The first 200 lines.
...آنچه گذشت
توماس کارور ، همون رمان نويسه؟
بابات؟ - .آره -
ناتالي اورتيز کيه؟
.ديشب تو قطار خوابم برد
.ساعت 1 شبه، اين آخرين ايستگاه ـه خانم
.برات داروهايي تجويز ميکنم تا جلوي عفونت رو بگيره
!سورپرايز
خب تو تنيس بازي ميکني؟ - آره. چرا؟ -
بازنده، چرا نيشت بازه؟
چون لزبين هستم، بايد مثل تو هميشه عصباني رفتار کنم؟
.نميدونم - قرار بود با مامان بري -
!کلاس تانگو - .باشه. من اشتباه کردم -
ديگه چي جديده؟ - !من سرطان دارم -
.شير در اومد! من بردم - .دوباره انجامش بده -
اي بابا، عجب بازندهي بيجنبهاي هستي
چرا نميخواي اينکارو انجام بدي؟ - .چون فالگيرها همشون کلاهبردارن -
.ميدونم. همينش خنده داره. بيا ديگه
نه. فقط يه بار ديگه سکه بنداز .اگه شير اومد باهات ميام
.زودباش. اين يه نشونهس - .من به نشونهها اعتقادي ندارم -
.اين يه نشونهس - .من به نشونهها اعتقادي ندارم -
ترسيدي که طرف بهت بگه قراره بميري يا چيزيت بشه؟
...نه،منظورم اينه
...يجورايي
!اوه! اينو نگاه
.شبيه مدلهايي
خب بشينيد. بشينيد. .اينجا سکوي راه رفتن مدلها رو نداريم
.تو معذبي؟ دخترِ خوششانس
.دستتو بده. زودباش
.اوه.. اوه
.باهوش، پُر شور
.تو از خودت خوب مراقبت ميکني
.ناخُنهاي قشنگي داري
هزارتا دوست دختر داشتي
.البته قبل از تو
اينو هم از کف دستش فهميدي؟
.نــع، از قيافهش
.اون خوشگله
اوه، بهم نگفته بودي
.که ميخواي منو ببري مادرتو ببينم
.اوه، يه چيزايي اينجا در مورد مامانت هست
اون نقل مکان کرده يا چيزي؟
.نقل مکان؟ نه بابا
،با مامانت يه مشکلاتي داري
.ولي به برادرات خيلي نزديکي
.من تک فرزندم -
.حقيقتش من همينطوري خوبم
.نه، نه
.نه
.خوب نيستي
.خستهاي
.حالا شدي مثل مادرم
.اوه، آيندهت واقعاً ريدمانه
.ولي.. اشکالي نداره... اشکالي نداره
.ميتوني درستش کني
يه آيندهي روشن ميخواي؟
.بايد به گذشتت رجوع کني
.برو با خواهرهات حرف بزن
.من فقط يهدونه خواهر دارم
.خب... پس با اون حرف بزن
.باورکن... اين خيلي مهمه
.خب، حداقل يکي از حرفاش درست بود
.تو يه خواهر داري
آره، خيلي خوشحالم که 30 دلار برام آب خورد .تا اينو بهم بگه
براي من 30 دلار آب خورد
.پس خوب خر شدي
...ميدوني بچههايي هستن که
همهجا دارن از گرسنگي ميميرن؟ - .شايد يکي از همون بچهها خواهرت باشه -
هنوز باهاش چک نکردي؟
.چون اين يه موضوع حياتي ـه
در حالي که اينکارو ميکنم، تو هم بهتره
.بري مشکلاتي که با مامانت داري رو حل و فصل کني
ارائهاي مشترک از سياوش و نسرين
کي براي صبحونه آمادهس؟
.مــــن
اوه بابا، اينا رو زدي سوزوندي که
.اينکارو کردم که ياد شما دخترا بندازم منم انسانم
نگران نباش عزيزم
فکر کنم اينو دفعه قبل فهميديم
.که کمربندت رو انداختي تو ماشين لباسشويي
.من يه هنرمندم
.ما به دستور العملها توجهي نميکنيم
.ما دوست داريم روشهاي جديدي رو خلق کنيم
واقعاً؟ به همين دليل
عينک دوديت رو به گردنت آويزون کردي؟
.تو که خودت اينو برام خريدي - .به عنوان يه شوخي -
.پس شوخيت نگرفت. ازش خوشم مياد
.بدون من شروع کردين
.زمان و گرسنگي براي هيچکس صبر نميکنه
بچهها، کِيتي بهم ايميل زد و گفت تا 2 ماه ديگه نميتونه .به يه آپارتمان اسباب کشي کنه
منظورم اينه، قراره پول اجاره از کجا بيارم؟
.پول کارآموزيم به سختي کفاف کارت متروم رو ميده
.خب زمستون که تموم شده
.فقط برات يه کيسه خواب ميخريم
.بابا، جدي حرف ميزنم
.دارم از استرس ديوونه ميشم - .ميدونم -
.دارم سعي ميکنم بهت اطمينان خاطر بدم
جاهاي زيادي تو نيويورک براي سکونت هست
که اجاره نميخواد
مثل پارک مرکزي، پلههاي موزهي مترو پوليتن
.اون فروشگاه 24 ساعتهاي که تو خيابون 71 ـه
.عزيزم، ما ميتونيم چند ماه بهت پول بديم
اپ»، تو روبراه ميشي»
.فقط حرفي که هميشه ميزنم رو به ياد بيار
چه حرفي؟ - آپريل »، عزيزم حالت خوبه؟ » -
خوبم. چه حرفي پدر؟
« آپريل »
آپريل » صدامو ميشنوي؟ »
آپريل »؟ »
.عزيزم، يکم آب براش بيار
...عزيزم
حالت خوبه؟ - چيشد؟ -
.يه لقمه از نون تستت بخور
.فکر کنم يهدفعه غش کردي
يادت مياد که چشمات سياهي رفته باشه؟
فکر کنم ديشب به اندازه کافي شام نخوردم
.به اندازه کافي آب هم نخوردم
.و خيلي زياد قهوه خوردم
.عزيزم. ميدوني که معني اينا چيه
.آره، زمان و گرسنگي معطل هيچ زني نميشه
.بدين معنيه که تو خيلي به خودت فشار مياري
.ازت ميخوام امروز خونه بموني
.مامان من حالم خوبه - .اگه يه روز کار نکني، نميميري که -
.لطفاً اين موضوع رو الکي بزرگش نکن
.الکي بزرگش نميکنم
.بدنت داره بهت ميگه که آروم بگيري
.خب منم آروم حرکت ميکنم
.ميبيني؟ همه چيز بهتره
مشکلت چيه؟
ميشه پانسمانم رو چک کني؟ .ميخوام بدونم چطوري بهبود پيدا ميکنه
.فکر کنم داره خوب ميشه
.مرسي
تو چي؟
حالت خوبه؟
.تو مريضي هاا
.ولي تو آشپزخونه خيلي ترسيده بهنظر ميرسيدي
،وقتي که اومدم تو آشپزخونه ...بهنظر ميومد که تو
« اوه، « برنا
.من حالم خوب ميشه
کِي ميتونيم به مامان بگيم؟
بهزودي، بايد همين امروز يا فردا نتيجه آزمايش دستم برسه
،و اگه سرطانم خوش خيم باشه
که مطمئنم هست
.باهاش مبارزه ميکنم
.فقط نميخوام مامان رو بيشتر از خودمون نگران کنم
مامان ، اپريل غش کرد
کِي؟ حالش خوبه؟
.چند دقيقه پيش... خودش ميگه حالش خوبه
.ولي نميدونم، يه چيزي اشتباهه
.هميشه خستهس. وزنش کم شده
.خيلي اخمو شده
.خب، تازگيا مثل خر داره کار ميکنه
،خب، اون روز که وارد اتاقش شدم
و ديدم داره يه چيزي رو تو کشوي لباساش جا ميده
.انگاري داشت ازم مخفيشون ميکرد
کشوي لباسش رو چک کردي؟ - ...نه، من -
.من جاسوسيِ دخترامو نميکنم
.اين به عنوان يه مادر حق مسلم توئه
.برو همه چيزاشو زير و رو کن
.منم وقتي تو همسن اون بودي همينکارو ميکردم
واقعاً؟
.بهرحال « بانگ » خوبي بود
.شرط ميبندم هميشه تو کف اين بودي که کجا غيبش زده
نميتونم باور کنم که بدون من پيش يه فالگير رفتي
خب چي گفت؟
..فقط يه مشت چرت و پرت که با اکثر مردم صدق ميکنه ...مثل
« تو بايد گذشتهت رو خوب کني »
اون گفت که بايد با آبجيم حرف بزنم
.منم محض احتياط با برنا حرف زدم
خب حالش چطوره؟
...ميگفت حالش خوبه، ولي
.ولي اون بهت راستشو نميگه
ميدوني، شرط ميبندم اون به من ميگه
منظورم اينه، ما 2 نفر تنها اعضاي
.کلاب «راز سرطان اپريل» هستيم
.باهاش يه قرار ميذارم
فالگيره در واقع گفت
.که بايد با « خواهرهام» حرف بزنم
اگه منظورش خواهر مخفيم باشه چي؟
،همين که داري اين سؤالو ميپرسي
.معنيش اينه که در موردش کنجکاوي
تنها چيزي که ازش ميدونم اسمشه... ناتالي اورتيز
.و اي کاش حتي اينم نميدونستم
چرا اينقدر ميترسي که در مورد اين دختر بيشتر بدوني؟
حقيقتش، اين دختره نيست
.که ميترسم بيشتر در موردش بدونم
.هي
اسم صاحب اون پلاک ماشيني که هفتهي قبل بدون اجازهي من پيداش کردي رو يادته؟
22BH38 ناتالي اورتيز
چطوري اينکارو ميکني؟ - .دانشگاه هاروارد -
.هر اطلاعاتي که ازش بتوني پيدا کني رو ميخوام
جالبه. .در ازاي يه قيمتي کمکت ميکنم
.آه در بسات ندارم
.بيخيال، پول نميخوام
يه گزارش معتبر اضافي ميخوام
.باشه، قبوله
ناتالي اورتيز در تاريخ 12 آوريل و در لوگان يه ماشين
اجاره کرده بوده .ماشين کممصرف اجارهاي
.خيلي خب
همين بود، ولي برات بيشتر جستجو ميکنم
No comments yet. Be the first to leave one.