن؟

،وقتي باهاش صحبت‌کُني .خودت مي‌بيني

تويِ اتاقشه؟ - .آره -

!آفرينِ سگِ خوب !آفرينِ سگِ خوب

!«کاليگاري» .بيا اينجا

،اون گاز نمي‌گيره .ولي شپش داره

و مي‌دونين، نميشه بابتِ شپش‌ها .سرزنشش کرد

آخه اين اطراف کُلي آدم مياد و ميره .که شپش‌ها مي‌تونسته ازشون بهش سرايت‌کُنه

!«کاليگاري» !نه

ولي دليلي وجود نداره که اينطور با بي‌حيايي .بهم نگاه‌کُنين

!آخ، لعنتي

انگار چندان .موفقيت‌آميز نبود

من فقط مي‌خواستم .خجالت‌زده‌تون کُنم

لابد وسيله‌اي يا چيزي واسه تحويل آوردين؟ - .نه. «ويتِک» رو آوردم -

.از آشنايي‌تون خوشوقتم

،من خواهرش هستم .«ايزابلا»

.نه، کثيفه

.همين‌تازه چيدمش

.متشکرم

!«کاليگاري»

.چقدر سگِ ديوونه‌ايه! نژادش اينطوريه !«کاليگاري»

آب قطع‌ـه؟

نه. الان 2 ساله که .پمپِ آب خراب‌شده

نميشه تعميرش کرد؟ - .البته که ميشه -

چه خبره؟ مگه کسي غش کرده؟ اين همه آب رو واسه چي لازم‌داري؟

!«ويت»

.سلام حالت چطوره؟

.عصرت بخير

.اينم از آب - .ممنونم -

.پس داداشِ فراري برگشته

دست از تظاهر به .ديوونه‌بازي بردار

تظاهر؟ من مي‌تونم تظاهر به ... عاقل‌بودن و نُرمال‌بودن هم بکُنم

.ولي دلم نمي‌خواد

کافيه؟ - .آره -

چرا مهمان‌مون رو داخلِ خونه دعوت نمي‌کُني؟

.نه، ممنون .بايد برم

برمي‌گردم «ورشو»، و بعدش فردا صبح .بايد تويِ «خوژوف» باشم

تويِ «خوژوف»؟ - .بله -

چرا؟ - .بخاطرِ کارم -

،خدايا !مردم چطور کار مي‌کُنن

ولي فعلاً برايِ .صرفِ چاي بمون

!خاله جان .واسه صرفِ چاي مهمان داريم

حالِ پدرت چطوره؟ - .خدا مي‌دونه -

لطفاً از درِ وروديِ اصلي .بفرمايين داخل

.يالا ديگه .بيايين داخل

!«ويت»

ايشون يکي از دوستانِ .دورانِ دانشگاه‌مه

حالتون چطوره؟

.و ايشونم خاله جان‌مون هستن - .خواهش مي‌کُنم، بفرمايين -

چرا وانمود مي‌کُني که اطراف رو نگاه نمي‌کُني؟

.البته که نُرماله

ويت» درباره‌يِ آشيانه‌يِ خانوادگي‌مون» هيچي بهت نگفته؟

!خيلي جالبه .آخه هر چي نباشه، شما با هم دوست هستين

،اين مکان، ايامِ بهتري رو به چشم ديده .قبل از اينکه حالا اينطور مخروبه بشه

،و اينم مادرِ محبوب‌مون .خواهرِ تني خاله جان

،اصلاً بهش شباهتي نداره مگه نه؟

.مامان‌مون خيلي زيبايي داره .فقط باباست که نمي‌تونه بين‌شون تمايزي قائل بشه

.مخصوصاً تويِ تاريکي

ميشه بالاخره وسائل و لباس‌هاتو جمع‌و‌جور کُني؟

!مي‌بيني که .با اين دست نمي‌تونم

مگه حادثه‌اي اتفاق افتاده؟

آخه ديدم که بابا هم .بانداژ شده‌بود

حادثه؟ - .آره -

.حادثه کلمه‌يِ چندان مطلوبي واسش نيست .فاجعه بود

پس چرا الان تويِ بيمارستان نيست؟

چرا بابا تويِ بيمارستان نيست؟

.از خودش بپرس

.شايد واست توضيح بده

چه‌کسي داره مداواش مي‌کُنه؟ - .«دکتر «رومر -

.آخه اون پيرمرد که عملاً آلزايمر گرفته - .ولي خيلي‌خوب ورق‌بازي مي‌کُنه -

منظورم باختنِ هميشگيش .به باباست

نمي‌تونين يه دکترِ بهتر و ماهرتر واسه بابا بيارين؟

طوري حرف مي‌زني که انگار .پدرت رو نمي‌شناسي

احتمالاً «ويت» به‌همين‌زودي .بابا رو فراموش‌کرده

لازمه بدوني که «ويت» بيشتر .يه مهمانِ کم‌پيداست

الان 6 سال مي‌گذره از وقتيکه .آخرين بار اينجا اومده‌بود

،و خيلي زود هم اينجا رو ترک‌کرد .بخاطرِ اختلافِ‌عقيده و جر‌و‌بحث با بابا

نمي‌توني بدونِ اين خاطراتِ گذشته سر کُني؟

.نه، نمي‌تونم

،خُب ديگه .من الان بايد برم

نه، الان وقتِ .صرفِ چاي‌ـه

.ولي آخه جداً مجبورم برم - .نه، بيا داخل -

تا چند لحظه‌يِ ديگه .چاي آماده‌ست

،نه، لطفاً اگه مي‌توني بمون .تا وقتيکه چندوچونِ اوضاعِ بابا روشن بشه

الان نمي‌بايست يه‌نفر کنارِ بابا مراقبش باشه؟

،هر موقع بيدار بشه .خودش خبرمون مي‌کُنه

،ولي ما مدام در حالِ صحبتيم .ممکنه صداشو نشنويم

خُب يالا ديگه، برام تعريف‌کُن که اينجا .واقعاً چه اتفاقي افتاده

تويِ تلگرامِ ارساليت نوشته‌بودي که اون .در وضعيتِ وخيمي قرار داره

چونکه در وضعيتِ وخيمي .قرار داره

.اصلاً سر در نميارم

چطور يه شخصِ بيمار مي‌تونه .بدونِ پرستاري به حالِ خودش رها بشه

خُب لابد ما از بابا .مراقبت نمي‌کُنيم

خاله جان، شنيدي؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left