The first 200 lines.
پاي شيطان
کم کم داريم مي رسيم
پزشک متخصص خيابان هارلي
نظرش درباره سلامتيم چي بود؟
گوش کن هولمز دکتر مور آگار تأکيد کرد
اگه نمي خواي دچار فروپاشي کامل بشي
بايد يه استراحت مطلق داشته باشي
هواي کنار دريا برات واقعاً مفيده
واتسن تو بايد تنهايي ميومدي مسافرت
حرفش هم نزن
الان وقت تفريح توئه
به به واقعاً عاليه هولمز، عاليه
مناظرش واقعاً خيره کننده است
خُب ما در حال تماشاي خطرناکترين
قسمت هاي خط ساحلي در کل کشور هستيم
اگه اشتباه نکنم دوستت طبيعت شناسه نه؟
يه آشناي قديمي از دوران دانشکده است
برم وسايلمون رو مرتب کنم
متشکرم
روز بخير آقا
با خودم گفتم حالا که قراره
براي چند هفته همسايه همديگه باشيم
بايد براي عرض خوشامد گويي خدمت برسم
واقعاً لطف داريد
و البته مدتها بود که مشتاق ديدار
آقاي شرلوک هولمز بودم
واقعاً مايه خوشوقتي بنده است قربان
سپاسگزارم ولي من دکتر جان واتسن هستم
بيا داخل
ايشون دوست خوب من شرلوک هولمز هستند
خيلي خيلي عذر مي خوام بايد متوجه مي شدم
بفرماييد داخل آقاي راندهاي
چقدر من احمقم
چطوري اسم من رو فهميديد؟
شما به باستان شناسي علاقمنديد نه؟
خوب بله
استدلال کن واتسن شروع کن
استدلال کن
نوک کفشتون گل آلوده
و نيز پايين زانوي شما
و همچنين روي انگشت هاي دست راستتون
عاليه، عاليه
که نشون ميده که براي مدت طولاني
روي زمين زانو زديد
آه واتسن، داري عالي پيش مي ري
شما يک باغبان چپ دست هستيد
همچنين دانشجوي باستان شناسي هستيد
شما يک مقاله در مورد نظريه هاي مرتبط
با مراسم هاي سوگواري دوران نوسنگي منتشر کرديد
شما جناب کشيش فرانسيس راندهاي هستين
(قائم مقام کليسا در منطقه (ترادنيک والاس ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ منطقه اي در استان (کورن وال) که در جنوب غربي جزيره بريتانيا قرار دارد
باورنکردنيه قربان
خواهش مي کنم بشينيد
مچکرم
ولي چپ دست بودنم؟
دستي که باهاش طناب رو نگه مي داريد
کاملاً درسته
دقيقا درسته با تمام جزييات ولي چطوري قربان؟
چطوري؟
...کشيش، کشيش
...مجله محلي خودش
دهکده نزديک اينجاست؟
اوه بله دقيقاً در امتداد جاده ساحليه
جاي کوچک و خلوتيه ولي همه نياز هامون رو برآورده مي کنه
فکر کنم نزديکترين اقامتگاه اونجاست درسته؟
نه، نه، عمارت ترگنيس
تقريباً يه مايل از ساحل فاصله داره
آدمهاي بسيار مهربوني هستند
و مطمئنم به خوبي ازتون
به سبک خاص منطقه کورن وال پذيرايي خواهند کرد
به هر حال
براي يه روز به اندازه کافي مزاحمتون شدم
شايد مايل باشيد
يه شب بياييد
اقامتگاه کشيش ها با هم شام بخوريم
اوه يعني مزاحم شما و خانوادتون بشيم؟
اوه نه اينطور نيست من خانواده اي ندارم
من تنها زندگي مي کنم فقط آقاي ترگنيس
که چند تا اتاق در اختيارشه هم اونجا زندگي مي کنه
خُب يعني اون تو اون عمارت زندگي نمي کنه؟
قضيه يه دعواي خانوادگيه
خواهر و دو برادرش اونجا زندگي مي کنن
ولي اون تصميم گرفته جدا زندگي کنه
راستش شام خوردن در اقامتگاه کشيش ها
فکر فوق العاده ايه
بايد به موقعش يه قرار ديدار با هم بزاريم
بله، خُب البته آقايون
روز خوبي داشته باشيد
صبح بخير
پذيرايي خاص کورن وال
تخته سنگ هاي گرانيتي فرسوده و رنگ باخته
سنگ قبر هاي باستاني که در جاي جاي
اين شبه جزيره پراکنده شده اند
و همچنين دريا
به نظر من مرگ هميشه در کنار ماست
کاملاً درسته
در بيشتر اوقات چند روزي که در کورن وال بوديم
هولمز به تنهايي قدم مي زد
فضاي راز آلود و با شکوه منطقه
در کنار جو وهم آلود
ملت هاي فراموش شده
توجه دوستم رو به خودش جلب کرده بود
اون بيشتر وقتشو در پياده روي هاي طولاني
و تفکر و خلوت کردن با خودش مي گذروند
ولي يک روز صبح
روند بهبود دوستم
به شدت مختل شد
آقايون ازتون خواهش مي کنم به پليس مراجعه کنيد
هولمز بيماره
درسته ولي روز به روز داره بهتر ميشه واتسن
اين يک مورد اضطراريه
آقاي هولمز
آقاي هولمز
از نظر ما اين فقط مشيت الهي بوده
که شما به طور اتفاقي در چنين زماني اينجا حضور داريد
شما تنها فردي در کل انگلستان هستيد
که واقعاً بهش نياز داريم
من سعي کردم که براي آقاي ترگنيس
و آقاي راندهاي
توضيح بدم که در دوران نقاهت به سر مي بري
بله مطمئنم کاملاً منو درک مي کنند
خواهش مي کنم بشينيد
مچکرم
واقعيت اينه که
همچنان که براي دکتر واتسن توضيح دادم
غير عادي ترين و غم انگيز اتفاق ممکن
ديشب تو اين محل اتفاق افتاده
حواسم کاملاً به شماست
شايد بهتر باشه اول چند تا موضوع رو روشن کنم
ايشون آقاي ترگنيسه
هموني که درباره اش صحبت کردم
حالا قضيه از اين قراره که آقاي تراگنيس ديشب رو
در کنار دو برادرش جورج و آون
و خواهرش برندا در خونه اشون
در ترادنيک ورتا گذرونده
وقتي اونا رو ترک کرده
دور ميز غذاخوري در نهايت سلامتي و سرزندگي
در حال ورق بازي بودن
ولي امروز صبح موقع برگشتنش
اون با يک صحنه واقعاً عجيب و غريب مواجه شده
هر سه تاشون نيمه جان بودن
و اثر يک وحشت شديد
در قيافه هاشون مشهود بوده
مرگ؟
تشنج ناشي از ترس
واقعاً صحنه دلخراشي بود
آيا نشانه اي از حضور فرد ديگري در خانه بود؟
فقط خانم پورتر
آشپز و سرايدار خونه
اون به خوابش سنگيني فرورفته بوده
و در طول شب متوجه هيچ سر و صدايي نشده
آيا چيزي گم يا به هم ريخته شده بود؟
هيچي آقاي هولمز
آخه چه چيزي مي تونسته
يک خانم جوان رو تا حد مرگ بترسونه
و عقل و حواس دو مرد قوي هيکل رو زايل کنه؟
بله واقعاً جاي سواله
خُب هولمز من مطمئنم پليس محلي
قاعدتاً بايد به نتايج خوبي برسه
با اين وجود ممکنه اشتباه کنند
هولمز
فکر کنيد
درباره ديشب برام توضيح بديد آقاي ترگنيس
راستش آقاي هولمز
همچنان که جناب کشيش گفت
اونجا شام خوردم
بعدش برادر بزرگترم جورج
ازمون خواست يه دست حکم بازي کنيم
ساعت ده و ربع بود که تصميم گرفتم برم
کي تا دم در باهاتون اومد؟
خانم پوتر خوابيده بود
بنابراين خودم تنها از خونه رفتم بيرون
پنجره اتاقي که اونها توش نشسته بودن بسته بود
ولي پرده کشيده نشده بود
امروز صبح تغييري در
در وضعيت در يا پنجره ديده نمي شد
و هيچ دليلي هم
براي اينکه تصور کنيم که يک غريبه در خونه بوده وجود نداشت
در حالي که همچنان همونجا نشسته بودند
به تمام معنا وحشت زده و ديوانه شده بودند
صحنه اتاق تا عمر دارم
هيچ وقت از ذهنم پاک نمي شه
بله ماجرا
واقعاً تکان دهنده است
آقاي ترگنيس خودتون شخصاً فرضيه خاصي
که بتونه ماجرا رو تشريح کنه نداريد؟
اين يک موضوع شيطانيه
شيطانيه آقاي هولمز
اين يک موضوع زميني نيست
خُب اگه اين موضوع فراتر از توانايي انسانه
مسلماً از دست من کاري بر نمياد
فکر کنم همينطور باشه هولمز
حالا فکر کنيد
آقاي ترگنيس به دقت درباره
ديشب که در کنار هم بوديد فکر کنيد
آيا چيزي که بتونه به روشن شدن ابعاد اين فاجعه
کمک کنه تو ذهنتون مونده؟
چيز خاصي به ذهنم نمياد آقاي هولمز
اونا عصبي بودن؟
اصلاً علايمي از دلواپسي و نگراني تو اونها ديده نمي شد؟
No comments yet. Be the first to leave one.