The first 200 lines.
آنچه گذشت
... امشب اعضاي ستاد انتخاباتي من هيجان زده هستند
... براي انتخاب کانديداي جمهوري خواه
اصلا ميدوني چند نفر دارن به من التماس ميکنن
که اونا رو وارد تجارت با چين بکنم ؟
ما نميتونيم باهاشون معامله کنيم
نميتونم بي طرف تصميم بگيرم احساساتم منو بسمت اون ميکشه
اصلا به اين فکر ميکني که گراهام چقدر براي اين شرکت زحمت کشيده ؟
ميشه اينقدر منو تحت فشار نذاري ؟
دوازده بار اين دارو رو استفاده کنيد
و بعد برگرديد تا از تخمک هاتون نمونه برداري کنيم
هوم
مادرت داشت ديويد رو سرزنش ميکرد واسه اينکه فکر ميکنه پدر توئه
... منظورم اينه ، تا حالا فکر کردي که - البته -
ببين ، ميگم ، اگه اين قضيه داره اذيتت ميکنه
چرا يه آزمايش يا همچين چيزي نميدي تا همه چيز معلوم بشه ؟
نگو " خداحافظ " باشه ؟ ما ميخوايم همديگه رو ببينيم
به اميد ديدار - به اميد ديدار ، ايزاک -
تايلر ميخواد براي يه جلسه بياد اينجا
اون ميخواد بياد تا بهت مقام معاونت رياست جمهوري رو پيشنهاد بده
خب ، ما سه ، چهار تا تخمک داريم
شبيه گروه خوني آ مثبته
و بعدش ما دو تا آ.ب خواهيم داشت ، خوبه
و اون هم يه آ منفيه ؟
خب ، اونا ميتونن شخصيت بهتري داشته باشن
يا اينکه ، ميدوني ، ميتونن هنرمند بشن يا نميدونم
نميدونم . تو چه فکري ميکني ؟
فکر ميکنم اونا شبيه بادکنک هستن - ... خب -
بادکنک هاي هنرمند ، خوشگل ، باهوش
کيتي ، اون پزشک جنين شناس ازمون خواسته يکي رو براي کاشت انخاب کنيم
فکر کن سه قلو بشن ؟
بيا وانمود کنيم که اين جزو گزينه ها نيست
تعجب ميکنم که تا حالا تو کاخ سفيد سه قلو نداشتيم
اوه ، منظورم اينه ، معاون رئيس جمهور هم از نظر تکنيکي تو کاخ سفيد زندگي ميکنه
بس کن ، اول از همه ما سه قلو نخواهيم داشت
واقعا ؟ - و دوم اينکه -
من قرار نيست معاون رئيس جمهور بشم چون هيچ درخواستي ازم نشده
پس واسه چي
کانديداي رياست جمهوري داره امروز بعد الظهر مياد خونه ما ؟
اون حمايت منو ميخواد اون داره سعي ميکنه کاليفرنيا رو با خودش همراه کنه
اما اگه ازت همچين درخواستي کرد چي ؟ اگه خواست چي ؟
منظورم اينه ، هيچکس مقام معاونت رياست جمهوري رو رد نميکنه
بيرون از اينجا آدمهايي هستن که واسه همچين مقامي حاضرن هر کار بيشرمانه اي رو انجام بدن
منظورم اينه که ، ميتونيم اينجا بشينيم و درباره فرضياتمون بحث کنيم
اما وقتي اون بياد اينجا ممکنه هر چيزي از ما بخواد
رابرت ، ما ميدونيم اون چي ميخواد ميخواد که مقام معاونت رياست جمهوري رو قبول کني
چيه ، چي شده ، امروز روز مادره ؟
مامان ، سلام - مامان ، سلام . چطوري ؟ -
لازم نيست حتما روز مادر باشه تا بخوايم از مادرمون قدرداني کنيم
از کي تا حالا ؟ - از الان ، مامان -
سلام ، ببخشيد که دير کردم اما درعوض نون بريوچ گرفتم
اوه ، نون بريوچ ؟ از مغازه اميلي نانوايي مورد علاقه من
چه تصادفي . کارت دراومده
خيلي خوب ، خيلي خوب بچه ها ، ميدونيد چيه ؟
من نگراني شما رو درک ميکنم اما حالم خوبه
خوبه ، ممنون تامي - آره -
مامان ، واقعا مجبور نيستي نقش بازي کني
منظورم اينه که ، کاملا طبيعيه که ناراحت باشي عملا يه مدتي با ايزاک زندگي کردي
من ناراحت نيستم . صادقانه ميگم
ايزاک مرد فوق العاده ايه و ما با هم اوقات خوبي رو گذرونديم
اما اين چيزيه که من ميخوام
اين همون چيزيه که ميخواي ؟ تنهايي تو اين خونه خالي بزرگ زندگي کني ؟
سلام ، منم اينجا زندگي ميکنم - کاملا درسته -
بيايد وارد مشکلات نشيم باشه ؟
ميدوني ، هيچکس نميخواد تو رو براي ناراحت بودنت سرزنش کنه
اين اصلا راحت نيست که بعد از جدايي بخواي خوشحال باشي
آره ، بخصوص تو سن و سال شما
اما اصلا اينطوري نيست حتي تو سن و سال من
... من ناراحت نيستم خيلي سرم شلوغه . خيلي خيلي سرم شلوغه
امشب مراسم خيريه بيمارستان کودکان پاسادنا رو در پيش دارم
که يه کار تمام وقته
... و شما يادتون باشه - ما همگي بايد بيايم -
اوه ، خدايا - اونا تحت حمايت دولت هستن -
ميدونيم -
و علاوه بر اون جيمي امروز بعدالظهر مياد اينجا
جيمي ؟ - اوه ، نه . نه ، اين اصلا خوب نيست -
جيمي کيه ؟ - طراح داخلي مامان -
آره ، وقتي ظاهر ميشه وقتي مامان افسرده ميشه باهاش تماس ميگيره
وقتي کيتي رفته بود نيويورک
در طي 24 ساعت تمام کابينت هاي آشپزخونه عوض شد
خب ، ميدوني ، کابينت ها داغون شده بودن رنگ و روشون رفته بود
وقتي من تو ارتش ثبت نام کردم ؟ تمام کاغذ ديواري هاي طبقه بالا عوض شد
وقتي بهش گفتم همجنس گرا هستم رو يادتونه ؟
منظورم اينه که ، اکثر والدين اينجور مواقع گريه ميکنن - ... اوه ، خدايا -
مامان کل حياط پشتي خونه رو خالي کرد
هيچي جز آشغال و وسايل درب و داغون از دو سال قبل اونجا نبود
خب ، فکر ميکردم کوين از اين به بعد مهموني هاي استخري بيشتري ميخواد بگيره
داشتم ازش حمايت ميکردم - آره ، من مهموني استخري دوست دارم -
... تحويل بگير . ديدي باشه ، باشه
شايد در گذشته نحوه برخوردم با شريط سخت درست نبوده
و خودم رو درکارهاي خونه غرق ميکردم
اما الان از اون مواقع نيست فهميديد ؟
آره ، حتما - اوه ، البته -
باشه مامان ، هر چي تو بگي - متوجه شديم -
آره خوبه
اون صبحانه فوق العاده اي که بهم قول داده بوديد کجاست ؟
بايد برم به کارهام برسم - اينو بذار پايين -
بايد برم يه لباس واسه امشب بگيرم
کمد لباسهاي رسمي من کاملا خاليه
اوه ، هي . اگه خريد کردنت تا بعد الظهر طول کشيد به من زنگ بزن
بايد واسه خودم يه سري لباس جديد بخرم
باشه ، خوبه . زنگ ميزنم
باشه ، خدافظ - خدافظ -
الان برميگردم - باشه -
بكا ، چيزي هست كه بخواي بگي ؟
... اونا گفتن كه امروز نتيجه معلوم ميشه ، پس - اوه ، خوبه -
آره ، آره
خدايا ، اگه معلوم بشه كه من يه واكر نيستم
احتمالا مادرت ميخواد طبقه سوم رو بسازه
شايدم يه اتاق بازي
معامله بدي هم نيست يه خواهر از دست بدي ، بجاش يه ميز پينگ-پونگ گيرت بياد
مامان از پينگ-پونگ بدش مياد و قرار نيست خواهرمون رو از دست بديم
اگه ديويد پدر من باشه همه چيز تغيير ميكنه
نه ، همه چيز تغيير نميكنه - درست ميگي . بعضي چيزا هميشگي هستن -
مثل اين حقيقت كه مادر من ... مريضيه دروغ گفتن داره ، اما نتيجه
نميدونم
ببين ، جواب آزمايش هر چيزي باشه ميدوني ، ما هيچ جايي نميريم
من هيچ جا نميرم
تو نميدوني چي ميگي - ميدونم -
به اين آسوني از دست من راحت نميشي من هيچ دوستي ندارم
راست ميگي . بسيار خوب
هر وقت فهميدم زود بهت زنگ ميزنم ، باشه ؟
براي رضاي خدا ، رابرت
وقتي ميري بيرون بدويي كليد هات رو هم با خودت ببر ديگه
مجبور نيستي بري بيرون و در رو هم قفل كني
و بعدش يادت بياد كليد ها رو با خودت نبردي بعدش من كه تو وان حمام هستم
بايد بلند شم و در رو برات باز كنم
... و نبايد
صبح بخير ، كيتي - صبح بخير ، نماينده كنگره تايلر -
ميبينم كه منتظر اومدنم بودي
... آم ... آه
.:ارائه ي از گروه بيانکونري:. ترجمه و زيرنويس
آره ، آره . ميشنوم
فقط متقاعد نشدم كه ما ميتونيم آزاد كردن توسعه جهاني رو ادامه بديم
با دلارهاي مالياتيمون
حتما . خداحافظ فرد
دويدنش خيلي طول كشيد
آره ، فكر كنم اگه يه ساعت زودتر اومده بودي اون اينجا بود
خب ، نميخواستم درباره جلسه امروز خبري به رسانه ها درز كنه
پس با خودم فكر كردم پيشدستي بكنم اما مشكلي نيست
بجاش اين شانس رو به ما داد تا همديگه رو بهتر بشناسيم
فكر نميكنم كه لازم باشه با تمام احترامي كه براي شما قائلم
بسيار خوب ، پس . ميتونيم همينجا بشينيم در سكوت مطلق آزار دهنده
حاضري ؟ - حاضرم -
برو
باشه ، خب بيا همديگه رو بشناسيم
رنگ مورد علاقه ات چيه ؟ - سبز ، دوست دارم لباس اسپرت بپوشم -
عاشق شيرين بيان سياه هستم و در مقابل لوبيا نميتونم مقاومت كنم
واسه چي اومدي اينجا ؟ منظورم ، دليل واقعيشه ؟
فكر ميكنم الان وقتش رسيده كه من و رابرت رقابت رو كنار بذاريم
ميتونم بياد بيارم جاهايي رو كه دوست داشتم سر به تنت نباشه
بنظر مياد يادت رفته كه اون هم حرفاي بدي درباره من زد
اون يه سري حرفاي ناجور درباره سابقه شما زد
و بعضي از مقام ها و موقعيت هايي كه بدست آوردي
اما ميدوني ، تو همه چيز رو شخصي كردي
تو گفتي اون يه مرد خانوم بازه خيانتكاره ، يه كانديداي ضعيف
اگه با دقت تر به اين موضوع نگاه كني ميبيني كه ، من هيچكدوم از اون حرفها رو نزدم
نه ، فقط كسايي كه براي تو كار ميكردن اين حرف ها رو زدن
يا يه تعداد مقاله نوشته شده توسط افراد ناشناس كه تو بدون شك ميشناسيشون
همه اين چيزا تو سياست مرسومه - فكر ميكنم منظورت عشق و جنگه -
سياست همون عشق و جنگه حداقل وقتي تو ميدوني حقيقت چيه
تو كه باور نكردي ، كردي ؟ ستاد انتخاباتي و مصاحبه ها
ميدوني ، من مدير روابط عمومي رابرت بودم
به كارم افتخار ميكردم - من درباره شغل تو صحبت نميكردم -
دارم راجع به همسر بودنت صحبت ميكنم
حالا ، مگي ، اون عاشق اين چيزاس همه اين چيزا
مسافرت ها ، رقابت ها حتي يه شام 5000 دلاري
همه چيزاي مزخرفي كه بايد تحمل كنه - مطمئنا اينو كه درست ميگي -
خب ، دو نوع همسر براي افراد سياستمدار وجود داره
بعضيا خودشون رو از سياست جدا ميكنن و بقيه كه وارد سياست ميشن
هوم
فكر ميكنم من جزو دسته بقيه هستم ؟ - فقط ميخواستم سر صحبت رو باز كرده باشم -
هوم
آه
حدس بزن كي زودتر اومده ؟
آره ، وقتي تيم محافظان امنيتي رو جلوي در ديدم متوجه شدم
بويد - رابرت -
فقط يه لحظه وقت بده لباسم رو عوض كنم زود برميگردم
حتما
آه . عزيزم تو رو خدا عجله كن
بوي عطر و افترشيوش داره خفه ام ميكنه
ببين ، اون زودتر اومده كه سعي كنه منو از بازي بيرون بياندازه
حالا ، نوبت اونه که منتظر بمونه - خوبه ، ممنون -
اينجا قهوه هم پيدا ميشه يا اينکه فقط چاي سبز ميخوريد ؟
اين اوني نيست که بنظر ميومد ، مگه نه ؟
جاستين اينو بهم داد چون ميخوام با اون و تامي برم موج سواري
اوه ، خوبه
(نگران اين بودم که اکسيکودون (نوعي آرامبخش منو دچار توهم کرده باشه
اکسيکودون ؟
مبارزه با چاقوي خيلي تيز آشپزخانه البته چاقوي آشپزخانه برنده شد
نميدونم که کدومشون درد بيشتري داره هفت تا بخيه اي که خورد يا هزينه بيمارستان
چقدر بد بود ؟ - يه آمپول کزاز ، 25 دلار -
بخيه ها هم 250 تا آب خورد
بدون بيمه درماني ؟ خيلي گرون درمياد
تو داري بدون بيمه درماني واسه خودت ميچرخي ؟
من استطاعت مالي بيمه درماني رو ندارم حتي نميتونم يه جايي واسه خودم اجاره کنم
يادته ، واسه همين بود که اومدم پيش تو
باشه ، ولي دفعه بعدي اگه اتفاقي بدتر از يه بريدگي پيش اومد چي ؟
تو بايد بيمه درماني داشته باشي قبول کن
کوين ، خواهش ميکنم
No comments yet. Be the first to leave one.