The first 187 lines.
! معلم
این چیه؟
! مین گو
آب تصفیه کن آبش تموم شده ، عوضش کن
... اون همش رو خورد
این واقعا دردناکه
فکر میکنی میتونی انجامش بدی؟
این واقعا فرق داره با زمانی که روی تخته پلاستیکی تمرین می کردم
! البته
کسایی که خالکوبی میکنن حداقل باید بدونن که چه مقدار درد اول کار وجود داره
حتی اگه نتونی درد رو حس کنی ، می تونی به یکی دیگه اون درد رو وارد کنی؟
بیشتر و بیشتر انتهای یه سوزنه که دست نخورده اس و شخص دیگه چاره دیگه ای نداره جز اینکه درد بیشتری رو احساس کنه
این درست مثل عشقه
معلم ، معشوقه داری؟
معشوقه؟
حدود دو سالی میشه که اون رفت رم تا عکاسی بخونه
حالت خوبه؟
چی؟
خوبم
اهمیتی به نظر بقیه مردم نمیدم
... اون نه
اگه مدت زیادی رو جدا باشی ، دچار استرس میشی
اگه مضطرب شدم ، می تونم بذارم که اون بره؟
تموم اینو تو قلبم دفن کردم
مشکلی نیست
پس اون باید یه پوسته عمیقی برام باشه
وقتی اون آدم رو می بینم ، به قدری مضطرب میشم که اونو دوسش دارم
اون همه در ها رو باز کرد ، اما به نظر می رسه یه جایی ، یه دری هست که به سفتی بسته شده
سوزن بزرگ داری؟
چی؟
به پشتش با اون سیخونک نزن سعی کن یه دری رو باز کنی و بری تو
! کیم جی وو
داری چیکار میکنی؟
دارم اجاره یه ماه رو که تاریخش گذشته با کار کردن پرداخت میکنم
باید تا اونجایی که می تونم کار کنم تا با وجدان راحت غذا بخورم
فکر کنم می خوام یکم تلویزیون ببینم
در طول و بعد یه مورد ، اظهارات زیادی وجود داشته که ارتباطی با خون آشام های افسانه ای وجود داره
ما بعضی از اون آدما رو دیدیم
خیلی ها باور دارن که خون آشام ها مال افسانه هان اما اونا نمی دونن
خون آشام ها ممکنه تا صد ها سال با ما زندگی کنن
در قانون چرخه تکامل ، یه شخص نمی تونه زندگی بکنه ! و دوباره برگرده ، و فقط فکرکنیم که اونا مثل یه اسطوره زنده ان
! اونا باید برگشته باشن
پس خیلی از اونا می تونن در طول روز بیان بیرون با ظاهری که اصلا فرقی با ما ندارد
اونا می تونن این جنایت های خیانت آمیز رو مرتکب بشن
این نظرات فقط یه سری احتمالات اند ، اما این این مورد ها در حال اثبات اند که این به واقعیت نزدیکه
این باید درست باشه
چی دیگه می تونه باشه؟
در حالی که هویت مجرم در ... سراسر کشور پخش شده
این مورد درحال آشکار سازی در یک سطح کاملا جدیده
این جو یانگ سان از اخبار بی بی اس بود
! آقا
! آقا
آقا ، چی شده؟
... مدت ها قبل
توی روستای آخر زمین ، یه مردی بود
روستای آخر زمین؟
اون کجاست؟
جایی که اون مرد متولد شد
اون آخر این زمینه
... اون مرد می خواست آخر دنیا رو پیدا کنه
یه روز رفت به اقیانوس
... اون مرد فقط اقیانوس و آسمان رو دید
و از اقیانوس رفت بیرون
انتهای اقیانوس هم باید مثل آخر دنیا باشه ، اون فکر کرد
... اما اقیانوس به سرزمینی وصل بود
و مرد کویر رو دید
اون دوباره راه بی پایانی رو رفت
... اگه از کویر رد می شد
دنیا به آخر می رسید ، این چیزی بود که اون امیدوار بود
اما مهم نیست که اون چقدر راه رفت در طول کویر ، انتها دنیا هیچ وقت پدیدار نشد
... و سرانجام ، اون مرد رسید به
روستای آخر زمین
اون به جای اولش برگشته بود
... زندگی اون مرد
هیچ وقت تموم نشد
کی هستید؟
! سلام
رئیس بیک داخل ان؟
یه جایی هس که باید امروز بریم
اون الان خوابیده
خوابیده؟
باهاش قرار ملاقات گذاشته بودی؟
می تونم الان باهاش قرار ملاقات بذارم
واو ... این خونه ..
لبریز از دوام و استحکامه
چطور می تونی تا حالا بخوابی؟
! زود باش و بلند شو
چطور این اتفاق افتاده؟
هیچی خون نداری؟
چیکار باید بکنم
خیلی نفرت انگیزه
واسه چه مدت باید این کار رو بکنم؟
آقا ، مریضی؟
نه چیزی نیست
پس من میرم و یکم دارو میارم
چه دارویی؟
یه چیزی هس
پس الان بر میگردم
آقا ، حالت خوبه؟
مثل دفعه قبل مریض شدی؟
به زودی خوب میشه
بیرون بمون
می خوام استراحت کنم
می خوام پیشت باشم
بذار تنها باشم
این جوری راحت ترم
! بذار باهات باشم
! به من گوش کن
تمومش کن
هیچ خونی نیست؟
آره ، اون بچه ، جی وو الان توی خونشه ، باید یه مشکلی باشه
اون تنها بذار پس اون اینقدر تشنه میشه که می خواد مردم رو بکشه ، درست مثل کاری که تو کردی
! میدونی این چقدر دردناکه
اون باید حداقل اون اندازه درد رو احساس کنه
چی؟
... این جوری نباش ، اگه یکم خون داری
! آقا
آقا ، می دونم که مریضی
اگه داری یه زمان سختی رو می گذرونی چیکار باید بکنم؟
! خب ، نمی تونم هیچ کاری واست بکنم
این فقط به خاطر اینه که سرم یکم درد میکنه
میری واسم یکم دارو بخری؟
باشه
! الان بر می گردم
منم
در رو باز کن
دردناکه؟
جواب منو بده
به اندازه کافی برای مردن دردناک هس؟
بله ، این چهره توئه
اگه خون نخوری ، این از مرگ شکنجه آور تره
این تویی
دیگه نمی خوام اون اشک ها رو ببینم
از دستش مریض شدم
ازش مریض شدی؟
پس ، واسه چی نجاتم دادی؟
خب می تونستی از دردم لذت ببری؟
... نمی تونستم اون اشک ها رو توی چشمات فراموش کنم
اون چشما منو این جوری کرد
... اون روز
اون روز ، فقط باید منو رها می کردی
! هیونگ ! الان وقت تمرینه
چی؟
! وقت تمرینه
تا آب های دریای جنوب و کوهستان بکدو خشک می شه و از پا درمیاد
این جور که من می بینم ، این آدم حرفه ایه
می دونی ، اون جلو دخترا وانمود می کرد که تنهاست
سعی میکنه تا یه ظاهر خجالت زده رو نشون بده ، یه حرفه ایه
وانمود کنی که تنهایی با اینکه واقعا تنها باشی فرق میکنه
... وقتی دفعه اول دیدمش ، احساس کردم بهش نزدیکم
و حس کردم شبیه چیزیه که ضربه خورده
این احتمالا به این خاطر بود که اونم مثل من تنها بود
... اما
حالا دیگه مطمئن نیستم
داخل یه غار تاریک اومدم
اما نمی دونم راه خروج کجاست
می خواستم اون آدم رو داشته باشم
به جاش ، این حس هست که راه رو گم کردم
دختر ظالم
باید واقعا اینو به آدمی بگی که ازت خواسته باهاش ازدواج کنی؟
کی دوباره می خوای خواستگاری کنی؟
اون فقط خواست که وسیله هاش رو بیاره
هیچی نمیدونم
فکر میکنه کجا داره میره؟
گفتم نمی دونم
حرفه ای ها باید با حرفه ای ها بازی کنن
جی وو به اندازه کافی عذاب کشیده
! سلام
یه چند روزی شده
اون گفت که می خواد واسه یه مدت استراحت کنه
اون یه بچه با موقعیت های زیادیه
فقط بهش گفتم اون کاری رو که دوست داره انجام بده
پدر جی وو این خواهش رو کرد و اینو واسش کنار گذاشت اما اون بچه هنوز چیزی نمیدونه
... برای جی وو ، مادرش
اون باید رفته باشه چون چان
این همون رئیس مشروب فروشیه ، درسته؟
وقتی اونو تو یه جای درخشان می بینی اون واقعا مثل یه مدل می مونه
اون چاپلوسه
! ساکت باش
نرو
بیا از این جا بریم
میریم یه جای دور به یه کشور دیگه
! باشه
! دریای قشنگیه ، می خواستی که یه بار دیگه اینجا رو ببینی
نه ، جزیره کاپری باید بهتر باشه
همه چی رو آماده میکنم ، فقط باید یه پرواز باهام بگیری
بیا بریم یه جای دیگه که کسی نشناسه ما رو و از اول شروع کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.