The first 200 lines.
سوک چونگ بزرگترین راهب فرقه مایتریای بودایی بود
و اون گفت که مایتریای جدید شروع به آماده شدن برای
ساختن دنیای جدیده
اعلیحضرت شما از یک زمین بیهوده و ناچیز یک امپراطوری ایجاد کردید و
به همه دنیا ثابت کردید که شما یکه و تنها مایتریا هستید
بله من این کارو کردم
بدون اراده الهی دستآوردی دست نیافتی بود
همچین فکری میکنی؟
این طور فکر میکنم از صمیم قلب
با این حال سوک چونگ وقتی داشت میمرد این کلمات ترسناکو به زبان آورد
این بیماری باید از من دور بشه
اعلیحضرت شما با من مثل برادرتون رفتار کردید
بله و تو برادر منی , من کس زیادی رو در این
دنیا ندارم ولی تو تنها برادر منی
پس میتونم چند کلمه بگم؟
البته،بگو
برخلاف گذشته مردم و افرادتون از شما خیلی ترش دارن
این تقصر خودشونه هیچ صداقتی ندارن
انها فریبکار و شرارت به خرج میدن واسه همینه که ترس دارن
اگه صادق بودن وجدان شون راحت بود
چرا آنها از هر کسی میترسن؟
شما اشتباه میکنید اعلیحضرت.
گفتی من اشتباه میکنم؟
بله اعلیحضرت به اونها با دید محبت امیز نگاه کنید
شما شدین مثل کسی که دارین تعقیب شون میکنید
منظورت چیه چرا باید این کارو بکنم؟
چه چیزی باعث اضطراب شما شده؟ چرا اینقدر عجله دارید؟
دنیا شما رو به عنوان مایتریا به رسمیت میشناسه
فتح شمال در اولویت نیست و در همچین موقعیتی این یک فرصت نیست
بلکه یک تهدیده چرا هنوز مشتاق هستین
چی میخوای بگی برادر؟
کشتن جناب سوک چونگ اشتباه بود و من نمیتونم
باور کنم که شما پیروانشو زنده زنده دفن کردید
همچین اتفاقاتی واقعا غیر قابل توصیفه
مردم من این راهو برای من ساختن اونها منو تغییر دادن
من همه چیزو با ذهن خوانی میبینم
ولی اونها هنوز سعی دارن که منو فریب بدن
اعلیحضرت
کسی نمیتونه منو گول بزنه. لطفا بهم اعتماد کن
درسته،آنها نمیتونن، کسایی که بخوان تلاش بیهوده کنن بدست من میمرن
وقتی نمونده
خورشید در حال غروبه ولی اونها از حرکت رو به جلو خودداری میکنن
تو نمیفهمی
اعلیحضرت. افتاب جدیدی فردا طلوع خواهد کرد
لطفا به مایتریای خوش قلب و مهربانی که یک بار قبلا
بودین برگردین
از همدردیت ممنونم
اعلیحضرت
ما سالهاست داریم از خشکسالی رنج میبریم
مردم هم از بیماری و گرسنگی دارن میمرن
اشراف در مورد دزدی هایی که مردم میکنن شکایت دارن
مردم از گرسنگی و کار اجباری خسته شدن
اگه شما نتونین کی ازشون مراقبت کنه؟
شما میگید که من از اونها مراقبت نمیکنم؟
برگردید اعلیحضرت
اتحاد اولویت ماست نه فتح شمال
تو اشتباه میکنی،ما در پایان راه هستیم
اتحاد بی فایده است چیزی وجود نداره ولی
ولی اقبانوس در جنوب قرار داره
ما باید به شمال بریم و باید اماده سازی رو همین الان شروع کنیم
این کار برای صلح و آرامش مردمه
اعلیحضرت
بالهه در حال ضعیف شدنه. کشوری که اجداد ما تاسیسش کردن
و در شمال اونها تانگی قرار داره که به تکه های مختلف تقسیم شده
ولی ما در این سرزمین کوچیک نشستیم و داریم این زمان ارزشمند رو از دست میدیم
میفهمی؟
رنج کشیدن کوتاه شده و من برای آینده ای بهتر میجنگم
مردم به توجه نیاز دارن
لطفا واقعیت رو ببینین گمراه نشین
افرادتون خائن نیستن لطفا به مردم احترام بزارین
چطور جرات میکنی برای من سخنرانی کنی؟ چطور جرات میکنی؟
چطور جرات کردی؟
اعلیحضرت
این نظرات دانشمنداست
من تو رو احضار کردم چون فکر میکردم با بقیه فرق داری
ولی حالا چی داری به من میگی؟
شما درد دارین اعلیحضرت؟
بله
قلبم داره درد میکنه
من فکر میکردم جدا از مردم به راه من توجه میکنین
قبلم تیر میکشه
قلبم
اعلیحضرت
اعلیحضرت هنوز در حال صحبت با ژنرال وانگ هستند؟
دارن نوشیدنی میخورن
اعلیحضرت از صبح در حال نوشیدن هستند
به خاطر بیماریشه
چون شب هم دیده بودیم مینوشه تا بتونه دردو تحمل کنه
من خیلی نگرانم وضع ایشون داره بدتر میشه
بله،همه درگیر این بیماری شدن
وانگ گان تا آخر شب اونجاست
استقبال بزرگی که ازش شدو دیدین
بازگشت پیروزمندانه ای داشت در هر صورت بهش احترام میزارن
تو قلب مردم غرق شده من از این خیلی میترسم
مشاور , ولی چرا؟
فقط به خاطر کاری هایی که کرده مورد ستایش قرار گرفته
خیلی بیشتره
قلبهای مردم دیگه قصر سلطنتی رو ترک کردند( مردم از دولت نا امید شدند )
در مورد بیماری اعلیحضرت چه کاری باید انجام بدیم؟
اینجا کسی هست که بتونه به ایشون کمک کنه؟
گفتی ژنرال وانگ با اعلیحضرت در حال نوشیدن هستند؟
بله،ملکه از اول شب همین طوری دارن مینوشن
ژنرال وانگ باید شرایط فعلی اعلحضرتو تشخیص داده باشه
شاید باید با ژنرال در این مورد حرف بزنین
قبلا یک بار گفتی ولی ممکنه ژنرال
هم مثل بقیه نتونه کمک کنه
من واقعا در مورد آینده نگرانم
برادر گان
بله اعلیحضرت
مرد بدون جاه طلبی مرد نیست
ازت میخوام که به ارتش من برای فتح شمال دستور بدی
اعلیحضرت ما دستمون بر علیه شیلا و بکجه پره
ازتون خواهش میکنم که فتحو عقب بندازید
چیزی که من گفتمو نشنیدی؟
از کی این قدر ترسو شدی؟
چوی اونگ
بله اعلیحضرت
اسنادی که گفتم از دادگستری بگیری رو بهم بده
بله اعلیحضرت
این لیست قوانینی هستش که امپراطوران چین برای
حکومت بر کشورشون اجرا میکردند
این موارد روش های اجرای قانون هستن
در مورد مجازات دستوراتی وجود داره
این میگه مرگ ناشی از قرف شدنه
و باید زنده دفن بشه
مرگ با تکه تکه کردن بینی هم وجود داره
حتی با سوزندان پیشانی با آهن
روش های مختلفی برای کشتن وجود داره
اعلیحضرت،قوانین با عدالت اجرا میشه
مجازاتی در کار نیست از شما خواستم رحم داشته باشین
شما عوض شدید برادر
شما هیچوقت با من این شکلی حرف نمیزدید
شاید برای اینه که من قدرت ذهن خوانی خودمو استفاده کردم تا
ببینم که شما انگیزه های ناخوشایندی نداری
نه نه
نه من نمیتونم این کارو با برادرم بکنم
میخوام این طوری فکر کنم
باید دنیا رو از دیدگاه دیگه ای ببینی
شما باید با من در فتح شمال سهیم باشید اینو میفهمید؟
بله اعلیحضرت
یک مرد بدون رویا مرد نیست
ما با هم به سمت شمال پیشروی میکنیم
بیا به زودی به پایگاه نیروی دریایی در رودخانه یاسونگ بریم
پسر عموی شما بر تمرینات نیروی دریایی نظارت میکنه
بله اعلیخضرت
من تا وقتی زندم باید امپراطوری بزرگو ببینم
من و شما با هم این کارو انجام میدیم باید این کارو بکنیم
چی شده این قدر ناراحت هستین،اجیته؟
داشتم در مورد ژنرال وانگ فکر میکردم
بله،اعلیحضرت اونو از جنگ برگردوند
درسته
اون شایسته احترامه اون در هر جنگی
با هر سختی که باشه در آخر موفق میشه
بله
ولی چنین احترامی میتونه به شکوه اعلیحضرت لطمه وارد کنه
بله،اقتدار خاندان سلطنتی ضعیف شده
اون به اندازه پادشاه مورد احترام قرار میگیره
تو وضع سیاسی الان خیلی بده
حق با شماست این چیزیه که منو نگران میکنه.
نارضایتی مردم نسبت به اعلیحضرت بیشتر شده
بیماری های مردم بیشتر شده
آینده دلهره آوری در انتظارمونه
زمان زیادی نمیگذره که این سوالو پرسیدی
ما به یک رهبر جدید نیاز داریم
وانگ گان باید گزینه خوبی باشه
ولی اون خیلی محتاطه
شما چی استاد آجیته؟
من؟
شاید روزی بشه،ولی هنوز پایه های من قوی نشده
در بسیازی از موارد ضعیف هستم
در سیاست باید چیزهای زیادی داشته باشی
شما باید حمایت عمومی و نظامی رو داشته باشید
پس شاید بهتر باشه که شما با ژنرال وانگ صحبت کنید
بله،فکر میکنم زمانش رسیده که این کارو بکنم
چطوری اعلیحضرت تغییر کرد
اتفاقی براش افتاده که غیر قابل جبرانه
این یک بیماریه , اون به شدت بیماره
اعلیحضرت میخوان نیروهای دریایی که در حال آموزشن رو بررسی کنن
باید این کارو بکنم ایشون باید سواره نظام و پیاده نظام رو هم بررسی کنه
تو شب سرد و تاریک همه چیو بررسی کردن من مطئنم خیلی مشتاقه که پیشرفت ها رو ببینه
که شامل نیروی دریایی هم میشه
نیروی دریایی به خوبی داره آماده میشه
آنها به خوب آماده نیستن
گرچه موفق شدیم کشتی خریداری کنیم ولی سربازهای کمی داریم
و آموزش خیلی ضعیف پیش میره
ما انتخاب دیگه ای نداریم باید همون طور که هستن نشون شون بدیم
ولی ممکنه باعث خشم اعلیحضرت بشه
بله،من خیلی نگرانم،به سختی چیزی مورد رضایت شون قرار میگیره
ما باید خیلی محتاط باشیم اخیرا به همه چیز بدبین شدن
چه طوری میتونی بترسی؟
اعلیحضرت همه چیزو میبینه
ما باید بهترین کارو انجام بدیم تا همه چیو ببینه
اگه انجام ندیم مجازات میشیم
ترس شما از عدم وفاداری
درسته، اعلیحضرت ما رو مجازات نمیکنه
مگه این که کلی دیوانه شده باشه
جلوی زبونتو بگیر
این قدر بی فکری نکن
ببخشید
چه روز فوق العاده ایه
No comments yet. Be the first to leave one.