The first 200 lines.
>> جرود: خوشحالم که
اینجا هستین.
خیلی حرف برای گفتن دارم.
راحتید؟
دلم میخواد حس کنید
که خانوادهام هستید.
میدونم دوربینها اینجا هستن
و کلاً یه ماجراییه.
شب مهمیه.
استرس زیادیه.
از این جور چیزها.
میخوام راحت باشید.
خوشحالم که اینجا هستید.
بهتون نیاز دارم.
من باید... میخوام دربارهی
رازها حرف بزنم.
رازها.
باید آروم بگم، نه؟
من خیلی رازها رو با خودم حمل کردم
تمام زندگیم.
حس میکنم این رازها رو به دوشم
گذاشتن.
یکی از بزرگترین، یکی از
آخرین رازهایی که حفظ کرده بودم، اسممه.
اسم من جِرود نیست.
به نمایش خوش آمدید، همگی.
جِرود اسم میانی منه.
اسم جِرود رو بهم دادن، چون
برادرم جو، که حدود هفت
سال از من بزرگتره،
کافیه اعتماد کنی که یه بچه، اسم یه
بچه دیگه رو بذاره، ولی هر چی.
من بابتش ممنونم.
بدون اون، مجبور بودم با اسم واقعیام، اسم اولم
شناخته بشم.
اسمی که در موردش صحبت نمیکنیم.
خوب نیست.
اصلاً خوب نیست.
دوستش ندارم.
همیشه از اون اسم متنفر بودم.
هیچکس منو با اون اسم صدا نمیکنه جز
مامانم.
بابام اسم منو گذاشت... اون اسم اول پدر خودش
و اسم اول پدر مامانم رو
با هم ترکیب کرد.
و قاطیشون کرد.
نه اینکه یه اسم شیک و باوقار مثل
ویلیام ادوارد یا همچین چیزی بسازه.
اونجوری.
بیشتر شبیه "تویوتاتان" شده.
از اون اسم متنفرم.
تمام زندگیم قایمش کردم.
هر سال توی دبیرستان
کاری میکردم اسمم رو از دفترچه
فارغالتحصیلی حذف کنن.
یکی رو مجبور میکردم.
۲۰ دلار برام آب میخورد.
اسم اولم رو ازش
بیرون میکشیدم.
هیچوقت نذاشتم مردم
گواهینامهام رو ببینن.
کارتهای بانکیم رو.
همیشه ازش خجالت کشیدم.
همیشه پنهانش کردم.
و مسخرهست، چون اسمیه که برای احترام به دو
نفر به من داده شده.
درسته؟
درسته؟
قرار بود این یه هدیه باشه
به هر دوی پدربزرگهای من.
و تقریباً به نظر میاومد که یه جورایی
خیلی زشته که من قایمش میکنم و
پنهانش میکنم، ولی این به خاطر اینه که شما
پدربزرگهای منو نمیشناسید.
اگه اونا رو میشناختین، میدونستید
تنها راه برای احترام گذاشتن بهشون،
راز نگه داشتنه.
چون اونا دقیقاً همینطور بودن.
پدربزرگها، اسم من از روی اسم دو مرد گذاشته شده
که بیشتر عمرشون، حداقل بیشتر زندگی
جنسیشون،
راز بوده.
پدر مادرم چهار بچه با مادر مادرم، همسرش، داشت، و چهار
بچه هم خارج از ازدواج.
بچه هم خارج از ازدواج.
که همینجوری پراکنده بودن.
پدر پدرم پنج تا بچه با همسرش داشت،
پنج تا بچه با همسرش،
و حدود ۲۳ تا هم خارج از
ازدواج.
آره.
من از یک نسل طولانی از
آدمای باحال میام.
۲۳ تا.
۲۳ تا.
همونجا توی کارولینای جنوبی.
اسم اون جیمه.
ما فامیل یکسانی نداریم
چون بابای من بچهی
خارج از ازدواج بود.
آره
آره
آره
آره
راه آسونی برای گفتنش نیست.
فکر میکردید مادربزرگتون یه
معشوقه موقتی بود؟
میخوام یه چیز کوچولو دیگه هم
بهتون بگم.
اون لعنتی متأهل بود.
پدربزرگم سه تا بچه داشت.
عمو پیت، بابام، و
و عمهام.
زنش مطلع شد و
با مادربزرگم سر این موضوع روبهرو شد.
دوست دارم فکر کنم اون لحظه
خیلی ناخوشایند بود.
اما اون با مادربزرگم روبهرو شد
و ازش خواست که دیگه
با شوهرش نخوابه.
و مادربزرگم دوباره باهاش خوابید.
ضمناً، به این کارش افتخار میکنه.
داستان آغازینش رو
به همه میگه.
میگه هیچکس به من نمیگه
با کی بخوابم.
من بچهی لجبازیام.
ولی ما واقعاً دربارهاش حرف
نمیزنیم.
واقعاً دربارهاش حرف نمیزنیم.
بابام پدرش رو واقعاً نمیشناسه،
اما هنوز به اندازه کافی احساس
غرور داشت که، میدونید، اسم من رو
از اسم اون بذاره.
پدر مامانم هم آدم خیانتکاری بود.
اما اون توی همون خونهای زندگی میکرد
که پدر داشت ازش خیانت میکرد.
میدونید؟
و خب، وقتی عضو اون خانوادهای،
یاد میگیری خفه خون بگیری.
میدونید.
حدس میزنم مادرم از مادرش
یاد گرفت.
دارم سعی میکنم تصویری از یک
جهان قبل از «دستینیز چایلد» ترسیم کنم.
جایی که، میدونید، به زنان
خیانت میشد.
ماجرا شبیه رمانهای تری
مکمیلان پیش نمیرفت.
خیلی ساکتتر از
اون بود.
اونا فقط با این راز
کنار میآمدند.
میدونستند، ولی انگار نمیدونستند.
عجیبه.
و انگار نسلها،
چند نسل، فقط چیزهایی رو میدیدند،
و چیزهایی رو نمیدیدند.
من فیلم سکس پدر و مادرم رو دیدم.
حدود ۱۲ سالم بود.
زود از مدرسه برگشتم خونه.
قبلاً نگاه میکردم -- مثلاً بابام یا
داداشم یه جا واسه پورن
قایم کرده بودند.
دهه ۹۰ بود.
اون نوارهای (پورنش) رو توی یه جعبه نایکی
توی کمد اتاق خواب، روی طبقه
بالایی گذاشته بود.
کنار یه تفنگ و یه شیشه پر از
چیزای مزخرف.
و یادمه که این نوار رو
گذاشتم تو دستگاه.
حدود ۱۵ ثانیه طول کشید تا
اتاق خواب رو بشناسم.
اون ملافهها طرح لیمو داشتند.
اما مسئله اینجاست،
من هیچوقت به خانوادهام نگفتم.
هیچوقت به پدر و مادرم نگفتم که
اون فیلم رو دیدم.
عجیبه، چون جزو اون دسته از
چیزهاییه که نمیتونی دربارهی سکس
با پدر و مادرت
صحبت کنی.
نه اینکه کسی واقعاً بخواد،
ولی خب، نمیتونی.
شما فقط به این دلیل اینجا هستید که
پدر و مادرتون سکس کردند.
پدرت توی مادرت ارضا شد
و شما اینجایید.
تا حالا شده با پدر و مادرتون یه فیلم ببینید
و یه صحنه سکس
بیاد روی پرده؟
فقط باید این شکلی باشید:
چیزهایی که وجود دارند ولی
وجود ندارند.
چیزهایی هستند که درست
جلوی چشمت قایم شدهاند.
پدرم من و برادرم رو با مادرم
به دنیا آورد.
و اون چهار تا بچهٔ دیگه رو هم داشت.
No comments yet. Be the first to leave one.