The first 199 lines.
!تعطیلات تابستونی
تابستون واسه دانش آموزایی که ...برای آزمون ورودی مطالعه میکنن
،نه معنای دریا میده !نه کوه و نه هندونه
!برگرد به اینجا
کلاس های تقویتی کوتاه مدت تضمینی
!کلاس های تقویتی
!درسته !کلاس های تقویتی کوتاه مدت
...به عنوان پاداش برای معلم سرخونه شدنم
مدرسه به صورت رایگان .من رو به این دوره ها فرستاده
این رو مدیون دخترام .که تونستن نمرات بالایی توی امتحانات بگیرن
حالا وقتشه نمرات خودم رو .با این دوره ها حسابی بالا میبرم
!هی
!جای من اونجاست
میشه بلند بشی؟
به دانش آموزای راهنمایی هم اجازه میدن توی این کلاس ها شرکت کنن؟
!مطمئناً بچه دبستانی که نیست
چیه؟
خب، اینجا یه کلاسه ...واسه دانش آموزای سوم دبیرستان
داشتم فکر میکردم "از پسش برمیای؟"
این لباسی که تنـته مال دبیرستان ایچینوسه ـست، درسته؟
آره، چرا؟
!پس یعنی تو، کوهای منی
!مؤدبانه تر صحبت کن، بچه پر رو
کارت شناسایی دانش آموزی
کومینامی آسومی !19سال
!19سال یه فارغ التحصیل از مدرسه ـمون که یه بارم رد شده!؟
!هوی، کوهای
درسته که بار دومه ...دارم واسه کنکور پزشکی تلاش میکنم
!"ولی نبینم دوباره بگی "رد شده
وقتی یه غریبه این رو بهم میگه !بد میره رو اعصابم
.بیشتر دقت میکنم
به هر حال، از این به بعد !مؤدبانه تر باهام صحبت کن
!در واقع بهتره اصلاً حرف نزنی
ملاقات میکنه x قسمت دهم: برهی گمشده در قلمرو جدید با
.سرعت درس دادنشون خیلی زیاده
.اصلاً به پاشون نمیرسم
نتونستی از کلاس تاریخ ژاپن یادداشت برداری، مگه نه؟
...اِه! این که
.این معلمه خیلی سریع درس میده
!قبل از شروع کلاس بعدی دفترم رو پس بده
پیش خودم فکر میکردم ...کلاس های تقویتی یه جای جادویی ـه
.که نمراتم رو به راحتی بالاتر می بره
.معلومه که همچین چیزی نیست زده به سرت؟
،کلاس های تقویتی .فقط برای کامل کردن مطالعاتیـه که داشتی
!این یه مورد رو هیچوقت اشتباه نگیر، کوهای
به خاطر همین اشتباه بود که الان .برای سال دوم دارم توی این کلاس ها شرکت میکنم
!کومینامی سنپای، واقعاً حرف نداری
راستش الان دلم میخواد خودم رو .به خاطر اینکه فکر کردم راهنمایی هستی، یه کتک مفصل بزنم
خوبه، میخوای کمکت کنم؟
آموزشگاه سیگوسا
هنوزم عذاب وجدان دارم .که بهش گفتم داش آموز راهنمایی
.حتماً حسابی رفتم رو اعصابش
میخواستم بعد از کلاس ها ازش عذرخواهی کنم .ولی دیگه رفته بود
ها؟ مسیر ایستگاه از این طرف بود؟
،ای بابا، اولین باره اومدم این قسمت از شهر .نمیدونم کدوم طرفی باید برم
.حس میکنم توی یه منطقۀ مشکوک، گم شدم
!سلام داداش
.به نظر میاد به کمک احتیاج داری
.می برمت جایی که دوست داری بری
!جایی که روحت تسکین پیدا کنه، جوون
...ها؟ خب، من... ایستگاه
چرا؟ چطور کارم به اینجا کشید؟
.من فقط میخواستم برم به ایستگاه
!خوش اومدی، ارباب
...بـ ... ببخشید
من رو احضار کردید، ارباب؟
ببخشید این رو می پرسم ولی اینجا همون "کافه خدمتکار" معروفه که میگن؟
!درسته
شرط میبندم هزینه ـش هم خیلی بالاست، مگه نه؟
!معلومه
!الفرار
!چی شد؟ ارباب
!ببخشید که دیر کردم
!پری خدمتکار، آشومی هستم
!امروزم قراره حسابی بتروکنم
... سـ ... سـ
...کو... کو
...جیز... جیز... جیز
...آه... خب، راستش
...آشومی سنپای
!هـــــوی! با این اسم صدام نکن، کوهای !گردنت رو میزنم، ها
!غلط کردم ولی چرا توی کافه خدمتکار کار میکنی؟
.آخه اینجا خوب پول میدن
.هیچ دلیل دیگه ای نداره
برای پرداخت هزینۀ کلاسای تقویتیش .داره اینجا کار میکنه و پول درمیاره
!آفرین داره
!درضمن، خدمتکار محبوب و شماره یک اینجا هم هست !حرف نداره
!لازم نکرده گزارش بدید
!درضمن، شماها
مگه بهتون نگفتم مردم رو به خاطر پول !به زور اینجا نیارید
.شرمنده، آشومی آنه گو
.مترجم: "آنه گو" یعنی خواهر بزرگتر
.اصلاً فکرشم نمی کردیم از دوستای شما باشه
!بفهمید که قیافه ـتون چقدر وحشت آوره
!شرمنده! شرمنده
.مشخصه که خیلی ازت حساب میبرن، کومینامی سنپای
نه، خب، به خاطر اینه که .خیلی وقته اینجا مشغول کارم
...شرایط منم خوب درک میکنن
،وقتایی هم که خلوته .اجازه میدن درسم رو بخونم
.برای همین خیلی به دردم میخوره
پس با این حساب .برو رد کارت، کوهای
!چی؟ ها؟ چشم ...پس با اجازه
!معذرت میخوام
!صبر کن !نمیخواد برشون داری
نتایج آزمون هاشه؟
کارنامه شیمی کارنامه فیزیک
...این که
دیدیـشون، کوهای احمق؟
...آره .از قدیم توی علوم مشکل داشتم
...ببخشید دیگه
حتماً تو هم از اون آدمایی که میگن ...با این نمراتی داغونی که داری"
عمراً بتونی توی آزمون پزشکی قبول بشی"، مگه نه؟
!میخوای بخندی، بخند
...ببین، سنپای
به عبارت دیگه، برای اینکه سلندر ...بدون دوران به تعادل برسه
C مجموع حرکات در نقطۀ .باید صفر باشه
A در نقطۀ .نیروی جنبشی سلندر جذب میشه
خب منظور از نیروی جنبشی .همون نیروی حرکتیه
!خوب بلدی توضیح بدی، دم بریده
!کوهای! توی آموزش دادن، حرفه هستی، ها
میخوای معلم بشی؟
.هیچوقت بهش فکر نکرده بودم
به خانه خوش آمدید
روز بعد
!هوی! هوی چرا دوباره اومدی، کوهای؟
...خب، خودمم چیزی نمیدونم
...ببخشید
ما ازش خواستیم توی وقتای آزاد کافه .عوض سرویس رایگان، به تو کمک کنه
آخه با توضیحاتی که دیروز بهت داد توی درست خیلی پیشرفت کردی، مگه نه؟
آخه پری خدمتکار .مهرۀ مهم این کافه ـست
اگه به خاطر نمره های پایینش بخواد ترک تحصیل کنه .واسه ـمون بد میشه
!نیازی به کمک شما ندارم
خودم میتونم بدون کمک کوهای .از پس درسام بر بیام
روز بعد
اگه این مواد رو با هم مخلوط کنی .به خاطر مقدار زیادش به مشکل میخوری
10 x پس بهتره با ترکیب 6.02 ...با هم مخلوطشون کنی
.یویگا کون امروزم اومده
.با اینکه درسای خودشم هست .چه پسر خوبیه
...آشومی آنه گو، اولش خوب نه نه میکرد
!ولی ببین الان چطور غرق درس شده
.داره شلوغ میشه سنپای
.اوه! شرمنده .پس برای امروز تا همینجا کافیه
.باشه، پس فردا توی آموزشگاه می بینمت
!خوش اومدید !من پری خدمتکارتون آشومی هستم
!مثل همیشه با سرعت نور شخصیتش عوض میشه
دمای هوا
خیلی خب، بهتره درسای آموزشگاه رو .واسه فردا یه دوری بزنم
.معذرت میخوام، سرم تو کتاب بود
چیزیتون نشد؟
.نه، منم که معذرت میخوام .آخه حسابی رفته بودم توی فکر
...اوه! این کتاب
.شبیه همونیه که دخترم داره
!آهای، کوهای !کارت متروت رو فراموش کردی
.معذرت میخوام، سنپای
.از دست تو، واقعاً که سر به هوایی
!نزدیک بود، ها .واقعاً به دادم رسیدی
آسومی، با این لباسا اینجا چیکار میکنی؟
...پدر جون
...بدترین سناریو
درمانگاه کومینامی
.شرمنده که اسباب مهمان نوازی مناسبی نداریم
حتماً به خاطر قدیمی بودن اینجا حسابی شوکه شدی، مگه نه؟
...نه
پس خونۀ کومینامی سنپای درمونگاه ـه، ها؟
اولش میخواستم یه درمانگاه راحت واسه بیمارانم درست کنم ...که اولشم خوب پیش رفت
ولی بعدش متوجه شدم، فقط با شور و شوق خالی .نمیشه کسب و کار رو ادامه داد
.باعث خجالته
...خب، حالا این به کنار
آسومی، یالا توضیح بده ببینم این چه لباسایی ـه که پوشیدی؟
!معلومه که می پرسه
گفته بودی که میخوای ...خرج آموزشگاهت رو در بیاری
نگو که رفتی سر یه کار شرم آور مشغول شدی؟
!نخیر
پس اینا چی هستن؟
...اینا... خب
!سلیقۀ دوست پسرمه
جـــــــان!؟
گفتی دوست پسرت؟
داره راست میگه؟
میشه بگی عاشق چه چیز دخترم شدی؟
...خب... راستش
اینکه چطور هر روز به سختی تلاش میکنه ...تا توی آزمون پزشکی قبول بشه
گفتی آزمون پزشکی؟
آسومی، هنوزم داری حرف خودت رو میزنی؟
منظورت از "هنوز" چیه؟
مگه همیشه بهت نمیگم .لازم نیست نگران من باشی
.زندگی که فقط دکتر بودن نیست
.جای این کارا بهتره مسیری رو انتخاب کنی که برات مناسبه
!من جدیام
!گفتم که میخوام توی مطب کار کنم
!دکتر شدن انقدر هم آسون نیست
!با نمرههای علومی که تو داری، حتی نمیتونی وارد دانشکده بشی
!تا تلاش امتحان نکنم که مطمئن نمیشیم
!اگه نتونی کاری رو انجام بدی، نمیتونی !همین الآنش هم یه بار رد شدی
!نگو رد شدم
،امم، من معتقدم کارهایی هست که افراد نمیتونن انجام بدن
.ولی نمیشه مطمئن بود اون "نتونستن" تا ابد "نتونستن" باقی میمونه
.آزمون سراسری دانشکدهی پزشکی فقط مرحلهی اولش 12 درس مختلف داره
،بیشتر از یه ارادهی نصف و نیمه برای انتخابش لازمه
No comments yet. Be the first to leave one.