Jurassic World: Chaos Theory

Jurassic World: Chaos Theory

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Jurassic World Chaos Theory S04E01 480p WEB RMT
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-11-20
Downloads: 47
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 149 lines.

SANDS Movie

‫آنچه در دنیای ژوراسیک : نظریه آشوب گذشت...

‫من با این هواپیما به ایالات متحده میرم.

‫من مطمئن میشم که با خیال راحت به خونه برسید.

‫بری گفت ما نزدیک مرز ایتالیاییم،

‫که به این معنیه که ما فقط چند صد مایل دوریم.

‫- دور از چی؟ ‫- دوست دخترم.

‫بن!

‫ما جنبش آزادی دایناسورهاییم.

‫بروکلین... زنده‌ست.

‫اون با یه رئیس جنایتکار قاچاقچی دایناسوره،

‫و ما نمیدونیم که اون برای ‫اون کار میکنه، یا چه خبره!

‫من متوجه نشدم که قراره با داجسون ملاقات کنیم.

‫ما با مدیرهای میانی معامله نمیکنیم.

‫- تخم بامپی باز شد! ‫- به خانواده کمپ خوش اومدی، اسموتی.

‫بروکلین توی مالته.

‫به نظر میرسه که ما برای ‫پیدا کردن اون به مالت میریم.

‫شما سه نفر برید. ما قراره...

‫ما قراره برگردیم خونه.

‫این کارساز نیست.

‫این ما رو به کجا میرسونه؟

‫بامپی خونه نیست.

‫اون اینجاست.

‫بایوسین یه دره رو مالک شده؟

‫من به کمکتون نیاز دارم.

‫وقتشه کل عملیاتش رو از بین ببریم، برای همیشه.

‫وایسا!

‫کاش این تموم میشد، ولی نشده.

‫تا وقتی که بایوسین داره دایناسورهای ‫آدمکش تربیت میکنه، هیچکس در امان نیست.

‫میاید؟

‫از آلووسور فرار کردم، ‫ولی درست به سمت آتروسیرپتور دویدم!

‫همه چی...

‫ولی آلووسور اومد و بوم!

‫اون رو کنار زد!

‫میخواست من رو له کنه، ‫ولی خودم رو توی یه غلت شونه انداختم.

‫حرکت خیلی باحالی بود. ‫باعث افتخارت میشد.

‫بعد از اون چیز زیادی یادم نمیاد. ‫فکر کنم ضربه روحی برای یه چیزی خوبه، ها؟

‫بعد از همه اینا، وقتی بری سر و کله‌ش توی کولوسئوم ‫پیدا شد تا سانتوس رو ببره زندان، چه حسی داشت؟

‫خیلی حس خوبی بود.

‫ولی هنوز کافی نیست.

‫اگه جلوی بایوسین رو نگیریم که دایناسورهای ‫بیشتری رو برای کشتن به دستور تربیت کنه…

‫هی.

‫ما جلوش رو میگیریم.

‫آره، ولی بایوسین کار رو برامون آسون نمیکنه.

‫طبق این، اونا الان مقصد رسمی هستن،

‫برای همه دایناسورهایی که توسط همه ‫سازمان‌ های دولتی در سراسر جهان گرفته میشن.

‫این علاوه بر دایناسورهاییه که دارن خلق می...

‫داریم وارد حریم هوایی بایوسین میشیم.

‫- چیه؟ ‫- هیچی.

‫فقط...

‫با وجود همه چیزهایی که از سر گذروندیم، ‫تو هنوز واقعاً عاشق دایناسورهایی.

‫تو یه معمایی، خوره دایناسور ‫ولی یه معمای خوب

‫هی، خب، ام...

‫اون شب، وقتی که من...

‫باید...

‫خیلی متاسفم.

‫لازم نیست این کار رو بکنی. میفهمم. و...

‫منم متاسفم.

‫برای همه چی.

‫هی.

‫اون چیه؟

‫یه هلیکوپتر دیگه؟

‫اوه نه.

‫تماس ورودی شناسایی شد. ‫تا ۶۰ ثانیه دیگه برای برخورد آماده بشید.

‫- برخورد؟ ‫- چی؟

‫تعجب میکنم جاده به بایوسین اینقدر بده.

‫با شناختی که از دادجسون دارم، فکر میکردم ‫با پنل های خورشیدی طلایی سنگفرش شده باشه.

‫شاید نمیخوان مردم به این راحتی ‫وارد پناهگاه دایناسورشون بشن.

‫یا خارج بشن.

‫فعلاً نگران این نباشیم.

‫هنوز یکم وقت داریم تا به بایوسین برسیم.

‫راستش، یه چیز جدید هست که یاز بهم یاد داده…

‫اوه. ببخشید، نباید…

‫اشکالی نداره، کنجی.

‫فقط به خاطر اینکه به هم زدیم، ‫معنیش این نیست که باید وانمود کنی یاز وجود نداره.

‫چی بهت یاد داد؟

‫نه، فقط میخواستم یه جوک احمقانه بگم،

‫درباره اینکه بهم یاد داده ‫درباره مشکلاتم حرف بزنم.

‫بیخیال.

‫چرا، کنجی کان، داری الان آسیب پذیر میشی؟

‫چی؟ نه! فراموشش کن. اوه-اوه.

‫نه، نه! من برای این اینجام. بیا امتحانش کنیم.

‫اسمش رو چی گذاشتی؟ بلند… پادشاه؟

‫فقط اینکه...

‫ببین، چطور میتونیم کسی مثل ‫لوئیس داجسون رو متقاعد کنیم،

‫که اجازه بده بامپی رو از اینجا ‫ببریم بیرون و به خونه برگردونیم؟

‫آخرین باری که دیدمش، فقط یه بچه بودم،

‫و خیلی سعی میکردم پدرم رو تحت تاثیر قرار بدم.

‫داجسون هم دقیقاً مثل اونه. ‫فریبکار، گمراه کننده...

‫خودخواه، فقط به خودش ‫و چیزی که میخواد اهمیت میده...

‫متاسفم.

‫متاسف نباش. دقیقاً درست میگی.

‫آدم‌ هایی مثل اونا اهمیتی نمیدن ‫به اینکه به کی آسیب میزنن.

‫و من هر کاری میکنم تا مطمئن بشم اسموتی و بامپی ‫اون زندگی‌ ای رو که لیاقتش رو دارن داشته باشن.

‫میدونم که این کار رو میکنی.

‫منم همینطور.

‫خوبه. پس این نقشه‌ست.

‫این چیزیه که تو رو یکی از آدم‌ های ‫خوب میکنه، کنجی. تو واقعاً اهمیت میدی.

‫این و مهارت‌ های رپ خفنت.

‫اوه، واقعاً؟ پس نظرت چیه چند تا قافیه بگم؟

‫اوه، خیلی دوست دارم، ولی انگار رسیدیم.

‫حیف شد! دفعه بعد.

‫اینجاست؟

‫فکر میکردم… بزرگ تر باشه.

‫و شیک‌ تر.

‫هنوز توی حومه‌ ایم،

‫ولی توی تقویم شرکت نوشته بود ‫رویداد ادغام اینجاست، هر چی که هست.

‫و داجسون جواب داد "آره"، پس…

‫فکر کنم فقط باید منتظر بمونیم تا پیداش بشه.

‫واقعاً؟

‫- اون یکی رو امتحان کن! ‫- هیچی کار نمیکنه!

‫اون دکمه‌ دیگه!

‫- این چیه؟ ‫- یکی با بایوسین تماس گرفت!

‫عصر بخیر، خانم سانتوس، ‫به بایوسین خوش اومدید.

‫اسمش رو گذاشتید خوش‌ آمدگویی؟ یه غول...

‫کتزالکواتلوس.

‫- پتروسور. ‫- پتروسور داره سعی میکنه من رو بکشه!

‫پس یه کاریش بکنید، ‫وگرنه کله‌ ها پرواز میکنن.

‫نگران نباش.

‫سیستم بازدارنده هوایی ما ‫تا چند ثانیه دیگه فعال میشه.

‫بدون هیچ حادثه دیگه ای میرسید.

‫به خاطر خودت هم که شده، بهتره اینطور باشه.

‫اوه، به نظر نمیاد خیلی بازداشته شده باشه!

‫برای برخورد توی ده ثانیه آماده بشید.

‫پنج، چهار، سه...

‫- محکم بچسبید! ‫- دو...

‫سیستم بازدارنده هوایی فعال شد.

‫خیلی به مرگ نزدیک شدیم!

‫اگه قراره با موفقیت به قلمرو دشمن نفوذ کنیم، ‫باید مراقب تر باشیم.

‫یا میتونیم درست وسط ‫ستاد فرماندهی اونا فرود بیایم.

‫ایده بدیه، یاز. ‫اصلاً یه حرکت مخفیانه نیست.

‫نه، بن. ما داریم درست وسط ‫ستاد فرماندهی اونا فرود میایم.

‫آه! اسموتیکیتو! ‫میخوای اونا رو در بیارم؟

‫باشه، باشه، میذاریم بمونن.

‫چرا گیا یه شوکر الکتریکی نداره، یا یه پرتابگر تور؟

‫خیلی غیرمسئولانه‌ست.

‫مطمئن نیستم که باید از اونا روی مردم استفاده کنی.

‫- مخصوصاً از کسایی که ازشون چیزی میخوای. ‫- باشه.

‫منطقی باش.

‫ولی هنوزم دوست ندارم که تنها چیزی که ‫برای مقابله با یه ارباب شرکتی شیطانی داریم...

‫یه یخ‌ تراش و یه... کیف احمقانه‌ست.

...حرفش پیش اومد

‫اون خودشه؟

‫آره. خودشه.

‫باید...

‫کنجی! کنجی، وایسا!

‫کاری نکن که بعداً پشیمون بشی!

‫به دره بایوسین خوش اومدی

‫آره!

Jurassic World: Chaos Theory subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left