The first 200 lines.
دروغ گفتی
... هر کلمهای که تا حالا بهم گفتی دروغ بوده
داری منو به خیابان برمی گردونی جایی که منو پیدا کردی
این حقیقت نداره.
اگه یه سگ بودم حالت بهتر بود
اما کی به من اهمیت میده؟
چرا نمی نشینیم؟
و بیا در موردش حرف بزنیم میدونم که عصبانی هستی
تو به من خیانت کردی
ایمز چیزهایی به من گفت که فقط تو میتونستی بگی
... "رامون" . یه کلمه هم حرف نزن
. چیزی نیست که بتونی بگی
. بیا فقط حرف بزنیم
تو با من در امانی.
چرت نگو
... تو بهم گفتی
تو به اون بچههایی که تو رو پرستش می کنن هم گفتی در امانن
یه دروغگویی
. تو باید بیخیال من بشی
. تو مادر افتضاحی میشدی
اینو نگو
جاشوا "از تو متنفر بود"
حقیقت نداره
چرا داره
میتونم اینو از صورتت بفهمم
اوه خدای من.
! برو بیرون! از خونه من برو بیرون
گمشو
اوه خدا
اینگرام اون به من پیام وحشتناکی درباره رامون داد ، بنابراین من از اینجا بیرون رفتم
این کار تو نیست.
جاشوا "اینجا نیست که اینکارو بکنه"
می دونم تو چی؟
چون در حال حاضر تو منو تعقیب میکنی که مطمئن بشم دوستم جاش آمنه
Look, don't put that on me, Poppy. This is the same silly shit that--
چرت و پرته؟ . بله
به دلیل این بی احتیاطی از شما شکایت می شه
وای. وای. باشه.
میدونی چیه، در حال حاضر نمی تونم با این مسئله کنار بیایم
ببین باید باهاش کنار بیای
کیو آلانا در حال تلاش برای بردن همه چیزهایی است که ما داریم
. نه تنها چیزی که داری. چیزی که داریم
، این خونه رو … پس اندازمون رو همه اینها در مخاطره قرار دارن
و تو هم می خوای اون رو بهش بدی
باید برم
پاپی، چه خبره؟ زنگ بزن
همونطور که گفتم، امروز اخراج شد . واسه همین زودتر دیدمش
.. اون دستیار سابقش - ه، پس من شکایت نمیکنم
رامون "درد داره" نمیدونست چیکار کنه
. پس الان می تونی بری
... خیلی خب، بچهها، من
بهت زنگ میزنم اگه اطلاعات بیشتری بدست بیارم، باشه؟
آره -. تو گرفتیش - شب خوبی داشته باشید . ممنون. مراقب خودت باش
به نظر می رسه باید کدهای امنیتی خود تون رو به درستی تغییر بدین ?
. اون همه اطلاعات شما رو داره
همه چی براش مشخصه منو خوب میشناسه
به خاطر همینه که به جزئیات امنیتی نیاز داری
. امنیت این موضوع رو حل نمیکنه
شخصیه
میشه یه لحظه باهات صحبت کنم؟
حتما
چه خبر شده؟
اون یه مشکله، باشه؟
کل استیلو اون منو عصبانی می کنه
اون ترسیده، باشه؟
اگه "رامون"، "جاشوا" و "درو" رو کشته فکر میکنی یه رابطه با هم داشتن؟
خب، اگه اون این کارو کرده باشه، پس ما واقعا نیاز داریم در حال حاضر احتیاط کنیم
همین الان
یه لحظه صبر کن
چی؟
تو باید بزاری پلیس از پسش بر بیاد . حتما. حتما
... میدونی، من فقط
. احساس میکنم مسئول این بچه هستم
مجبور شدم اخراجش کنم و بهش خدمت کنم با یه اخطار تخلیه
فقط مراقب باش
-بله -میکا؟
لعنتی چی شد؟
رامون
اون از دست من عصبانیه
و بعدش، منظورم اینه که، همه چی عجیب و غریب شده
میکا ، اون وارد خونه تو شد ، ؟ تهدیدت کرد
این عجیب نیست. این خطرناکه.
پلیس چی گفت؟
پلیس چیزی نگفت. منظورم اینه که، اون هیچ اتهامی بهش وارد نمی کنه
مارکوس ... نه، من
ببین، اونا نمی تونن هر کاری بکنن و منم نمی تونم
اگر اون این موضوع رو جدی نگیره
حالا ، نمی دونم اگر می تونی کمی با اون حرف بزن
... نمیدونم، ولی ببین، من باید برم، باشه؟
بعدا بهت زنگ میزنم
. احمق. احمق
باشه
-ایمز. اره ایمز?
چه خبر پسر؟ . مارکوس این کیه؟
-مارکوس؟ -کیلبرو.
گوش کن ، من اینجا هستم تو آپارتمان رامون توماس
اونجا چی کار میکنی؟ . -. آره -. آره، یه چیزی شده
چی شده؟ میشه بیای اینجا منو ببینی؟
چی شده؟ خبراییه
مارکوس؟
مارکوس، چی شده؟ . خدای من
مارکوس
هی هی هی هی هی هی
"رامون" هی، هی، پیش من بمون، باشه؟
. میخوام بهت کمک کنم . فقط طاقت بیار
. من نمیخوام برم
اوه تف
صبر کن، باشه؟ یالا طاقت بیار
کنارتم مرد
مادر جنده ها ضبط بسه زنگ بزنید کمک بیاد
هی هی
زنگ بزن آمبولانس بیاد
! هی، تو کلاه داری، وایسا برگرد اینجا
هی
هی، حالت خوبه؟ من خوبم
تو حالت خوبه؟ مطمئنی؟
در این مورد متاسفم
اوه لعنی
ممنون ، هربی قفل می کنم.
-شب بخیر. شب خوش
اگر ضربات پایینی در نیواورلئان جاز است ،
سپس اوکلند فانک دهه 70 است.
، زنهای زیبا، غذای خوب
اما هیچ چیز از اون جاده وسیع باز نمیشه
میدان عصا در یک طرف ، بایو از طرف دیگر
ماس؟
عمو
پسر
پسر، چند وقته ندیدمت؟
تو مراسم تدفین پدرت نبودی نه قربان
. من نمی خوام اون رو به خاطر بیارم
. تو بیمارستان دیدمش
اون منو شناخت به اندازه کافی برای من خوب بود
. زود باش. بشین
پسر، من هر روز دعا میکردم از وقتی که اون مرده
می دونی که اون مجبور بود من رو به نونا بکشه
حالا هر شهری که از آن عبور می کنم ، من به یک نتیجه می رسم
شمع براش روشن کن
. مستقیم از اونجا اومد
. راهی رو که بلدی نشون بده
ممنون که اینو گفتی، عمو
، پسر، احترام تو ی دنیا براش ارزش داشت
. دلم واسه برادرم تنگ شده
حالا کجا میمونی؟
هر جا بشه نه نه
نه وقتی که اینجا خانواده داری . ما کلی اتاق داریم
بله؟ . اوه، آره
خوشحالم که میبینمت، پسرم.
در مورد مردی که دنبالش کردی بهم بگو صورتشو دیدی؟
نشونه ای
کلاه سرش بود نتونستم چشماشو ببینم
اما میتونم بگم قد بلندی داشت
می تونی اونو تو لیست مضنونین انتخاب کنی؟
فکر کنم
... ببین، مساله اینه که، من حس کردم اون یارو رو شناختم، می دونی؟
. من نمیتونم اون رو پیدا کنم
خب، ممکنه دوست پسر یا دوست پسر قبلیش باشه
میتونه باشه
یه نفر همهجا رو زیرورو کرد دنبال چیزی میگشت
تنهات میذارم
هی، قبل از اینکه بری می تونم یه سوال در مورد پاپی پارنل بپرسم؟
اون قاتل نیست.
بهش اعتماد داری؟
بیشتر از هر کسی . ولی بهش نگو که اینو گفتم
درسته
چون من با مردم عادی کار نمیکنم ... اما من خیلی براش سخت گرفتم که
برای اجتناب از.
خب، چطور میتونم اینو حضم کنم؟ ... میدونی که
یه گاو وحشی فک - شون رو قفل میکنه وقتی چیزی پیدا کنن؟
خودشه درسته
اونجا سابقه داری؟
آنقدر عمیق فکر می کنم که اونو تو زندگی دیگه ای می شناختم
ببین، نصیحت من اینه
اگه با پاپی کار نکنی اون علیه تو کار میکنه.
به من اعتماد کن، که تو نمی خو ای.
هنوز اونجایی؟
آره آره متاسفم مارکوس
تو حالت خوبه؟ نه
چیکار میتونم بکنم؟
هیچی
ببین، من اینجام اگه میخوای حرف بزنی
گوش کن، اون از پنجره بیرون پرت نشد پاپی. یکی هلش داده
به احتمال زیاد توسط همون یارویی که دنبالش کردم
مردم بیگناه، فرار نمی کنن
خب ایمز، هیچ چیز دیگه ای نگفت؟
آره، اون گفت یه نفر تو آپارتمان "رامون" دنبال یه چیزی میگرده
ببین، من باید برم
تو خوبی؟
میکا بچه های من رو اخراج کرد ، اما من این کار رو نمی کنم اون انرژی لعنتی رو همین الان داشته باش
پس فقط بهش بگو در رو قفل کنه.
. حتما جالبه
من برای اون وحشتناک بودم.
منظورم اینه که، من این کارو کردم؟ مجبورش کردم بپره؟
این کارو با خودت نکن.
… و علاوه بر اون . مارکوس دید که یکی داره فرار میکنه
تو ترسیده بودی
تو داشتی از خودت محافظت میکردی
. و "رامون" هم مشغول بود ما نمیدونیم اون چه قصدی داشت.
شاید اون شخص خطرناکی را وارد آپارتمانش کرده
اره
No comments yet. Be the first to leave one.