The first 200 lines.
دوازده سال پیش چی شد؟
چی شده؟
اون دو راهی به دو دنیای متفاوت میرسه
...اون روز، انتخابهای متفاوتمون
سرنوشتمون رو عوض کرد
...بارون، ساعت نُه و 35 دقیقه شب و
هر بار که بارون باریده همون قطار حرکت کرده؟
همه ما زندگیهای زیادی رو به صورت همزمان زندگی میکنیم
تو از مرز رد شدی
تو بودی، همهاش کار تو بوده
دوازده سال پیش و اجسادی که اونجا پیدا کردیم
چطور ثابتش میکنی؟
در سکوت زندگیت رو بکن
مگه اینکه بخوای یه چیز باارزش دیگه رو هم از دست بدی
همهاش به خاطر سو جهچوله
بیشتر از ده سال گذشته اما من هنوزم احساس بدبختی میکنم
و ازش خیلی بیزارم
متوجه نمیشم چرا باید این اتفاق برای من بیافته
من رو خیلی عصبانی میکنه، میخوام بکشمش
پسر قاتل و دختر قربانی
گفتی این آغاز ماست
...منتظرم شو. ثابت میکنم که
اشتباهه
...چطور گردنبند مامانم
خدمات اضطراری 911
براساس میزان سفتیش میتونم بگم بیشتر از سه ساعته که مُرده
و براساس زمانِ مرگش کیم جینوو قاتل نیست
،با این روش قتل وحشیانهاش
فکر میکنی کسی غیر از کیم جینوو رو هم ناراحت کرده بوده؟
این فقط یه قتل وحشیانه نیست
،اول خفه شده
و بعد سرش، عمدا خُرد شده
یادته؟ دوازده سال پیش هم یه پرونده با همین روش قتل بود
قتل منزل مسکونی موکیونگ
همون روش قتل و همون امضا
این قتلهای سریالی
قاتلی که اون موقع دستگیر شد مظنون واقعی نبود
منظورت چیه؟
به پدرت تهمت زدن؟
شش نفر دیگه هم به همین روش به قتل رسیدن
اونم وقتی که پدرم توی زندان بود
چرا الان داری بهم میگی؟
شرایط عوض شده
الان
برای اولین بار
قاتل جسد رو اینجا گذاشته
قطار صدمه دیده
و مسیر بسته شده
"موکیونگ"
"قطار"
"قسمت هفتم"
این تلفن قربانیه
خیلیخب. با خانوادهاش تماس بگیر - چشم -
"زن"
چرا قربانی شماره تماس بازرس هان رو داره؟
"زبان کرهای"
"ایستگاه پلیس موکیونگ"
"خلاصه پرونده"
شاهد اولیه: هان سوکیونگ
چطور ممکنه؟
"پلیس قابل اعتماد، کشور امن"
بیا حرف بزنیم
من قبلا همه چیز رو توضیح دادم
قربان جو یونگران همسر دوم پدرم بود
بعد از اینکه فهمیدم کیم جینوو میخواد بره دنبالش باهاش تماس گرفتم
من فقط تا موقع دبیرستانم باهاش زندگی کردم
...بعدش، با هم تماسی نداشتیم
...و من چیزی در مورد - واست سخت نبود؟ -
که با اون زن زندگی کنی
...حتما موقع
تحقیق از کیم جینوو شنیدی که چطور آدمی بوده
...تقصیر کی بود که من
پدرم رو از دست دادم و مجبور شدم باهاش زندگی کنم؟
هیچوقت بهش فکر نکردی؟
گردنبندی که گردن جو یونگران بود ماله مادرته، نه؟
یکی از جواهراتی که از صحنه جرم دوازده سال پیش ناپدید شد
یادت میاد چی گفتم؟
...که آغاز ما
به عنوان پسر قاتل و دختر قربانی نیست
گفتم که ثابتش میکنم
قاتل واقعی یکی دیگه است
به همون روشی که پدرت رو کشته ...مردم رو میکشه
و یه قطعه از جواهراتی که از خونه شما برداشته رو پیششون میذاره
این امضاشه
لی جینسانگ چون قاتل واقعی رو دیده بود کشته شد
اون کسیه که جانگ کیونگهی رو برد و کشت
،غیر از اونا
افراد گمشده بیشتری هستند که اون کشتتشون
...من خودم
اجسادشون رو دیدم
چه اون گمشدنهای سریالی چه قتل
...اگه دوباره این چرت و پرتها رو بگی
پس گردنبندی که دوازده سال پیش ...ناپدید شده
توی صحنه جرم چیکار میکنه؟
عوضیای که جو یونگران رو کشته و ...گردنبند رو اونجا گذاشته
کسیه که واقعا پدرت رو کشته
کسی که کیم جینوو دیدتش
نمیدونم. یادم نمیاد
راستش رو بگو
توی اون مسیر روزی که جانگ کیونگهی ناپدید شد چی دیدی؟
در هر حال
حتی اگه چیزیم دیده باشم
چرا باید بهت بگم؟
که در حقت خوبی کنم؟
اگه حق باهات باشه و صاحبخونه
رو قاتل جو یونگران کشته باشه
نباید برم و دستش رو ببوسم؟
حس خیلی بدی دارم که نتونستم خودم بکشمش
وقت ارزیابی حکممه
اگه حرفی داری، بیا سلولم
...جینوو. کشتن یه آدم
اصلا سخت نیست - چی؟ -
نشونت بدم؟
یه آدم میتونه در کسری از ثانیه با یه ضربه بمیره
یه دقیقه بهت اکسیژن نرسه هم میمیری
سی ثانیه دیگه اینطوری بمونی میمیری
روانی
جینوو، میدونی بزرگترین چالش زندگی چیه؟
اینکه در حالیکه مسئولیت گرفتن جون یه نفر روی دوشته زندگی کنی
و من اینکار رو کردم
خون یه قاتل رو داشتم
...وقتی بمیرم
...با خشک شدن خونام، گناهم
از بین میره؟
مدت زیادی رو رنج کشیدم
...نمیخواستم
تو هم با همچین دردی زندگی کنی
میتونی توی دنیایی زندگی کنی که مردم رو میکشی
یا میتونی توی دنیایی زندگی کنی که مردم رو نجات میدی
...از این لحظه به بعد
انتخابش با خودته
چرا رفتی مقبره پدرت؟
میتونستم باهات بیام
چیزی که ازت خواستم رو آوردی؟
چی شده یهو میخوای پرونده پدرت رو ببینی؟
روی کوزهاش تاریخش رو دیدم
واقعا اون روز فوت شده؟
هشتم اپریل 2008؟
زمان مرگ: تخمین زده شده بین نُه شب تا ده شب در هشتم آپریل، 2008
...اون روز
جلوی اون خونه اتفاق افتاده
"کیونگمو دونگ 528-2، سونگین گوريال شهر موکیونگ"
چی؟
دیدمش
اون ماشین
پدر
هی
دو تا حادثه همزمان اتفاق افتادن
توی یه ساعت، یه روز
یکیش قتل و اون یکی تصادف بزن در رو
و جفت مجرمین گرفته نشدن
...میتونه این
تصادفی باشه؟
حتما مظنون واقعی
موقع فرار زده به پدرم
باید اون ماشین رو پیدا کنم، جونگمین
میتونی توی دنیایی زندگی کنی که مردم رو میکشی
یا توی دنیایی زندگی کنی که مردم رو نجات میدی
...از این لحظه به بعد
انتخابش با خودته
"فضاسازی ایلسوک"
"وزارت دادگستری"
سوار اتوبوس شو، لعنتی
...دوربین امنیتی ورودی
خونه جو یونگران رو بررسی کردم
حافظهاش تخریب شده بود
به نظرم قبل از اون اتفاق کیم جینوو ترتیبش رو داده
نشانهای از ورود اجباری نبود
اما به خاطر ساخت و سازهای اخیر چند تا کارگر وارد خونه شدن
سابقه جو یونگران رو بررسی کردی؟
بله، همونطوری که گفته بودید سابقه جالبی داره
...شوهر مرحومش
پدر بازرس هان بیمه بزرگی داشته
پول زیادی بوده
با اون پول، سرمایه گذاری کرده
ظاهرا سرمایهگذار خوبی بوده
بعد از اینکه خونهای که شوهرش به ارث گذاشته بوده درگیر توسعه مجدد میشه پول خوبی گیرش میاد
پس وقتی به این حوزه علاقمند میشه
تصمیم میگیره وارد اینکار بشه
چرا خودتون از بازرس هان نپرسیدید؟
خاطره خوبی واسش نیست
پسرش چی؟ احتمالا یه پسر داشته باشه
توی موسسه است؟
،تلفنی باهاش حرف زدم میاد ایستگاه
الو؟ - من دیدمش -
چی؟ - الان اینجا دیدمش -
رانندهای که توی راه میانبر دیده بودمش
"فضاسازی ایلسوک"
مظنونی که خانم جونگ رو دزدید
اونه
اومد، پسر قربانی
دیدمش، راننده ون سیاه
،تلفنی با هم حرف زدیم من وو جههیوک از ایستگاه موکیونگام
الان دیدم که وارد ایستگاه پلیس شد
...یه علامت پشت دست
چپش داره
خطر، آینه، چراغ راهنمایی ایست، یه قطار میاد
هو هو، چی چی
من بودم که کشتم
"گزارش کالبدشکافی"
No comments yet. Be the first to leave one.