The first 200 lines.
این فیلم به هدف سرگرمی ساخته شده.
الهام گرفته از اتفاقات واقعی در داستان کریتانونت.
تمام اسامی، شخصیتها، رفتارها، و حوادث ساختگی هستند.
نمایش هر گونه فرهنگ یا شخصی
در این داستان به هدف اهانت نیست.
کانچانابوری، 1972
این موقع از سال، موسیر خوب به فروش میره.
تقریبا کیلویی ده بات.
همین که پول در میاریم، خوبه. قیمتش مهم نیست.
که بتونیم از پس هزینه درمان بر بیایم.
امیدوارم همه چیز به حالت قبل برگرده.
داره بهتر میشه.
ببین
حتی گاهی بلند میشه و کارهاش رو میکنه.
ولی بیشتر اوقات بستریه.
باید چک کنیم نفس میکشه یا نه.
علائمش هم همون جوریه که توصیف کرده بودن.
نباید زیادی بهش فکر کنی...
بابا! مامان!
بابا! مامان!
نارت!
نارت!
نارت!
-نارت! -بابا!
-نارت! من این جاام! -مامان!
تحمل کن!
-داریم میایم! -بابا!
نارت!
بابا! مامان!
-نارت! -چی شد؟
-صدمه دیدی؟ -مامان!
نارت، چی شده؟
کجات درد میکنه؟
دلم!
شکمم!
چی کار کنیم؟
نارت!
-نارت! -داره چی به سرش میاد؟
نارت!
نارت!
نارت!
نارت!
چی به سرش اومده؟
-نارت نارت! -نارت.
-نارت! -نارت!
زمزمه مرگ
لعنتی!
مامان، آبپاشم رو دیدی؟
خیلی دیر بیدار شدی.
خوشبختانه بابات خونه نیست. وگرنه غر میزد.
آبجی
برات انجامش دادم.
خیلی ممنون.
بذار کمک کنم.
بعد از مدرسه مستقیم بیا خونه.
بابات میخواد ما رو ببره فستیوال.
-فسیتوال! -هورا!
پشمک هم میفروشن.
خواهرت اصلا اجازه نداره. دندونهاش خراب میشن.
مامان، یاک کی میاد خونه؟
احتمالا یکی دو روز دیگه. تو نامه اش این جوری نوشته بود.
ولی عجیب نیست؟
التماس میکرد که سرباز شه.
چه طور موافقت کرد که برگرده؟
برید دوش بگیرید. نباید دیر کنید.
گفتم برید دوش بگیرید.
بدویید!
از دست این دخترها.
عجله کن.
لعنتی.
یادم رفت به مامان بگم بعد از مدرسه باید تمیزکاری کنم.
روز آخره.
احتمالا کلاسها زود تموم میشن. نگران نباش آبجی.
واقعا؟
مامان اجازه نمیده پشمک بخورم.
تو برام میخری؟
آخی! ناراحت نباش.
بیا تا اتوبوس مسابقه بدیم.
آخرین کسی که برسه باید خوراکی بخره.
-برو! -نگاهش کن.
آهای.
صبر کنید.
صبر کنید.
نون برنجی میخوام.
بابت امروز صبح بهم بدهکاری.
مشکلی نیست. هرچه قدر بخوای میتونی بخوری.
بهترین خواهر دنیایی!
امروز خیلی خوشحالی ها.
یی، داری به چی نگاه میکنی؟
بریم.
کلاس 3-A
من آشغالها رو میبرم.
یام؟
از رو صندلی پاشو.
این میز کیه؟ چرا این چیزهای ترسناک رو کشیده؟
ببین آبجی
بازهم هست.
نارت.
اونی که مرگ اسرارآمیزی داشت؟
بریم. حتما یی منتظرمونه.
کانچانابوری
یام
بیا یاد. کارت بامزه نیست.
یام رو سکته میدی. میدونی که سریع میترسه.
حتی مالاریا هم نمیتونه اون رو بکشه.
تو از همه بلندتر جیغ زدی.
خفه شو.
این همه راه تو سرما اومدم دنبال شما.
این جوری ازم تشکر میکنید؟ آره یی؟
چرا اومدی دنبالمون؟ از مزرعه برگشتی؟
بیاید. بابا منتظره.
بریم.
بیا، یی.
یاد.
-بله؟ -عجله کن.
نیروی بیشتری لازم دارم، مان.
یه زمین دیگه رو هم باید برداشت کنیم.
باید تا یکی دو روز دیگه انجام بشه.
5 کیلومتر با این جا فاصله داره.
میتونی این جا یه آلونک بسازی.
روزانه چیزهای مورد نیاز رو میارم و میبرم.
چرا این قدر دیر برگشتید؟
کجا بودید؟
-بهم گفتن... -با تو نبودم.
باید تمیزکاری میکردم. به آخرین اتوبوس رسیدیم.
یه کم رسیدنمون طول کشید.
اگه زود از خونه برید، باید تا عصر برگشته باشید.
نه این قدر دیر.
اگه دوباره تکرار بشه
مجبور میشم نذارم برید مدرسه و توی مزرعه بهم کمک کنید.
یاد و ید میتونن برن آب رو به زمین تلنبه کنن بابا.
نباید برای فستیوال دیر کنیم.
خب، کجا بودم؟
بهم تاریخ ندادید. تا چه روزی میخواید؟
مرسی مان.
خانواده ام را از بیماری و تمام چیزهای شر حفظ کن.
آمین.
چی شده؟
دعات خیلی کوتاه بود.
میخواستم بدونم چرا.
و کسی توی خانواده مون مریض نیست.
اگه دعا کردن همه تموم شده، بیاید بریم.
بیا بریم اون جا.
-ببین! -مواظب باش.
-میخوای؟ -آره.
پشمک؟
پشمک من! بریم.
آهای، صبر کن!
داره میاد.
سلام خوشگله.
بفرمایید.
دیگه این جوری فرار نکن. باشه؟
چی شده؟
داغ شدی.
احتمالا سرما خوردی. من به مامان میگم.
نه آبجی. به مامان نگو.
نمیخوام چرخ و فلک رو از دست بدم.
اون بالا باد میاد. حالت بدتر میشه.
لطفا.
همین یه بار.
اگه از دستش بدم، شاید بار دیگه ای نباشه که بتونم بیام.
باشه.
وقتی بیایم پایین به مامان میگم. خوبه؟
آهای ید.
بیا تا قبل از این که بهمون برسن بریم چرخ و فلک.
کی بهمون برسه؟
خفه شو.
هیچی. بیا.
چی؟
خانه ی تسخیر شده.
این رو ببین!
ببین. مردم اون پایین خیلی کوچولو شدن!
آره خیلی کوچولو.
بیا اطراف رو ببینیم.
زیبا نیست؟
آره. هست.
خیلی خوشحالم که با شما دوتا اومدم این بالا.
کاش یاک هم بود.
وقت گذروندن با خانواده خیلی خوبه.
با این که همیشه بحث میکنیم.
این غرفه ها رو ببین.
-احتیاط کن. -آبجی!
چی شده؟
یه پیرزن داره بهم اشاره میکنه.
مرسی.
چی شده؟
خوش نمیگذره؟
آه، یی.
خوبی یام؟
من هم دیدمش.
خیلی ترسناک بود.
من که پیرزنی ندیدم.
خوبی یام؟
سرما خورده. احتمالا به خاطر اون باد.
دوباره شروع کرد.
همیشه وقتی میریم بیرون سرما میخوره.
بیاید بریم خونه استراحت کنیم.
یوس فردا میبردش درمونگاه.
بیا عزیزم. بیا بریم.
چطوری میتونی بگی حالت خوبه؟
No comments yet. Be the first to leave one.