The first 39 lines.
جنگ با سرماخوردگی
حامل انتقال بیماری سرماخوردگی ویروس کوچکیه
که به آسونی بوسیله ی
دماغ قرمزش تشخیص داده میشه
اگرچه ویروس دوستهای زیادی نداره
ولی میتونه بر روی آدم های زیادی تاثیرگذار باشه
بعضی اوقات یک مرد با طبقه اجتماعی متوسط عمدا سعی میکنه
سرما بخوره
گیف
اگه سرماخوردی از اینجا برو بیرون
اما رئیس ببین من سرما نخوردم
ببین گیف
سرماخوردگی چیزی نیست که براحتی ازش بگذری
بیرون
گیف بیچاره
از جامعه طردشده و توسط دنیای سرد و بیرحم هم پذیرفته نمیشه
سلام؟
من حالم بده
کسی خونه نیست؟
عزیزم من رفتم با میبل ورق بازی کنم
شام توی یخچاله
رفته
کسی که بیشتر از هر چیز دیگه ای عاشقشه ترکش کرده
در ساعاتی که بهش نیاز داره با درد و رنجش تنها میشه
یه تغییر اساسی توی این مرد بوجود اومده
اون به نظر نمیاد دیگه خودش باشه
احساس میکنه سرش داره منفجر میشه
احساس خیلی بدی داره
اما یک مرد همیشه باید جنگجو باشه
قرص سرماخوردگی
سلام عزیزم
سلام توی خونه چی کار میکنی؟
حالم خوب نیست
چقدر خوشحالم که خونه ای اوه پسر چه روزی بود
من مریض شدم
پاهام کاملا داشت منو میکشت
بیا اینطوری بهتر شد
من سرما خوردم
این خانوم ریپسون فضول
No comments yet. Be the first to leave one.