The first 23 lines.
pink Funhouse
من دارم در اطراف اين اطاق خالي ميرقصم
گريه ما در آمد که شما را بيرون کنيم
داد زدن در سالن
چرخيدن همه طرف و حالا هم ما از بين رفتيم
عکسهاي ساختگي گذشته که
که خنده طعنه آميز تو پشت شيشه است
اين موزه پر از خاکستره
هنگامي که داري يک جوش رو مي خاروني
اين جوري ميشه از يک خانه سرگرم کننده استفاده کرد
اما حالا پر شده از دلقکهاي شيطاني
حالا زمان اينه که شروع به شمردن شمارش معکوس کنيم
من مي خوام اين رو بسوزونم بسوزونم.بسوزونم
من مي خوام اين رو بسوزونم
نه.هشت.هفت.شش پنج.چهار.سه.دو.يک.مسخره
صداي در زدن بر در بسته
همه از قبل مي خندند
من ترجيع ميدم در خيابان زندگي کنم
نسبت به اين حافظه خالي
من بهشون حرکت دهنده وخدمتکار مي گم
ما تلاش داريم اين مکان رو دفن کنيم
کشيدن تشک من به طرف حياط
فرو ريختن.جست و خيز کردن در خانه اي از کارت
No comments yet. Be the first to leave one.