The first 200 lines.
مجله ي آفتابگردان تقديم ميکند
...این
مدرکی بر خیانت عروس های حلزونه
پادشاه برحق، شاهزاده جین سونگه
شاه سابق یه وصیت مکتوب برجای گذاشت
...واقعاً
بهم خیانت کردی؟
اعلیحضرت
پدر
اعلیحضرت
،همونطور که قول دادم
باید جونتو بگیرم
نه فقط جونِ خودتو
...تو و زنت
همه رو می کشم
البته
اول باید چه کیونگ بمیره
....اعلیحضرت، دخترم
.ربطی به این قضایا نداره
لطفاً بذارین بره
.نه
کنارت می مونم
اعلیحضرت
ترجمه و زيرنويس : محبوبه
به چه کیونگ رحم کردم
حالا، نوبت تو ـه
یک بار دیگه ازت می پرسم
...تو واقعاً
گذاشتی شاهزاده جین سونگ فرار کنه؟
اعلیحضرت
...من
.بهم اتهام دروغ زده شده
...درسته که خودم شخصاً
درمورد عروس های حلزون تحقیق می کردم
.و مخفیگاهشونو پیدا کردم
.ولی، هنوز کلی مخفیگاه دیگه هم وجود داره
...برای همین گزارش ندادم
...چون می خواستم
.رهبرشونو پیدا کنم تا همشونو باهم بکشم
قصد فریب دادنتون رو نداشتم
ولی
...تقصیر خودمه
...حواسم به کسی که
می خواست برام پاپوش درست کنه نبود
اعلیحضرت
...می خواد شما رو فریب بده
تا خودشو نجات بده
...چه مخفیگاه دیگه ای
این عروس های حلزون می تونن داشته باشن؟
برام نقشه ی شهرو بیار
.من مکان ها رو علامت می زنم
.بیارش
بله
خونه تعطیلات ایم ساهونگ رو بگرد
بعدش
...خونه هایی که قراره به زودی خراب بشن
تو هیونبانگ و یونهوابانگ رو بگرد
...آدمامون
دارن برای عروس های حلزون مخفیگاه می سازن
تا چند ساعت دیگه
چندیدن مخفیگاه در تمام شهر ساخته میشه
طبق دستور عمل کردیم
خسته نباشید
اگر می خوای اشتباهاتتو جبران کنی
کاری که میگمو بکن
باید چیکار کنم؟
...باید تمام مدارکی که نشون میده
بنگاه مخفیگاهمون بوده رو از بین ببریم
...یا
...می تونیم
چندیدن مخفیگاه سرتاسر کشور بسازیم
...به جاهایی که روی نقشه اشاره شده رفتیم
...و چندین متن پیدا کردیم که به نظر میاد
متعلق به عروس های حلزون باشن
....مخصوصاً
در انبار ذخیره ی دومواپو
...یه کتاب
پیدا کردیم که فهرست مقامات فاسد توش بود
پس وزیراعظم حقیقتو می گفت
انبار دومولپو مالِ کیه؟
...متعلق به
مباشر اعظمه
امکان نداره
تله است
...یه نفر داره سعی می کنه بهم اتهام بزنه
.منم همینطور
هرکسی
می تونه مدرکی به جا بذاره تا عروس های حلزونی
که نمیشه پیداشون کرد
و ناپدید شدن رو بگیریم
...ممکنه
...بدون هیچ مدرکی، هرکسی به عنوان یک شورشی
سرش بر باد بره
...عروس های حلزون
.همیشه یه مهر روی اعلامیه هاشون می ذارن
...چرا باید
به اعلامیه هاشون مهر بزنن و صدف حلزون بذارن؟
...تنها دلیلشون
اینه که مردم از وجودشون آگاه بشن
...ولی این اعلامیه
.مهر نخورده
...یعنی
بنگاه مخفیگاه واقعیشون نیست؟
اگر اونجا مخفیگاهشون باشه
یعنی خونه ی تو هم مخفیگاه اون هاست
...تا کجا
اینو می پذیرید؟
اعلیحضرت
نباید به حرفاش گوش بدین
.نمی خوام از هیچکدومتون چیزی بشنوم
...میگی نمی تونیم به مدارکی که امروز
پیدا کردیم اطمینان کنیم؟
پس انقدر بگرد تا یه مدرک معتبر پیدا کنی
....بهت یه بار دیگه
...فرصت میدم
تا اینکارو بکنی
معاون فرمانده کجاست؟
چطور می تونی انقدر پست باشی؟
.فکر کنم سوتفاهم شده باشه
سوتفاهم؟
همه چی رو از زبون میونگ هه شنیدم
ولی میگی سوتفاهم شده؟
چجور پادشاهی می خوای؟
...یه نفر که برای نجات خودش
جون بقیه رو به خطر بندازه؟
نمی خوام با اینکارا شاه بشم
.شاهزاده
.سیاست و سلطنت همینه
بعد از اینکه کمی بیشتر زندگی کنی
یاد میگیری که یه کارهایی رو، بدون قدرت
بی عدلاتی و تنها با اعتقادات، نمیشه پیش برد
اگر اصول و اعتقادات یه نفر خدشه دار بشن
فایده سلطنت چیه؟
فقط یه حکومت استبدادی میشه
...باید عروس های حلزون
رو تا وقت هست از بین ببری
مطمئن شو بدون اینکه کسی آسیبی ببینه
برگردن به زندگی قبلیشون
باید فکر اینجاشو می کردی
...متاسفم
که شاهد همچین چیزی بودین
مشکلی نیست
....ولی، شاهزاده
خیلی شبیه بچگی هاشه، وقتایی که
جواب پادشاهو می داد
...طوری که حرفاشو می زد
جدای از اینکه همیشه جونش در خطر بود
ولی خیلی آدمو تحت تاثیر قرار می داد
...همیشه و هنوز هم خیلی
آرمانگراست
بهش افتخار نمی کنی؟
با اینکه چندین بار تا لب مرگ رفته
ولی همیشه سرسخته
فکر کنم شاه قبلی
به طبیعت و سرشت شاهزاده جین سونگ پِی برده بوده
ارباب شین
خوبین؟
چه اتفاقی افتاد؟
چرا گرفته بودنتون؟
نگران نباش
سوتفاهم شده بود
به لطف شاهزاده
الان در امانم
شاهزاده؟
یه گناه وحشتناک علیه پادشاه کردم
هیچ وقت نباید به عنوان یه خدمتگزار دروغ بگم
.ولی گفتم
هرچند برای در امان نگه داشتن تو بود
من وزیر این ممکلتم
ولی به خاطر دلایل شخصی به یه گناهکار کمک کردم
سزاوار سرزنشم
لطفاً منو ببخش، پدر
حالا، برای اینکه تقاص گناهمو پس بدم
کنار پادشاه از این کشور محافظت می کنم
تمام تلاشمو می کنم تا حکومت خوب پیش بره
کار دیگه ای نمونده که بتونم به عنوان یه پدر انجام بدم
از الان به بعد، باید از شاهزاده جین سونگ پیروی کنی
.و فقط به عنوان همسر اون زندگی کنی
نمی خوام
قبل از اینکه همسر شاهزاده جین سونگ باشم
دختر پدر و مادرمم
دیگه نیستی
حالا که با شاهزاده ازدواج کردی
باید قوی باشی تا زنده بمونی
و تو این راه
اگر لازم باشه باید از خانواده ات جدا بشی
.سرنوشتت همینه
پدر
هرچه زودتر از شهر برو
هر اتفاقی هم که بیوفته، هیچ وقت برنگرد
این بهترین راه برای تو، شاهزاده
شاه
و خانواده امونه
هرچه زودتر برو
حتی نزدیک اینجا هم پیدات نشه
...با چه کیونگ
هرچه زودتر برو
اتفاقی نیوفتاد؟
از کجا میای؟
درمورد پدرت شنیدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.