The first 191 lines.
بالاخره اونقدر واکسن آنفلوانزا داریم که همهی مردا رو واکسینه کنیم
زنا و بچههای جامعهی سیاهپوست هم همینطور
کاملاً مجانیه و واسه همهی سیاهپوستها اجباریه
بلک داینامیت: «اجباری»
و «مجانی»؛ به نظر میرسه یه نقشهای واسه نسلکشی سیاها باشه
نسلکشی؟
اون دیگه چیه، بلک داینامیت؟
بلک داینامیت: دختر سفیدِ از نفس افتاده، این یه جور نقشهی کثیف
واسه نسلکشی سیاهپوستهاست
تو عقلت به این چیزا قد نمیده
آخی، من فکر کردم منظورت همون عملیاتیه که همین الان با هم داشتیم
بلک داینامیت: گل گفتی، ایول
یه لحظه وایسا. چی؟
بلک داینامیت: تو دوست داری
به مردم زهر تزریق کنی؟
پس عاشق این یکی میشی
سویی
بلک داینامیت: هانیبی، من
ازت میخوام هر چی نانجیب و یتیم هست رو تحت نظر بگیری تا وقتی که
خودم چراغ سبز بدم که همه چی روبراهه
حالا، لازمه هر چی گفتم رو دوباره تکرار کنم؟
هانیبی: نه بلک داینامیت
داشتم همهشو یادداشت میکردم
همه چی ردیفه؟
بلک داینامیت: وقت ندارم جزئیات رو برات بگم
همینقدر بدون که اوضاع خیلی، خیلی، خیلی، خیلی، خیلی، خیلی، خیلی
خیلی خیته
کریم کورن: مگه اوضاع خرابه؟
بلک داینامیت: دارید اجازه میدید این بلا رو سرتون بیارن
فقط تو میتونی جلوی این نسلکشی رو بگیری، فقط تو و
تو و تو و تو
ها؟
ای سویی
نه
نذارید این بلا رو سرتون بیارن
کریم کورن: بلک داینامیت، واکسنه اونقدرها هم که میگفتی خیلی، خیلی
خیلی، خیلی، خیلی، خیلی بد نبود
اصلاً درد هم نداشت
بلک داینامیت: لعنتی، خیلی دیر رسیدم، حالا تکتک شما
فاتحهتون خوندهست
هانیبی: بلک داینامیت، اصلاً حال و روزت خوب نیست
بلک داینامیت: خودم... خودم حس میکنم که اصلاً شبیه
بلک داینامیت
وای خدای من
این مرد
آنفلوانزا گرفته
این هفته
بلک داینامیت: هانیبی، چه مرگم شده؟
اصلاً حال خودم رو ندارم، و هر کی که الان هستم
نمیخوام ریختش رو ببینم
هانیبی: خب، خبر خوب اینه که زودِ زود
خوب میشی
دکتر گفت فقط یه آنفلوانزای بدجوری گرفتی
بیا، اینم آنتیبیوتیکهات که برات گرفتم
حالا، فقط دو تا از اینا رو بخور. بلک داینامیت: من
عمراً از این آشغالا بخورم. بلک داینامیت یه مردِ
تمامعیاره
بدنش خودش از پسِ جنگاش برمیآیه
اما وایسا ببینم
الان متوجه شدم هر سهتاتون جوری تیپ زدید که انگار دارید میرید
مراسم سالانهی کلهگندهها یا یه همچین جایی
کریم کورن: بلکی دی، شاید بهتر باشه بشینی تا اینو بهت بگم
بلک داینامیت: همین الانشم دراز کشیدم
حالا بنال ببینم چی شده
در ضمن، دیگه به من نگو «بلکی دی»
هانیبی: اوه بلک داینامیت، درست حدس زدی
آخر هفتهی جشن کلهگندهها از همین الان شروع شده
بلک داینامیت: نه
آخر هفتهی جشن کلهگندهها نه
همون آخر هفتهای که هرچی دلالِ محبتِ کاردرست هست
دور هم جمع میشن تا جوری خوشگذرونی کنن که انگار فردایی نیست؟
و حالا من حتی اونجا هم نیستم
هانیبی: و امسال قرار است تو یه سوپرقطار
خیلی شیک و خفن برگزار بشه
کریم کورن: نگران نباش بی.دی
من به همهی دخترا میگم که ریههات چرک کرده و
داری بالا میآری و حالت حسابی خرابه
حالا، اگه با من کاری داشتید، من تو ماشینم و دارم بوق میزنم
هانیبی: آخه چطور دلم بیاد خوش بگذرونم وقتی تو اینجا تنهایی
مثل یه بچهی نوزادِ بیپناه افتادی؟
بلک داینامیت: هانیبی، من
دیگه اون بچهی نوزاد نیستم
اما حتی اگه بودم، آخرین چیزی که یه بلک داینامیتِ نوزاد
میخواست بشه، یه آدمِ ضدحال بود
هانیبی: دقیقاً
زود خوب شو
امشب تو جشن کلهگندهها همه رو میترکونم
بولهورن: بلک داینامیت، گوش کن
قبل از اینکه جیم بشم، میخواستم این کتابِ خودآموزِ
خفن رو بهت بدم
بلک داینامیت: «راهنمای آنفلوانزا» نوشتهی سون تزو
بولهورن: دقیقاً مثل «هنر جنگه»، ولی در مورد
آنفلوانزاست؛ درمانهای چینی که قرنهاست استفاده میشه و
ممکنه واسه تو هم جواب بده
خب دیگه، فعلاً، امیدوارم زودتر سرپا بشی
بلک داینامیت: پسر، اصلاً مگه چی شده؟
همه میدونن که وقتی یکی از این همایشهای لاتولوتها رو دیدی
انگار همهشون رو دیدی
اونایی که فکر میکنن وقتی
یه همایش لاتولوتها رو دیدن، انگار همهشون رو دیدن
هیچوقت سوار قطارِ سریعالسیرِ کلهگندهها نشدن
گردهمایی سالانهی امسالِ همهی دلالهای محبت
توی یه قطارِ لوکس و سفارشی برگزار میشه
که روی ریلهای کرومیِ پهنِ مخصوص حرکت میکنه
خوش اومدید رفقا، به قطار سریعالسیر کلهگندهها
شماها دخترای کارید؟
از این طرف بفرمایید
این عوضیهای بدبخت که باید آخر هفته کفِ حموم بیفتن
چرا باید قرعه به نام من بیفته؟
ببینم
این همون کتابی نیست که بولهورن بهم داد؟
فکر کنم
سون تزو گفته: «بزرگترین دشمن، بدن رو
تبدیل به میدون جنگ میکنه
باید قبل از اینکه اون تو رو بکشه، بکشیش
وقتی که آنفلوانزا داری.»
بلک داینامیت: خیلی خب
بهم بگو چطوری جلوی این آنفلوانزای لعنتی رو بگیرم و نفلهش کنم
سون تزو گفته: «قبل از نبرد، اول تجدید قوا کن
وقتی وارد راه جنگ شدی، راه برگشتی نیست.»
بلک داینامیت: بسیار خب
با غذای «راسکو» پایهای؟
غذاهاش یه خط در میون خوبه
ولی دمِ دسته
وقتی که آنفلوانزا داری
خب، تا وقتی که طناب رو دورش انداختم و مهارش کردم و بهش داغ زدم
مطمئن باش اون دخترِ کهنهکار میفهمه مَردش کیه
اون میدونه که داراییِ «چاکلت گیدی-آپ» هستش
کریم کورن: ببخشید، ولی... داشتیم دربارهی دخترات حرف میزدیم
یا دوباره رفتی سراغ اسبات؟
اسبام، معلومه دیگه
کدوم احمقی به یه دخترِ کار داغ میزنه؟
هانیبی: منظورت به جز «کرنشا پیت»ـه؟
شرطبندی روی ریل، خارج از ریل
این کرمها به فکر همه چی بودن
صبح بخیر، احمقها
طلای اون دلالِ ایرلندی رو پس بدید
صبح بخیر رفقا
بیاید لخت شیم
بولهورن: هنوز یه ساعت هم از وقتی که
قطار ایستگاه رو ترک کرده نگذشته و «کاپیتان کی» همین الانشم
مایه ننگِ کلِ جامعهی دلالهاست
پسر، شما کلهگندهها چقدر
بخیلید
آخه اگه درستحسابی مست نکنه، چطوری قراره
درستحسابی بیزنسش رو بچرخونه؟
هی، مرد! در رو باز کن
دارم میآم تو
اخطار بدم که شلوار پام نیست
همه چی بیرونه
میخوام با یکی اینجا لخت بشم
کسی هست؟
این دیگه چیه...؟
میدونی کلهت شبیه چیه؟
شبیه... من
یا ابالفضل
تا حالا کسی بهت گفته که شبیه اون یارو بارمنِ
سریال «کشتی عشق» هستی؟ بزن تو گوشش، آیزاک
چی؟
این دیگه چه بخشی از بازیه؟
اون بخشی که من کلِ این بازی رو بهم میزنم و شما
کلهگندهها رو میچپونم تو جیب «لروی ون نایز»
من به آتیش حساسیت دارم
سمت توالت و اسبش رو تشنه نذاره
وای خدای من
«من قاتلِ جاکشها هستم، هرزه.»
«من قاتلِ جاک...» «من قاتلِ جاکشها...»
وای خدای من
قاتل
چه مرگته آخه
توی مهمونی کلهگندهها داد میزنی «قتل، قتل!»، اسکل؟
یکی کلکِ اون یارو استرالیاییه رو کنده
یه قاتلِ جاکشها تو این قطاره، و ما همهمون جاکشیم
اون باسنِ سیاهِ وسترنیت رو بذار زمین بتمرگ
بیشتر از ۱۰۰ مایل راه با یه قطار پر از کلهگنده و بهترین دختراشون
و گرونترین جواهرات و کلی پول، و تو داری
واسه یه جاکشِ مُرده خودت رو قبض روح میکنی؟
به نظر من که تا اینجا خیلی خوب پیش رفتیم
شما احمقها هر جور دوست دارید
بازی کنید
این قطار رو نگه دارید
«چاکلت گیدی-آپ» میخواد پیاده بشه
هر چی تو بگی، جاکشِ بزدل
هانیبی: خیلی خب. باشه
نمیخواستم اون صحنه رو ببینم
کریم کورن: لعنتی! فکر میکنی اونقدر که مست کرده بود
زودتر آتیش گرفت؟
بولهورن: امشب قرار بود شبی باشه که رو دستش نیاد
ولی حالا مثل روز روشنه که یه جای کار میلنگه
داستان چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.