Army

Army (आर्मी)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Army 1996 All Web Farsi
Army 1996 720p WebDL BollyCine Exclusive
Army 1996 1080p WEB-DL AVC AAC ESub DDR
ARMY 1996 720P WEBDL AVC AAC ESUB BY (TEAMDMR)
A Commentary by Bollywoodiha
کاملترین ترجمه تخصصی - WebHD

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
Published on: 2019-11-07
Downloads: 32
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"ارتش ما" "آماده شد"

داداش خان، تا کي قراره اينجا منتظر بمونيم؟

تا وقتي که اين پرونده متوقف بشه- چي؟-

..به رنگ زدن سيبيلات ادامه بده

تا رشد کنه

هي کرتار، اينجا دارم خفه ميشم- نگران نباش، کيشان-

به محض اينکه هوا تاريک شه فرار مي‌کنيم

هر اتفاقي که بي‌اُفته امروز بايد شهر رو ترک کنيم

کيشان، کجا داري ميري؟

داداش خان، بايد برم بيرون يکم هوا بخورم

کيشان، اون در رو باز نکن

داداش خان

داداش خان، تو تله افتاديم- چي شده؟-

پليس محاصره‌مون کرده- کبير، پليس-

از اون طرف بريم- بدوييد-

کيشان، سريع بدو-

زود باش

راگوير، هم غمگينه و هم شوکه کننده

اين اولين باره که يه نفر تونسته از زندان تو فرار کنه

اون هم نه يک نفر بلکه پنج نفر

گيرشون بنداز

و اميدوارم ديگه اين اتفاق تکرار نشه- بله قربان-

آفرين

عجب کاري کردين

اين اولين باره که کسي بدون اجازه من زندان من رو ترک کرده

خب قربان، اگه ازتون مي‌خواستيم اين اجازه رو بهمون ميدادين؟

نه نه، اينا بهم گفتن اين سوال رو بپرسم

از حالا ببعد، نه شما

و نه هيچکس ديگه‌اي جرات نخواهد کرد از اين زندان فرار کنه

با وجود اينکه يه دادستان عمومي بودين براي چي استعفا دادين؟

جواب ندادين؟

آيا استعفاي شما به خاطر شکست در اون پرونده‌ي قتل هست؟

خانم لطفا جواب بدين

شما دارين هم وقت من رو تلف ...مي کنيد هم وقت خودتون رو

هيچکدوم از سوال‌هاتون رو جواب نميدم...

من بايد استعفا ميدادم همين کار رو هم کردم

عذر مي‌خوام

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: سميرا

دکتر چي گفت؟

گفت که بايد چند روزي گاياتري رو تو تيمارستان نگه داريم

لازم نيست، خودمون مي‌تونيم تو خونه ازش مراقبت کنيم چرا نه؟-

حالا که استعفا دادي به اندازه کافي وقت خالي داري

هيچوقت فکر نمي‌کردم توئي که انقدر قانون مدار بودي يه روز ايمانت رو به قانون از دست بدي

ميدونيد چي باعث شد اعتمادم به قانون رو از دست بدم؟

خوده قانون

نه

نجاتم بدين دارن اعدام‌ـم مي‌کنن

دارم مي‌ميرم- کيشان-

مي‌خوام زنده بمونم کمکم کنيد

کيشان، چي شده؟ دارن اعدامم ميکنن، کمکم کنيد-

کمکم کنيد- چي شده؟ چشمات رو باز کن کيشان-

کابوس بود، من زنده ام

من زنده ام

اون هميشه مي‌ترسه، عوضي

هي، روز اجراي حکم اعدام ميشي

چرا انقد خوابش رو مي‌بيني؟

انگار پليس پرونده‌ي جعلي عليه‌شون ثبت کرده

اين ترسو‌ها خيلي سوسولن که بخوان کسي رو بکشن

سوسول؟

کوين بسه- ولم کن-

ميکشمت- کرتار، ولش کن-

هي عوضي، اينا مثل تو نيستن که معشوقه‌ي زنت رو کشتي

ميدوني چرا کشتيمش؟

بهش بگو- ما همه دين‌هاي مختلفي داريم-

اما با هم بزرگ شديم

هر چيزي که براي خوردن داشتيم رو با هم تقسيم ميکرديم

اما اونا فکر کردن که ما مسئول شورش‌هاي جمعي تو منطقه‌مون هستيم

ما فاجعه‌هاي زيادي رو اطرافمون ديديم

آتش سوزي، گريه

زن‌هايي که بيوه شدن، بچه‌هايي که يتيم شده جرات دارين اين چيزا رو ببينيد؟

نه ندارين- مادر خونده‌ي ما-

به خاطر اينکه بهش تجاوز کردن خودکشي کرد

اون وقت ما تصميم گرفتيم

که اون سياست مدار عوضي رو بکشيم

کشتيمش و تيکه تيکه‌ش کرديم

ما چه اشتباهي مرتکب شديم؟ بگيد

آيا حذف اين جور آدما از جامعه اشتباهه؟

اگه اشتباهه پس آره، ما مجرم‌ـيم

اگه اين سياستمدارها کشته نشن به هيچ عنوان متوقف نميشن

اين جور شورش‌ها همينطور ادامه پيدا ميکنن

کيشان

پاک کردن اين خطوط سرنوشت تو رو پاک نمي‌کنه

و روزشماري کردن هم کمکت نمي‌کنه

دير يا زود اول ژانويه از راه مي‌رسه

داداش خان

نمي‌خوام تو اين سن بميرم

نمي‌خوام

الان نه

نمي‌خوام بميرم

کيشان- نمي‌خوام بميرم-

ما هنوز زندگي نکرديم- حق با توئه-

ما خيلي جوونيم الان وقت مردن‌مون نيست

داداش کبير لطفا يه کاري بکن

حداقل شما يه کاري بکن- هي کيشان-

کاري از دست من هم برنمياد

اگه کاري از دستم برنميومد الان اينجا نبودم

زندانبان امنيت زندان رو بالا برده

و بعد از اون روز ديوارها رو هم تقويت کرده

فرار از اينجا سخت نيست کيشان غيرممکنه

اما من مي‌تونم اين ناممکن رو ممکن کنم

وقتي زور بازوتون به کار نمياد

از مغزتون استفاده کنيد

من ميتونم آزادتون کنم

اما شما بايد يه کاري برام بکنيد

من هيچ لطفي به شما نميکنم کمکتون ميکنم چون به کمکتون نياز دارم

ميتونيد به عنوان يه معامله

بين ناتواني شما و نياز من بهش نگاه کنيد ميشه بپرسم-

کارتون چيه که از زنداني‌ها کمک مي‌خواييد؟- وقتش که برسه بهتون ميگم-

فقط اين رو ميگم که هر سال دوم اکتبر يه جشن تو زندان برگزار ميشه

دوم اکتبر امسال آخرين جشن شما تو زندان خواهد بود

نه خيابون بزرگي اينجا هست، نه خونه‌ي بزرگي" "نه زرق و برقي و نه نگراني

"نه غوغايي و نه خشونتي اينجا نيست"

مردم بهش ميگن زندان" "اما براي ما مکان شادي و خوشحاليه

"بزن قدش"

"بزن قدش"

"بزن قدش"

نه خيابون بزرگي اينجا هست، نه خونه‌ي بزرگي" "نه زرق و برقي و نه نگراني

"نه غوغايي و نه خشونتي اينجا نيست"

مردم بهش ميگن زندان" "اما براي ما مکان شادي و خوشحاليه

"بزن قدش"

"بزن قدش"

اونا مسخره‌مون مي‌کنن" "اما هيچوقت باورمون نمي‌کنن

"کسي نميدونه چرا ما پشت ميله‌هاييم"

آدم براي زنده موندن و" "لذت بردن از زندگي به پول نياز داره

"براي غذا خوردن به پول نياز داره"

وقتي کسي دنبال کار ميگرده" "دولت ازش پول ميگيره

"دوستان هم ازت تقاضاي پول ميکنن"

حتي پاسبون هم از" "راننده تاکسي‌ها پول مي‌خوان

"وقتي ميري خونه خانواده هم ازت پول مي‌خواد"

"توي بانک که حسابي ندارم"

"کسي هم که رايگان بهم غذا نميده"

ما اين رو ميگيم که دوست داريم" "که همينجا بمونيم

ما اين رو ميگيم که دوست داريم" "که همينجا بمونيم

"اينجا زندگي بدون استرسه"

"بزن قدش"

"بزن قدش"

کسي اينجا براي کار کردن نيازي" "به مدرک دانشگاهي نداره

"سر وقت بهمون غذا ميدن"

"سر وقت بهمون غذا ميدن"

"براي موندن اجاره هم نميگيرن"

امروز روز فرخنده ايه و دنياي بيرون" "به کمک شما نياز داره

از اينجا بريد بيرون و به دنياي بيمار" "ياد بدين که با غيرت زندگي کنه

"هرکسي که از اينجا بره بيرون پشيمون ميشه"

"هرکسي که از اينجا بره بيرون پشيمون ميشه"

"بيرون پر از تنفر، فقر و سواستفاده س"

"بزن قدش"

"بزن قدش"

نه خيابون بزرگي اينجا هست، نه خونه‌ي بزرگي" "نه زرق و برقي و نه نگراني

"نه غوغايي و نه خشونتي اينجا نيست"

مردم بهش ميگن زندان" "اما براي ما مکان شادي و خوشحاليه

"بزن قدش"

"بزن قدش"

کيشان؟ کيشان؟

بريم بياريمش- اي خداي من-

اون کجاست؟

اونجاست- اونجا-

بزن قدش

اي کيشان چرا از اون شيرينيه خوردي؟- ...کيشان، تو-

ببريدش- من شيريني مي‌خوام-

ميارم برات

بزن قدش- ميزنم قدش-

ميزنم

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

کيشان

بازرس، هيچ ماشيني بدون بازرسي نبايد از اينجا رد بشه

فهميدي؟- بله خانم-

اول راه رو باز کن- بله خانم-

پاسبان، راه رو باز کن

الو؟ بله قربان

بله؟ تو ماشين پليس؟

پاسبان، برو دنبالشون

بعد از يه مدت طولاني الان ديگه مي‌تونيم آزادانه نفس بکشيم

خدا کنه ديگه نتونن بگيرنمون- درست ميگي رفيق-

اگه زندانبان نتونه بگيرتمون

اون وقت با لطف خدا

از باقي عمرمون لذت ميبريم چي ميگي رفيق؟

کيشان، بيا ديگه

اينجا براي فرار از دست پليس جاي خيلي خوبيه

هيچکس جرات نمي‌کنه حتي تو روز هم بياد اينجا

مردم محلي ميگن که اين خونه روح داره

روح؟ نه نه من از ارواح ميترسم

هيچ روح يا حيواني به اندازه انسان خطرناک نيست

فقط انسان‌ها مي‌تونن بهت آسيب بزنن

اين اتاق شماست

ترتيب غذاتون رو هم دادم

اما خودتون بايد آشپزي کنيد

يه چيز ديگه من هر چيزي که لازم دارم رو پيش خودم دارم

پس فکر من نباشيد

هي کيشان، به نظرت اينجا مثل لوکيشن فيلماي ترسناک نيست؟

داداش خان

من اصلا نفهميدم

چه خبره؟ و اون چرا ما رو آوورده اينجا؟

بگو داداش خان

مي‌خواد اينجا يه کارخونه‌ي شکلات راه بندازه- چي؟ کارخونه‌ي شکلات؟-

قراره تو کارخونه‌ي شکلات چيکار کنيم؟- اي احمق-

زني که زندگيش رو به خطر انداخته تا ما رو بياره اينجا

اين اتاق و غذا رو برامون مهيا کرده و اون ماشينه رو يادته؟

حتما يه نقشه‌ي بزرگي داره

فکر کنم اون از اونجا نجات‌مون داد

تا تو فضاي باز به کشتن‌مون بده

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left