Wasteland

Wasteland (Pustina)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Wasteland aka Pustina 2016 S01E04 HDTV
A Commentary by masih_mzsh
زیرنویس از مسیح محمودزاده | © masihm.ir | t.me/masihmim

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2018-01-04
Downloads: 30
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫کارله!

‫کارله!

‫وایسا!

‫کاپشنتو فراموش کردی.

‫چه‌ت شده، چرا گوش نمیدی؟ ‫بیا.

‫اینم همراهت ببر، واسه تو راهت.

‫باید محل حفاری رو دوباره بگردن. ‫سرتاسرش رو.

‫لهستانی‌های لامذهب.

‫یه جور نشون میدن انگار می‌خوان کمک کنن.

‫همه‌ش فیلمه.

‫از خداشونه که حواس هانکا از قضیۀ همه‌پرسی پرت بشه.

‫بزدل‌ها.

‫باهاش رابطه داری؟

‫چی؟

‫همیشه ازش خوشت میومد.

‫کارله، این چه حرفیه.

‫با هم دیدنتون.

‫چی؟ کجا؟ کی ما رو دیده؟

‫هول کردی، نه؟

‫بهتر نیست تا خونه برسونیمش؟

‫پوستینا

‫کارله؟ ‫چی کار می‌کنی؟

‫قفل در خرابه. ‫راحت میان داخل، شما هم تنهایین.

‫ولش کن، فردا درستش می‌کنی.

‫- دستتو بریدی؟ ‫- چیزی نیست.

‫مشروب خوردی.

‫یه ذره.

‫می‌دونی که برات خوب نیست.

‫کلارا راست میگه، هانکا.

‫همه‌ش تقصیر منه.

‫- عصبانی بود، یه چیزی گفت. ‫- همه‌ش تقصیر منه.

‫منم که به همه چیز گند زدم.

‫اگه از پیشتون نرفته بودم، ‫شاید میشا الان اینجا بود.

‫رفتم چون نمی‌خواستم جلو چشمتون باشم.

‫نمی‌خواستم دخترها حال ناخوشمو ببینن.

‫می‌دونم که دخترها به خاطر من...

‫خجالت می‌کشن.

‫تقصیر خودت نیست که مریضی.

‫تو رو خدا منو ببخش.

‫ببخشم...

‫کارله...

‫درد داره.

‫گم شو!

‫چی شد؟

‫- گم شو. ‫- قصدی نداشتم.

‫گم شو!

‫قص‍...

‫مامان؟

‫چیزی نشده.

‫باز اینجا چی کار می‌کنه؟

‫زیاد بزرگش نکن. ‫چیزی نشده.

‫نشده!؟

‫دیگه با هم آخ و اوخ راه می‌ندازین؟

‫- کلارا، خواهش می... ‫- ها؟

‫از میشا بی‌خبریم و تو دنبال این کارهایی؟

‫همچین چیزی نیست، بس کن!

‫پس چرا باز اینجا اوردیش؟ ‫نمی‌خوام ببینمش!

‫اون هنوزم باباته. نمی‌تونم بگم که نیاد.

‫اذیتت کرد؟

‫دست خودش نیست. ‫از خود بیخود شد.

‫کلارا، تو که می‌دونی بابات مریضه.

‫خب بره دکتر، اون قرص‌های کوفتیش هم بخوره. ‫ اینجا کسی دوا درمونش نمی‌کنه.

‫کلارا...

‫کلارا.

‫- اوردی؟ ‫- آره.

‫مشکلی نداره.

‫- کیر توش، پلیس! ‫- این از کجا پیداش شد!؟

‫می‌تونیم بریم. تموم شد.

‫اگه بفهمم هنوزم مشغول این کارهایی،

‫یه راست میرم پیش پلیس.

‫کمربندتو ببند.

‫- خودت طرحشو انتخاب کردی؟ ‫- توی یه وبسایتی پیدا کردم.

‫بذار ببینم.

‫نگاه، چقدر زشته. ‫حتماً خمارِ خمار بودی.

‫ببند دهنتو. ‫خالکوبی خودت چیه؟

‫- پولش چقدر شد؟ ‫- فقط هزار کرونا.

‫برو بابا. ‫از من سه هزار کرونا می‌خواست.

‫- خب تو که نرفتی براش بخوری! ‫- خفه شو دیگه.

‫بعدی بیاد.

‫میشه لطف کنین بیاین خانوم؟

‫صددرصد مطمئنی؟

‫میگم نمی‌شناسمش. ‫چهرۀ آدم‌ها خوب یادم می‌مونه.

‫یه بار دیگه بهتر نگاه کن.

‫- چه روزی بوده؟ ‫- چهارشنبه.

‫سر کار نبودم. رفته بودم خونۀ پدرمادرم.

‫این دختره رو هم ندیدی؟

‫مشتری‌هات چی؟ ‫راننده تاکسی‌ها، شوفر کامیون‌ها...

‫- یه وقت چیزی بهت نگفتن؟ ‫- چیزی به من بگن؟!

‫فکر کردی چرا ازتون خواستم بیاین؟ ‫واسه این که نگاهتون کنم؟!

‫یکی‌تون دختره‌ رو نزدیک مرز دیده.

‫خب از همونی که دیده بپرس، ‫من نمی‌دونم!

‫- اون صابکارت چی؟ ‫- صابکارم چی؟

‫دخترهایی که دور و برش می‌پلکن، ‫هنوز ۱۸ سالشونم نشده، درسته؟

‫خبر ندارم کی درِ کی رو می‌ماله. ‫از خودش بپرس.

‫یه حسی بهم میگه، ‫اصلاً نمی‌خوای باهام همکاری کنی.

‫اگه دختره رو می‌شناختم، بهت می‌گفتم.

‫شورشو در اوردن.

‫ول کن کثافت!

‫جنده!

‫بسه.

‫- رو اعصابم راه نرو زنیکۀ جنده! ‫- بسه!

‫خب، چی شد آخرش؟

‫جدی‌جدی با سیم خاردار الاغه رو دار زدن؟

‫بحث ما چیزی دیگه‌ست.

‫مگه دنبالش نمی‌گردی؟

‫اصلاً حس و حال این مسخره‌بازی‌ها رو ندارم.

‫- شاید اطلاعاتی داشته باشم. ‫- جدی؟

‫یکی رو می‌شناسم که ‫همچین سیم‌هایی تو خونه‌ش داره.

‫خب که چی حالا؟

‫- سرنخه؟ ‫- یارو مخش تاب داره.

‫فکر کنم با همچین چیزهایی حال می‌کنه.

‫چند روز پیش نزدیک پمپ بنزین بود.

‫نمی‌خواست تو ماشین کارشو بکنه، ‫راضیم کرد بریم مکانِ خودش.

‫از همون اول رفتارش عجیب بود، ‫ولی بعد زد به سرش، همه‌ش پرت و پلا می‌گفت.

‫می‌خواست یه سره بکنه. ‫سیر هم نمی‌شد و بیرونِ...

‫بیرونِ کلبه‌ش هم پر مجسمه بود.

‫مجسمه‌های عجیب‌غریب که ‫از سیم و آهن ساخته شده بودن.

‫بیرونِ کلبه‌ش؟

‫آره.

‫کلبه‌ش دقیقاً کجاست؟

‫- یه بسته مارلبرو. ‫- الان.

‫سلام کارله.

‫سلام.

‫- بقیه‌ش باشه. ‫- ممنون.

‫۲۲۰ کرونا.

‫وایسا بقیۀ پولتو بگیر!

‫شاری.

‫فرار کردی؟

‫فعلاً همه خوابن. ‫امروز شنبه‌ست.

‫حواستو جمع کن، نباید با هم دیده بشیم. ‫با گوشیِ کی مِسِیج دادی؟

‫- چیزی دربارۀ میشا نمی‌دونی؟ ‫- نه.

‫- بالگ یه چیزی می‌دونه. ‫- چی؟

‫مامان میشا رو که توی کانون دید، ‫دست و پاشو گم کرد.

‫همه‌ش سؤال‌پیچم می‌کرد.

‫وقتی میشا گم شد، بالگ کانون نبود. ‫گرفتی حالا؟

‫- هانکا اومده بود کانون؟ ‫- آره.

‫می‌خواست تو رو ببینه؟

‫- چی بهش گفتی؟ ‫- هیچی.

‫بالگ رو بی‌خیال. هیچی نمی‌دونه.

‫فقط به کسی چیزی دربارۀ بالگ نگو. باشه؟

‫اگه پلیس‌ها سؤال‌پیچش کنن، ‫قبل از هر کاری اسم ما رو میاره.

‫بگیر.

‫واسه اون دفعۀ آخریه‌ست.

‫برو دیگه.

‫می‌فهمن که نیستی.

‫دیگه بهم مسیج هم نده. باشه؟ ‫شاید تحت نظر باشم.

‫سلام!

‫صبح بخیر.

‫رفتم... چندتا شیرینی بادومی برات گرفتم، کلارا.

‫سیرم.

‫واسه تو مربایی‌ش رو گرفتم.

‫باید برم لباسمو عوض کنم.

‫- چایی می‌خوری یا قهوه؟ ‫- فرقی نداره.

‫- تازه داره یه کم قلقش دستم میاد... ‫- فِرانتی، بیا بخور که سرد شد.

‫صبر کن چند بار دیگه امتحان کنم.

‫- نمی‌تونم تا شب هِی گرمش کنم. ‫- الان، صبر کن.

‫قلابش جدیده. ‫تا امتحان نکنم، یاد نمی‌گیرم.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫ببخشید مزاحمتون میشم، ‫ماشینتون رو از دور دیدم...

‫این ریزه‌پیزه؟

‫داری تمرین می‌کنی؟

‫آره.

‫- تازه گرفتی؟ ‫- آره. ایشونم همسرمه.

‫چند وقتیه توی فکر اینم که اینجا خونه بگیرم.

‫گفتم بیام از اهالی محل پرس‌وجو کنم تا راهنماییم کنن.

‫هوباچِک می‌خواست بفروشه.

‫همونی که خونه‌ش اول جنگله. ‫مگه نه، فرانتی؟

‫از من نپرس، خودت بهتر می‌دونی.

‫بدم نمیاد اگه این طرف‌های جنگل باشه. ‫مثل مال خودتون.

‫یا مال همسایه‌تون. ‫سر میزنن به اینجا؟

‫این اواخر، فقط اون مَرده، سیکورا میاد.

‫خونه‌زندگیش همین‌جاست.

‫چجور آدم‌هایی‌ان؟ ‫پشت سرشون حرفی نیست؟

‫همون‌هایی‌ان که دخترشون چند روزه گم شده.

‫پلیس هم اومده بود در موردشون سؤال می‌پرسید.

‫سیکورا ولی نمی‌فروشه.

‫خوب می‌شناسینِ‌شون؟

‫نه، ولی می‌دونم نمی‌فروشه. ‫هوباچک شاید بفروشه.

‫شماره‌شو می‌خوای؟

‫خب، اگه زحمتی نیست...

‫ببخشید، اسمت چیه؟

‫روژیچکا.

‫بیا تو، بیا. ‫بشین، یه چیزی بخور.

‫باشه.

‫- الان صداش می‌کنم. ‫- ممنون.

‫کلارا؟

‫کلارا؟ ‫لوکاش اومده.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫اگه اشکالی داره، می‌تونیم کنسل کنیم، نریم.

‫- نه نه، شماها برین. ‫- اگه چیزی لازم بود...

‫من رفتم.

‫یه چیزی می‌خوام نشونت بدم.

‫دیشب اینو بین عکس‌های قدیمی پیدا کردم.

‫یه نگاه بهش بنداز. ‫عجیب نیست؟

‫به نظرت اینجا چند سالته؟ ‫پنج؟ شیش؟

‫کلارا چی؟ سه؟ چهار؟

‫از همون موقع با همین. ‫دست همدیگه رو گرفتین.

‫کلارا هم داره می‌خنده. ‫قشنگ نیست؟

‫ولی این پسره من نیستم.

‫درست نگاه کن. خودتی. ‫اونم کلاراست!

Wasteland subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Wasteland

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left