The first 200 lines.
اين فيلم در سيسيل ايتاليا فيلمبرداري شده است
جايي که (Montelepre) در مونتلپره سالواتوره جوليانو متولد شد
در خانه ها، جاده ها، و کوهستان هايي که او براي هفت سال بر آن ها حکومت کرد
در خانه اي در کاستلوترانو جايي که آن ياغي ماه هاي آخر عمرش را سپري کرد
و در حياط منزلي که بدن بي جان او در صبح يک روز پيدا شد
در سال 1950، در روز پنجم جولاي در کاستلوترانو
"در "ويا فرا سرافينو مانونه در حياط دِماريا
جسد مردي حدوداً سي ساله
در حالت درازکش با پاي چپ بصورت کشيده
و پاي راست که تقريباً 90 درجه خم شده قرار گرفته
دست راست با مشتي گره کرده دراز شده و دست چپ در زير سينه قرار گرفته
گونه چپ بر روي زمين قرار گرفته
منظورت اينه که به زمين تکيه کرده؟
بسيارخوب. تصحيحش کن
:لباس هايي که پوشيده بدين شرح هست
يه رکابي نخي سفيد
يک کمربند قهوه اي چرمي با سگک طلايي و جلد هفت تير بر روي کمربند
يک جفت کفش کتاني شلوار خاکي رنگ
جوراب هاي راه راه نخي
صندل هاي غيرنظامي با کف کرپ
از انگشت چهارم دست راست يه
يه حلقه فلزي سفيد با يه نگين الماس پيدا کردم
در جيب شلوارش يه صورتحساب به مبلغ ده لير
و يه عکس از شخصي که هنوز هويتش معلوم نيست پيدا کردم
!عکس گرفتن ممنوع
خبرنگارها و عکاس ها الان ميتونن وارد بشن
آروم، آروم
زيرپيراهنيش پر خون شده ولي مقدار کمي روي زمين ريخته
بايد خون ها زيرش باشه
کارنمولا، يه عکس از بالا بگير
پينسيرولي
قربان- نذار زياد عکس بگيرن-
هرچه زودتر از شرشون خلاص شو
آقايون، بسه ديگه
وقت رفتنه. شنيدي
تو هم همينطور
پنجره ها رو ببندين
از زمان رسيدن متفقين در سال 1943
ميل شديدي براي جدايي طلبي در سيسيل براه افتاده
ميس حزب جدايي طلبي بود که قصد داشت (MIS) منطقه را متحد و يکپارچه کند
و اويس بازوي نظامي آن بود
آمريکايي ها، انگليسي ها، مالکان و مافيا از اين حرکت پشتيباني مي کردند
مردم زيادي در زدوخوردهاي بين جدايي طلبان و پليس کشته شدن
در تاريخ 30 سپتامبر 1945 اولين دولت کميته آزادي بخش ملي
دستور دستگيري رهبران جنبش :استقلال را صادر کرد
فينوچيارو آپريله و واروارو
ما بايد قبل از اون که جنگ در سرزمين هاي اصلي تموم ميشد استقلال رو بدست مي آورديم
اونوقت بود که دولت در مقابل يه عمل انجام شده قرار مي گرفت
ولي الان بي فايده ست اوضاع هر روز داره بدتر ميشه
يا تسليم ميشيم، يا هم اينکه همين الان يه شورش بپا مي کنيم
کي ميخواد انقلاب کنه؟ يه مشت بچه؟
در حال حاضر 37 دسته ياغي در سيسيل حضور دارند. سي و هفت تا
اونا به اندازه ي کافي اسلحه دارند تا بشه يه انبار مهمات رو پر کرد
و درضمن همشون هم محکومين فراري نيستن
اکثرشون قرباني بي عدالتي، جهالت و فقر هستن
اونا فقط منتظر يه شانس براي برگشتن به زندگي عادي و مدني هستن
کافيه. خودت هم ميدوني اکثر ما با چيزي که تو پيشنهاد ميدي مخالفيم
حرف زدن مارو به هيج جايي نمي رسونه- خيلي خوب پس-
ما يه واحد جنگي تشکيل ميديم
و حزب رو از تمام مسئوليت هاي پيش رو بري الذمه مي کنيم
اين مزخرفات ديگه کافيه
گاريبالدي از کي واسه آزاد کردن سيسيل از دست بوربون ها استفاده کرد؟
از پيکوچتي و اونا کي بودن؟
فراري ها و سارقين
قربان، ما بايد حرف بزنيم قرارمون اين بود
بشرطي که زياد دور نباشه
نه، همين نزديکه
اکتبر 1945
"کازِ وکي دي ساگنا" چند مايلي مونتلپره
فرستاده هاي اِويس بدنبال مرد ياغي يعني جوليانو مي گردند
،تا به او پيشنهاد درجه سرهنگي بيرق جنگي اِويس
و اين قول را که سوابق او به محض اينکه جدايي طلبان به پيروزي رسيدند پاک شود، بدهند
توريدو کجاست؟- داخله-
بريم
سالواتوره جوليانو در اون زمان 23 سال داشت او در 21 سالگي يک ياغي محسوب مي شد
او در حال مبادله دو کيسه گندم در بازار سياه دستگير شد و پس از آن با کشتن
يک مامور ژاندارمري موفق شد به درون کوهستان ها بگريزد
بريد داخل قربان توريدو منتظر شماست
پينوتزو، بيا اينجا
صبح بخير، دون پيترو
بقيه کجان؟- پشت خونه-
صبح بخير
اون کيه؟- دون پيرتو دي بورگتو-
و اوناي ديگه؟- جدايي طلب ها، مثل اون-
اونا جوليانو رو اجير کردن تا براي استقلال سيسيل مبارزه کنه
پيکوچتي، ما همه مون قراره سرباز بشيم
ايتاليا اجازه داد ما بسوزيم، و حالا ما با آتش جواب اينکارو ميديم
ما درجه سرهنگي رو به جوليانو اعطا کرديم
تا اون با حاکمان ظالم ايتاليا براي بدست آوردن آزادي ما به مبارزه بايسته
و اونوقته که شما ميتونيد بعنوان مرداني آزاد به خونه هاتون برگرديد
بيدار شو سيسيل
چرت ننگين تو بيش از حد به درازا کشيده
زماني که در خواب بودي همه چيز از بين رفت، حتي آبرو و شرفت
و حالا شيپورها باصداي بلند ندا در مي دهند و بيش از اين نبايد در خواب باشي
چون خواب به معناي مرگه
اي رزهاي سفيد سيسيل
شما با خون ما گلگون خواهيد شد
اما فرزندان و فرزندانِ فرزندان ما در سرزميني آزاد خواهند زيست
و نگاه شان را بسوي آسمان خواهند کرد و به آينده لبخند خواهند زد
مرگ بر خوک هاي فاشيست که خون" "مردم سيسيل رو مي مکند
"زنده باد استقلال و آزادي"
اينارو ببرشون- به کجا؟-
ما نميدونيم به قبرستون
چه وقت جنازه شناسايي ميشه؟
هنوز نمي دونيم تصميمش با رئيس کلانتريه
مردي که با جوليانو بود کجاست؟
چرا از من ميپرسي؟ از ژاندارمري بپرس
تير به قلبش اصابت کرده بود
مامورين ژاندارمري درون حياط منتظر ايستاده بودن
اون دوان دوان اومد داخل و اونا بهش شليک کردن
چهار گلوله اي که به پشت و پهلوش اصابت کرده چي؟
اونا رو از قبل داشت هنگام تعقيب و گريز
...اما شما چطوري فهميدين- داشتي چي مي گفتي؟-
شما چطوري فهميدين که جوليانو ميتونه توي کاستلوترانو باشه؟
يه منبع اطلاعاتي ده روز پيش به ما گفت که جوليانو در منطقه حضور داره
همون منبع اطلاعاتي گفت که جوليانو قراره از تونس با يه هواپيما
به آمريکا فرار کنه
مامورين ژاندارمري از ساعت 10 در وياکانگيني منتظر بودن
بنابراين شما حتي مسير دقيق جابجايي جوليانو از درون خيابون ها رو ميدونستيد؟
بقيه جزئيات رو در کنفرانس مطبوعاتي بشنويد
سروکله دونفر ته خيابون پيدا شد يکي شون جوليانو بود
مامورين ژاندارمري به اونا دستور ايست دادن و اون دوتا سعي کردن فرار کنن
مامورين ژاندارمري شروع کردن به شليک و اون رو کشتن
جوليانو تير نخورد؟
البته که تير خورد همه جا گلوله باران بود
مامورين ژاندارمري زخمي نشده بودن؟- هيچکدومشون-
اينجا زندگي مي کني؟- بله آقا-
پس ديشب سروصداها رو شنيدي چه اتفاقي افتاد؟
سه بار صداي شليک هفت تير اومد
فقط سه بار؟- بله-
و بعد چند دقيقه، صداي يه مسلسل اومد
ولي اونا گفتن خيابون پر بوده از افراد مسلح و ژاندارمري نزديک به يه ساعت تيراندازي مي کرده
حقيقت نداره. همش دروغه
...تعقيب و گريز، تيراندازي، اون همه سرو صدا چه وقتي شروع شد؟
ما هيچ چيزي نشنيديم فقط صداي سه تا شليک هفت تير
و حدود نيم ساعت بعد صداي شليک از يه مسلسل
و تو هيچ کسي رو نديدي که عبور کنه؟- نه-
تو متوجه رد شدن جوليانو که ژاندارمري در حال تعقيبش بود نشدي؟
گفتم که، فقط صداي سه تا شليک از هفت تير و بعدش هم مسلسل
يه ليوان لطف مي کنيد؟
يکي هم واسه من لطفاً
تو در مورد جوليانو چي فکر مي کردي؟
يه رابين هود، از پولدارها مي گرفت مي داد به فقرا- همين؟-
بله، آقا
کجايي هستي؟- رم-
در مورد سيسيل چي ميدوني؟
تنها چيزي که بهش يقين داريم اينه که اون مرده
شاهد عيني جزئيات درگيري رو با شرحي موثق و رسمي از وقايع گزارش ميده
با اين حال، اگه اين قانون شکن امروز مرده باشه ميتونيم از ژاندارمري تشکر کنيم
ادامه بدين
اين دشتي هست که اطراف مونتلپره رو فراگرفته :با شهرهايي که پشت سرهم درونش قرار گرفتن
جياردينلو، تورتا، کاريني پارتينيکو، آلکامو
و درست چند مايل دورتر، پالرمو قرار داره
سلسله جبال طويل ساگانا "مونته کالچرامه" و "مونته دي اورو"
،(قلمرو جوليانو بوسيله قانون سکوت(اومرتا تعصب شديد و ترور محافظت مي شد
مونتلپره در دامنه کوهستان قرار گرفته
شما ميتونيد مردم رو درون خيابان ها ببينيد و صداي اونها رو بشنويد
توريدو از طريق تراس منزل خودش از طرف مادرش علامت دريافت مي کنه
شهر پر از مامورين ژاندارمريه
اما اون ها دستشون به جوليانو نمي رسه
جوليانو از طريق يک راديوي بي سيم از هرگونه حرکت دشمن مطلع ميشه
خمپاره اندازها و مسلسل هاي سنگين از
ارتش کوچک جوليانو و افراطيون جدايي طلب حمايت مي کنه
از قله کوه، تمامي حرکات تحت نظر قرار مي گيره و پاسخ متقابل دريافت ميکنه
افراد تحت امر جوليانو در مسيرهاي گردوخاکي سفيد و طولاني آموزش ديدن
در سمت ديگر سيسيل يعني سمت شرقي در سال 1946
يک گروهان از سربازان نظامي در يک چشم بهم زدن شورشيان جدايي طلب رو شکست دادن
اما پادشاه مونتلپره در قملرو خود و بر روي تخت شاهي باقي ميمونه
چيکار مي کنين؟ !کرکره رو بکشين
چي شده؟- ميگن سربازها دارن ميان-
بريم ببينيم
چرا نتونستن واسه يه بار هم که شده از قبل به من اعلام هشدار کنن؟
تمام شهر قبل از ما خبردار شده
معلومه. جوليانو راديو داره و ما هم نميتونيم به پالرمو تلفن کنيم
قربان، توي تالار شهرداري منتظر شما هستن- توماستو و کوميتو رو بفرست-
لطفاً بياييد داخل فرمانده
اين جاي مناسبي براي استقرار مرکز فرماندهي ماست
الساعه شهردار رو خبر مي کنم
حتي کوچکترين شهر ايتاليا ميتونه يه موزه باشه
در خدمتم قربان- بيا داخل مارشال-
ميخوام که به 300 تا سرباز جا و مکان داده بشه- بايد کجا مستقرشون کنم؟-
ميتوني اتاق هاي خالي و اضافي رو تو خونه هاي شخصي بنام ارتش مصادره کني
بهم اين اجازه رو بديد تا شمارو به استفاده نکردن از خونه هاي شخصي توصيه کنم قربان
مردم اين منطقه تاحدودي با دولت خصومت دارن
يه وقت ديگه در اين مورد بحث مي کنيم
اول بايد به فکر پيدا کردن مسکن براي سربازها باشيم
يه انبار سرپوشيده هست ولي در خروجي شهر قرار داره
واله، دونفر رو باخودت بردار و با مارشال برو
بله قربان- من رو بخاطر اصرارم بخشيد فرمانده-
شايد بهتر باشه ما يکي رو بفرستيم تا مردم شهر رو خبردار کنه
واسه اجتناب از وحشت زدگي مردم- صحبت کردن از مشکلات ديگه بسه. برو-
البته، فرمانده
حالا مي فهمم چرا اونا هيچوقت در اينجا کاري رو به انجام نرسوندن
از بغل ديوار برو اينطوري امن تره
تو بايد فرمانده رو درک کني ما شمالي ها در شرايط عادي قرار نداريم
خوب نداريم، و اهل اينجا هم هستيم- بريم-
باز کن
کيه؟- زخمي داريم-
اونطرف
ستوان
No comments yet. Be the first to leave one.