The first 164 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
قدرت جادوییم
.هیچ وقت نرفته بود
.فقط موقتا توی استخر عمیق رها شده بود
به خاطر طلسم؟
.به تو ربطی نداره
.میخوام طلسم رو شروع کنم
.برو حواست به بیرون باشه
.نذار کسی مزاحمم بشه
شیطون خبیث
وقتی بدنم رو ساختی
منو با خودت میبری، درسته؟
!عالیه
.بیرون منتظرت میمونم
به خاطر همه چیز
ممنونم
.شیطون خبیث
عشق پری و شیطان
Marie :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
قسمت بیستم
این بار بازم
روت حساب میکنم
.شیطون خبیث
.خاکستر در برابر خاکستر
.زمین در برابر زمین
.بالاخره میتونم تو رو به دنیای فانی بیارم
به کمک خاک شی
.چی دی
.پروانه سایه
.سعی نکن جلومو بگیری
.این فقط یه طلسمه
...من
.لطفا چشمان ستایشگرت رو بفرست
چه خبر شده؟
.شیطون خبیث
.شیطون خبیث
چت شده؟
...به خاطر جادوی قویه
.روح، بیا
...تو
...چرا داری روح شیه وان چینگ رو آزاد می کنی
چیکار
داری می کنی؟
.به تو ربطی نداره
.برو بیرون
...اینجا
.پرسیدم داری چیکار می کنی
داری چیکار میکنی؟
.الان زمان خیلی مهمیه
.از سر راهم برو کنار
!زود باش
فکر کردم
تو
.این دفعه واقعا برام یه بدن می سازی
فکر کردم
رفتاری که قبلا باهام داشتی
.فقط سوتفاهم بوده
مثل اینکه
.اشتباه می کردم
...تو
!تو یه دروغگویی
من
.یه بدن بهت میدم
.ولی الان نه
.من الان میخوامش
.لعنتی
...یعنی
.ارکیده
ارکیده، چه حسی داری؟
.هیچ حس خاصی ندارم
.فقط یه بدن دارم همین
ولی خیلی
.خوشحال به نظر نمی رسی
.یکم عصبانی شده بودم
.الان دیگه خوبم
می بینی؟
خوشحالم، نه؟
...این احساس
.حتما حق با منه
.واقعا کار کرد
.ساختن یه بدن با خاک شی
.واقعا کار کرد
.بس کن
.با اون دستای کثیفت بهش دست نزن
.سایه ی خدمتکار
.تو قدرت جادویی نداری
.ولی خیلی مغروری
.از همون اول میخواستم یه درسی بهت بدم
...تو
.فقط وایسا ببین چیکارت می کنم
آقای پولدار
من خیلی پول دوستم
ولی الان
.خیلی برام مهم نیست
.باید بدونم چجوری به خاک شی شکل دادی
...و
.اون راستشو نمیگه
.چون اون یه دروغگوعه
.یه دروغگوی تمام عیار
.هرچی تا حالا گفته دروغ بوده
!من تجربه شو دارم
پس
.فایده نداره ازش بپرسی
.اون یه دروغگوعه
روح گل کوچولو
...تو
!باید بری
...این یارو
وای نگرانم شدی؟
.دلمو بردی که
!برو بمیر
!دروغگوی بی شعور
راستی
.تو هم لنگه همینی
.بگو
میخوای باهام چیکار کنی؟
...من
.چاره ای نداشتم
ارکیده تو چیزی داری که
.مردم من بهش نیاز دارن
پس
!باید الان منو بدزدی
منتظر چی هستی؟
مگه تو آدم بده نیستی؟
چرا انقدر دودلی؟
...ارکیده - ...از همون اول که منو آوردی توی جزیره -
.برام نقشه داشتی
چرا حالا ترس برت داشته؟
...لطفا
ارکیده لطفا
.بیا بریم یه جایی
!خودشه
.آدم بده باید مثل آدم بدا رفتار کنه
.بفرمایید
.از این طرف تشریف ببرید
...تو
.نباید باهاش بری
من
.یه فکری می کنم
تو دیگه کی هستی؟
ما همو می شناسیم؟
اون دوست توعه؟
...خب
پس منتظر چی هستی؟
چرا راهو نشون نمیدی؟
.بله چشم
.سایه خدمتکار
.توی ذهنش نفوذ کن
.باید بدونم چجوری با خاک شی بدن ساخت
.بله سرورم
.روت حساب می کنم
.واق واق
.اومدم ارکیده
.واق واق
داریم کجا میریم؟
.راستش «ارباب» رو یادت رفت بگی
.پرسیدم کجا داریم میریم
...نه
...عقب کوهستان
...نرو - .حواست به کار خودت باشه بچه -
.تو نوری نمی بینی
.صدایی نمیشنوی
No comments yet. Be the first to leave one.