Steal Heart

Steal Heart (유나의 거리)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

Yoo Na's Street E10 2014
A Commentary by Rahpooyan
kpop-fans Group

Tags

other
Published on: 2014-09-30
Downloads: 8
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تیم مترجمین کی پاپ تقدیم میکند

=قسمت ده=-

اوه. اره, چیزی نیست.

اوه, هی,هیچی... درست میشه.

چرا دیر کردی?

انگاری خوکا بیرونن.

ما پلیسیم.تکون نخورین.

همگی همونجا که هستید بمونید.

اومو.این اقا و من همو میشناسیم.

بیارینش اینجا,حرومزاده ها!

اه,ان... کمکشون کن!

پاشو,انینه.پاشو!

کی فرستادتت اینجا?

لازم نیست بدونی, حرومزاده.

مان سیک.

هیونگ, خوبی?

باید بریم. پاشو.

میتونی پا شی?

اره.این منما.

اه, اره. رئیس تیم... میدونید... احتمالا,یونا امروز اومد اونجا?

دیشب اومد, نه امروز.

چرا?

از نصفه شبم گذشت, اما اون هنوز برنگشته.

زنگ نزدی?

چرا, زدم.اما برنمیداره.

زنم الان با مهمونا تو سالنه.

وقتی زود اومد بیرون, ازش میخوام به یونا زنگ بزنه.

اوه باشه.در این مورد متاسفم.

واسه چی متاسف? مشکلی نیست.

خدافظ.

دستت چطوره?

فقط چنتا بخیه بود،نام سون چی?

هنوز دارن بخیه میزنن بهش.

میگن اعصاب یکی از انگشتا پاره شدن.

موندم چیکار کنیم...

هرچقدم فک میکنم نمیفهمم...

چرا باید کسی همچین کاری بامن بکنه.

فکر میکنی کار کیه?

ادمایین که کانگ سون فرستاده.

حس میکنم اون فکر میکنه من به پلیسا لوش دادم.

اون ابجی دیوونه شده.

راست میگی.دیوونس.

هرچقدم کانگ سونو ناامید کرده باشم

نباید اینجوری گند میزد بهم.

منو کاملا مثه اشغال میبینه.

درسته.

حتما ما رو دست کم میگیره که همه اینکارا رو میکنه.

حالا چیکار کنم?

نذار فشار خونت بره بالا.

الان, فقط استراحت کن.بذار فردا حرف میزنیم.

من میرم,باشه?

یونا.

فقط یکم بیشتر بمون.

یکم دستامو بگیر و بعدش برو.

اوپا چرا اومدی اینجا بیرون?

اوه,نمیتونستم بخوابم,پس یکم اومدم بیرون.

هی.دونگ هو. سلامت کو?

اوه... سلام!

انگار تمرینا دیر تموم شد?

اره. تا نمایش وقت زیادی نمونده.

هی رفیق.دیر وقته. زود باش برو.

تو جاده مراقب باش.

آه,حتما.

دایونگ.فردا میبینمت.

برو.

زمانبندی عالی بود.

واسه چی?

قبل تر که رفته بودیم کیک برنجی سرخ شده بخوریم, به تو فکر کردم,اوپا,

و یکم برنج و دل روده بسته بندی شده و میگو سرخ کرده گرفتم.

خوب در اومده. الان یکم گشنمه.

واقعا?باهم تلپاتی داریم.

موندم چجوری. فقط حس کردم باید بخرمش.

با کیمچی ترب بخورش.

ببخشید.من هرروز دارم هرچی تو میخری رو میخورم.

همیشه اغراق میکنی!

بذار اول من برم تو.

باشه.شب بخیر.

وقتی داشتم میرفتم تو... اوپا, فکر کردم ممکنه سوئتفاهم برات پیش بیاد,پس دوباره اومدم بیرون.

چه سوئتفاهمی?

اونیکه همین الان منو اورد, اون دونگ هو

کسی نیست که من باهاش قرار بذارم, یا از اینجور رابطه ها باهاش داشته باشم.

برا ما هم رابطه بین زن و مرد نیست, اما کاملا, یه دوستی پاکه.

من شماها رو مثه دوستای خوب دیدم. میدونستم, حتی اگه نمیگفتی.

الان چی تو دهنته?

میگو سرخ شده.

ترد و عالیه, نه?

اره, عالیه.

فردا میبینمت.

باشه. بعدا میبینمت.

چند وقتی میشه ندیدمت.

اره.

متاسفم, اما... میشه کمک کنی اینا رو اویزون کنم خشک شن?

دستت چطوری صدمه دید?

مست شدم و افتادم.

اینطوری که بنظر نمیاد.

تو فقط فکر کن مست کردم و افتادم .

چیزی واسه از دست دادن نداری,درسته?

پس, باشه.

شنیدم الان دیگه مدیر کل کلاب پیرمردایی.

کی اینو گفته?

خانمی که رزروا رو انجام میده.

نمیخواستم مدیر کل شم ولی اخرش دیگه اینجوری شد.

مبارکه.

ممنون واسه تبریکت.

بعدا که دستم خوب شد, بعنوان مدیر کل واسم تو کلاب نوشیدنی بخر.

روز و ساعتشو مشخص کن. ناهار مهمونت میکنم.

مطمئئن شو خوب اویزونشون میکنی.

گرفتم.

هی چانگ مان.

همین الان, حرفی که یونا زد...چی بود?

تو مدیر کل شدی?

اره. متاسفم, اما دیگه اینجوری پیش اومد.

تو... بیا تو یه چایی باهم بخوریم

نمیتونم.

بهم گفتن با تو آبم نخورم.

کی گفته?

یه دستور ممنوعیت دسترسی از طرف رئیس اومده.

ممنوعیت دسترسی?

اره.

اول از همه, بذارید به همه شمایی که عاشق باشگاه چا چا چا ی مایین بعنوان مالک و رئیس,

عمیق ترین قدردانی هامو ابراز کنم.

بله!

در واقع,اگه قبلا همچین موقعیتی داشتیم که درمورد چیزا بحث میکردیم,

و به ارتباط با تک تکتون درست توجه میکردیم,

اتفاقایی مثه جریان قرصا اصن اتفاق نمیفتاد.

در اخرم, کمبود ارتباطامون باعث شد که به پلیش گزارشمون کنین.

اولش, منم... یکی از مهمونامون رفته پیش پلیس,

خیلی عصبانی شدم و فکر کردم اصلا باید کلاب پیرمردا رو ببندم.

زندگی خیلی باارزشه. .

.

واقعا, کی بود که گزارش کرد?

هرچیم که بشه,

بودن اینجا, همینجا همین امروز, تمام خشمم به شما رو تو این لیوان مشروب حل کنم.

میخوام یکلمه هم درمورد اتفاق قرصای تقلبی حرف بزنم.

البته درسته که مسئولیت اولیه به عهده کسیه که اول از همه قرصا رو فروخت.

اما, یه دست صدا نداره.نه?

واسه این نیست که یکی دنبال چیزای تقلبی بوده,پس داروهای تقلبیم به جریان افتادن?

رئیس!

؟چیه

یه لحظه لطفا بیاید بیورن.

هنوز حرفم تموم نشده.

فوریه.لطفا زود بیاین بیرون.

واقعا؟

پس اول, پس لطفا اول با دنده ها شروع کنین.

اقای پارک.

بله?

دنده های اینجا نسبتا بزرگم, پس واسه هرکی فقط یه تیکه.

کافیه.

واسه یه نفر دوتا لازمه.

اما یکی نمیتونه دوتا رو بخوره,

پس فقط اول یکی بخر. بعدا اگه لازم شد,میتونی بیشتر بگیری.

باشه.

پس,لطفا زیاد بخورین!

حتما.

بیاین چیزای خوب بخوریم,لطفا!

چطور میتونی اینجوری بگیش?

چی?

قرار بود بی قید و شرط بگی تقصیر تو بوده!

حتی اگرم یه بخشایی اشتباهای من بوده, راسیتش, این برا من عادلانه نیس, درسته?

حتی اون دارویی که من میفروختمم نبوده.

اما قرار بود بی چک و چونه معذرت بخوای و بگی تو مقصر بودی که اون شرایط پیش اومد,رئیس!

و بعدشم حتی زیاد دنده نخواستی بهشون بدی... ایش.

اون گوزوهای پیر دندون درست حسابی ندارن،یه تیکه شم نمیتونن بخورن!

دندون? نمیخواد نگران اون باشی,رئیس.

رئیس, امروز اومده بودی سرگرمشون کنی.

هیونگ نیم, اگه سرت شلوغ نیست, لطفا یکم بیا اینجا.

چرا?

مالک این ساختمون گفت دوست داره ببینتت.

چرا مالک ساختمون تو دنبال من میگرده ?

هیونگ نیم,میگه یبار تو رو جلو خونه ات دیده.

میگه تو نارحتش کردی.

کی ؟من?

اره.

رئیس. من داداشو اوردم اینجا.

احتمالا,منو یادت میاد?

اه... چند روز پیش, وقتی اومده بودی... تو ورودی خونه ما...

اره

اون روز حس کردم واست سوئتفاهم شده بود.

که من دنبال خانم می سونم که طبقه دومتون زندگی میکنه و مزاحمش شده باشم...

بنظر میرسید همین فکرو میکردی.

اما کلهم جریان یه چی دیگه بود.

اتفاق ناخوشایندی بین شما دوتا افتاد?

یه جورایی عصبانی شده بودم.

چرا?

نه, نه, نه...

چیزی نیس که لازم باشه بدونی،رئیس بیون.

مشکلی نبود.

هیونگ نیم.میدونی چرا من اینجا دنده فروشی دارم?

سایه کوه های گوم گانگ به بلندی رودخونه ناک دونگه! (700-ri or 275km)

واسه اینکه رئیسمون همچین سایه ای بهم میده,

که میتونم اینجا مغازه خودمو داشته باشم.

ایگوو.همش همین نیست.

رئیس بیون همیشه سر اجاره کارش خوبه, و بهم اعتماد داریم.

بهرحال,از حالا به بعد,امیدوارم شما دوتا دوستانه تر شین, و تا یه سطح شخصی ای بهم نزدیک شین.

یعنی... امروز اولین باریه که میفهمم اون مالک یه ساختمونه.

ساختمون بغلیم مال رئیسه.

اه.اونم هست, نیست?

اما اون دو تا پیرایی که امروز با خودت اورده بودی کی بودن?

اوه, اونا VIPان تو کلوب پیرمردام مشتری همیشگین.

میخواستم امروز مهمونشون کنم, و اوردمشون اونجا.

Steal Heart subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Steal Heart

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left