The first 200 lines.
باشه.مایلین که نظرات امروزتون رو امضا کنین؟
مشکلی نیست.به هرحال,این قراره مشکلی برای رونی باشه؟
وظیفه ی من فقط اطلاعات گرفتن برای تحقیقاته.
خدا کمکش کنه.
اسم چنگ ران تحت تحقیقات قرار گرفت.ناچارا باید تحقیق بشه.
سلام.
کِی اومدی آمریکا رودی؟
چهارده ساله که بودم.
تا وقتی بیست سالت بشه آزمون استعداد تحصیلات عالی ت رو ندادی.
بخاطر دوبار ترک تحصیل کردن و چند مورد انضباطی.
بله
نمره ی ای سی تی ـت چند شد؟
یکم اونورتر از هزار.
میدونی نمره ـت نصف اون چیزیه که باهاش تو دانشگاه فرانسیسکو ثبت نام شی؟
بله.
چرا ثبت نام شدی؟
سوال رو جواب بدین لطفا.
میدونم.بابام یه کمکی خواست.
ثبت نام شدم.بخاطر رشته نظر سنجی های بابام.
شیائوچینگ
خوشبختانه,تو شرکت قانونی بهت سلام نکردم. یا ممکن بود که تو دردسر بیوفتی.
اگه بدونن که هم دیگه ـرو میشناسیم ازم میخوان که دوری کنم.
اگه الآن ازت خواهش کنم به دردسر میندازتت؟
من باید از کد حرفه ایم و نظم شرکت قانونی اطاعت کنم.
فهمیدم.نمیخوام.
چنگ ران!
میدونم سوالت چیه. در حال حاضر تحقیقات خود بازرسیِ شرکتِ سی ایه.
شک داریم که رونی از مدیر اجرایی رشوه گرفته باشه تا به راحتی با شرکت وای همکاری کنه.
اون مشکوک به نقض کردنِ اِف سی پی اِی ـه (قانون عمل فساد خارجی).
اف سی پی ای فقط شرکت های آمریکایی رو مجازات میکنه.
خود کمپانی تقاضای تحقیق کرده, چون میترسن که دی اُ جی(وزارت دادگستری) و اِس ای سی (کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا)بفهمن در موردش.
اجتناب از مجازات جبران نا پذیر برای صدمه نزدن به خودش.
درمورد رونی تحقیق کردن.
خب, تحقیق تا بابای منم گسترش پیدا میکنه؟
این تمام چیزیه که میتونم بهت بگم.
به هرحال خیلی ممنون شیائوچینگ.
وقتی به شرکت قانونی دعوت شدم اعصابم بهم ریخت.
خوشبختانه دیدمت.وقتی دیدمت دیگه ترسی نداشتم.
آروم بودم.به هرحال باید حقیقت رو بگم.
اِن.فقط حقیقت رو بگو
وقتی تو شرکت قانونی دیدمت باحال به نظر میومدی.
این جاییه که بهش تعلق داری.مبارکا باشه!
تو چی؟چه خبرا؟
من...
نمیدونم کجا برم و میتمرگم تو خونه.
بیشتر از من بدت اومد,نه؟
چنگ ران تو بچه ای.
جوونتر از اونی هستی که همه کار بکنی!
میشه یه سوالی ازت بپرسم؟
شو چه رو دوست داری؟
بگو.درسته
کِی شروع شد؟وقتی با خواهرم بهم زد؟
تمام چیزی که بهت میتونم بگم اینه که ما دوتا غیر ممکنیم.
دارم میرم.
خیلی وقته شک دارم .و ازت میخوام که
یه توضیحی بهم بدی.
به چشمِ من, تو یه دانش آموز با توانایی یاد گیری فوق العاده و با اخلاقی.
چرا باید یه تقلب برای امتحان انجام بدی.
پروفسور.متاسفم ناامیدتون میکنم.
این کارو قبول کردم چون کمبود پول داشتم.
مجبور شدم باهاش یه زندگی بسازم که تو آمریکا بمونم.
.ولی تو با استعدادی. چرا یه درخواست برای دانشگاه ندی که درستو دنبال کنی.
چون..من یا خانواده ـم نمیتونیم از پس همچین هزینه ای بر بیایم.
ولی الآن پول نداری
که اینجا درس بخونی,چرا تو آمریکایی؟
بخاطرِ...
یه دختر.
اینه؟
آره.
این قمار چطوری پرداخت شد؟
نمیدونم.
الآن میفهمم.
اگه بتونم کمکت کنم بورس تحصیلیِ کامل بگیری چی؟
دوست داری به دانشگاه فرانسیسکو بیای و به عنوان دانشجوی ارشد من تحصیل کنی؟
این شانسی نیست که از خیلی وقت پیش درموردش خواب میدیدی؟
پروفسور کسیه که از طرف تو درخواست بورس تحصیلی کامل میده.
فقط باید برگردی و نمره ی خوبی تو تافل بگیری.
سخت نیست واست.
چرا سریع پیشنهادش رو قبول نکردی؟
ترس چیارو داری؟
یه بورس تحصیلی کامل همه ی مشکلات رو نمیتونه حل کنه که.
هرچند خانواده ـم نمیتونن منو از لحاظ مالی حمایت کنن.
نمیخوان یه باری هم رو دوشم باشن.
ولی دارن پیرتر میشن,
خب مادر بزرگم,
بهم نیاز دارن که کاراشونو انجام بدن.
همینجوریشم تو این یه سال خیلی بی مسئولیتی کردم در حقشون.
اگه بازم بمونم و درس بخونم,
اگه بعد سه سال, یه شانسی بیارم بتونم اینجا بمونم
برای اونا
انگار بچه ـشون رو از دست دادن,نوه ـشون رو.
متوجه نیستی. برای یه خانواده ی کارمند مثل ما داشتن حمایت از طرف خانواده
یعنی یکی رو داشتن که وقتی پیر شدی بهش تکیه کنی.
بدونِ من,به کی تکیه کنن؟
وقتی پدر مادرت دور و وَرتن, نباید به جای دور سفر کنی..
تازه شرکت کردنم به عنوان چنگ ران سر کلاساش و امتحاناش
همینجوریش تو دفتر آموزش پرورش و وزارت مهاجرت آمریکا سابقه بدی واسم ثبت کرده.
اینکه آیا میتونم برای یه ویزای اِف وان دانشجویی درخواست بدم سوال برانگیزه.
تازه اینم نمیدونم که وقتی برم
میتونم بازم برگردم اینحا یا نه
اوه ,درسته.چه خبر از تو؟خبر جدیدی از دانشگاه کلمبیا هست؟
هنوز منتظرم.
پس یعنی واقعا تصمیم گرفتی از اینجا بری؟
فقط مثلِ...
- هی. - عالیه - لباست باحاله!
امروز تو یه مصاحبه شواهد کلیدی جدیدی از این مورد به دست آوردیم.
وقتی فهمید مصاحبه بخشی از تحقیق های داخلیه,
جان براون,مدیر اجرایی سطح بالا تو حوزه ی کاریِ رونی, همه چی رو لو داد.
نتونست فشار رو تحمل کنه.
اون ادعا میکنه که رونی استرانگ فایل های فنی سی ای رو دزدیده
و دادتشون به گروهِ وای,خارج از وظیفه,در عوضِ تجارتشون.
اندازه ی کارای غیر قانونی ای که تو این مورد اتفاق افتاده بیشتر از اونیه که اولش تصور میکردیم.
این مورد خیلی جدی شده دیگه.
حدس میزدم فعالیت های غیر قانونی ای هست,
ولی هیچوقت فکر نمیکردم در این حده.
اقدامات رونی به شکستنِ قانون آمریکا مشکوکه.
الآن این یه نقض جناییه.
بعد از مصاحبه,با رئیش گروه سی ای حرف زدم.
و هر شواهدی که علیه رونی تو این موضوع داشتیم رو نشونش دادم.
اون ازمون میخواد که سریع بریم یانژوآی چین.
یه تیم تحقیقات برای مصاحبه با چنگ وی رئیسِ وای بفرستیم.
پس, فردا صبح,فردیناند,دنیل, و استیون.
میخوام شما سه تا فردا صبح ساعت 7 منو تو فرودگاه ببنین.شماها میرین یانژوآ.
ما تقریبا پنج روز یانژوآ میمونیم.الآن سفر برنامه ریزی شده .در عرض یه هفته میریم.
تو این زمان میخوام که تمام وکلای باقی مونده جمع آوری اطلاعات علیه رونی و انجام حسابرسی حوزه ی کاریش رو ادامه بدن.
وقتی برگردم تمام شواهد و گزارش تحقیقات رو به رئیس گروه سی ای ارائه میدم
و توصیه نهایی خودمو برای اینکه آیا گزارش با کمیسیون اوراق بهادر و بورس باشه یا وزارت داد گستری در حالی که با پلیس در تماسم ارائه میدم.
سوالی هست؟
میخواستم به چنگ ران و میائویینگ یه هشداری بدم.
بزارم خودشونو واسه خطری که به سمت پدرشون و تجارت خانوادگیشون میره آماده کنن
ولی اگه این کارو کنم,اصول اخلاق حرفه ای رو میشکنم
درحالی که بین برم یا نرم هام تردید داشتم,
اومدم اینجا.
چرا اینجایی؟
من...
دنبالِ منی یا چنگ ران؟
چیزی نیست.الآن میرم.خدافظ.
شیائوچینگ!
مطمئنا چیزی داری که باید بهم بگی برای همینه که اینجایی
درمورد اینه که بابام درگیر تحقیقات رونی شده؟
دیگه مزاحم شما دوتا نمیشم.
شیائوچینگ!
همین الآنشم اومدی اینجا.پاهات قلبتن.
ما دوست نیستیم؟
چنگ ران,احساسات رو درگیر نکن.
سختش نکن براش.
بخاطر شو چه اومد؟
غیر ممکنه. بخاطر حل کردن رابطش با تو و شوچه انقدر در هم برهم نمیشه.
انقدر خوب میشناسی اونو؟
میدونی اونو شو چه دیگه باهم در ارتباط نیستن؟
داری از من میپرسی؟
پس کی دیگه؟
برای اینکه شیائو چینگ انقدر مردد باشه...
حدس میزنم که..میتونه اینطوری باشه که اونا توسعه ی جدیدی
تو تحقیقات رونی پیدا کردن؟
- سلام -سلام بابا.
اخیرا حالت خوب بوده؟
جدیدا سرم خیلی شلوغه. همین الآنشم آخرین مرحله از مزایده ی متروئه.
داداش کوچیکت چطوره؟
بعد از اینکه شرکت قانونی اخرین بار باهاش حرف زد,بازم اومدن نزدیکش؟
نه نیمدن.
بهش بگو چیزی نمیشه.
رابطه ی شخصی من با رونی همینه.
فقط ازش خواستم یه لطفی کنه کمکش کنه بره دانشگاه.
هیچ دردسری پیش نمیاد,باشه؟
بابا تو رابطه ـت با رونی...
چیزی نیست که در برابر تو بشه ازش استفاده کرد,درسته؟
نمیتونم اینو برات تضمین کنم.
هیچی.نگران نباش.
باشه.قطع میکنم پس.
خدافظ.
بیا تو.
رئیس چنگ, شرکت قانونی اِم تی اِی تو سانفرانسیسکو امروز باهامون تماس گرفت.
بهمون گفتن که چهارتا از ویکلاشون امروز میرسن یانژوآ و میخوان شما رو ببینن و حرف بزنن باهاتون.
گفتن درموزد چی قراره حرف بزنیم؟
میخوان مشارکت رونی استرانگ رو تو مذاکرات
بین وای و سی ای بفهمن.
مشارکت وای و سی ای خوب پیش نرفت.
رونی و ما دیگه هیچ رابطه ای نداریم.
اگه نمیخواین تو دیدنشون همکاری کنینن باهاشون, تو مسدود کردن راهشون مقاومت میکنم.
نمیخواد.
بزار بیان اینجا.میبینمشون.
باشه.
سلام تامپسون.
من دستیار خاص چنگ وی هستم.به شما و تیمتون خوش آمد میگم.
دوست دارم از آقای چنگ وی بخاطر دیدنمون تشکر کنم.
لطفا.
ایشون چنگ وی رئیسِ گروه ِ وای هستن.
یه شریک تو شرکت حقوقی اِم تی اِی ایالت متحد ,تامپسون
و بقیه سه نفر از گروهشن.
سلام من چنگ وی ـم
آقای چنگ خیلی درموردتون شنیدم.
یکم شگفت زده شدم که موافقت کردین انقدر راحت امروز ببینین مارو.
من شک داشتم چون موضوع ممکنه بخشی از پیشنهاد کسب و کار شما با یه شرکت رو شامل بشه.
شک داشتم که ممکنه مقاومت کنید یا اینکه امتناع کنید.
آماده بودم که این ممکنه یه علت از دست رفته باشه.
اگه سوالی دارین بپرسین.حتما همه چیز رو بهتون میگم.
بشینین لطفا.
- سلام بابا -خیلی متاسفم خانم میائو من رونانم
برای رئیس چنگ یکم ناجوره که الآن جواب تلفنش رو بده. در حال حاضر آدمای شرکت حقوقی آمریکا دارن ازش بازجویی میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.