The Soong Sisters

The Soong Sisters (宋家皇朝)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Soong Sisters 1997 720p BluRay x26 DTS-WiKi MovietaM
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian song jia huang chao 1997 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-25
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ایناهاش، خدمتکار قدیمی خانم سون از راه رسید.

به سفارت چین در واشنگتن، دی‌سی تلگراف بزنید.

متن تلگراف: به خانم چیانگ کای‌شک.

خواهرتان خانم سون یات‌سن حال وخیمی دارد.

و مشتاق است هرچه سریع‌تر شما را در پکن ببیند.

من از سال ۱۹۴۹ در این اداره هستم

و تا به حال نشنیده‌ام

کسی به خانواده چیانگ تلگراف بفرستد.

حتی خواهر چینگ‌لینگ هم داره تنهام می‌ذاره؟

آیا قرار است من آخرین بازمانده خانواده سونگ باشم؟

خانم، شما برمی‌گردید، مگه نه؟

به خانم کمک کنید وسایلشونو جمع کنه.

یالا، زود برید.

امکان نداره! رئیس‌جمهور فقید هرگز موافقت نمی‌کرد.

چطور می‌توانیم با کمونیست‌ها سروکار داشته باشیم؟

آه چانگ، می-لینگ برگشته؟

نه، هنوز نه.

اما به زودی برمی‌گرده.

شنیدم که برای پرواز هفته آینده

از نیویورک به پکن

هر ۱۸ صندلی فرست‌کلاس ناگهان رزرو شده‌اند.

فکر می‌کنم

حتماً می-لینگ داره برمی‌گرده.

خانم، آب میل دارید؟

خیلی طولانی، خیلی طولانی.

از این قصه به آن قصه، پایانی نیست.

از این سر تا آن سر، حکایتی هست

همه درباره یک مرد خیلی لاغر

که به زحمت پوست روی صورتش مانده بود

وقتی دهانش را باز می‌کند، چشمانش را می‌بندد.

وقتی چشمانش را باز می‌کند، دهانش را می‌بندد.

فانوسی، گیسوک.

آبجی، ما رو ترسوندی.

بابا می‌خواد بیای خونه.

واسه چی؟ برای تظاهرات.

تظاهرات چیه؟

حتماً یه بازیه.

جدی؟ پس زود بریم.

مرگ بر امپریالیسم غرب!

حفظ حاکمیت چین!

اجنبی‌های شیطانی از چین گمشید بیرون!

مرگ بر امپریالیسم غرب!

حفظ حاکمیت چین!

اجنبی‌های شیطانی از چین گمشید بیرون!

مرگ بر امپریالیسم غرب!

حفظ حاکمیت چین!

مرگ بر آمریکا! آزار و اذیت کارگران چینی را متوقف کنید!

مرگ بر سرمایه‌داری! کالاهای خارجی را تحریم کنید!

یالا، عروسک‌هات رو هم بسوزون!

نه، چرا باید بسوزونم؟

خارجی‌ها دارن از ما سوءاستفاده می‌کنن.

پس ما هم از اجناسشون استفاده نمی‌کنیم.

فانوسی، می‌فهمی؟

این عروسک برای بازی کردنه، نه استفاده.

پس دلیل بیشتری برای سوزوندنشه.

عجله کن!

یات‌سن!

وقت نداریم، الان باید بری.

پول بیشتری به ژاپن برات می‌فرستم.

ممنون.

هنوز باید چند تا از دوستامو ببینم.

دیوانه‌ای!

دولت چینگ ۲۰۰ هزار دلار برای سرت جایزه گذاشته.

این همه پول برای اون کلّه پوکت؟

این بار حتماً جدی گرفتن.

عالیه! فقط تحویلم بده.

و ۲۰۰ هزار دلار رو برای انقلاب بگیر.

از جمع کردن پول با چاپ کردن انجیل‌هات هم سریع‌تره.

گوش کن، وراج.

کار چاپی من پول در میاره.

انقلاب تو پول از دست می‌ده.

عجیبه.

خیلی‌ها جانشون رو برای پول به خطر می‌اندازن.

اما هیچ‌کس هم پول و هم جانش رو برای یک رویا به خطر نمی‌اندازه.

جز ما دو نفر.

به خاطر اینه که تو یه خل و چلی و من یه احمق.

چطور جرئت می‌کنید شما سه تا گوش وایسید؟

چه رویی! بیاید پایین.

به عمو سون سلام بدید.

حال شما چطوره، عمو سون؟

آی-لینگ، چینگ-لینگ، می-لینگ.

چارلی، امیدوارم نسل بعدی ما

مثل ما رنج نکشه.

و مثل من نباشه که تا ۱۳ سالگی کفش نپوشیدم.

تا ۱۳ سالگی کفش نداشتی؟

آره، ۱۳ سال پابرهنه بودم.

برای همین انگشتای پام درست رشد نکرد.

وقتی برای اولین بار کفش پوشیدم، حس خیلی بدی داشتم.

من از تو بهترم، قبل از اینکه راه برم

روی پشت مامان کفش پوشیدم! ببین!

پس بدون که خوش‌شانسی.

امیدوارم در چین آینده همه کفش برای پوشیدن داشته باشند.

باز کنید! سریع!

فرار کنید!

سون یات‌سن کجاست؟

دستگاه‌ها رو متوقف کنید!

انقدر سروصداست، افسرای ما چطور می‌تونن چیزی بشنون؟

چطور می‌تونن شورشیان رو دستگیر کنن؟

کی؟ سون یات‌سن.

کجاست؟ کجاست؟

اون کجاست؟

ناپلئون گفت:

وقتی چین به حرکت درآید،

دنیا را هم به حرکت درخواهد آورد.

حتماً!

دنیا را به حرکت درمی‌آورد.

بفرمایید امتحان کنید.

خوبه.

دوباره اشتباه کردی.

چی شده؟

اگه دوباره اشتباه کنن، شام ندارن.

اوه، به من خانه‌ای بده

که گاومیش‌ها پرسه می‌زنند

جایی که گوزن‌ها و آهوها بازی می‌کنند

جایی که به ندرت کلمه‌ای ناامیدکننده شنیده می‌شود

و آسمان تمام روز ابری نیست

خانه، خانه در مراتع وسیع

جایی که گوزن‌ها و آهوها بازی می‌کنند

جایی که به ندرت کلمه‌ای ناامیدکننده شنیده می‌شود

و آسمان تمام روز ابری نیست

مادر، من اول می‌روم آنجا.

کجان؟

پیداشون نمی‌کنم.

ایناشون!

اونجان.

چارلی، داری چیکار می‌کنی؟

دارم بهشون رقص یاد می‌دم.

تو این برف؟

دارم بهشون رقص پنگوئن یاد می‌دم.

آره! ما داریم رقص پنگوئن می‌کنیم!

یادت نره،

من اولین چینی هستم که از طریق قطب جنوب به آمریکا رفتم.

و من اولین چینی هستم که پنگوئن دیده، درسته؟

بله!

چنگ پیر، بیا.

آ چانگ، آ هوا، بریم.

یالا، دخترا.

این چه ربطی به رقص پنگوئن تو برف داره؟

برای اینکه با درک پنگوئن‌ها، بدن و ذهن قوی‌تری داشته باشند.

برای آماده شدن برای ظهور چین نوین.

و برای انجام کارهای بزرگ آماده باشند.

فکر کنم فقط مریض بشن.

سرما مریضشون نمی‌کنه.

فقط فقر است که مردم را بیمار می‌کند.

ولی هنوز کوچیکن، نمی‌تونی...

می‌خوام از بچگی یاد بگیرن

که بیماری اصلی چین فقر است.

ما باید فقر را از بین ببریم

همانطور که بیماری را از بین می‌بریم.

چنگ پیر، از این طرف.

آ چانگ، آ هوا، یالا.

فهمیدم.

آی‌لین، از دو خواهرت خوب مراقبت کن.

یادت میاد چی بهت گفتم؟

بابا، صد بار اینو گفتی.

تو زمستون سرما نخوری، تو تابستون آفتاب‌زده نشی.

کرم پوستم رو یادتون نره.

تو فانوس کوچولو!

چارلی، هنوز از نگرانی مریض حالم.

چرا باید این دخترهای کوچولو رو به آمریکا بفرستیم؟

اونا دخترهای کوچولوی معمولی نیستن.

اونا دختران چارلی سونگ هستن.

زنان نوینِ چینِ نوین.

کسانی که کارهای بزرگی انجام خواهند داد.

چارلی، اونا برای این کار خیلی کوچیکن.

چون جوان هستند، آینده‌ای دارند.

چین خودش همین الان ۵۰۰۰ سالشه.

آیا فقط احمق‌تر و تباه‌تر نمی‌شه؟

دخترا، دخترا!

باید عجله کنیم.

خداحافظ.

خوب باشید.

آی‌لین، از خواهرانت خوب مراقبت کن.

ممنون.

خداحافظ.

آی‌لین، مراقب باش.

مامان، یادت نره از پیشی‌م مراقبت کنی.

حتماً، مامان مراقبت می‌کنه.

بابا، لطفاً برامون یه آهنگ بخون.

اوه، به من خانه‌ای بده

که گاومیش‌ها پرسه می‌زنند

جایی که گوزن‌ها و آهوها بازی می‌کنند

جایی که به ندرت کلمه‌ای ناامیدکننده شنیده می‌شود

و آسمان تمام روز ابری نیست

خانه، خانه در مراتع وسیع

جایی که گوزن‌ها و آهوها بازی می‌کنند

جایی که به ندرت کلمه‌ای ناامیدکننده شنیده می‌شود

و آسمان تمام روز ابری نیست

یالا، هموطنان.

اون گیس‌های بافته رو ببرید.

اون گیس‌های لعنتی رو ببرید.

خوبه.

تکون نخور.

می‌خوای نگهش داری؟ بله.

برو یه کاسه نودل بخور.

مهمان کلیسا.

آ چانگ، آ هوا.

نوبت شماست. بله، آقا.

گیس‌کوچولو و فانوس‌کوچولو عزیز، حالتون چطوره دخترا؟

از وقتی برگشتم چین، تغییرات زیادی اتفاق افتاده.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left