The first 200 lines.
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـيکـنـد »
هــومــن تــرجــمــه از Raylan Givens
من کجام؟
توی بیمارستانی
بتازگی جراحی شدی
اوه
به همین خاطر اینقدر درد داره
هـی، عزیزم
سلام، مامان
اوضاع چطور پیش میره؟
کل سرطان رو از بین بردن؟
خوب پیش رفت
عزیزم، خوب پیش رفت
چرا اونطوری به پرستار، نگاه میکنی؟
اوه، خدای من، خونریزی دارم
چیزی نیست
نگران نباش، عزیزم ما درستـش میکنیم تا هرگز مجبور نشی
دوباره اون زخمها رو ببینی - ولی دستهام -
احساس نمیکنید زیادی دارید میاید بالا؟
اشکالی نداره
مامان، چی کار داری میکنی؟
مامان، چی کار داری میکنی؟ بس کن
!نمیتونم نفس بکـِشم. نمیتونم نفس بکـِشم
هـی، میدونی که مجبور نیستی منتظر بمونی، درسته؟
عذر میخوام؟
قبل از اینکه کارش تموم بشه میتونی یه فنجون قهوه ازش بگیری
طوری طراحی شده که وقتی قوری رو درمیاری بیرون دیگه چکّه نکنه
ترجیح میدم صبر کنم دستگاه فرایندش رو کامل کنه
صحیح
صبحبخیر، بانکرز
هـی، ببین گربه چی با خودش آورده
صبحبخیر، بانکرز
دوست داری صبحونهتو بخوری؟ بیا
بیل تنها آدم روی زمینه که
میتونه واسه یه گربه، برنامهی زمانی تعیین کنه
حقیقت داره - ... هـی -
میشه ماشینـت رو واسه امشب قرض بگیرم؟
مثلاً واسه ساعت 3 صبح؟
واسه چی؟
باید برنامهمو دوباره ضبط کنم
و اون تنها زمانیـه که مرکز محلی بهم میده
چرا باید دوباره ضبطـش کنی؟
ظاهراً فایلی که فرستاده بودم به لسآنجلس
غیرقابل استفاده» بود»
به گمونم صداگیرهای داخل کمد
به اون خوبی که فکر میکردم، نبودن
امروز صبح، بهتر بهنظر میرسی
شاید معاضدت اخیر من
به همین زودی، نتیجهی مطلوب رو به همراه داشته
بیل، عـن خوبی داره، نه؟ هوم؟
از زندگیـم متنفرم
اوه، متوجهم
اکثر متعلقات مادرت رو
جمع کردی
فرض میکنم بزودی عازم لسآنجلس میشی
آره
اوه، خدا
امروز باید شروع کنم به گشتن دنبال یه پرواز
خب، پس، چه بسا الان
زمان عالیای برای صحبت کردن در مورد آیندهت باشه
آیندهم؟ - تیــگ -
منم یک روزی مثل مادرت، میمیرم
... و احساس میکنم که این وظیفهی منه
«گفت «وظیفه
که اطمینان حاصل کنم که در یک موقعیـتِ
مالی آسیبپذیر، قرار نگیری
این چیه؟
اون یک حساب پسانداز بازنشستگی فردیـه
اگه من سالانه حداکثر مبلغ رو بریزم توش
با فرض اینکه حداقل تا ده سال دیگه زنده باشم
باید یک پس انداز بازنشستگی رضایتبخش رو برات فراهم کنه
واو
... بیل، کار خیلی خوبیه، ولی
من مشکلی ندارم
تو مشکل داری
نه حقوق بازنشستگی داری نه دارایی
حقیقت نداره. من یه دوچرخه دارم
هزینههای پزشکیـت، اون یه ذره پساندازی رو که داشتی، از بین برد
اگه دوباره یه اتفاقی بیوفته، چی؟
من به کمکـت احتیاجی ندارم
تو به اندازهی کافی بهم کمک کردی وظیفهت رو انجام دادی
بسیارخب
میدونی، اگه دنبال این هستی
که از شرّ یه مقدار پول، خلاص بشی، بیل
خیلی مشتاقم که ازت قبولـش کنم
چرا باید به تو پول بدم، رمـی؟
تو یه شغل معلمی قابلاطمینان داری
هزینهی کرایهخونهت زیر قیمت بازارـه
همین یادم میاندازه که
هفتهی بعدی باید در مورد مبلغ کرایهخونه صحبت کنیم
به همین زودی؟
و مسلماً امیدوارم در اون بهسازیها
پیشرفت حاصل کرده باشی
اوه، من جواب میدم
چیه؟
یه بستهست
برای مامان
خب، تعجبآور نیست
از اونایی بود که خیلی به خرید ناگهانی، علاقه داشت
احتمالاً این آخرین چیزیـه که خریده
خب، شاید بهتر باشه بازش نکنیم
هوم
حیف که خیلی کوچیکـن
چون یه کرست جدید، به کارم میومد
... ولی
شوخی بود
متوجهم
خب، شاید یه نفرو بشناسی که بتونه ازشون استفاده کنه
دارم سعی میکنم فکر کنم کسی که ممه داشته باشه رو میشناسم؟
به گمونم برشون گردونم
به نظرم بهترین کارـه
دالتون گرین»؟»
«کوچهی جاپونیکا»
اوه، اینجایی
... هـی
دالتون گرین رو میشناسی؟
نه، چطور؟ بازیگری چیزیـه؟
نه
... اوه
میک و گرلی اومدن
چرا؟ - یه خوک آوردن -
یه خوک خانگی؟ - واسه مرگ مامانـه -
مثل یه خوک سوخاری
قرارـه غمگینی رو از بین ببره
واسه خوکِ اینطور نیست - درسته -
به نظرت حالا که
مامان مرده، میک میخواد باهامون صمیمی بشه؟
منظورم اینه، یه خوکِ لذیذ شروع خوبیه
درسته، همهچیز رو جبران میکنه
همونطور که به برادرت گفتم
معذرت میخوام که زودتر از این، نیومدم
آخه از موقعی که مادرتون مرده
کمی بهم سخت گذشته
منتظر خوک میمونیم؟
این فقط مزهست؟
آره، به نظرم منتظر خوک میمونیم - باشه -
پیر مرد شهوتی من در مورد همهچیز خیلی احساساتی هستی
ببخشید
قصد گریه کردن ندارم
اشکالی نداره
برو. دلش میخواد نزدیک هم باشید
پس، اوضاع چطوره، تیــگ؟
... اوضاع توی کل زندگیـم، یا
هرچی که دلت میخواد بهم بگی
اوضاع خوبه
آره
تو چطوری؟
خب، گرلی و من
داریم روی باز کردن یه پیتزافروشی کار میکنیم
واقعاً؟
آره
ولی نه اون نوع عرفی، نه
ترکیبی از فرهنگ جفت ماست
به جای پنیرهای عادی ایتالیایی
ما از ادویههای فیلیپینی و گوشت و
اینجور چیزها استفاده میکنیم
خیلی لذیذه
عالیه - آره -
اسمی که دینگدانگ براش انتخاب کرده رو بگو
:حتی دینگ دانگ یه اسم عالی براش پیدا کرد
فلیپیتزاء گرلی
عالیه
با چند تا سرمایهگذار، صحبت کردیم
و اونا شدیداً مشتاق این ایده هستن
آره، موفق باشید
خب، ممنون پسرم
پسرم»؟»
همهچیز مرتبه، بیل؟
بانکرز غذای ساعت 12 ـش رو از دست داد
توی هیچکدوم از مکانهای اختفای معمولـش نیست
مطمئنم همین اطرافـه
نه، نه
اگه بود به صدای زنگوله، پاسخ میداد
باید رفته باشه بیرون
وقتی در رو واسه مأمور تحویل، باز کردی
به معنای واقعه کلمه، دوثانیه شد
طرف بسته رو تحویل من داد
منم در رو بستم
امکان نداره رفته باشه بیرون
باورم نمیشه منو مقصر میدونه
باورم نمیشه این بازی رو به خاطر دنبال یه گربه گشتن، از دست میدم
صدتا ... دویستتا کپی بگیر
توی کتابخونه یه دستگاه کپی دارن
میدونم. خودم اینجا زندگی میکنم
به نظرم بهترین کار اینه که جایی که جمعیت زیاده، پخشش کنید
دم کتابفروشیها
کافیشاپها، دکهها
مدرسهها، سوپرمارکتها
آره، بیل، ما انسانیم
میدونیم مردم کجا جمع میشن
من اینجا میمونم در صورتیکه بانکرز برگرده
به نظرتون بهترین عکسـشه؟
خصوصیات جسمیـش رو بیان میکنه، ولی
شاید بهتر باشه از اونی استفاده بشه که
شخصیت منحصربهفردش رو مجسم میکنه
به نظر من در این مورد بهتره با خصوصیات ظاهری پیش بریم
خبری شد با من تماس بگیرید
خیلیخب
همین الان با چندتا از رفقا تماس گرفتم تا
یه گروه مسلّح تجسس، ترتیب بدن - اه -
No comments yet. Be the first to leave one.