The first 57 lines.
فیلیبوس، هواپیماربای اسرارآمیز
برگردان به فارسی: پدرام جمال زاده
کات هندی، کارآگاه معروف
لئونورا، خواهر کارآگاه
لئو سندی، کلکسیونر عتیقهجات و دوست کارآگاه
فیلیبوس در پوشش سه نفر
بخش اول
بارونس تراکسیموند (فیلیبوس) یک خبر بسیار جالب در روزنامه میخواند
شصت هزار لیر بطرز اسرارآمیزی دزدیده شد رابرتسون مدیر بانک، بابت اطلاعاتی که منجر به دستگیری فیلیبوس شود مژدگانی میدهد
کارآگاه کات هندی، از افرادی که میتوانند اطلاعاتی در این رابطه ارائه کنند میخواهد که به آقای دزموند در اداره شهربانی مراجعه کنند
میبینم که کارآگاه افتاده دنبال من
بارونس تراکسیموند برای دیدن شما اومده
من خودم تا حدودی یه کارآگاه مبتدی هستم بهم اجازه میدید برای بدست آوردن این پاداش وارد رقابت بشم؟
کارآگاه کات هندی برای ملاقات با شما اینجاست
بارونس تراکسیموند هم برای تحقیق دربارهی سرقت مرموز بانک تشریففرما شدن
بارونس نقشهای شیطانی طرحریزی میکند
جناب کات هندی، عجب بازیگر خوشقریحهای هستید من به این نتیجه رسیدم که شما فیلیبوس هستید و اینو ثابت میکنم
دزموند، شنیدی بارونس چی گفت!؟
لئونورا منتظر برادرشه کارآگاه
خواهر کات هندی؟ شاید به دردم بخوره
بارونس در جستجوی چیزی به آسمان چشم میدوزد
او با استفاده از یک خورنگار به هواپیمای خود پیام میدهد "میخواهم به بالا بیایم"
او در ارتفاع دو هزار متری، اقدامات بعدیاش را طرحریزی میکند
در بالکن ویلای کارآگاه کات هندی
لئو سندی، دوست کارآگاه دلباختهی لئونورا است
لئونورا، برای چی دوستم نداری؟
شما دوست خوب من هستید، اما نه چیزی بیشتر از این
بارونس تراکسیموند، برای اثبات اینکه کات هندی، همان فیلیبوس اسرارآمیز است دست به عملی کردن نقشهاش میزند
فیلیبوس در اتاقک روان هواپیمایش، قادر به پایین آمدن از هر ارتفاعی بود
داروی بیهوشی اثر میکند
فیلبوس، اثر انگشت کات هندی را میگیرد
یک دستکش ساخته شده مطابق با این اثر انگشت درست شبیه به دست کارآگاه خواهد شد
پایان بخش اول
فیلیبوس هواپیماربای اسرارآمیز بخش دوم
چند روز بعد، لئونورا برای سواری به بیرون رفت
شما خواهر کارآگاه رو میدزدید بعدش من میام و نجاتش میدم
من کنت دلا بریو هستم لطفاً بهم اجازه بدید که شما رو تا منزل مشایعت کنم
به من حمله شد این آقای محترم، جناب کنت دلا بریو نجاتم داد
با این اثر انگشت، پیدا کردن هویت دزد کار چندان سختی نیست
کارآگاه و خواهرش، کنت دلا بریو را دعوت کردند تا چند روزی مهمان آنها باشد
کنت، به مهمانی که امشب ترتیب دادم تشریف بیارید عتیقههای گرانبهای جدیدی دارم که شاید براتون جالب باشه
در ویلای لئو سندی
این گربهی مصری در مقبرهای باستانی کشف شده چشمهای اون با الماسهای نفیسی ساخته شدند
اجازه بدید برقها رو خاموش کنم تا بهتر متوجه درخشندگی چشمهای الماسی اون بشید
در شیشهی ویترین سوراخی ایجاد شد
تا امشب، فیلیبوس این دو الماس را تصاحب خواهد کرد
آقایان، این شیشهی مدور هنوز باید دست یکی از ماها باشه
همگی باید مورد تفتیش قرار بگیریم و من از خودم شروع میکنم
یک شعبدهباز ماهر بین ما هست
قصد اهانت ندارم، اما مایلم که اثر انگشت تک تک افراد حاضر در اینجا رو بگیرم
کارآگاه کات هندی به بررسی اثر انگشتها پرداخت
کارآگاه به نتیجهی نگرانکنندهای دست پیدا کرد
دسـت خـودم!؟
کات هندی برای مشاوره نزد دوستش دکتر دربی رفت
یه مواردی از خوابگردی هست که بیمار کارهایی انجام میده
و وقتی از خواب بیدار میشه نمیتونه اونها رو به یاد بیاره
لازم به نگرانی نیست، مشکل تو چنین چیزی نیست
No comments yet. Be the first to leave one.