The first 155 lines.
Ackno
آیوفیلم تقدیم میکند
تلگراف میگه که ستوان سورومی
اول در نوبوریبتسو ایست میکنن .قبل از اینکه به کارافوتو برن
مختصات فعلی
تو یو ها را
اُدوماری
اون تا دو هفته دیگه در اُدوماری پیش ما میآد .و میخواد ما تا اون موقع اینجا بمونیم
اُدوماری
.پس ما اینجا در تویوهارا میمونیم
دلیلش هم اینه که تویوهارا شهر بزرگتری هست .و مسافرخونههای بهتری داره
.آزادین! میتونید هر کاری که میخواید بکنید
...سوگیموتو
.وقتی که کیرورانکه مرد، آشیریپا یه چیزیو زمزمه کرد
دیدم خیالش راحت شد بعدشم یه چیزی درباره .اینکه چیزا رو به اون سپرده
این به این معنا نیست که آشیریپا کلیدی که به طلا میرسه رو پیدا کرده؟
.و چون اوگاتا این رو شنید میخواست بکشتش
و اینجوریه که دیگه نیازش نداره؟
.عمرا اگه به تو بگه
.من باهاش حرف میزنم
.مزاحمم نشو
.آشیریپا سان هنوز با ستوان سورومی آشنا نشده
.ولی بعید میدونم با مردی مثل اون صحبت کنه
گولدن کامویی
:مترجم
Ackno
آیوفیلم تقدیم میکند
قسمت چهل و یک فیلم پردازی
تو از کجا اومدی؟
این مرد کیه؟
.ما از جنوب اونور دریا اومدیم
.این مرد عموی منه
!تخمهای بزرگی داره
گفتن میخواستن ببینن کی هستیم چون .نزدیک کوتانشون هستیم
.ما شانس آوردیم که تو رو باخودمون آوردیم .هیچ کس مشکوک به ما نیست
،ولی یه چیز رو به همه میگی
برای همین همه توی کارافوتو میدونن که من .تخمای بزرگی دارم
.خیلی خوشحالم که برت نگردوندم
وانمود کردن به اینکه فامیلیم توی هوکایدو هم .کار کرد
.دوست دارم بدونم که اینکارمات بهتر شده یا نه
.تلگراف میگه که حالش بهتره و داره راه میره
.واقعا؟ عالیه
.آره
.بیا بریم ببینیمش هر وقت برگشتیم
چیکاپاشی؟
داری میری؟
.سوگیموتو اینو ببین
گهه؟
این رد پای یکی از اون گرگینههاس که میگفتی نه؟
.اره اونا سریعن و حتی از خرسا سریعترن
...من نتونستم ببینمشون
.باشه بریم بگیریمش
تومیخوای بدونی مغرش چه مزهای میده قبل از اینکه بری نه؟
!همه مغزا یه مزه رو میدن
بیا قبل اینکه بریم توی کوهستان .آتش درست کنیم و دعا بخونیم
،تو یه نوع جدید از زنان آینو هستی
ولی خیلی به این مراسمها اهمیت میدی؟
.کوهستان پر از خطره
.بنظرم این مراسمات باعث تمرکز ذهن میشه
ما الان کبریت داریم پس فقط از این وسایل .توی همچین موقعیت هایی استفاده میکنیم
چجوری میتونیم اینهارو برای نسل های بعدی بذاریم؟
.گمشو برگرد روسیه
.فرزند آینو! اون شگفت انگیز بود
از اول انجامش میدی؟
شماها دیگه خر کی هستین؟
.فیلم ساز! ما عکس متحرک میسازیم
عکس متحرک چیه؟
!یه گرگینه
این چی هست؟
!بذارش پایین
!با تیر سمی میزنمش
!من پرتش میکنم
!آشیریپا سان پشتت
!شگفت انگیزه
اونو گرفتی؟
!ازش دور شو
!هنوز موهاش سیخه
خوش بحالت سوگیموتو گرگینهای !که میخواستیو گرفتی
هینا هینا مگه نه؟
.واقعا مزهش مثل مغز قبلیایه که خوردم
خب شماها چه غلطی میکنید این بالا؟
.از آینوهای کارافوتو فیلم میگیریم
.ما وسط راه ازشون جدا شدیم
پس اون دوربین نیست؟
.به این فیلمپرداز میگن
،یه مشت عکس رو پست سر هم میگیره
و این طوری میتونی چیزایی مثل .گذر زمان و مردم رو ضبط کنی
ما ازش استفاده کردیم که جنبه های مختلفی از .فرهنگ آینو رو ضبط کنیم
مسافرخانه
،یه شرکت فرانسوی به اسم لومیر اختراعش کرده
.و فیلمپردازهارو به کل جهان فرستاد
!اونا کلی فیلم از ژاپن گرفتن
.این جیرل کون فیلم بردار من هستش
.و من اینابا کاتسوتارو هستم
من صاحب یه شرکت هستم که حق نمایش دادن در .ژاپن رو از لومیر خریدم
چجوری یه فیلم رو باید دید؟
!واو، حرکت میکنه
!عکسا دارن میرقصن
.من اومدم به کارافوتو چون شنیدم آینو اینجا بودن
.لومیر عاشق فیلم های آینوی هوکایدوی من شد
مگه نه؟
تو رقص دیگه ایم فیلم گرفتی؟
یا کسی که داستان های قدیمی میگه؟
فیلمی از یوکار یا اوپِکِر؟
...داستانی نه
.این داستگاه نمیتونه صدا رو ضبط کنه
یعنی نمیتونیم صدامون رو با عکسا بذاریم؟
!بیاید داستانای قدیمی آینو رو برای فیلم بازی کنیم
یعنی نقش بازی کنیم و فیلمش رو بگیریم؟
من از کابوکی فیلم گرفتم تا حالا ولی داستانهای .آینو همه شفاهی هستن
یه گرامافون خوبه دیگه نه؟
.فرهنگ شما حتی مفهوم بازی کردن رو نداره
!ولی میتونیم با حرکات بهتر انتقالش بدیم
و با فیلم میتونیم داستانهامون رو با کسانی .که زبونمون رو نمیفهمن درمیون بذاریم
.من یه کسب و کار رو اداره میکنم میدونی که
من کارای بهتری میتونم با وقتم بکنم
.تا فیلم یه چیری رو بگیرم که اصلا ممکنه جالب نباشه
من اطمینان حاصل میکنم که خوب بشه
.کاری که دختره میگه رو بکن، لعنتی
.اگه آشیریپا نجاتت نداده بود الان غذای گرگینه بودی
یا شماها یه مشت نمک نشناس هستین؟
داستان اولمون داستان پانامپه و پِنامپه.
.پانامپه یعنی کسی که پایینرود زندگی میکنه
.پنامپه یعنی کسی که بالارود زندگی میکنه
.داستان های زیادی دربارشون هست
.پانامپه همیشه یه کاری میکنه که پولدارش میکنه
پنامپه حسودیش میشه و کاراش رو تقلید میکنه .ولی شکست میخوره چون خنگه
پس یعنی مثله پیرمرد و جنه؟
!سوگیموتو سایچی پانامپه رو بازی میکنه
!شیرایشی یوشیتاکه هم پنامپه رو بازی میکنه
نویسنده آشیریپا
نویسنده آشیریپا
.من اینارو بر اساس اون چیزایی که گفت نوشتم
نویسنده آشیریپا
!فیلم بردازی آغاز میشه
!و...حرکت
روزی روزگاری، پانامپه یخ روی رودخانه رو .سوراخ کرد و کیرش رو کرد توش
این داستانه چرا داره اینقدر عجیب شروع میشه!؟
.ماهیها دور کیرش جمع شدن
همشونو برگردوند خونه و .همسرش بسیار خوشحال بود
!هوی، وایسا بینم
وسط یه زمستون یخبندون !یه عالمه غذا گیرت اومده
قیافت تو همچین موقعیتی باید اینجوری باشه؟
،صدا رو نمیتونیم ضبط کنیم
در نتیجه باید احساساتت رو بیشتر نشون بدی !وگرنه کسی داستان رو نمیفهمه
کلی افراد دیگه هستن که میتونن !جاتو پر کننا، مواظب باش
...بله. شرمنده
مدتی زندگی خوب بود و پنامپه .اومد تا بپرسه که چطور اینقدر مایهدار شده
پنامپه همونطور که شنیده بود .کیرش رو کرد توی رود
اما زیادی جریص بود و تا صبح .توی آب نگه داشتش
کیرش یخ زد و نمیتونست .بیرون بیارتش
در نتیجه زنش سعی کرد که با یک تبر یخ رو بشکنه که
!کیرش رو کامل از جا کند
.پنامپه به سان همون احمقی که بود مرد
این دیگه چه جور داستان محلیایه!؟
No comments yet. Be the first to leave one.