Shoes on Asphalt

Shoes on Asphalt (Cipelice na asfaltu)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

shoes on asphalt TVrip @pureCinema
A Commentary by piebaldcrow
ترجمه از تیم ترجمه‌ی ‫Mr.Potato. دانلود رایگان بهترین آثار سینمای هنری در Telegram@pureCinema

Tags

tvrip
Published on: 2017-03-14
Downloads: 32
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 171 lines.

کفش‌ها بر روی آسفالت ‌‫ (سه داستان برای کودکان‫)

داستانِ اول: زوریتسا

گروه ترجمه‌‫: ‌MR.Potato

کارگردان: بوسکو ووسینیتسچ

صبح بخیر

‫" مهد کودک "

زوریتسا؛ من عجله دارم ‌تو دیگه خودت می‌تونی بری داخلِ مهدِ کودک

مثلِ هر روز صبح امروزم یکی از معلما منتظرته‫.

هاپو‫! هاپو‫!

هاپو‫!

چخه

" بلیط‌های لاتاری را از این‌جا بخرید"

وای! می‌خوای همه‌ی کیکای مغازه رو بخوری‌ها‫.

صب کن‫! من کمکت می‌کنم‫.

‫ - برای من لطفن ماست و بیسکوییت ‫ - حتمن قربان‫.

می‌خوای حسابی اون شیکمِ کوچولوت رو پر کنی؟‌نه؟‌

صورت‌حساب لطفن‫.

‫ - خب حسابِ شما شد چهل‌تا و برای کوچولو هم ‫... ‫ - کدوم کوچولو؟

‫ - دخترِ کوچیکتون منظورمه‫. ‌‫ - من اصن تا حالا ندیده بودمش‫.

چی؟‌

بادوم‌زمینی و دونه‌ی کدو! بادوم زمینی و دونه‌ی کدو!

بادوم‌زمینی و دونه‌ی کدو‫! بادوم‌زمینی و دونه‌ی کدو‫!

" ناما: مرکزِ خرید"

‫ - اینو برمی‌دارم‫. ‫ - یه لحظه صبر بفرمایید‫.

تقدیمِ شما‫.

ممنونم قربان‫.

آها‫... پس تو بودی که این‌طرفا ول می‌چرخیدی‫.

نباید به اسباب‌بازی‌ها دست بزنی‫.

مامانت کجاست؟ ها؟‌

ما...ما...مامان‫.

آره. مامان‫. مامانت کجاست؟

چی؟ مامانت این‌جا نیست؟

یه بچه‌ی دیگه گم شده ‌و حالا نگرانی‌هاش رو دوباره باس من بکشم‫.

ماریا‫.

برو و تو بلند‌گو اعلام کن که ‌یه بچه‌ی کوچیک تو این واحد گم‌شده‫.

" توجه کنید لطفن. یک دختر‌بچه‌ی کوچک در قسمتِ اسباب‌بازی‌ها گم ‌شده است‫"

" ورود سگ ممنوع است"

" باغ وحش"

این بچه‌ی کیه؟

کسی این بچه رو می‌شناسه؟

پس ‌گم‌شدی؟ آره؟

اسمت چیه بچه‌جون؟‌

‫ - زوریتسا‫. ‌‫ - زوریتسا؟ اسمِ قشنگیه‫.

نترس گلم‫. می‌رم که مامانت رو پیدا کنم‫‫.

این سگِ توئه؟

خب سگا اجازه ندارن که این‌جا باشن‫. نمی‌دونستی؟

من برم سگتو ببندم‫.

حالا بیا با هم بریم این ‌ور‫.

حالا این‌جا بشین‫. ‌من خودم باقی کارارو انجام می‌دم‫.

استیو‫. حواست به این بچه باشه‫‫. من می‌رم ‫ به پلیس گزارش بدم‫.

" استخر شنا برای کودکان"

نگاش کن‫! تو ساحل لباس پوشیده‫.

آهای ترسو‫. بپر تو‫. ‌بیاید بندازیمش تو آب‫.

نه‫! نه‫! نمی‌خوام‫!

یک‫...دو‫...

چه غلطی می‌کنید؟ ‌بیا این ور! خجالت بکشید‫.

وقتی باباننه‌ها مراقبِ بچه‌ها نباشن همین می‌شه دیگه‫.

حالا بدو برو پیشِ مامانت‫.

برو دیگه‫. بجمب‫.

نمی‌خوای بری؟ ها؟ خب بیا با هم بریم مامانت رو پیدا کنیم‫.

‫ - ورود سگا به اتوبوس ممنوعه‫. ‫ - چی؟‌این که فقط یه توله است‫.

به هر حال ممنوعه؛ چه بالغ و چه توله‫.

بلیط‌هاتون لطفن‫.

آهای... صب کن‫... درو باز کن‫.

" مهدکودک"

هاپو‫! هاپو‫!

هاپو! هاپو‫!

زوریتسا‫!

مامانی‫!

مامانی اون‌جا یه فیلم بود‫.

‫ - یه مردی هم بود با عروسک‫. ‌‫ - کدوم مرد؟‌

‫ - یه مرد دیگه...

یه ساختمون هم بود که تا آسمونا رفته بود‫.

بعضی از بچه‌ها هم‫...

داستانِ دوم: بی‌حوصله

عوامل

کارگردان: زدوراوکو راندیچ

‫ - نیگاکن؛‌ پروفا داره رد می‌شه‫. ‌‫ - کی؟ -پروفا ‌‫ - آها

آهای... چرا این کارو کردی؟

کی؟

من؟ خل شدی‫.

ههه! پروفا تو چهار تا چشم داری و هنوز هم هیچی رو نمی‌بینی‫.

فقط ترسو‌ها از پشتِ سر حمله می‌کنن‫.

کی ترسوئه؟ منظورت من بودم؟

دلت دعوا می‌خواد؟‌

ترسیده‫!

ولش کنید بابا‫.

‫ - یالا پروفا! نمی‌خوای دعوا کنی؟ ‌‫ - بی‌خیالِ دعوا شید‫...

اون‌ور یه خبرایی هست‫.

‫ - چی کار دارن می‌کنن؟‌ ‫ - نمی‌بینی؟ دارن سگا رو جمع می‌کنن‫.

‫ - میچو؟ این هاپو رو از کجا گیرآوردی؟ ‌‫ - هاپوی خودمه‫.

دروغ می‌گی‫.

منو نزن‫.

‫ - هاپوم رو بده‫. ‫ - عمرن‫.

‫ - به بین می‌گم‫. ‌‫ - خب؟

‫ - می‌زنتت‫. ‫ - بین سوسکه‫.

من و لازیتسا دیروز حسابی زدیمش‫.

‫ - الان دیگه میکیتسا باهاشه‫. ‌‫ - هاپو رو بده من می‌گم‫.

نمی‌دیش به من نه؟

" سرپرست"

حالا نشونت می‌دم‫.

پس تو بودی که زنگِ درِ منو می‌زدی ها؟

هم زنگِ منو زدی و هم این سگِ کثیف رو آوردی که همه جا رو گند بکشه؟

‫ - ببین چه کثافتی شده‫. این جونور رو از کجا پیدا کردی؟‌ ‌‫ - این هاپوی خودمه‫.

همین الان بندازش بیرون‫.

‫ - حق نداری بندازیش بیرون‫. ‌‫ - منو گاز می‌گیری هاع؟

به مامانم می‌گم‫...

اگه یه بارِ دیگه بیاریش داخل من می‌دونم و تو‫.

‫ - می‌بینمت ‫ - فعلن‫. ‌‫ - خدافز

هی بچه‌ها‫!

چی رو پنهون کردی؟

‫ - وای چه نازه‫! ‫ - چه پوزه‌ی زشتی داره‫.

‫ - ولگرده! از دستِ اونایی که سگ جمع می‌کردن فرار کرده‫. ‫ - نیگا چی گوشاش زشته‫.

نگاهش خیلی غمگینه‫.

از صبحونه‌ات چیزی مونده؟

‫ - من که همشو خوردم‫. ‫ - شما که بله! می‌تونی صبحونه‌ی همه‌ی مارو هم بخوری‫'

من یه چیزایی دارم‫.

هی! اسمش چیه؟ اصن سگِ کیه؟

‫ - این دیگه سگِ منه‫. ‫ پس چرا اون پشت مخفیش کردی؟

ساکت! نمی‌خوام خانم ناستا ‌چیزی بشنوه‫.

‫ - خانم ناستا ‌‫ - انداختش بیرون تو خیابون‫.

خیلی کارش زشت بود‫. الان نگران نباش دیگه‫.

‫ - دیگه نباید سگو بندازه بیرون‫. ‫ - درسته ‫ - بسه دیگه‫.

‫ - من فک می‌کنم که باید این هاپو رو نگه داریم‫. ‌‫ - هاپوی منه‫.

چرا مالِ تو باشه؟ تو که یه گربه داری؛‌من نگهش می‌دارم‫.

چرا تو؟‌ ‌اصن بذار یه مالِ عمومی باشه‫.

خب باید یه اسمی براش انتخاب کنیم‫.

برق...پیکان...پکی...رعد

‫ - جکی ‫ - نه.

‫ - من می‌دونم:‌بی‌حوصله ‫ - خوبه ‫ - اسمِ خوبیه‫.

‫ - خب کجا باید قایمش کنیم؟ ‫ - پایین تو زیرزمین‫.

اما اون‌جا که موشا هستن‫.

‫ - پس ببریمیش بالا تو زیرشیروونی‫. ‌‫ - اون‌جا خیلی خوبه‫. ‌‫ - بزن بریم‫.

پروفا! میچا رو ببر خونه‫.

‫ - بیاید موش بندازیم تو خونه‌اش‫. ‫ - آره.

‫ - انقدر جیغ می‌کشه تا بترکه‫. ‌‫ - خیلی هم خوب‫.

صب کنید‫! من یه فکری دارم‫.

به این تابلو نگا کنید‫‫.

" دقت داشته باشید که فرزندانتان واکسن‌هایشان را به موقع بزنند‫"

‫ - چی کار می‌کنی؟ ‫ - به تو ربطی نداره؟

ببین چه شهرِ شامی درست کردی‫.

بذار بابامان بیان خونه‫...

عجب دهن لقی هستی تو دیگه‫. همینه که هیچ‌کی خوشش نمیاد از تو‫.

هیچم برام مهم نیست‫.

‫ - عجب داداشِ بی‌خودی هستی تو‫. ‫ ‫ - منم می‌رم دوستای دیگه‌ای پیدا می‌کنم‫.

پس چرا تا الان پیدا نکردی؟ همیشه‌ی خدا تنهایی‫.

به همه می‌گم که تو یه خائنی‫!

کی خائنه؟‌

‫ " بی‌حوصله‌ی ما رو پس بدید‫"

‫ ‫" بوووو! سگ‌گیرِ خونه"

بیا این‌جا‫.

مراقب باش‫! پستچیه‫.

بووو! سگ‌گیرِ خونه‫!

دیگه شورشو درآوردن‫. اراذل‫!

" تو «بی‌حوصله»‌ی عزیزِ ما رو کشتی"

حالا حسابتو می‌ذارم کفِ دستت‫. کی این تابلو‌ها رو نوشته؟‌

نمی‌دونم خانم ناستا ‌بذار من برم. من نبودم. به خدا قسم‫.

پس کی بود؟ گم‌شو برو‫!

ببین توی زپرتی منو به چه روزی انداختی؟

نیگا تخمِ جن‫! همه‌اش تقصیرِ توئه‫.

چخه‫.

آهای! سیس! بی‌حوصله برگشته‫. ‌‫ - کی؟ بی‌حوصله؟

‫ - میچو! بی‌حوصله برگشته‫. ‫ - دارم میام‫.

بدو! منتظرِ توئیم‫.

‫‫ - بی‌حوصله برگشته‫. ‫ - بی‌حوصله عاشقِ ماست‫.

‫ - ولگردِ کوچولو ‌‫ - بی‌حوصله جزو اموالِ عمومیه‫. هممون باید مراقبش باشیم‫.

بیا دیگه‫. یکم نازش کن‫.

باید از دستِ خانمِ ناستا مخفیش کنیم‫.

بریم زیرزمین‫. بدو‫.

‫ -صب کن‫ ‫ - چیه؟

‫ " هاپوتون رو نگه دارید‫؛ فقط تمیز باشه‫"

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left