Death Whisperer

Death Whisperer (ธี่หยด)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Death-Whisperer-2024-WEBRip-NFX
A Commentary by Qasem_Samangani

Tags

webrip
web
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
TS
Published on: 2024-05-02
Downloads: 64
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫این فیلم به هدف سرگرمی ساخته شده.

‫الهام گرفته از اتفاقات ‫واقعی در داستان کریتانونت.

‫تمام اسامی، شخصیتها، ‫رفتارها، و حوادث ساختگی هستند.

‫نمایش هر گونه فرهنگ یا شخصی

در این داستان ‫به هدف اهانت نیست.

‫کانچانابوری، 1972

‫این موقع از سال، موسیر خوب به فروش میره.

‫تقریبا کیلویی ده بات.

‫همین که پول در میاریم، ‫خوبه. قیمتش مهم نیست.

‫که بتونیم از پس هزینه درمان بر بیایم.

‫امیدوارم همه چیز به حالت قبل برگرده.

‫داره بهتر میشه.

‫ببین

‫حتی گاهی بلند میشه و کارهاش رو میکنه.

‫ولی بیشتر اوقات بستریه.

‫باید چک کنیم نفس میکشه یا نه.

‫علائمش هم همون جوریه که توصیف کرده بودن.

‫نباید زیادی بهش فکر کنی...

‫بابا! مامان!

‫بابا! مامان!

‫نارت!

‫نارت!

‫نارت!

‫-نارت! ‫-بابا!

‫-نارت! من این جاام! ‫-مامان!

‫تحمل کن!

‫-داریم میایم! ‫-بابا!

‫نارت!

‫بابا! مامان!

‫-نارت! ‫-چی شد؟

‫-صدمه دیدی؟ ‫-مامان!

‫نارت، چی شده؟

‫کجات درد میکنه؟

‫دلم!

‫شکمم!

‫چی کار کنیم؟

‫نارت!

‫-نارت! ‫-داره چی به سرش میاد؟

‫نارت!

‫نارت!

‫نارت!

‫نارت!

‫چی به سرش اومده؟

‫-نارت نارت! ‫-نارت.

‫-نارت! ‫-نارت!

‫زمزمه مرگ

‫لعنتی!

‫مامان، آبپاشم رو دیدی؟

‫خیلی دیر بیدار شدی.

‫خوشبختانه بابات خونه نیست. وگرنه غر میزد.

‫آبجی

‫برات انجامش دادم.

‫خیلی ممنون.

‫بذار کمک کنم.

‫بعد از مدرسه مستقیم بیا خونه.

‫بابات میخواد ما رو ببره فستیوال.

‫-فسیتوال! ‫-هورا!

‫پشمک هم میفروشن.

‫خواهرت اصلا اجازه ‫نداره. دندونهاش خراب میشن.

‫مامان، یاک کی میاد خونه؟

‫احتمالا یکی دو روز دیگه. تو ‫نامه اش این جوری نوشته بود.

‫ولی عجیب نیست؟

‫التماس میکرد که سرباز شه.

‫چه طور موافقت کرد که برگرده؟

‫برید دوش بگیرید. نباید دیر کنید.

‫گفتم برید دوش بگیرید.

‫بدویید!

‫از دست این دخترها.

‫عجله کن.

‫لعنتی.

‫یادم رفت به مامان بگم بعد ‫از مدرسه باید تمیزکاری کنم.

‫روز آخره.

‫احتمالا کلاسها زود تموم ‫میشن. نگران نباش آبجی.

‫واقعا؟

‫مامان اجازه نمیده پشمک بخورم.

‫تو برام میخری؟

‫آخی! ناراحت نباش.

‫بیا تا اتوبوس مسابقه بدیم.

‫آخرین کسی که برسه باید خوراکی بخره.

‫-برو! ‫-نگاهش کن.

‫آهای.

‫صبر کنید.

‫صبر کنید.

‫نون برنجی میخوام.

‫بابت امروز صبح بهم بدهکاری.

‫مشکلی نیست. هرچه قدر بخوای میتونی بخوری.

‫بهترین خواهر دنیایی!

‫امروز خیلی خوشحالی ها.

‫یی، داری به چی نگاه میکنی؟

‫بریم.

‫کلاس 3-A

‫من آشغالها رو میبرم.

‫یام؟

‫از رو صندلی پاشو.

‫این میز کیه؟ چرا این ‫چیزهای ترسناک رو کشیده؟

‫ببین آبجی

‫بازهم هست.

‫نارت.

‫اونی که مرگ اسرارآمیزی داشت؟

‫بریم. حتما یی منتظرمونه.

‫کانچانابوری

‫یام

‫بیا یاد. کارت بامزه نیست.

‫یام رو سکته میدی. میدونی که سریع میترسه.

‫حتی مالاریا هم نمیتونه اون رو بکشه.

‫تو از همه بلندتر جیغ زدی.

‫خفه شو.

‫این همه راه تو سرما اومدم دنبال شما.

‫این جوری ازم تشکر میکنید؟ آره یی؟

‫چرا اومدی دنبالمون؟ از مزرعه برگشتی؟

‫بیاید. بابا منتظره.

‫بریم.

‫بیا، یی.

‫یاد.

‫-بله؟ ‫-عجله کن.

‫نیروی بیشتری لازم دارم، مان.

‫یه زمین دیگه رو هم باید برداشت کنیم.

‫باید تا یکی دو روز دیگه انجام بشه.

‫5 کیلومتر با این جا فاصله داره.

‫میتونی این جا یه آلونک بسازی.

‫روزانه چیزهای مورد نیاز رو میارم و میبرم.

‫چرا این قدر دیر برگشتید؟

‫کجا بودید؟

‫-بهم گفتن... ‫-با تو نبودم.

‫باید تمیزکاری میکردم. ‫به آخرین اتوبوس رسیدیم.

‫یه کم رسیدنمون طول کشید.

‫اگه زود از خونه برید، ‫باید تا عصر برگشته باشید.

‫نه این قدر دیر.

‫اگه دوباره تکرار بشه

‫مجبور میشم نذارم برید مدرسه ‫و توی مزرعه بهم کمک کنید.

‫یاد و ید میتونن برن آب ‫رو به زمین تلنبه کنن بابا.

‫نباید برای فستیوال دیر کنیم.

‫خب، کجا بودم؟

‫بهم تاریخ ندادید. تا چه روزی میخواید؟

‫مرسی مان.

‫خانواده ام را از بیماری و ‫تمام چیزهای شر حفظ کن.

‫آمین.

‫چی شده؟

‫دعات خیلی کوتاه بود.

‫میخواستم بدونم چرا.

‫و کسی توی خانواده مون مریض نیست.

‫اگه دعا کردن همه تموم شده، بیاید بریم.

‫بیا بریم اون جا.

‫-ببین! ‫-مواظب باش.

‫-میخوای؟ ‫-آره.

‫پشمک؟

‫پشمک من! بریم.

‫آهای، صبر کن!

‫داره میاد.

‫سلام خوشگله.

‫بفرمایید.

‫دیگه این جوری فرار نکن. باشه؟

‫چی شده؟

‫داغ شدی.

‫احتمالا سرما خوردی. من به مامان میگم.

‫نه آبجی. به مامان نگو.

‫نمیخوام چرخ و فلک رو از دست بدم.

‫اون بالا باد میاد. حالت بدتر میشه.

‫لطفا.

‫همین یه بار.

‫اگه از دستش بدم، شاید بار ‫دیگه ای نباشه که بتونم بیام.

‫باشه.

‫وقتی بیایم پایین به مامان میگم. خوبه؟

‫آهای ید.

‫بیا تا قبل از این که بهمون ‫برسن بریم چرخ و فلک.

‫کی بهمون برسه؟

‫خفه شو.

‫هیچی. بیا.

‫چی؟

‫خانه ی تسخیر شده.

‫این رو ببین!

‫ببین. مردم اون پایین خیلی کوچولو شدن!

‫آره خیلی کوچولو.

‫بیا اطراف رو ببینیم.

‫زیبا نیست؟

‫آره. هست.

‫خیلی خوشحالم که با شما دوتا اومدم این بالا.

‫کاش یاک هم بود.

‫وقت گذروندن با خانواده خیلی خوبه.

‫با این که همیشه بحث میکنیم.

‫این غرفه ها رو ببین.

‫-احتیاط کن. ‫-آبجی!

‫چی شده؟

‫یه پیرزن داره بهم اشاره میکنه.

‫مرسی.

‫چی شده؟

‫خوش نمیگذره؟

‫آه، یی.

‫خوبی یام؟

‫من هم دیدمش.

‫خیلی ترسناک بود.

‫من که پیرزنی ندیدم.

‫خوبی یام؟

‫سرما خورده. احتمالا به خاطر اون باد.

‫دوباره شروع کرد.

‫همیشه وقتی میریم بیرون سرما میخوره.

‫بیاید بریم خونه استراحت کنیم.

‫یوس فردا میبردش درمونگاه.

‫بیا عزیزم. بیا بریم.

چطوری میتونی بگی حالت خوبه؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left