The first 200 lines.
لعنتی کی میتونه باشه
چیکار داری
خب من کلم می آورم
کلم کلم
اینجا رو امضا کن
چه خبره
به ما حمله شده
عیسی مسیح
انگار کل یه پایگاه لعنتی شلیک میکنه
مراقب چهار چرخ ها باشین
بله قربان ما چشم هامون رو باز نگه میداریم
کبریت دارین؟
فکر کنم نه
بیا بریم
خیلی خب ما وارد شدیم
نگهش دار ، نگهش دار ، صبر کن
نگهش دار! نگهش دار
عیسی مسیح ، این دو نفر مرده ان
آنها وارد شده ان کسی اینجا بوده
بیا ، بیایید اون رو بررسی کنیم
آقای اندرسون ، قصد داری چه مدت در اسرائیل بمونید؟
نمی دونم ، حدود یک هفته
برای تجارت یا تفریح اینجا هستید؟
تجارت
من حمله به پایگاه دریایی ایالات متحده رو پوشش می دهم
اولین باره شما در اسرائیل هستین؟
نه
از اقامت تون لذت ببرید
ممنون
میتونی به من بگی نشست خبری کجاست
بله قربان ، طبقه بالا به سمت راست
این هم پاسپورت شما
ممنون
بهتره عجله کنید قربان
اونا در حال حاضر توی جلسه هستن
ما میتونیم اعلام کنیم که در کل هشت تفنگدار نیروی دریایی کشته شدن
و شش نفر در حمله شب گذشته مجروح شدن
یک گروه مذهبی افراطی که در خارج از بغداد فعالیت می کرد
که خودش رو اکتبر سیاه می نامه
مسئولیت حمله رو بر عهده گرفته
برای اخطار دادن به نیروی دریایی ما
نگهبانی از دروازه اصلی
خودروی حمله رو در اون نقطه متوقف کرد
و خسارت بیشتری گزارش نشده
خانم ها و آقایان ، شما می تونین لیست های میموگراف رو انتخاب کنید
از پرسنل آمریکایی
که در این حمله کشته و زخمی شدن
خویشاوندان قبلاً مطلع شده ان
سوالی هست؟
بله. تد
تد فنس از نویسنده گان
الان میتونید اکتبر سیاه رو تایید کنید
که مسئول این حمله بوده
تایید توی این مرحله فقط براساس
تماسی هست که گروهی با سفارت ما گرفتن
ادعای اکتبر سیاه
خانم کلیفورد
بله
کاترین الدرز از مجله آسوشیتد
اونا گفتن دلیلشون از حمله به پایگاه چیه؟
من در مورد مسائل داخلی اظهارنظر نمی کنم
از یه دولت خارجی
شما باید بپرسید
مایکل اندرسون ، لس آنجلس پست
آیا همه تلفات ناشی از بمباران بوده
یا تبادل تیراندازی آنها بوده؟
نه
آیا می تونید گزارش رو تأیید کنید؟
ببخشید خانمها و آقایان
تمام چیزی که لان داریم همینه
ما ساعت 3 بعدازظهر یک بروزرسانی کامل برای شما خواهیم داشت امروز
خیلی ممنونم
من لیست رو دارم
هی کوپ
لعنتی تو تل آویو چیکار میکنی مایک؟
تازه وارد شدم ، من باب میسیوروفسکی رو پوشش می دهم
پسر لعنتی پاش شکسته
توی اسکی لعنتی افراد مشهور
به نظر میسیوروفسکی می رسه
اونجا خودت خیلی عالی به نظر نمیرسیدی رفیق
منظورت چیه من کراوات می زنم
فکر کردم در خارج از لس آنجلس کار می کنی
من در نیویورک توی راه پاریس بودم تا کتابم رو نشر بدم
اوه ، آره ، گوش کن ، من آن رو خواندم
تبریک می گویم ، مرد ، کار بسیار خوبی انجام دادی
ممنون من به تو افتخار می کنم
ممنون
آره ، آنها من رو نیمه شب بیدار کردن
به من گفت که برسونمش اونجا
سوزان چطوره
اون خوبه
اینجا الان خیلی دیوانه کننده است
اوضاع بده و به نظر می رسه بدتر بشه
اما همه ما خوب کار می کنیم
انگار از من عصبانی شده؟
سرهنگ؟
میشه یه دقیقه ببینمت لطفا؟
بله قربان ، فقط یک لحظه
گوش کن حالا ، سرهنگ
چند نسخه از خلاصه مطبوعات رو برام بیاور
بله قربان
هی اندرسون
چطور من در کتاب نیستم؟
من باید برم بیرون ، رفیق
هی جان ، برای ناهار وقت داری؟
آره ما کارهای زیادی با هم نجام دادیم رفیق
آره. انجام دادیم
من توی کینگ ذیوید هستم
میتونی ساعت 13من رو توی کافه ببینی؟
به حساب تو
آره
اونجا میبینمت
من میرم پیرمرد رو ببینم
خب به من سریع بگو چه اتفاقی افتاده
من تمام پرسنل موجود رو گذاشتم که روش کار کنن
بسته از کشور خارج نمیشه
آره . اگه این کار انجام بشه و همه چیز خراب بشه میفرستمت
یه جای توی مدرسه نظامی
من بهت یه کار دادم فقط یه کار
برای نگه داری از بسته فقط 12ساعت
12ساعت
شش ساعت بعد پایگاه تو آتشه
و یه سردخونه پر از تفنگداران نیروی دریایی
و ما اون بسته لعنتی رو هیچ جا نمیتونیم پیدا کنیم
سلام رفیق
توی پایگاه نیروی دریایی ، تعداد زیادی از تفنگدار دریایی محافظت می کردن
دروازه آنجا؟
باشه
میتونید بروید داخل آقای اندرسون
لعنت
همیشه ممنونم سوزان
حتما
من کتابت رو دیدم مایک
آفرین
همه کلمات رو درست نوشتی
سلام سوزان
عالی به نظر می آیی
لطف داری
من تمام تلاشم رو میکنم قربان
تو فقط اون بسته لعنتی رو پیدا کن
هر چه سریعتر
بله قربان
داستان واقعی اینجا چیه؟
بیانیه مطبوعاتی رو بخون همه چیز اونجا هست
ببین . همیشه همه چیز اونجا نیست
برای امشب کراوات میبندی؟
برای امشب کراوات ببندم؟
کمی عصبی هستی ، می دانی
تو ماجرای دستگیری تروریستها رو باز کردی
که فرودگاه رم رو منفجر کرد
وبعد تو فقط ناپدید شدی به مدت یه سال
مقاله من، من رو به خونه صدا زد بگو دیگه
این مسخره ترین بهانه ای هست که تا الان شنیدم
چرا نمیتونی توی صورتم ببینی که همه چیز تموم شده
ببین همه چیز رو اشتباه فهمیدی
و جان چطور؟
اون بمب همه کسایی رو که دوست داشتی کشت
تو باید براش اونجا میبودی پس کجا بودی؟
کجا بودم
آره
من از لس آنجلس باهات تماس گرفتم از نیویورک باهات تماس گرفتم
دوبار از السالوادور یادت میاد؟
اوه ، پس یک تماس تلفنی ، ها؟
اینطور خداحافظی می کنی؟
فکر کردم میتونم بهت اعتماد کنم
اعتماد؟
می خواهی درباره اعتماد با من صحبت کنی؟
آره. بیا درموردش صحبت کنیم
ببخشید خانم کلیفورد
آقای جکسون می خواهد شما رو ببینه
بهش بگو یه دقیقه دیگه میام
ایشون گفتن حالا
سوزان ، صبر کن
صبر کن
بیا سوزان
میتونیم جای دیگه درمورد این موضوع صحبت کنیم
شام چطوره
ساعت پنج باهات تماس بگیرم
میام اونجا
حالا بزار از اول ببینم
بسته رو داشتید و الان از دستش دادید؟
بله قربان
تو اون رو توی پایگاه نیروی دریایی نگهداری میکردی
چرا این چیز لعنتی رو بیرون نفرستادی
به دفتر مرکزی در لنگلی ارسال می شد
آنها تصمیم گرفتن که امن تره
برای حمل اون از طریق دریا تا از طریق هوا
لنگلی؟
چرا در موردش به من نگفتن؟
خب ، آنها این را تعیین کردن
بهتره اول بسته رو ایمن کنیم
فقط کی این رو تایید کرده؟
شورای امنیت ملی یا رئیس جمهور؟
دفتر مرکزی در لنگلی
ببین ، از نظر فنی ، قربان ، نه شورای امنیت ملی و نه رئیس جمهور
در این مورد میدونن
جکسون ، من نمی توانم اجازه تغییر رو بدهم
مسئولیت این امر در حوزه قضایی منه
و اگر فکر می کنی
که من ایستاده ام قربان. قربان
No comments yet. Be the first to leave one.