Release info

[Animworld] Shouwa Genroku Rakugo Shinjuu S2 - 02
A Commentary by sfmking
http://forums.animworld.net/ Translators : hossein 2

Tags

other
Published on: 2017-01-18
Downloads: 41
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

AnimWolrd Presents

hossein 2 & shinigamis

شووا گنروکو راکوگو شینجو —قصه های پرفراز و نشیب—

قسمت دوم

!گذشته‌ی فلاکت‌بار او

!صبح‌بخیر

شایعات شوم پیرامون !!نقال معروف

.گروه تبهکاری یوشیکی سازمان بزرگ کنترل‌کننده‌ی منطقه است

.او در گذشته یه شهروند عادی بود

سابقه‌ی جرم هم داره، درست نمیگم؟

دنیای راکوگو نباید ـــ

.هر روز خدا

از این کارشون خسته نمیشند؟

آبجی! هائوریم کو؟

.بیا

تو که پرتش میکنی چرا زحمت تا کردنش رو به خودت میدی؟

.اول صبحی اوقات تلخی نکن

.حواست باشه بچه خوابه

.همین‌طور یه پیرمرد غرغرو

.بیشتر ملاحظه حال بقیه رو کن

.چه مامان خوبی شدی آبجی

.داشتن خانواده واقعاً بهم انگیزه میده سخت کار کنم

.خفه بابا

.این دوره آزمایشیه

.به محض اینکه خوشم نیومد، دکت میکنم

!هی، این نامردیه

!ازدواج ما ثبت شده

!پس خیر سرت عین یه پدر رفتار کن

!نمیتونیم که تا ابد یه یوتارو (احمق) بالا سرمون داشته باشیم

!باشه ولی من الان سوکروکو هستم

...از شانس بد ما اینطوری صدام نمیزنی

!برو رد کارت دیگه

!باشه، ما رفتیم

...عزیزم، عزیزم

!استاد، من رفتم

...با این رسوایی بزرگی که پیش اومده اصلاً نگران نیست

.عجب شین‌اوچی بیخیالی

.کوناتسو سان

!بیا اینجا، همین الان

...ای بابا

.انگار مهدکودک راه انداختم

.ازم برنمیاد

اوچیکوتی

.برای همین، با خودم فکر کردم تو معبد خانوادگیمون دفنش کنم

.اوه، آره

.البته که همینطوره

...معمولاً، به عنوان صاحبخونه وظیفه‌ی منه

...خدای من

(یوتاروی نقال (سوکروکوی فعلی عضو سابق یاکوزا است!؟

چرا الان دارن گذشته رو زیر و رو میکنند؟

.باعث تاسفه

...خب، یوتا چان انگار اهمیتی نمیده

.یه آدم مشکوک هم اینجا هست

.نگرانم

...من که نگران هیچی نیستم

،ببخشید این رو میگم

...ولی این چند وقته، یوتا چان یجوری شده

،در میون این هیاهو

اون‌ها روستای یامازاکی در شینتایا رو ،به مقصد یاماشیتا در اوئنو ترک کردند

،از پل سانمای گذر کردند ...وارد جاده اوئنو شدند

،سپس از جاده اوناری به روستای گوکن رهسپار شدند

...و از میون عمارت‌های هوری ساما و توری ساما گذر کردند

،از دروازه سوجیکای به شاهراه منتهی به روستی سودا در کاندا وارد شدند

،از روستای شینگوکو به روستای کایجی ...از پل ایماگاوا به هون - شیروگانه

،از روستاهای هونگوکو، هون و مو عبور کردند

چه مرگت شده سوکروکو؟

...از پل نیهون عبور کردند تا به منطقه چهارم توری برسند

!اینقدر از نسل قبل خودت تقلید نکن !حوصله‌مون رو سر بردی

،از پل ناکا به روستای مینامی - تنما

...پل کیو را پشت سر گذاشتند و مستقیم ادامه دادند

تو به خودت میگی شین‌اوچی!؟

!چی زر زدی؟ در مورد نسل سوم راکوگو حرف مفت زدی، نزدی‌ها

،سر پل شین در روستای اوواری به سمت راست پیچیدند

،از پل تسوچی به سمت روستای کوبو گذر کردند

میگم حوصله‌م سر رفت، یعنی سر رفت! مشکلی داری!؟

،یه راست از پل آتاراشی به آتاگو

بعد از معبد تنتوکو عبور کردند و

،و اگه به نظرت اجراش خوبه

،و از کوبوی غربی به روستای کامیا وارد شدند

!برو گوش‌هات رو مسواک بزن

چه ککه‌ای خوردی، پدرسگ؟

،منطقه ششم ایکورا رو هم پشت سر گذاشتند

دعوا داری لاشی!؟

!آره که دارم! بیا جلو بینم

،در بالای تپه ایکورا کاتاماچی ،از دانگو فروش معروف، اوکامه دانگو رد شدند

،به سمت تپه ناگا در آزابو رفتند ،وارد منطقه 10 شدند

!مشت نه، با حرف حلش میکنیم

،از تپه دایکوکو به ایپون‌ماتسو

!شروع کن پس

و وقتی که به معبد موکورن در روستای ،آزابو - زکوکاماناشی رسیدند

یوراکوتی سوکروکو

!همه حسابی خسته شده بودند

اخراجم می‌کنین؟

...خب، تو که میدونی مبحث داغ این روزهای ملت چیه

.اسپانسرها هم نگران هستند

.شرمنده

!اما من خیلی ساله که از گروه یوشیکیری جدا شدم

.شرمنده دیگه تصمیم نهایی شده

.فعلاً بچسب به همون تئاترها که داری

.شین‌اوچی چان

!ساکت شو

.باید کاری که بهت گفتم میکردی

،برو به خونه صاحبخونه‌مون ...و صدف آبالون رو پس بگیر

.اون قسمت رو تکرار کن

!چـ-چشم

...خـ-خب، صـ-صدف آبالون

.نه

چند بار باید بهت بگم؟

.نقش زن‌ها رو سطحی بازی می‌کنی

.دست از اون صدای تیز مسخره بردار

.با صدای طبیعیت نقش زن رو بازی کن

...ولی صدای من مثل شما خوب نیست استاد

مجموعه راکوگو قصه‌های کوتاه ادو

حالا دیگه رو حرف من حرف میزنی؟

!غـ-غلط کردم

.برای امروز کافیه

!خواهش میکنم یه بار دیگه

،نمیدونم چرا اینقدر عجله داری

ولی نقالی شغلی نیست که

.یه شب‌ـه بتونی توش استاد بشی

.میدونم که میدونی

،اگه الان کارت کمتره .چیز خوبیه

.وقتت رو برای تمرین بذار

نورهای حاشیه رودخانه

جایی که نم نم باران میریزد

...در رودی که جریان دارد

.اه، تویی

خودت تا اینجا اومدی؟

!اوه

!با دست‌های کثیفت بهش دست نزن

مامانت چیکار میکنه؟

چرا قیافه‌ت رو اینطوری میکنی؟

!آهای دختر

!بچه‌ت داره به خودش فشار میاره

!کوناتسو سان

آخه من رو چه به این کارها؟

...گریه میکنه، نق میزنه، کثیف‌کاری میکنه

...سر و صدای شامیسن به پا شد

.کوناتسو

.بیدار شو

...دختره‌ی شلخته

چیه؟

.برنامه‌ی تابستونمون خمیازه‌ی کرجی‌بان‌ـه

.باید تمرینمون رو شروع کنیم

،فرض کن اول ظهره

.به درخت کاج کنار رود سومیدا تکیه دادی

،یه مشتری وسط قایق نشسته

،یه کرجی‌بان هم عقب قایق

.و با کسالت تمام سیگار میکشه

.هوی کرجی‌بان

.قایق رو به بالای رودخونه ببر

،من قایق دوست دارم

...ولی اینکه کل روز توش نشسته باشی خسته‌کننده‌س

...اصلاً کیف نمیده

.اوه، بیدار شدی

چی؟

.خودت دستم رو ول نمی‌کردی

...من

!حرف مفت نزن

...بچه که بودی با این قصه همیشه خوابت میبرد

.شوکه شدم

چرا این وقت روز تو خونه‌ای؟

.از ندونم‌کاری‌های یوتا خسته شده بودم

.از اتحادیه خواستم تابستون امسال بار روی دوشم رو سبک کنه

...عجب

.واقعاً که پیر و فرتوت شدی

...با این همه خشم و عربده‌زنیت

بازم قصد نکردی من رو بکشی، نه؟

.هنوزم میخوام بکشمت

.هرگز نمیبخشمت

.تو آدم کشتی

.با اینکه اتفاق تصادفی بود، ولی خشم من نسبت به تو کم نمیشه

.همش تقصیر توئه

،ولی، اگه بکشمت

.بچه‌م هیچوقت صدای راکوگوت رو نمیشنوه

.این یکی رو نمیتونم تحمل کنم

این همه وقت منتظر موندم

.تا من رو بکشی

...از اون روز، همش منتظر بودم

...تا ازم متنفر باشی، هر روز بیشتر از دیروز

،خودم نمیتونستم .چون تو پیشم بودی

و حالا به خاطر این بچه نمیتونم بمیرم؟

،عجب گرفتاری شدیم

...آن طور که بچه سکوت را می‌شکند

...مرا آشفته نساز

اجرای دو نفره

!چه باورنیه

.شک دارم کسی بیاد

نظرت چیه، یوتا ساـــــ

.نصف سالن هم پر نشده

.تقصیر منه

.ای بابا، نگران نباش

.حتماً به خاطر بارون نیومدند

اجراکنندگان

!روز بخیر، یوتارو کون

!من اومدم

!آماکن

تو اینجا چه غلطی میکنی؟

منظورت چیه؟

!خبر ویژه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left