The first 200 lines.
.... گذشــــت اسليپي هالو آنچه در
، من و خواهرم "جني" تو راه خونه بوديم
که يه دفعه اون 4 درخت سفيد جلومون سبز شد
و بعدش هم بيهوش شديم
چه بلايي سر پسرم اومد؟
انجمن خواهري دور هم جمع شدند و طلسمي روش گذاشتن تا قلبش از کار بيوفته
ايکابد" اينجايي که من توش گير افتادم" برزخ ـه
من تو رو از اين جهنم نجات ميدم
ما "مالوک" رو شکست خواهيم داد و دوباره با هم خواهيم بود
روح من ديگه به خودم تعلق نداره
از کجا بدونم مي تونم بهت اعتماد کنم؟ - نمي توني بهم اعتماد کني -
چيزي که مي بينم رو مي تونم با جزئيات کاملاً دقيق به ياد بيارم
تو حافظه تصويري داري؟
نمي تونم بذارم اتفاقي براي "ميسي" بيوفته
...بابا - !دور شو ، اي شيطان -
حالا چي مي خواي؟
چطور کتاب مقدس جورج واشنگتن همراه تو دفن شده؟
چيز خاص ديگه اي هست که در موردش بدوني؟
جواب همه چي !تو کتاب مقدس واشنگتن ـه
اين دست خط خود ـه واشنگتن ـه
طبق کتاب هاي تاريخي واشنگتن 14 دسامبر مُرده
اينو بنويسه قبل اينکه چهار روز
چطور همچين چيزي ممکنه؟ - !اين همون چيزي ـه که بايد ازش سردربياريم -
روز بخير ، من آقاي "ايکابد کرين" هستم
اگه لطف کنين اسم ، مقام و آدرس ـتونُ در پيغام بگذارين
که بنده بتونم در اسرع وقتreturn باهاتون در تماس باشم
و خب حالا چيُ بزنم؟ دکمه؟ دکمه چيه ديگه؟
..."کرين"
از شاهد يک به شاهد دو
داشتم به اين صفحه اي که تو کتاب مقدس واشنگتن پيدا کرديم فکر مي کردم
با چند نفري که تو "کوانتيکو" ميشناختم تماس گرفتم شهري در شمال غربي ويرجينيا
مي تونيم اون صفحه رو به آزمايشگاه تعيين تاريخ کربني ـشون بفرستيم
تا تاريخ دقيق تري از زمان نوشته شدنش بهمون بدن
سر کار مي بينمت
....منــ
با کمال احترام ، ستوان "ميلز" هستم
امکان نداره اين پيغامُ بتونه بگيره
خب..اينجارو نگاه
"درک بيشتر از تلسکوپ؟"
رکود بازار سلفون"؟"
"هنوز کارم با تلفن خوب نيست"
حالا شد
"سلام "اَبي
بايد در مورد حتما در مورد !حريم خصوصي صحبت کنيم
هيجدهم دسامبر ، 1799
روز تولد نيست ، سالگرد هم نيست
ژنرال واشنگتن اين تاريخ واسه تو خيلي مهم بوده
ولي چرا؟
چه اتفاق مهمي 4 روز بعد از مرگت افتاده؟
"تو راهم ، دو نقطه پرانتز"
آهان ، صورت يه آدمه
گمونم...بايد خيلي جذاب باشه
ژنرال عزيزم ، تو مي خواستي من چيُ ببينم؟
"کاپيتان "کرين
"ژنرال "واشنگتن - خوش اومدين -
اي کاش مي تونستم "آينده رو برات بازگو کنم "کرين
ممکنه که از خواسته بشه
تا وقتي ديگران ديگه قادر نيستند تو به اين مبارزه ادامه بدي
، و وقتي اون زمان فرا برسه
...خير هميشه قيام خواهد کرد
مانند قيام "لازاروس" از درون قبرش شخصي که حضرت عيسي 4 روز پس از مرگش دوباره زنده کرد
"لازاروس"
...."تو فصل "جان
مرد ـه مُرده از قبر بيرون آمد
"ژنرال "واشنگتن
هميشه آدمُ شگفت زده مي کنين
اينجا چيکار داري "اندي"؟
اومدم تا يه سؤالي ازت بپرسم
اگه بخاطر اين اومدي اينجا ...که "مالوک" کتاب مقدس واشنگتن رو مي خواد
اون اصلا اون کتاب مقدس رو نمي خواد
اون دنبال يه نقشه ـست ، تو اون کتاب مقدس دستورالعمل به دست آوُردنش نوشته شده
مالوک" آخه از يه نقشه چي مي خواد بفهمه؟"
بخاطر اين نيست که ازش چيزي بفهمه بخاطر کاري ـه که تو و "کرين" مي تونين با اون نقشه بکنين
مالوک" کوتاه نمياد" سربازاش رو داره ميفرسته دنبالت
...اَبي" تو اگه اون کتاب مقدس رو بهم بدي"
شوخي مي کني؟ - گوش بده چي ميگم -
اگه اون کتاب مقدس رو به من بدي اون موقع منم بهت قول ميدم که بخشيده خواهي شد
و يکي از جايگاه هاي مهم تو محفل جديدش رو به عنوان پاداش بهت ميده
، پس اگه به دنيا و "کرين" پشت کنم
اون موقع آخرالزمان بهتري دارم؟
شرمنده
معامله بي معامله
خواهش مي کنم زندگيت رو فداي محافظت از "ايکابد کرين" نکن
کرين" ، يالا بردار"
کرين" روحت رو به "مالوک" ميده" اين موضوع پيشگوئي شده...
مالوک"...داره مياد سراغ روح تو"
ميگه من روحت رو بهش تسليم مي کنم
اون تو رو ترک مي کنه مثلِ پدر و مادرت
مثلِ همه اونايي که دوستشون داشتي
به جز من
هيچ کسي تو رو مثلِ من دوست نداره
...اندي" گوش بده ببين چي ميگم"
نه
نه ، نمي خوام حرفاتُ بشنوم
باور کن ، اين واسه همه ـمون بهتره
...ستوان "ميلز" هستم
براي سروان پيغام داشتم... لطفا بگين خيلي ضروري ـه
خب...صبح شلوغي داشتم
منم همين طور
البته....خانوما مقدم ترند
قبل از همه چيز ، وقتي بهت زنگ مي زنم ازت مي خوام حتما جواب بدي
پيدا کردن دستگاه ـم خيلي راحت تر بود
...اگه اين ...چطور بگم
اين دستگاه يه تيکه آشغال قديمي نبود - موبايلت چي مشکلي داره؟ -
از کار افتاده
شما رو مقصر نمي دونم ستوان
همش تقصير اين شرکت هاي مخابراتي ـه
که عوام رو با تبليغات نمايشي ـشون گول مي زنند
مصرف کننده رو وادار مي کنند تا بارها يه چيز به نام "به روزرساني سيستم" رو خريداري کنن
اين يه نوع سوء استفاده از نظام سرمايه داري ـه ....و اصلا با اون ديدگاه
اقتصاد آزاد ما سنخيت ـي نداره
...هوم ، و حالا با اين وجود يه دونه جديدش رو مي خواي؟
تو که داري
خيله خب مي فهمم چي ميگي
ببين اين چطوره ، مي توني چند روزي گوشي منو داشته باشي
اگه واقعا تونستي ازش استفاده کني اون موقع برات مشابه ـش رو مي خرم
ميشه...اين توافق رو مهر و موم کنيم؟
قضيه زياد مهمي نبود ولي "اندي بروکس" اومد خونه ـم
به چه دليلي؟
ديگه نمي دونم بخاطري که دوستم داره؟
بخاطري که مي خواد منو گول بزنه؟
گفتش که "مالوک" داره سربازاش رو ميفرسته سراغ ما
اون بخاطري دنبال کتاب مقدس ـه چون از طريق اون ميشه به يه نقشه رسيد
يه نقشه
ديگه چي؟
همون پيشگوئي هايي رو که مالوک" بهت گفته بود رو تکرار کرد"
اينکه تو روح منو تسليم اون مي کني و اينکه سرنوشت ما اينه که در مقابل هم قرار بگيريم
مزخرف ـه - مي دونم -
ولي با اين وجود ديگه اونقدر مطمئن به نظر نمياي
بخاطر تو نيست
بروکس" در مورد خونواده ـم و گذشته ـم مي دونه"
...گمون کنم فقط يه خورده ذهنم رو درگير کرده
خب همين طوري که داشتم کتاب مقدس رو مي خوندم به حرفايي که واشنگتن چند ماه قبل از
اينکه...من وارد اون ميدون جنگ بشم بهم گفته بود ، فکر مي کردم
اون به داستان "لازاروس" اشاره کرد
بخاطر همين منم دوباره کتاب مقدس واشنگتن رو خوندم و دنبال نشونه ها گشتم
داستان "لازاروس" معمولا 57 آيه ـست
ولي تو اين انجيل ، 67 ـست - دقيقا -
تو اين 10 آيه ساختگي انگار پيغام مخفي از واشنگتن رمزگذاري شده
هنوزم برام دستکاري ـه يه کتاب مقدس يه خورده عجيب ـه
توماس جفرسون" هم انجيل هاش رو" با خنجر پاره مي کرده
"هجدهم دسامبر ، 1799"
«"دستورالعملي از طرف رئيس جمهور "جورج واشنگتن»
«براي کاپيتان "ايکابد کرين" بزرگ»
«دوست عزيز ، اگه اين در حال خوندن اين متن هستي» «پس يعني که جنگ از سر گرفته شده»
«و سرنوشت تو به عنوان يک شاهد برات نمايان شده»
واشنگتن مي دونسته که تو يه شاهد هستي
يکي از هزاران راز هايي که ازم مخفي نگه ميداشته
«"چهار روز پيش ، دکتر "ويليام تورنتون»
«....تشخيص داده که من دچار»
«بيماري خروسک از نوع کشنده ـش شدم»
«همين طور که مرگم فرا مي رسيد» «من نقشه اي کشيدم»
«من در خواست کردم تا جسدم خاک نشه» «و در مقابل باد زمستاني "ويرجينيا" نگه ـش دارن»
«تا نيروهاي ماورائي بتونن مرا» «در انجام مأموريت نهايي کمک کنند»
«چهار روز پيش من مُردم»
«ولي از طريق دانه هاي تسبيح نفرين شده اين نيرو هاي اسرارآميز» «دوباره زنده شدم»
خداي من
من و تو چيزاي عجيب غريب زيادي ديدم ولي..."جورج واشنگتن" زامبي شده
ديگه نوبره...
«و خب مأموريت نهايي اين بود که» «از قيد و بند مرگ رها بشم»
«و خودم رو احياء کنم»
«وقتي که در بين دنياي مرگ و زندگي بودم»
«تونستم اطلاعاتي رو از اونجا به اين دنيا بيارم»
«در نتيجه تونستم برات نقشه»
«مسير زمين به برزخ رو برات ترسيم کنم»
«سلاحي ضروري براي جنگ با شياطين»
...اگه بتونيم اون نقشه رو پيدا کنيم
اون موقع مي تونم همسرم رو
از برزخ آزاد کنم
ارائه اي مشــتــرک از >
ترجمه و تنظيم : مـــــحـــمد رضــــا و مـــــانــــــي و مـــحــــمــد 'S!CAR!O & Mani Vampire & Achillies'
شيطان مي تونه به هر دليلي دنبال اين نقشه باشه
اولويت ما بايد بدست آوُردن نقشه قبل از اونا باشه
مي دونم مي خواي "کاترينا" رو آزاد کني
نذار اين موضوع قدرت فکر کردن رو ازت بگيره
به شرط اينکه تو هم قول بدي که اجازه ندي گفته هاي مسخره
دشمن ـمون آقاي "بروکس" هم فکر تو رو مشغول نکنه
همه اينکارا براي شکست دادن ـه "مالوک" ـه
خوشحالم که با هم توافق داريم مي تونيم اين توافق رو مهر و موم کنيم؟
تو اون کتاب مقدس نشونه ديگه اي در مورد اينکه اين نقشه راه به سمت برزخ ممکنه کجا باشه هست؟
راهنما داخل نامه "واشنگتن" ليست يه سري آدم رو
که درگير احياء دوباره بودنُ پيشنهاد ميده
"آلفرد نپ" - "کشيش "نپ -
زياد وقت نداريم
جادوگري که با "کاترينا" متحد بوده
اون از سر "سوار بي سر" براي دو قرن محافظت مي کرده
براش نتيجه بدي هم نداشت
اين راهنما ميگه که در زمان احياء اونجا بوده
...اون دونه هاي تسبيح ـي که استفاده کردن
بايد مال اون بوده باشه
تو نامه "واشنگتون" گفته شده که اون دونه هاي تسبيح نفرين شده ـند
آلوده کردن ابزار عبادت با نيروهاي تاريکي يه نوع کفر ـه
اون دونه ها مملو از گناه هستن
ما اگه بتونيم دونه هاي تسبيح کشيش "نپ" رو پيدا کنيم
اون موقع ممکنه آقاي "پريش" ـمون بتونه گذشته ـشون رو بازخوني کنه
و بفهمه که کشيش مرحوم از اين نقشه چي مي دونسته
بهتره "گناه خوار" ـمون رو خبر کنيم
تو دستور دادي تا خونواده ـت رو
بخاطر تهديدي که عليه دخترت بوده به يه خونه امن ببرن
اطلاعي نداري چرا تهديدي که عليه تو و خونواده ـت بوده باعث قتل يه پليس و کشيش ميشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.