The first 195 lines.
هی، لایِن.
هی، لایِن.
داداش، بیدار؟
آره، چی شده؟
اوضاعمون خوب میشه، لایِن.
یعنی، میبینمش.
وقتی چشامو میبندم آیندهمونو میبینم.
همهچی جلو رومونه.
خونهمون رو میبینم.
هر کدوممون یه کمد لباس بزرگ داریم برای همه پیرهنهای ابریشممون
و کت و شلوارهای دستدوز ایتالیایی.
میدونی کجاست؟
تو کالیفرنیا.
اِستَن، اگه نخوابم، فردا نمیتونم برنده شم.
ما نمیبازیم.
سرنوشته.
با هر روز جدید فرصتهای جدیدی میاد.
یه فرصت برای تغییر همه چی.
اینکه چه کاری میتونیم بکنیم یا نکنیم،
به این برمیگرده که باور داریم چی ممکنه.
چی رو انتخاب میکنی، ترس یا امید؟
به چالش میکشمت تا زندگیتو فوقالعاده کنی.
یه زندگی فوقالعاده چی لازم داره؟
تمرکز داشتن.
پاشو، وقت غذاست.
لایِن.
یو، لایِن.
بیا اَش. این کوفتی رو بخور.
Come on, Ash.
Eat this shit.
مچت اذیتت میکنه؟
فقط درد میکنه.
روز مسابقه است، داداش.
یه کم یخ و یه حوله داغ برات میارم.
هیچکدوم از اون مخلوطیا به اَش نمیدی. باشه؟
آفرین پسر خوب.
باشه.
آخ، لعنتی!
خب، یالا.
دستتو بذار رو چارچوب، باشه؟
خب. بریم.
بیاید خودمونو گرم کنیم.
یک، دو.
یک، دو.
یک، دو.
چه خبره، باربارا؟
خوب به نظر میای.
امشب یه اتفاق فوقالعاده میفته، خانما.
حسش میکنم!
هیولای شمال شرق همینجاست.
لایِن کامینسکی تو مبارزه قرن.
درسته، داداش؟
خفه میشی و برگردی سر کارت؟
میدونی، لایِن امشب با لِفتی دِنونزیو تو باشگاه رائول مبارزه داره.
اون دیگه کیه لعنتی؟
فقط یه یاروئه که عین خر پیره.
باید بیای. باحال میشه.
همهچی علیهمونه.
یعنی، احمقانه است، داداش. ما نمیتونیم ببازیم.
همین الان میتونی از پایه وارد کار شی.
کامینسکی، تو یه موشموشک لعنتی هستی، مرد.
کِلِم، چرا باید اینجوری باشی؟
ببین، مشکل تو اینه. واسه همینه که تا آخر عمرت اینجا میمونی.
اوهوم. اوهوم.
دستمال آشپزخونه و این چرت و پرتا درست میکنی.
در حالی که من و لایِن، تو کالیفرنیا هستیم.
درسته، داداش؟
داریم برند لایِن رو میسازیم.
اووه.
گرمکن، دورس درست میکنیم،
ستارههای سینما هم میان برامون حال میدن.
کی میاد با اون کفشای داغونت بهت حال بده؟
اوه، ببخشید. معذرت میخوام، مرد.
باید اینو جواب بدم. یو، لایِن.
کفشای داغون، حرف حال دادن رو هم میزنه.
عجب ماشینی، لعنتی.
همیشه یکی از اینا رو میخواستم.
پولشو داری؟
آره، دارم.
پپر حوصله نداشت خودش بیاد، نه؟
آره، لابد دیگه شاخ شده.
چه باحال.
باحاله.
این چیه؟ پپر گفت دو هزار دلار بهش بدهکاری.
فقط همینو دارم.
باور نکردنیه، لعنتی.
باک...
از پپر بپرس اگه میشه اینو بذاره پای شرطبندی امشب.
چی؟
بابا، این پسر تو اوجه.
تو هیچوقت آدم نمیشی، نه کامینسکی؟
فقط هیجان دارم. بوووم، بوووم.
پاهات رو قلم میکنن، مرد.
بهت میگم، این یه کار تضمینیه.
آه، باشه.
حلّه؟
میگه بقیش رو خودش جور میکنه.
عالیه!
پیاده شو از ماشین، مرد.
در رو ببند.
فردا این ماشین رو ازت میخرم.
حالت چطوره؟
عالی.
واقعاً؟
آره، عالیم.
میدونی، امشب حق باخت نداریم.
آره میدونم. سهممون چقدره؟
ببین، لازم نیست نگران اون باشی، باشه؟
تو کارت رو اون تو درست انجام بده،
اون وقت یه سهمی میگیریم که باورت نمیشه.
میدونی، برد امشب خیلی از درها رو به روی ما باز میکنه.
امشب میتونیم زندگیهامون رو عوض کنیم.
باشه.
یالا، یه کم غرش کن.
بذار غرش کردنت رو بشنوم.
نه، مرد.
دارم سعی میکنم تمرکز کنم.
یه کم غرش کن، شیر.
چیه، مگه خجالت کشیدی، لعنتی؟
جلوی این ظرفشورا؟
نه.
از جَب استفاده کن. از جَب استفاده کن.
نمیتونه بهت دست بزنه. این یارو از دوره بوق مونده!
عالیه!
عالی.
کارشو بساز!
آره! آره! یالا!
همینه! بخواب زمین! تمومه.
تو واسه این کار خیلی پیری، مرد. قیافهات افتضاحه.
بذار بلند شه. بذار بلند شه.
ایول! بزن به کلیههاش!
بزن به کلیههاش! کاری کن این حرومزاده خون ادرار کنه!
گیر نکن!
همینه! بزن به کلیههاش! ایول!
این اینجا چیکار میکنه، اِستَن؟
چی میگی؟
این مرتیکه اینجا گه میخوره؟
این به ما ربطی نداره!
تو با... یه قرار گذاشتی.
نه، مرد! این هیچ ربطی نداره--
شیر! از خودت دفاع کن!
از خودت دفاع کن! شیر! دفاع کن!
تمومه. تمومه.
باشه، من دیگه نمیکشم.
قرار بود ببری، شیر.
نباید به من دروغ میگفتی، اِستَن.
تو به من گفتی دیگه با اون آشغال سر و کار نداری.
آره خب، به پول نیاز داشتیم.
اِستَنلی، پس کوفت کجا بریم، مرد؟
میدونی، برای کسی که اینقدر از جابجایی بدش میاد،
واقعاً کمکی به اوضاع نمیکنی.
قرار بود لعنتی ببری.
باشه، اَش، بس کن.
خدایا!
لعنتی!
کجا میری؟
هی، تو مسابقه دنبالت بودم، مرد.
ندیدمت. نیومدی؟
به من پولی بدهکاری که نداری.
امشب میتونستم بکشمت،
ولی هیچوقت سودی از سرمایهگذاریهام نمیدیدم،
واسه همین دارم بهت یه فرصت میدم.
جنگللند.
جنگ سلطنتی برای صد هزار دلار.
یه مسابقه دیوونهوار، بدون قوانین و بدون دستکش.
یک هفته دیگه.
میتونم اسمت رو توی لیست مسابقهها بنویسم.
میتونم این کارو بکنم.
چرا؟
بیا دندون اسب پیشکش رو نشماریم. این یه--
نه، دارم از خودش میپرسم چرا. با تو هیچ کاری بیحساب نیست. درسته، پپ؟
من دیدمت.
قبل از اینکه خودت رو بندازی زمین، دیدم چطور حرکت میکردی.
اون نگاه تو چشمات.
اون...
اون خشم.
شنیدم میتونستی "گلدن گلاوز" بشی
اونجا تو هارتفورد قبل از اینکه اِستَن باعث شه از اونجا پرتشون کنن بیرون.
عادتشه دیگه، نه؟
نه، وایستا، اون یه موقعیت پیچیده بود.
مثل یه وحشی عوضی میجنگید. واسه چی؟
مفت؟
تازه، چارهای هم نداری.
کجا؟
سانفرانسیسکو.
یه چیزی هست که لازم دارم.
اوضاعت مرتبه اون تو؟
اسکای... با استان کامینسکی آشنا شو.
اون و برادرش، لایون، تو رو میبرن غرب.
بیا دیگه، پپر.
من الان نمیتونم با دخترها سروکار داشته باشم.
I can't be moving girls
right now.
نه، اونجوری نیست.
خودم یا یکی از بچههام رسیدگی میکردیم،
No comments yet. Be the first to leave one.