The first 200 lines.
خواهش میکنم...
خواهش میکنم بذارین من ترتیب این قضیه رو بدم!
من از شر هر کسی که برای شما تهدیدی به حساب بیاد خلاص میشم.
نباید همچین کاری بکنی.
بلعیده شدن توسط گونههای مجاهم میتونه خیلی سرگرمکننده باشه.
یومکو...
!لطفاً اکواریومم رو بیشتر و بیشتر زیر و رو کن
نمیفهمم.
نمیفهمم شما چی فکر میکنین!
رئیس.
صبحتون بهخیر.
ص-صبح بهخیر!
باتسوبامی-سانن!
خیلی باحالن!
زمان اخبار داغ انتخاباتیای که همه منتظرش بودین رسیده!
همه منو میشناسین.
من رئیس کمیتهی مدیریت انتخابات، یوموتسوکی یونا هستم.
امروز کلی مهمون ویژه همراهمون داریم!
تادا!
10 رأیدارندهی برتر انتخاباتمون!
اجازه بدین معرفی کنم.
دهمین نفر با بیشترین رأی!
هیچکس انتظار صعود اینچنینیای رو از یک حیوون خونگی نداشت!
سوزویی ریوتا، با 13 رأی!
نهمین نفر!
کسی که تا حالا هیچ جنجالی بهپا نکرده،
اما جاش داخل رتبهبندی کاملاً محکمه.
کومابامی نوزومی، با 15 رأی!
همینطور ادامه میدیم.
هشتمین نفر!
ممکنه اخیراً یه بازی نیم رو باخته باشه،
اما هنوز کلی رأی براش باقی مونده!
اینبامی میو، با 21 رأی!
اما متاسفانه امروز نتونسته بینمون حضور داشته باشه.
حیف شد!
هفتمین نفر!
کسی که تونست کلی رأی تو یه بازی کالاهای عمومی بهدست بیاره.
باوجود رفتار خشنش، ذهن تیزی داره.
اوبامی ایبارا، با 26 رأی!
ششمین نفر!
اون همینطور تو رتبهبندی بالاتر میره.
ستارهی درحال ظهور انتخابات،
جابامی یومکو، با 65 رأی!
پنجمین نفر!
درست مثل قبل، کسی که بیشترین رأی رو بین پسرها داره اونه.
اوبامی رین، با 72 رأی!
چهارمین نفر!
مثل همیشه تو رتبهبندی جایگاهش بالاس.
فکر میکنین با معان رئیس شورا چه نقشهای دارن میکشن؟
سائوتومه ماری، با 101 رأی!
سومین نفر!
آیدل یورتیوبیای که اخیراً نمایش چشمگیری از خودش نشون داده.
کسی که تو راه رسیدن به ثروت و شهرته!
یوممیته یوممی، با 129 رأی!
یوممی-چان!
یوممی-چان!
دومین نفر!
واقعاً که چیز خاصی تو وجودش هست.
داره همینطور رأی پارو میکنه.
توتوبامی ترانو، با 168 رأی!
و اما، آخرین و بیشتر دارندهی رأیمون کسی نیست جز...
رئیس شورای دانشآموزی خودمون، موموبامی کیراری، با 255 رأی!
از رئیسمون کمتر از این هم انتظار نمیرفت! از شروع انتخابات کسی نتونسته ازش پیشی بگیره!
خب، چطوره از مهمونهامون بپرسیم در ادامهی انتخابات بیشتر مشتاق چی هستن؟
بفرمایین!
بیاین با ترانو-چان شروع کنیم.
چیزی برای گفتن داری؟
من نیازی به اشتیاق ندارم.
وقتی این انتخابات تموم شه،
این منم که بیشترین رأی رو در اختیار دارم.
فقط همین.
اووووه! واقعاً که بیانیهی ترسناکی بود!
خب، نفر بعدی...
آه، معلومه اونه!
یومکو-چان!
آه!
چند کلمه برامون صحبت میکنی؟
بذارین ببینم...
من همین که از قمار کردن با بقیه لذت ببرم برام کافیه...
اما از اونجایی که پای خیلی چیزها وسطه،
دوست دارم تو بزرگترین قمار موجود،
اینجا، روی بزرگترین صحنه،
با بزرگترین حریف شرکت کنم.
بازیای که حرارت رو به حداکثر برسونه و خون رو به جوش بیاره—
قمار نهایی!
حاضرین بهم ملحق شین...
رئیس شورا؟
اوه!
مثل اینکه یه دعوت به قمار داریم!
یعنی با بازی تاروت اون روزمون راضی نشدی؟
برا من هرجایی بگین مشکلی نیست. حتی همین الان هم خوبه.
اما، اونجوری ممکنه—
خفه شو!
من همچین اجازهای نمیدم، جابامی یومکو!
تو یه آفتی.
و برای خوشی خودت، افراد رو به بازیهای خطرناک میکشونی.
ه-هی...
سایاکا-چان، میدونی که این پخش زندهس، نه؟
جابامی یومکو، تو یه—
بعد با حقههای کثیفت اخفالشون میکنی،
و اینقدر پریشونشون میکنی تا ببازن.
تو افراد رو به دیوونگی میکشونی،
غرورشون رو خورد میکنی.
تو یه آفتی که افراد رو به تباهی میکشونه!
گفتی من...
...یه آفتم؟
یومکو...
رئیس!
این دختر باید از اینجا...
از آکادمی هیاکائو اخراج بشه.
این دختر...
آکادمی عزیز شما رو نابود میکنه!
اخراج بشه؟
میگی باید اخراج بشه؟
سایاکا...
مثل همیشه مستقیم میری سراغ اصل مشکل.
اما یادته چی گفتم؟
نباید همچین کاری بکنی.
تو که دلیلش رو باید بدونی، نه؟
رئیس...
اگه بتونم تو قمار جابامی-سان رو شکست بدم،
اگه بتونم زنی رو که قصد مخالفت با شما داره رو سلاخی کنم،
من رو مورد تأیید خودتون قرار میدین؟
خب، اگه بتونی همچین کاری کنی واقعاً کار بزرگی کردی.
جابامی-سان، لطفاً با من قمار کنین.
آه، بلافاصله میخواین دعوتم کنین؟
آره، با کمال میل!
اما این از انتخابات جداس.
هیچ رأیی شرط نمیبندیم.
چ...
جونمون رو شرط میبندیم.
واقعاً جدی میگین؟
جابامی-سان...
این چیزی نیست که واقعاً دلت میخواد؟
اینکه جونت رو تو یه قمار تمامعیار ریسک کنی.
درست میگین.
واقعاً از پیشنهادتون ممنونم.
اما...
با کمال احترام ردش میکنم.
چ-چرا؟!
نکنه دودل شدی؟
ایگاراشی-سان، لطفاً آروم باشین.
اگه میخواین قماری داشته باشین که واقعاً هیجانانگیز باشه،
این کافی نیست.
گفتین شرط بستن سر زندگی؟
اونجوری حوصلهسربره.
مگه چیزهایی نیستن که ارزششون از زندگی بیشتر باشن؟
برای مثال، خاطرات، مقام،
یا احساساتتون.
تموم چیزهایی که رابطهتون با موموبامی کیراری-سان شکل میدن.
اگه اونها رو از دست بدین، مثل دوتا غریبه میشین.
فقط اون موقع میشه گفت رو هرچی که داشتین شرط بستین.
چقدر جالب!
اجازه هست من دیلر باشم؟
ازتون ممنون میشم!
حالا که اینطوره، من چی باید شرط ببندم؟
اگه بحث "همهچی" باشه،
پس گمونم منم باید شرط ببندم اگه باختم دیگه قمار نکنم.
مطمئناً.
هر چیزی غیر از این باعث میشه شرطها نابرابر باشن.
تو هم با این توافق مشکلی نداری، نه، سایاکا؟
بله.
یه قماری هست که دوست دارم انجام بدم.
مکانش دقیقاً برای همچین موقعیتی آماده شده.
برجی که جلوهگر شروع و پایان سفر زندگیه.
اسمش هست...
برج درها.
فکرش هم نمیکردم سایاکا و یومکو در برابر هم بازی کنن.
منصفانه نیست!
اگه حتماً لازم نیست برای انتخابات باشه،
منم میخوام با یومکو بازی کنم!
اما من تا حالا ندیدم ایگاراشی-سان تو قماری شرکت کنه.
اصلاً فکر نمیکنم بتونه جابامی یومکو رو شکست بده.
جدی دربارهی سایاکا نمیدونی؟
ها، یه سال از ما بالاتری، نه؟
آره، آره.
تو راهنمایی همه فکر میکردن نابغهس.
همیشه تو امتحانهای آزمایشی بین المللی نفر اول میشد.
اینکه همراهش بچرخی حال بهم زنه، نه؟
اما میدونی چیه؟
من هیچوقت نتونستم بهش به چشم یه نابغه نگاه کنم.
از صبح که بیدار میشد تا شب که میخوابید فقط کتاب میخوند.
بدون شک از حد نیاز بیشتر بود.
پس، چرا همچین کاری میکرد؟
هیچ هدف خاصی نداشت.
فقط میخواست نفر اول باشه.
همچین آدمی کجاش باهوشه؟
مطالعه، ها؟
با وضع الان تصورش سخته.
جدی؟ من که فکر نمیکنم تغییر زیادی کرده باشه.
فقط هدفش رو تغییر داده.
هنوز هم همونقدر دیوونهی نفر اول بودنه.
باشکوهه!
وقتی میگفتین فقط برای قمار درست شده، اغراق نمیکردین.
بهنظر نمیرسه کاربرد دیگهای داشته باشه.
مگه نه؟
منم شیفتهشم.
خب پس،
No comments yet. Be the first to leave one.