Family Plot

Family Plot

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Family Plot 1976 720p BRrip x264 BaranMovie ( ترجمه مجدد و دقیق )
A Commentary by crissangel

Tags

brrip
x264
720p
720
Published on: 2019-06-02
Downloads: 76
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

. یه نفر اینجاس

. نزدیک نیست

. تمایلی نداره

. حس میکنم دارن مانع پیشرفت کار میشن

مشکل چیه ، " هِنری " ؟

. خاطرات زیاد ، درد زیاد

. غم و اندوه زیاد

...، هرکسی که با تو اونجاس

. "بهشون بگو بلندتر صحبت کنن ، "هِنری...

. بهشون بگو بیان نزدیکتر

. "فکر کنم بدونم کیه ، خانم " بِلانش

.فکر کنم بدونم چه چیزی اون (زن) رو عذاب میده

اون (زن) ، درسته ؟

. "ذهنتون رو درگیر نکنید ، خانم "رِینبِرد

. ازتون نمیخوام که کارهای "هِنری" رو براش انجام بدین

. حالا ، بیاین انجامش بدیم ، عشق من

. به همین خاطر هست که امشب اینجاییم

. تا به دوستم کمک کنیم تا از این عذاب خلاص بشه

اون این حق رو داره که هرشب سَرش رو ...روی بالشت بذاره

. و یه خواب راحت و بی دردسر داشته باشه...

از کجا میدونستید که من مشکل خواب دارم ؟

کی بهتون گفت ؟

. شب های اون بیشتر از این نمیتونن اینطوری ادامه پیدا کنن

...من هیچ وقت با یه روح درباره ی کابوس هام حرف نزدم . شما چطوری تونستی

... این شخص چه کسی هستش که امشب به پیشگاه ما اومده

اما جرأت نمیکنه نزدیک ما بشه ؟...

.خودشه . اون خواهرم "هَرییِت"ـه

. باید خودش باشه

...، "اون فاصله ـش رو حفظ میکنه ، "جولیا رِینبرد

. چون عشق و محبت شما رو احساس نمیکنه...

. حس خودخواهی درون شما وجود داره

. دیگه از دست کارهاش صبرم سَر اومده

. هرشب ، به خوابم میاد

، ناله میکنه ، شکایت میکنه . سعی میکنه کاری کنه که احساس گناه بکنم

. مثل اینه که من نیاز دارم که اون درست و غلط رو برام مشخص کنه

. بهش بگو که میدونم چه کاری باید انجام بشه

. سالها بود که میخواستم اینکارو بکنم

، "اما این منم ، "جولیا رِینبرد . کسی که تصمیم گرفت

. نیازی نیستش که بخواد مَنو اذیت بکنه

، اونا با اون کلمات زشتشون ، توی رویاهام . مَنو عذاب میدن

، بهش بگو تمومش کنه . بهش بگو بِره و مَنو تنها بذاره

. نه ، نه، نه، نه، . نذار بره . بهش اجازه نده اینجا رو ترک کنه

هَرییت " ؟ " " هَرییت " ، پیش ما بمون ، "هَرییت "

...خواهرت الان میخواد از اعماق

. وجودش باهات حرف بزنه...

مشکل چیه ؟ چی شده ؟

. " اون میگه : " من خیلی وقته منتظرم تا اینو ازت بشنوم ، "جولیا

". من بدون تو خیلی ناراحت بودم "

."خودتی ، "هَرییت

. اوه ، خیلی متأسفم

. هیچ وقت نباید مجبورت میکردم که اینکارو بکنی

...، گذشته ها دیگه گذشته

. اما هرکاری بتونم انجام میدم تا جبران کنم

. اگه اون هنوز زنده ـس ، من پسرت رو پیدا میکنم

...و اونو تو آغوشم میگیرم و بهش عشق میورزم...

، همونطوری که اگه تو بودی اینکارو میکردی . هَرییت" بیچاره ی من"

. و اونو یکی از خودمون میکنم...

. و همه چیز بهش میدم . همه چیز

... خیلی دوره

. خیلی دور ، خیلی دوره

. اما من بهش نیاز دارم . به کمکش نیاز دارم

. تنهایی از پسش برنمیام

.لازمه که از حافظه ی اون کمک بگیرم

...، این موضوع به بیش از 40 سال پیش مربوط میشه

. و من نمیدونم که اون بچه کجا به سرپرستی گرفته شد و یا به چه کسی داده شد ...

. نمیدونم که اون الان کجاس یا اینکه چه شکلیه

...، "میزان عشق واقعی "جولیا رِینبرد

... پشت کارهایی که الان با کمک تو...

... و البته با کمک من...

... و اون عزیزی که بواسطه فشار جدایی

. از ما دور شد ، نهفته...

. ما اونو پیداش میکنیم

اینطور نیست ، خانم " رِینبرد " ؟

. اوه ، درسته ، درسته ، پیداش میکنیم

. مایلم هرکاری انجام بدم . هرکاری

. اینکار درآخر پایان خوشی خواهد داشت

...، از اشک های ریخته شده در گذشته

. شکوفه های مهربانی جوانه خواهد زد

! "خداحافظ "جولیا رِینبرد . " خداحافظ " بلانش

. خداحافظ

خانم "بلانش" ، حالتون خوبه ؟

...اون

اینجا چه خبره ؟

. حس میکنم که به درستی انجامش دادم

یادتون نمیاد چه اتفاقی افتاد ؟

....اممم

...، "جزئیاتش رو نه ، "خانم رِینبرد

. فقط یه خلاصه ایش رو یادمه ، البته اگه میفهمی منظورم چیه...

.امیدوارم که همین خلاصه ـش رو هم بهم بگین

...خب ، در عجَبَم که

میشه بی زحمت خواهش کنم یه نوشیدنی بهم بدین ؟

اوه ، البته ، چی دوست دارین ؟

. اوه ، دو پیک از هر چیزی که دارین

. فکر کنم اون شراب خوب باشه

. آره ، درسته

. ممنون

حالا ، بهم بگین که چه چیزی از این جلسه ی احضار روح یادتونه ؟

خلاصه ـش رو بگم ؟ - . خواهشاً -

...، حدود 40 سال پیش ، شما ترتیبی دادین که

بچه ی خواهرتون "هَرییت" ، بدون هیچ رَد و... . نشونی از اینجا دور بشه

و حالا ، خواب های بدی میبینید و وُجدانتون ...بهتون میگه که

...، برید و اونو پیدا کنید و بیاریدش تو خانواده...

. و دارایی هاتون رو به اون ببخشین...

. عالی بود

. ممنون

و چرا من خواهرم رو مجبور کردم که اون بچه رو از اینجا دور کنه ؟

. "فکر کنم اون بچه نامشروع بود ، خانم "رِینبرد

. "نمیخوام فکر کنید که خیلی آدم مذهبی ای هستم خانم "بلانش

...، اما 40 سال پیش ، یه مادر مجرد

. به اندازه ای که امروز یه چیز عادیه ، عادی نبود...

...، و تو خانواده ای مثل ما

. روی یه همچین رسوایی ای ، باید سرپوش گذاشته میشد...

. میفهمم

...و من هنوز هم عقاید قدیمی رو ترجیح میدم

. و از اسم خانواده ی "رِینبرد" محافظت میکنم...

...ترجيح ميدم که موضوع وارث گم شده رو

...به صورت پنهان و مخفي بررسي کنم...

تا اينکه بخوام اين موضوع رو از طريق ... سازمانهاي پليسي حل کنم

. و این موضوع تیتر اول روزنامه ها بشه...

. "تصمیم عاقلانه ای هستش ، خانم "رِینبرد

خب ، فکر کنم داره برامون مشخص میشه . که من برای چی خواستم بیاین اینجا

من 78 سالمه

. دوست دارم که با وجدانی راحت بمیرم

مخصوصاً وقتی که میدونم تنها وارث ... من ، یه جایی اون بیرونه

و به خاطر کارهای من ، از اسم واقعی... . رِینبرد" محروم شده"

با قدرت هات به من کمک میکنی ؟

...، اگه از ته قلبت باور داری که میتونم کمک کنم

در اینصورت من اینو مدیون هرجفتمون... . "هستم که تلاشم رو کنم ، خانم "رِینبرد

. نه ، من برای تلاش کردن خیلی پیرم

. فقط زمان کافی برای "به نتیجه رسیدن " دارم

. "اونو برای من پیدا کنید ، خانم "بلانش

از قدرت های روحی خودتون استفاده کنید

. با خواهرم ارتباط برقرار کنید

، پسرش رو پیدا کنید ، هرکسی که هست ...، هرجایی که هست

. و من مبلغ 10.000 دلار بهتون میدم

، اگه واقعاً اینو میخواین ، انجامش میدم . "خانم "بلانش

اما فکر نکنید که به خاطر پولش . اینکارو انجام میدم

...نیت های خیر زیادی در قلب من هست

. که به خاطر اونا اینکارو انجام میدم...

، نمیدونی برای یه زنی مثل من با این ثروت ...چقدر احساس تازه گی داره وقتی

یه نفر رو پیدا کنه که پول خیلی براش... . اهمیتی نداره

. ممنون

. خب دیگه فکر کنم مقدمات کار رو آماده کردیم

. الان وقت خوابمه

. دیگه باید این فضای لذت بخش رو ترک کنم

، به یادماندنی ترین بعد از ظهر من بود " خانم " رینبرد

. بهش به چشم یه کار خداپسندانه نگاه کن

...، از اونجایی که دائم برای خودم تکرار میکنم

...، امیدوارم شما هم فراموش نکنی که هیچکس...

حتی یک نفر ، نباید... . از تحقیقات ما با خبر بشه

. نباید اسم " رینبرد " به خطر بیفته

. به کسی چیزی نمیگم

به هرحال ، ازتون خداحافظی میکنم و . ممنون از اینکه به اینجا اومدین

چطور پیش رفت ؟

، " نمیدونم . بازی کردن نقش " هِنری . گلوم رو اذیت میکنه

. واقعاً اذیت میکنه

. درسته ، درسته ، میدونم

پس بالاخره چطور پیش رفت ؟

. اون افتاد تو قلاب و آماده اس که بِکِشیش بالا

اینم یکی از همون ماهی های ساردین 25 دلاریته ؟

."نه ، این یکی بزرگتره ، "جورج

. یه نهنگ بزرگ

. خب پس زودباش ، تعریف کن

. حواست به جاده باشه . مَنو هُل نکن

. " باشه ، " بلانش

. از اول شروع کن بگو

. خب ، خیلی کار ساده ای بود

...روح "هنری" از اوج روشنایی پیش من اومد

: و زمزمه کنان بهم گفت " این زن موقع خواب کابوس میبینه "

از اون به بعدش هم همه چیز . خیلی طبیعی و منطقی پیش رفت

، آهان ! پس دوباره برای تو مفید بودم اینطور نیست ، عزیزم ؟

نمیفهمم ، از چی حرف میزنی " جورج " ؟

منظورت چیه که از چی حرف میزنم ؟

. خودت خوب میدونی منظورم چیه

همه ی اون اطلاعاتی که من با صحبت کردن ...با دارو فروش محلی بدست آوردم

...که اون زن چه مشکلاتی داره...

و سعی میکنه تا بدون تجویز پزشک ، از... . قرص های خواب آور استفاده کنه

ممکن بود این اطلاعات خیلی . بدرد من بخوره

چرا چیزی در اینباره بهم نگفتی ؟

منظورت چیه که چیزی بهت نگفتم ؟ . بهت گفتم

. "خودت خوب میدونی که بهت گفتم ، "بلانش

نه ، تو همیشه فکر میکنی که بهم میگی و . همیشه فراموش میکنی

...، من مجبورم به بهشت و جهنم برم

. به ماورای بزرگ... . "به همراه " هنری

! هنری " کیه دیگه "

. همش کار من بود . کار من بود

بدون تحقیقات من ، تو توی کارهای . روحی ، هیچی بلد نیستی

. حال به هم زن ، حال به هم زن ، حال به هم زن

از اینکه تو مَنو با اون گوی های کریستالی . یکی میکنی ، خسته شدم

. " گوی های کریستالی رو بیخیال شو ، " جورج

. نه ، بیا بیخیال " هِنری " بشیم

و این حرف های مزخرف رو .برای مشتری هات نگه دار

بهش حسودی میکنی ، درسته ؟

. " اوه ، خواهش میکنم ، " بلانش

، با حسودی کردنت مشکلی ندارم . رانندگیت حال آدمو به هم میزنه

. هی ، ببین ، من یه بازیگرم ، نه یه راننده تاکسی

میتونم نقش یه راننده تاکسی رو بازی کنم . اما مجبور نیستم مثل اونا خوب رانندگی کنم

خب تا زمانی که من از ...، جولیا رینبرد " پول بگیرم "

متأسفانه تو مجبوری نقش... . یه راننده تاکسی رو بازی کنی

به نظر نمیاد که هیچکدوممون علاقه ای . به گرسنگی تا حد مرگ داشته باشیم

More Farsi Persian subtitles for Family Plot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left