Seinfeld

Seinfeld

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Seinfeld S03E22 The Parking Space Farsi
A Commentary by Ashk
IMDB-DL تیم ترجمه AshorroR ترجمه از اشکان

Tags

other
Published on: 2013-03-17
Downloads: 20
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

داخل پارکینگ ها ‏،‏ جاهائی هست که نوشته ‏"‏مخصوص ماشین های کوچک‏"‏ ‏.‏

این قضیه مثل این نمیمونه که در حق اندازه ی ماشین شما دارند تبعیض قائل میشند ؟

اگر من بخوام ماتحتم رو توی جای پارک خودم ‏بگذارم ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ به خودم مربوطه ‏.‏

خیلی از مردم هستند که ماتحت واقعیشون رو توی شلوارشون قرار میدند ‏.‏

هیچ کس جلوی اونها رو نمیگیره ‏.‏

هیچ کس نمیگه ‏:‏ ‏"‏ هی ‏،‏ صبر کن جناب ‏.‏ اون شلوار جین برای ماتحت سایز کوچیکه

نمیتونی اون رو توش جا بکنی ‏.‏‏"‏

AshorroR ترجمه از اشکان IMDB‏‏‏‏-‏‏‏‏DL ارائه ای از سایت

جملات داخل پرانتز توضیحات مترجمند

سلام‏.‏

خبرهای بدی دارم برات رفیق ‏.‏

فکر میکنم دوباره ماشینت رو دزدیدند ‏.‏

درباره ی چی داری حرف میزنی ؟

توی هشتاد و چهارم و ‏"‏کلومبوس‏"‏ پارک کرده بودی دیگه ‏،‏ درسته ؟

آره ‏.‏

الان از اونجا رد شدم و اون ماشین غیبش زده بود‏.‏

آره ‏،‏ میدونم ‏.‏

خب ‏،‏ کجاست ؟

فرقش چیه ؟

خب ‏،‏ فرق که نداره ‏.‏ میدونی ‏،‏ فقط کنجکاو شدم ‏.‏

همیشه باید بدونی چی داره میگذره ‏،‏ اینطور نیست ؟

‏-‏ چه بلائی سر ماشینت اومده ؟ ‏-‏ اگر بهت نگم ‏،‏ این قضیه میکشتت ‏،‏ اینطور نیست ؟

‏-‏ آره ‏،‏ آره ‏.‏ میکشه من رو ‏.‏ ‏-‏ باید بدونی ‏.‏

‏-‏ حتما باید بدونی ‏.‏ ‏-‏ حتما باید بدونم ‏.‏

خب ‏،‏ من بهت نمیگم ‏.‏

بیخیال ‏.‏

نه ‏.‏ بعید میدونم ‏.‏

‏-‏ خب ‏،‏ لطفاً ؟ ‏-‏ امروز نه ‏،‏ رفیق ‏.‏

باشه ‏،‏ التماست میکنم ‏.‏

خب ‏،‏ ببین ‏،‏ صرف اینکه بگی ‏"‏التماس‏"‏ میکنم واقعا از حرفت التماس نمیسازه ‏.‏

باید یه مقدار التماس کردن رو چاشنی کار کنی ‏.‏

خیلی خب ‏،‏ لطفا ‏!‏ تو رو خدا بهم بگو ‏!‏

خیلی خب ‏،‏ بهت میگم ، ولی باید روی التماس کردنت خیلی بیشتر کار کنی ‏.‏

‏-‏ باشه ‏،‏ باشه ‏،‏ قضیه چیه ؟ ‏-‏ ماشین رو قرض دادم به ‏"‏جرج‏"‏ ‏.‏

‏"‏جرج‏"‏ ‏.‏ خیلی خب ‏.‏

خب ‏،‏ برای چی ؟

‏"‏جرج‏"‏ و ‏"‏الین‏"‏ با هم رفتند یه بازار مکاره توی ‏"‏وستچستر‏"‏ ‏،‏ باشه ؟

باشه ‏.‏

برای چی رفتند اونجا ؟

میشه دیگه بس کنی ؟

‏-‏ چرا از من نخواستند باهاشون برم ؟ ‏-‏ نمیدونم ‏.‏

من از کجا باید بدونم ؟

‏-‏ قضیه چیه ‏،‏ از من خوششون نمیاد ؟ ‏-‏ من خودم ازت خوشم نمیاد ‏.‏

خب ‏،‏ اگر از من خوششون میاد ‏،‏ چرا نخواستند من هم باهاشون برم؟

اوه ‏،‏ خودشه ‏.‏

جدا فکر میکنم این قشنگه ‏.‏

ده دلار ‏.‏ چطور میتونستی اشتباه کرده باشی ؟

همه ی کچل ها با کلاه خوشگل به نظر میاند ‏.‏

تو باید تو دهه های 20 و 30 زندگی میکردی ‏.‏ اون زمان همه ی مردها تمام وقت کلاه سرشون بود‏.‏

باید مثل بهشت کچل ها بوده باشه ‏.‏

هیچ کس نمیفهمیده ‏.‏

الان هم میتونی تمام مدت کلاه سرت بگذاری ‏.‏

‏-‏ کی جلوت رو گرفته ؟ ‏-‏ نه ‏،‏ نمیتونم ‏.‏

اگر با یه زن رو به رو شدم چی ؟

همیشه نگران اولین لحظه ای هستم که کلاه رو از سرم برمیدارم ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ و اون نگاه ناامیدانه رو توی صورت دختره میبینم ‏.‏

مطمئنی از این عینک آفتابی خوشت میاد ؟

ای داد ‏.‏

خب ‏،‏ من خیلی از ‏"‏جرج‏"‏ و ‏"‏الین‏"‏ ناامید شدم ‏.‏

و خودت میدونی من آدمی هستم که کسی دوست نداره توی جبهه ی مخالفش باشم ‏.‏

‏-‏ چرا نه ؟ ‏-‏ چون من مثل یخ میمونم ‏،‏ رفیق ‏.‏

وقتی ازت خوشم نیاد ‏،‏ به مشکل خواهی خورد ‏.‏

‏-‏ این برای مبارزه است ؟ ‏-‏ آره ‏.‏ 35 دقیقه دیگه شروع میشه ‏.‏

آره ‏.‏

راستی ‏،‏ من ‏"‏مایک مافت‏"‏ رو دعوت کردم ‏.‏ تو که مشکلی نداری ؟

نه ‏.‏ من از ‏"‏مایک‏"‏ خوشم میاد ‏.‏

همین الان تلفنم باهاش تموم شد ‏.‏ یه گفتگوی خیلی خوب رو داشتیم ‏.‏

‏-‏ آره ؟ درباره ی چی حرف زدید ؟ ‏-‏ راستش ‏،‏ درباره ی تو حرف زدیم ‏.‏

آره ‏.‏ حرف های خیلی جالبی برای گفتن داشت ‏.‏

آره ؟ چی گفت ؟

باید از همه چی سر در بیاری ‏،‏ اینطور نیست ؟

‏-‏ یالا ‏.‏ چی گفت ؟ ‏-‏ چرا اینطوری هستی ؟

چرا باید همه چیز رو بدونی ؟

‏-‏ ‏"‏کریمر‏"‏ ‏،‏ فقط بهم بگو طرف چی گفت ‏.‏ ‏-‏ التماس کن ‏.‏

‏-‏ خواهش میکنم مجبورم نکن التماس کنم ‏.‏ ‏-‏ نه ‏،‏ میخوام بهم التماس کنی ‏.‏

و در ضمن نمیخوام فقط لفظش رو به کار ببری ‏‏.‏‏ من میخوام التماس کردن رو چاشنی کارت کنی ‏‏.‏‏ شروع کن ‏.‏

‏"‏کریمر‏"‏ ‏،‏ خواهش میکنم بگو طرف چی گفت ‏.‏

نه ‏،‏ نه ‏.‏ اینطوری خوب نیست ‏.‏

نه ‏،‏ جدا فکر نمیکنم که اون التماس کردن باشه ‏.‏

فکرش رو هم نکن ‏.‏ نزدیک شده بودی ‏،‏ ولی ‏.‏‏.‏‏.‏

‏-‏ ‏"‏کریمر‏"‏ ‏!‏ ‏-‏ ببین ‏،‏ من نمیتونم حرفی بزنم ‏.‏

یارو از روی اعتماد این حرف ها رو بهم زد ‏.‏ اینطوری من در حق یک دوست خیانت میکنم ‏.‏

خب ‏،‏ نمیتونی به قضیه اشاره کنی و بعدش داستانش رو بهم نگی ‏.‏

خیلی خب ‏.‏ بهت میگم ‏،‏ ولی نمیتونی به خودش هیچ حرفی بزنی ها ‏.‏

هیچ حرفی نمیزنم ‏.‏ میگذارمش توی گاو صندوق ‏.‏

درش رو هم میبندم ‏.‏ این گاو صندوقه ‏.‏

‏-‏ فکر میکنه آدم حقه بازی هستی ‏.‏ ‏-‏ چی فکر میکنه ؟

گفتم بهت ‏.‏ فکر میکنه حقه بازی ‏.‏

‏-‏ یه حقه باز ؟ طرف به من گفت حقه باز ؟ ‏-‏ یه حقه باز بزرگ ‏!‏

یکی از اون گنده هاش ‏.‏

اگر نمیتونم حرفی بزنم چرا همچین چیزی رو بهم گفتی ؟

التماسم کردی ‏.‏

صدا رو میشنوی ؟

معلومه که میشنوم ‏.‏

حتما باید آینه رو تکون میدادی ‏.‏

میخواستم عینک دودیم رو برانداز کنم ‏.‏

اومدم نگاه کنم تو آینه ولی آینه ای نبود ‏.‏ همه ی آرامشم رو از بین بردی ‏.‏

آره ‏.‏ من رو سرزنش کن ‏،‏ چون تو بلد نیستی رانندگی کنی ‏،‏ ‏"‏جرج‏"‏ ‏.‏

‏‏-‏‏ من بلد نیستم رانندگی کنم ؟ ‏‏-‏‏ آره ‏‏.‏‏

هیچ کس مثل من رانندگی نمیکنه ‏.‏ هیچ کی ‏.‏

من کارهائی با ماشین میکنم ‏،‏ که اصلا خبر نداری چی داره پیش میاد ‏.‏

دلت میخواد یه چرخش به چپ از دست راست رو ببینی ؟

نه ‏.‏ حقیقتا دلم نمیخواد ‏.‏

‏-‏ از راست هم میتونم بزنم به چپ ‏.‏ ‏-‏ مطمئنم که میتونی ‏.‏

‏-‏ به ‏"‏جری‏"‏ در مورد ماشین چی قرار هست بگیم ؟ ‏-‏ نمیدونم ‏.‏

خیلی خب ‏،‏ شروع کن بگرد دنبال جای پارک ‏.‏

تو هیچ وقت جای پارک توی محله ‏"‏جری‏"‏ پیدا نمیکنی ‏.‏ بگذارش توی یه پارکینگ ‏.‏

ببین ‏،‏ من روش خودم رو دارم ‏،‏ اول‏،‏ میگردم دنبال جای پارک ایده آل ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ جلوی در خونه ‏.‏ بعدش آروم آروم ‏،‏ بازه ی جستجو رو به وسیله دایره های هم مرکز ‏،‏ زیاد میکنم ‏.‏

نه ‏.‏ بیخیال ‏،‏ ‏"‏جرج‏"‏ ‏،‏ لطفــاً بگذارش توی پارکینگ ‏.‏

من نمیخوام یک ساعت وقت صرف پیدا کردن جای پارک بکنم ‏.‏

من نمیتونم توی پارکینگ پارک کنم ‏.‏

‏-‏ چرا ؟ ‏-‏ نمیدونم ‏.‏ فقط نمیتونم ‏.‏

توی خانواده ی ما هیچ کس نمیتونه پول بابت پارکینگ بده ‏.‏ یه مریضیه ‏.‏

پدرم هیچ وقت پول بابت پارکینگ نداده ‏‏.‏‏ مادرم ‏‏،‏‏ برادرم ‏‏،‏‏ هیچ کس ‏‏.‏‏ این کار از ما برنمیاد‏.‏

‏-‏ پولش رو من میدم ‏.‏ ‏-‏ تو متوجه نمیشی ‏.‏

پارکینگ ‏.‏

من حتی نمیتونم داخلشون بشم ‏.‏

مثل رفتن پیش فاحشه ها میمونه ‏.‏

چرا من باید پول بدم وقتی که اگر خودم اقدام کنم شاید بتونم مجانی گیرش بیارم ؟

چیه ؟ تو دیگه چی میخوای ؟

از بغلم برو ‏.‏ دارم دنبال جای پارک میگردم ‏.‏

‏"‏جرج‏"‏ ‏!‏ اونجا یه جای پارک هست ‏!‏

‏-‏ عالیه ‏.‏ ‏-‏ تازه ازش رد شدی ‏،‏ میبینی ؟

نگاش کن ‏،‏ جا پارک رویائی ‏.‏ درست جلوی ساختمون ‏"‏جری‏"‏ ‏.‏

رویاها میتونند به واقعیت تبدیل بشند ‏.‏ چی بهت گقته بودم ؟

حتی مجبور نشدی برای شام ببریش بیرون ‏.‏

خیلی خب ‏،‏ حالا تو قراره شاهده یک پارک دوبل حسابی باشی ‏.‏

آرزوم بود آدم میتونست با پارک دوبل زندگیش رو بچرخونه ‏.‏

همش ‏،‏ برمیگرده به هندسه ‏،‏ دونستن تمام زوایا ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ وقتی داری اولین فرمون رو میدی و بعد زمانی که ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ باید برشگردونی به سمت داخل ‏.‏ رازش توی همینه ‏.‏

میشه حالا فقط پارکش کنی ؟

چیزی نیست که بتونم برات توضیح بدم ‏.‏ موضوع ناراحت کننده همینه ‏.‏

واقعا ذاتی هستش ‏.‏

چیزی نیست که بتونم منتقلش کنم ‏.‏

این یارو رو ببین ‏.‏

چی ‏،‏ دیوونه ای تو ؟ چی کار داری میکنی ؟

هی ‏،‏ هی ‏!‏ داری جای پارک من رو میدزدی ‏.‏

صبر کن ‏،‏ تو نمیدونی این بابا کیه ‏!‏

مردم برای جای پارک آدم میکشند ‏توی این شهر.‏

‏‏- نه ، نه ، نه .‏‏ از زیر این قضیه قسر در نخواهد رفت ‏.‏ ‏‏-‏‏ ‏‏"‏‏جرج‏‏"‏‏ ‏‏.‏‏

چی کار داری میکنی ؟

فکر میکنم دارم ماشینم رو پارک میکنم ‏.‏

نمیتونی این کار رو بکنی ‏.‏ نمیتونی این طوری دزدکی از عقب بیای داخل ‏.‏

من دزدکی کاری نمیکنم ‏.‏

من حتی نمیدونستم تو داری پارک میکنی ‏‏.‏‏ تو به اندازه 3 تا ماشین جلوتر وایستاده بودی ‏.‏

اگر فکر نمیکردی دارم پارک میکنم ‏،‏ چرا با جلوی ماشین اومدی داخل ؟

خب من اینطوری پارک میکنم ‏!‏

در هر حال تا وقتی که من نیومده بودم داخل ‏،‏ تو دنده عقب اومدن رو شروع نکرده بودی ‏.‏

من وسط یه گفتگو بودم ‏.‏

هی ‏،‏ رفیق ‏،‏ چی میتونم بهت بگم ؟

نکته اینه که ‏،‏ من اول اینجا بودم ‏.‏

من به جا پارک نزدیک تر از تو بودم ‏.‏

ولی من داشتم دنده عقب میومدم ‏،‏ تو نمیتونی با جلوی ماشین بیای داخل ‏.‏

اگر فضا داشته باشم میتونم ‏.‏

ماشین رو تکون میدی یا نه ؟

نه ‏،‏ من ماشین رو تکون نمیدم ‏.‏

‏-‏ آشغال ‏.‏ ‏-‏ آهان ‏،‏ تو نیستی ؟

‏-‏ این یارو رو باورت میشه ؟ ‏-‏ میریم ماشین رو میگذاریم پارکینگ ‏.‏

من تو پارکینگ نمیگذارمش ‏.‏ این جا ‏،‏ مال منه ‏.‏

چی کار میخوای بکنی ‏،‏ میخوای همینطوری اینجا ولش کنی ؟

‏-‏ من دارم میرم بالا ‏.‏ ‏-‏ برمیگردی پائین ؟

آره ، باید به ‏"‏جری‏"‏ بگم ما اینجائیم ‏.‏ باید برم تؤالت ‏.‏

فقط مطمئن شو صندلی خوبه رو برای من نگه میداره ‏.‏

درباره ی اون صدای تق تق چی قرار هست بهش بگی ؟

من ؟ نه ‏،‏ نه ‏،‏ نه ‏.‏ تو ‏.‏ تو باید بهش بگی ‏.‏

‏-‏ من نمیگم ‏،‏ نه ‏!‏ ‏-‏ بیخیال ‏،‏ تو ‏،‏ توی این کار ماهری ‏.‏

‏-‏ چی باید بگم ؟ ‏-‏ نمیدونم ‏.‏

یه فکری در موردش بکن ‏.‏ فقط آروم آروم قضیه رو براش شرح بده ‏.‏

ای خـــدا‏!‏

اوه ‏،‏ خدای من ‏.‏ من نیاز به مشروب دارم ‏.‏ ‏"‏هنیگن‏"‏ داری اینجا ؟

آره ‏،‏ زیر پیشخون ‏.‏ چی اتفاقی افتاده ؟

خدا ‏.‏ ‏"‏جری‏"‏ ‏،‏ چیزی که توی راه برگشت به خونه باهاش مواجه شدیم خیلی وحشتناک بود ‏.‏

باور نخواهی کرد ‏.‏

چی ؟ بگو چی شده ؟

باشه ‏.‏ حالا گوش کن ‏.‏

ما توی عوارضی بودیم توی بزرگراه ‏"‏هنری هادسون‏"‏ ‏،‏ خوب ؟

و اونجا انگاری یک جماعتی از این‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ نوجوون های به غایت وحشی توی یکی از این ماشین های سقف متحرک ‏،‏ پشت ما بودند ‏،‏ خب ؟

و به دلایلی که من نمیدونم ‏،‏اون ها شروع کردند به تیکه انداختن به ما ‏.‏

و خلاصه ‏.‏‏.‏‏.‏ خلاصه بعد ما عوارض رو دادیم ‏،‏ و از اونجا دراومدیم ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ و بعدش اون ها شروع کردند تعقیب کردن ما ‏!‏

خلاصه ‏"‏جرج‏"‏ سعی کرد از دستشون در بره ‏،‏ بعد ‏.‏‏.‏‏.‏ بعد ‏.‏‏.‏‏.‏

ولی ‏.‏‏.‏‏.‏ ولی اون ها انگاری ماشینشون واقعا تقویت شده بود ‏،‏ میدونی ؟

خلاصه اون خیلی یکهو از جاده اومد بیرون ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ و ماشین روی دو تا چرخ میرفت و من هم فقط داشتم جیغ میزدم ‏.‏‏.‏‏.‏

و بعد ‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏جرج‏"‏ واقعا راننده ی بزرگیه ‏.‏

‏-‏ جدی ؟ ‏-‏ اون خارق العادست ‏.‏

و بعدش اون ها با یه تفنگ تیر هوائی در کردند ‏.‏

‏-‏ تفنگ ؟ ‏-‏ من که فکر میکنم تفنگ بود ‏.‏

و بعدش اون ها تمام راه تا شهر ما رو تعقیب کردند ‏.‏

و بعدش واسیتادند ‏،‏ دور زدند و رفتند خونشون ‏.‏

اوه ‏،‏ خدای من ‏.‏ تو خوبی ؟

‏-‏ آره ‏،‏ آره ‏.‏ من مشکلی ندارم ‏.‏ خدا ‏.‏ ‏-‏ اوه ‏،‏ مرد ‏!‏

در ضمن ‏،‏ ماشین خورد به یک چاله ‏،‏ و الان یک صدای تق تقی میده ‏.‏

خب ‏،‏ منظورم اینه ‏،‏ همینکه شماها خوبید ‏، این ‏.‏‏.‏‏.‏

این اون چیزیه که اهمیت داره ‏.‏

دقیقا ‏.‏

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left