The first 200 lines.
"گــوگن، سفری به تاهیتی"
سال 1891 - پاریس
هکتور اینجاست؟ - آره. خانم "پاستوویل هم اینجاست -
آقای گوگن نمونههایی از استعداد بینظیرشون رو در اینجا به نمایش گذاشتند
تقریباً خشن کار میکنه
ولی در عینحال فریبنده
...مسیح شبیه خدای مردم پاپوا
.انگار روی چوب کندهکاری شده
.کمی از تابلو فاصله بگیرید
در اینجا ما مخلوطی از زیبایی ...بدوی مذهب کاتولیک
.وخیالپردازی آیین هندوها رو میبینیم
!هرچقدر که میتونی بهم بده
شرمنده، حتی یکی از تابلوهات هم .فروخته نشد. ولی من بهت ایمان دارم
.این رو به عنوان پیشپرداخت بگیر
.همهجا شرایط همینه .همش بخاطر پول
فقط وقت و انرژی ما داره .هدر میره
.دیگه اینجا کاری نداریم
.باید از اینجا بریم
چطور بریم؟ نه پولی داریم .و نه کسی ازمون حمایت میکنه
دگاس با رنان قرارداد بسته
میتونه ما رو به جزیره پُلینِزی بفرسته
!پُلینِزی
.خیلی وقته داریم دربارهاش حرف میزنیم
!پُلینِزی خیلی دوره - !پُلینِزی خیلی دوره -
پل، تو اون قرارداد هیچ اشارهایی به سفر نشده
.من هرچی که داشتم رو سرمایهگذاری کردم .فقط کمی پول برای سفر گذاشتم
.تو جزیره تاهیتی که پول نمیخوای
ماهیگیری میکنیم، میوه میخوریم و شکار میکنیم
!میتونیم نقاشی کنیم !میتونیم نقاشی کنیم
.ولی به این آسونیها نیست
.خیلی دوره و خطرناکه .نمیتونیم همینطوری بریم
من خیلی دوست دارم بیام، ولی به مادلین قول ازدواج دادم
تو هم میای؟
من مته و بچهها رو با خودم میارم
زیر سایه درختهای نارگیل بزگ شدن که برای بچه ها ضرری نداره؟
اومدیم و پول هم پسانداز کردیم ولی چرا الان بریم؟
.چون من دارم اینجا خفه میشم
چون همه چی اینجا کثیف و فاسد و حال بهم زنه
حتی یه چهره یا منظره پیدا نمیکنی که ارزش نقاشی کردن رو داشته باشه
خب، کی میاد؟
اومد - پس من چی؟ -
شما اینجا چیکار میکنید؟
!اینجا رو ببین !بیا بغلم
!چقدر سنگین شدی !فکر کنم 100 کیلو شدی
.نشناختمت !چقدر بزرگ شدی
!چقدر بامزه شدی !چقدر ناز شدی
!بزار ببوسمت
!پسر بزرگم
!بیایین تو !راحت باشید
!بیا تو، عزیزم
.خوب شد
...اینجا کمی سرده، ولی
.مرتب و منظمـه
!بیا اینجا
!اینجا بوی گند میده !افتضاحـه
.من نمیتونم اینجا بخوابم
خوب شد برای بچهها ...تشک آوردم
فکر نمیکردم به این زودی برسید
!اینجا بوی گند میده
چی گفت؟
شببخیر
شببخیر عزیزم
نمیدونی چقدر از اومدن شما خوشحالم
.ما همراه تو نمیاییم پل
چرا این حرف رو میزنی؟
خیلی فکر کردم. نمیتونیم خودمون یا بچهها به خطر بندازیم
.یا هر کس دیگهایی رو
...ببین چطور داری زندگی میکنی
.من نمیتونم
.همه میخوان سرت و کلاه بزارن
.کلاهبردارن
.هرکاری لازمه بکن
.از من دلخور نشو
اینها حرفهای خانوادهاتـه؟ آره؟
.بیشتر از 100 بار درموردش حرف زدیم میخوای الان کنار بکشی؟
اونها نگران آیندهی .بچههان
!نمیشه که زندگی رو فقط از کتابها یاد گرفت
تو پاریس موندن براشون خوبه؟ یا باید برن کپنهاگ؟
!همیشه همینطوری هستی !همیشه داد و فریاد میکنی
فقط به فکر خودت هستی .نه بچهها
تو دنیایی که من و تو ...زندگی میکنیم
.تحصیل کردن مهمـه نه فقیر بودن
.مته، تو باید باهام بیای
.نمیتونم - ...مته -
.نمیتونم
.خواهش میکنم
.بهت احتیاج دارم
!دوستان !توجه کنید
!گوش کنید ...میخوام چند کلمه
.حرف بزنم ...به سلامتی دوست خوبمون
.پل مینوشیم
ما همه ازت حمایت میکنیم، پل
.بهت افتخار میکنیم
.ما همه دوستان تو هستیم
دوستی ما تا آخر دنیا ...همراه توئه
.همونجایی که میخوای بری
!تو برای ما یه قهرمانی، پل
...ولی با اینحال
.تو فقط داری وظیفهات رو انجام میدی
...تو هیچوقت مثل آرتیستهای دیگه
بخاطر بقاء با جریان آب شنا نمیکنی
.ترسوهایی که تسلیم شدن
...اونایی که از روبهرو شدن با
.باورهای اخلاقی ترسیدند
.باورهای جنسی
.باورهای مذهبی
.روحیهی میهنپرستانه
.باورهای اخلاقی سربازها و پلیسها
گوگن عزیزم، تو هم مثل همهی ما .سرکش و یاغی هستی
...و تو
تصمیم گرفتی که این رو .بخاطر داشته باشی
گوگن؟ بیا بگیر
پول برات فرستادن؟
اگه برات پول فرستادن .باید حسابت رو تصفیه کنی
پل، میدونم بخاطر نوشتن این نامه .من رو سرزنش میکنی
تو هیچوقت دلیل مخالفتهای من رو .نمیفهمی
.ما متفاوت فکر میکنیم
.ما همراه تو به سفر نمیاییم
و تو رو تشویق به ادامه ی این سفر .نمیکنم
از بین تمام کارهایی که فرستاده بودی .فقط یک تابلو به فروش رفته
.ما در مضیقه ی مالی هستیم
.فقط میتونم برات 100 فرانک بفرستم
.بچه ها دلتنگت شدند
جای خالیت رو توی خونه حس میکنم
هر روز با خانوادهام .جر و بحث دارم
...اونها میخوان از ما مراقبت کنند
ولی من در هیچ زمینهایی با اونها .موافق نیستم
آقای گوگن، شما .سکتهی قلبی کردید
.باید استراحت کنید
.این دارو رو بخورید
.آروم
شما علائم جدی بیماری ...دیابت رو دارید
باید تغذیهی مناسبی داشته باشید .وگرنه سلامتیاتون بخطر میافته
.همسایههاتون شما رو به اینجا آوردن
به عقیدهی من باید .در بیمارستان بستری بشید
چیزی احتیاج ندارید؟
.بسیارخب، پس استراحت کنید
...جوتفا
.رنگهام رو برام بیار
تو اینجا چیکار میکنی؟
کجا میخوای بری؟
.میخوام هوای تازه بخورم
میخوام قبل از مردنم .اون جزایر رو ببینم
ترتیبی دادم که شما رو .به تاهیتی ببرن
.نمیخوام برم
صداشون رو میشنوی؟
.دارن میان اینجا رو به آتیش بکشن
.خودم رو تو جنگل گم و گور میکنم
.تو مسئول این وضعیت نیستی
تو هستی؟
.بیا، بگیر
.این نامه رو به تو میسپرم
.فقط ازت میخوام که پستش کنی
!مراقب باش !تو کوهستان ارواح زندگی میکنند
.اونا توی باد هستن
...توی درختها هستن
...توی نهر آب، توی دره
.بین صخرهها هستند
!مراقب باش !مراقب باش که باهاشون همراه نشی
.متشکرم
.خدانگهدار
...متهی عزیزم
.من یک بچه هستم
من یک بچهی یاغی هستم
.اونها نمیتونن من رو به سخره بگیرن .چون من دو چیز هستم که اونا نیستند
اوناییکه من رو سرزنش میکنن .مخصوصاً خانوادهی تو
نمیدونن که در ذات یک هنرمند .چه چیزی نهفته است
.بزار این دفعه برای مدتی زندگی کنم
.من به مسیرم ادامه میدم
.هدفی دارم
بهت ثابت میکنم که .حق با منه
من هنرمند بزرگی هستم. مطمئنم
تمام رنجهایی که میکشم .به این خاطره
اگر اینطور نبود، انسان .بیارزشی بودم
روزی میرسه که فرزندانمون ...با هر کسی که مواجه میشن
...هرجایی که میرن
با افتخار از نام پدرشون .یاد میکنند
!نه...اون رنگ نه
...بدش به من
!نه! بدش به من
!نه اون رنگ نه
!یالا !زودباشین
.اون رنگ رو بده به من
اسمت چیه؟
.پل گـوگن
گوگه؟ - .گوگن -
.پل گـوگن - .پل گـوگن -
.اسم من اوناتی - اوناتی؟ -
.اوناتی
.زنم روییتا
.روییتا - .بخور -
از کجا میای؟ - .ماتایا -
کجا میری؟
.تاراوآو
.متشکرم
دنبال زن میگردی؟
دنبال زن میگردی؟
تهورا رو میخوای؟
تهورا؟
!تهورا! بیا اینجا
No comments yet. Be the first to leave one.